Forwarded from 🌻آواز های کوچکی برای ماه؛ (Zahra🌻)
زود بیدار شدن، یه جور تقلب بی ضرر توی عمره
Forwarded from دفترچهخاطراتسال۱۳۲۰
مرا سیوهفتمین برگ پاییزی بنام!
برگی که اینبار نه با باد،
که با خودش میجنگد.
در رگهای خشکش هنوز
وسوسهی سبز ماندن میجوشد؛
اما زمین، با صدای خسته و مهربانش
او را به خواب میخواند.
میخواهد بماند؛
اما هر ثانیه سنگینی حقیقتی
بر دوشش میافتد:
که حتی ماندن،
گاهی شکل دیگری از سقوط است.
و در آن میان، خورشید
مثل معشوقهای فراموشکار
آخرین بوسهی طلاییاش را
بر گونهی برگ مینشاند؛
بیآنکه بداند درونش
جنگی در جریان است
که هیچ برندهای ندارد.
برگی که اینبار نه با باد،
که با خودش میجنگد.
در رگهای خشکش هنوز
وسوسهی سبز ماندن میجوشد؛
اما زمین، با صدای خسته و مهربانش
او را به خواب میخواند.
میخواهد بماند؛
اما هر ثانیه سنگینی حقیقتی
بر دوشش میافتد:
که حتی ماندن،
گاهی شکل دیگری از سقوط است.
و در آن میان، خورشید
مثل معشوقهای فراموشکار
آخرین بوسهی طلاییاش را
بر گونهی برگ مینشاند؛
بیآنکه بداند درونش
جنگی در جریان است
که هیچ برندهای ندارد.
این کلاس دهمم یه بچه خوشگل داره
خیلی بچه خوشگلهههه خیلی خیلی
بعد الان برای کنفرانس داشتم اینا جدا میکردم همه میخواستند باهاش همگروه باشن.
خیلی بچه خوشگلهههه خیلی خیلی
بعد الان برای کنفرانس داشتم اینا جدا میکردم همه میخواستند باهاش همگروه باشن.
Forwarded from مووی کاتیج (AliReza)
Forwarded from زادهٔ مِهـر
به تو برمیگردم، در جهانی دیگر
با گلی سرخابی، پیرهنی تیره به تن
نامهای بر دستم، شرمِ شومی در چشم
خیره بر خالِ تنت، شعرِ نویی در ذهن
به تو گویم از عشق، به تو گویم از مهر
به تو گویم از رنج، از تنی زخمیِ هجر
به تو خواهم گفتن، نفسم بند آید
با تو خواهم ماندن، طاقتت سر آید
با تو خواهم بسیار، تو نخواهی اندک
با تو گویم از درد، تو بخندی بر من
به تو برمیگردم، صبر کن بهر تنم
تن دور از تو که مُرد طی هر پس زدنت
با تو خواهم نشست، سر بر پای چپت
اشک میریزم و تو، ناز کن موی سرم
ناز کن نازترین ناظم و ناجیِ من
ناز کن، باری دگر بر دست تو بوسه زنم
به تو برمیگردم، فرصتی حوصله کن
به تو برمیگردم، صبر کن بهر تنم.
با گلی سرخابی، پیرهنی تیره به تن
نامهای بر دستم، شرمِ شومی در چشم
خیره بر خالِ تنت، شعرِ نویی در ذهن
به تو گویم از عشق، به تو گویم از مهر
به تو گویم از رنج، از تنی زخمیِ هجر
به تو خواهم گفتن، نفسم بند آید
با تو خواهم ماندن، طاقتت سر آید
با تو خواهم بسیار، تو نخواهی اندک
با تو گویم از درد، تو بخندی بر من
به تو برمیگردم، صبر کن بهر تنم
تن دور از تو که مُرد طی هر پس زدنت
با تو خواهم نشست، سر بر پای چپت
اشک میریزم و تو، ناز کن موی سرم
ناز کن نازترین ناظم و ناجیِ من
ناز کن، باری دگر بر دست تو بوسه زنم
به تو برمیگردم، فرصتی حوصله کن
به تو برمیگردم، صبر کن بهر تنم.
۰۴/۰۸/۰۷
⚡1
Forwarded from زادهٔ مِهـر
«بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور
گر بوسه بر لبش بگذارم چهها کنم؟»
گر بوسه بر لبش بگذارم چهها کنم؟»
Forwarded from خانهدوستکجاست؟!
بخوام عمده ترین مشکلات زندگی مو حذف کنم باید خودمو حذف کنم.
بزرگترین مشکل خودم،خودمم.
بزرگترین مشکل خودم،خودمم.
خودم نمیتونم احساساتم درک کنم
غم و هیجان و دلسردی و سوز پاییز و همه چیز با هم قاطی شدن
غم و هیجان و دلسردی و سوز پاییز و همه چیز با هم قاطی شدن