جاواتوری
205 subscribers
1K photos
146 videos
1 file
257 links
Download Telegram
_یک پیرزن اومد مغازه خرید انجام بده واسه دخترش که همراهش بود
مربوط به مراسم عقد و اینا بود
کفش انتخاب کردن و بعد اینکه کشیدم به پیرزن گفتم:خاله ایشاله خوشبخت بشن
اونم در جوابم گفت:هر دعایی که میکنی برای بقیه انشالله خدا چند برابر بهتر همون دعا برا خودت مستجاب کنه

_
واقعا دعایی که در حقم کرد به دلم نشست
61🍓1
_میرم پست ها چنل قبل جنگ میخونم
پیوی آدما
حرف زدن هام‌
و انگاری خیلی تغییر کردم
قطعا متوجه شدید
نه من اون جواد ۳ ماه قبلم
نه احساساتم
نه نوشته ها و پست هام
و خب از این تغییر خوشحالم
شما هم سعی کنید همچنان چنل کَج رو دوست داشته باشید حتی اگه از این ورژنم خوشتون نمیاد‌!
🍓711🍌1
_دیشب ساعتای یازده روی مبل لش افتاده بودم که گوشیم زنگ خورد
و خب یکی از دوستام بود
آدمی هست که هر روز باهاش حرف میزنم اما بعد چند سال هنوز وارد اون نقطه امن خودمون نشدیم به معنی درد و دل کردن
گوشی و برداشتم گفتش:جواد میای دور بزنیم
منم گفتم :باشه بیا در خونمون
خلاصه اومد و سوار ماشینش که شدم گفتم الان سیگار کشیدی ؟
گفت:بخدا یک نخ همین حالا
هیچی دوتایی شروع کردیم به حرف زدن و از مشکلات و اینا
یهو برگشت گفت:جواد من دیگه وافعا خسته شدم
الان واقعا میفهمم تصمیمم برای ازدواج اشتباه بوده و برگردم نمیرم دیگه
چون خیلی خیلی مسولیت داره

یک نخ سیگار برداشت و روشن کرد
و از مشکلاتی که این دو سال دیت و پنجه نرم کرده و بخصوص این چهار ماه اخیر درگیرش بوده حرف زد
اومد نخ شیشم و بکشه
دست گذاشتم رو فرمون گفتم بهش:
فلانی مگه هدف ما از ازدواج آرامش نیست این چه آرامشی که تو داری ازش تعریف میکنی و پنج تا نخ سیگار کشیدی
بنده خدا یه کام دیگه گرفت و سیگارشو از پنجره انداخت بیرون و گفت:جواد بخدا منم جز آرامش چیز دیگه ای نمیخوام
ازدواج کردم که به ارامش برسم
اما چه کنم تقصیر من نیست که؟
و خب منم بهش حق دادم تو این ماجرا ها که اتفاق افتاده همه حجمه ها بی انصافی بهش وارد شده.
5
دختری که موهاش فرق وسطه>>>>>
31🤣1
_اینجا دیگه نمیخوام جز نوشته ها خودم چیزس بزاره
واسه همین هیچ چیز دیگه ای فروارد نمیکنم یا چالشی شرکت نمیکنم
پس اگه از چنلتون فوروارد نکردم یک موقع ازم دلخور نشید
اینجا خلوتو دوست دارم.
🍓71
درد یعنی که خواهی بشوی مرهم او
او خودش زهر شود، کام تو را تلخ کند!
🍓51🍌1
_چون خیلی دوستش دارم این انگشترو.
4🤣1
_صد اه و افسوس برای جسی و جین.
31
جاواتوری
_صد اه و افسوس برای جسی و جین.
_صبحانه درست کردن برای پارتنر به نظرم یکی از صادق ترین شیوها ابراز علاقه است.
51
_نشسته بودم مغازه زیر باد کولر چیل کرده بودم
یک خانوم دیدم سراسیمه اومد مغازه خیلی لحن تند و عصبی گفت:دمپایی دخترونه چی دارید؟
خیلی عصبی بود کارد بهش میزدی خونش در نمی اومد
منم یه دمپایی بهش دادم
موقع کارت کشیدن گفت:اره دخترمو آوردم کلاس نقاشی الان از ماشین پیاده نمیشه چون یک پاش دمپایی پوشیده یکی کفش😐😂
منم اعصابم خورده
خواستم مثلا جو اروم کنم گفتم:بچه است اشتباه میکنه
یهو انگار منفجر بشه با فشار و عصبانیت زیاد گفت:غلط میکته اشتباه کنه😂😂🤣
داد زدا
بعد گفت من سگ تو خونم کرده بودم آرامش روان داشتم
سگ آخه دمپایی و کفش باهم میپوشه
گفت کمتر حساب کن من اعصابم خوردهه یه چیزی میگم🤣🤣
دیگه‌ منم واقعا هیچی نگفتم ترسیدم کارتو کشیدم و خانومه رفت که رفت🤣
🤣9🍌2
_مغازه بودم
یه دختر پشت سرش بهم بود
سرش برگردوند پرسید آقا اینا چند؟
من نگاهش کردم گفتم ۹۰۰
دیگه یک لحظه چشامون دوتایی قفل شد رو هم
چشما درشت قهوه ای رنگ
داشتیم سرمون میچرخوندیم دوتایی ولی چشما هنوز بهم وصل بودن
حس عجیبی بود
این دختره قبلا هم مغازه اومده بود
خوشم میاد ازش
🤣14🍓21
_یک افغانی اومد مغازه
قدش متوسط مو و ریش مشکی
پوستش که مشخصا به خاطر کار و‌زحمت زیاد سیاه و سوخته شده بود
ووو
دقیق با یک متر ریش وپ
صورتش حالت چقر و خشن
لباسا محلی افغانستان و لهجه افغانی
خلاصه میخواست برگرده خونشون افغانستان اومد و پنج شیش جفت کفش انتخاب کرد و برداشت
بعد گفت اره من مجوز دارم و اینجا حتی حساب بانکی و اینا و...
هیچی کارتشو داد که حساب کنم بنده خدا نگفت تخفیف بزن
منم عادتی که دارم اسم آدما از کارتشون میبینم یه نگاهی اسمش انداختم تعجب یعنییی ها
تو دلم گفتم عجب اسمی با وایبش هم خوانی داره
اسمش بود 《گل آقا》
هیچی دیگه حساب کرد و رفت و من نمیدونم اول اینکه واقعال آقا اسم زنه یا مرد حالا اگه گل آغا بود میگفتم زنه ولی آقا نوشته بود
بعد اخه اصلا اسمش بهش نمی اومد.
🌭7🍓211
_رو صندلی نشسته بودم
یهو یه چیزی دیدم رو زمین داره تکون میخوره
رفتم نزدیک تر ببینم چیه
دیدم یک حشره است که برعکس شده
و برای سرپا شدن تقلا میکنه
به معنی واقعی تقلاااا
برای اولین بار بود که اصطلاح میل به بقا یا تلاش برای بقا که از غریزه بیاد و دیدم
و هرچی میرفت نا امید نمیشد
برعکس بیشتر و بیشتر و بیشتر تقلا میکرد.
31🍓1
_یکی بهم گفت باید یه لباس آبی بگیری یعنی گفت خودش میگیره واسم ولی نگرفت
امروز رفتم یه تیشرت آبی آسمونی گرفتم و نگم براتون چقدر نازه و دوستش دارم و بهم میاد
فگر نمیکردم این همه بهم بیاد
عاشقش شدم
هی عکسی که انداختم باز میکنم میبینم ذوق میکنم
میفرستم واسه بقبه هم ببین اونا هم باز ذوق میکنن من ذوق میکنم
🍓52🌭1
چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کرد
من تقلا کردم اما او مرا تسخیر کرد
31🍌1
_دلم برای پلی لیست ها آخر شبی رض تنگ شده بود.
4🍌21