اصغر شاید جزو دوستا درجه سومم بود
ولی از یک خون
اما تا جایی که چشمام میتونست براش گریه کردم.
ولی از یک خون
اما تا جایی که چشمام میتونست براش گریه کردم.
❤16
جاواتوری
اصغر شاید جزو دوستا درجه سومم بود ولی از یک خون اما تا جایی که چشمام میتونست براش گریه کردم.
_اما قطعا دلم برای پنج صبح بیرون رفتنامون
برای مسخره کردن ها من
فوش دادناش
همه چیزش دلمتنگ میشه
برای مسخره کردن ها من
فوش دادناش
همه چیزش دلمتنگ میشه
❤13
جاواتوری
دختر بهار🫠🫠🫠
بهار خیلی کوچولو بود برای این دردِ بزرگ ...
ولیحداقل باباشودید... هفت سال باهاش بزرگ شد...
بچه بعدیشون چی...؟
ولیحداقل باباشودید... هفت سال باهاش بزرگ شد...
بچه بعدیشون چی...؟
❤7