جاواتوری
206 subscribers
999 photos
146 videos
1 file
257 links
Download Telegram
راستشو بگید کسی دلش اصلا تنگ شده بود واسه چنلم؟
🍌12🍓2
_امشب اومدم با حسنعلی و علی بیرون
علی بهم گفت بیا واست فال عشق و ساعت بگیرم
اسم یکی و که اون آدم قبلا تو زندگیم بود تصور کردم و فالش دقیقا درست در اومد
فال عشقم این بود:
هم من،دلم پیش اون آدمه
هم اون دلش پیش من
اما یک شخصی از خانواده اون نمیزاره ما بهم برسیم
واقعااا درستهههه
شانس رسیدنمم در سال ها اینده ۱۶ درصده🥲💔
3
_یک فال دیگه برای شخص جدید مد نظرم گرفتم
فال عشقم اینطور اومد
من اون طرف میخوام
اما اون طرف معلوم نیست که منو بخواد
و کارمو قرار یک بزرگ فامیل درست کنه
و دو نفر از خانواده اون هستن که ممکن تو وصلت کمکتون کنن یا بد تر بهم بزنن
یک مشکل نحس هم دارید
و فال ساعت هم اینوه در سال آینده بهش برسم ۴۲ درصده
21
گاه بایَد روئید از پَس ِ آن باران
گاه بایَد خَندید بَر غَمی بی پایان!
8
جاواتوری pinned «گاه بایَد روئید از پَس ِ آن باران گاه بایَد خَندید بَر غَمی بی پایان!»
حس عجیبی دارم
🍓61
_بست صبحانه من تا ابد.
4
_خوشحالم که همه دارید انلاین میشید.
81
_کتابم از دیشب گم کردم و پیداش نمیکنم
بد ترین حس ممکنه جای حساس داستان کتاب پیدا نکنی
4🌭2
_این اکانت الانمو واقعا دوست ندارم
پر از اشتباهات
پر از لغزش ها‌
پر از خاطراتی که دیگه از دست رفتن
نمیخوام دیگه این‌ اکانتمو
ترجیح میدم این‌ اکانت و حذف کنم و با اکانت دیگم فعالیت کنم
خدا رو چه معلوم شاید اکانتمو که حذف کنم همه چیز ها بد و خاطرات قبل هم باهاش حذف بشن
82
🍓:
هرکسی بتمنه زندگی خودش باید باشه

نمیتونی سوپرمنه زندگی دیگران باشه
🍓16🍌31
_امروز بیرون مغازه دیدمش گفتم:عمو چطوری حالت خوبه؟
سریع با اخم‌ برگشت گفت:آقا من خودم اسم دارم یعنی چی بهم میگی عمو
گفتم:اع اسم داری باشه از این به بعد بهت میگم ریحون
گفت:ریحون یعنی چه باید خانوم ریحانه صدام کنی.
51
_هیچ وقت تو فیلما قدیمی دید که پیرزنا دست میکنن تو لباسشون اون منطقه که سینه و اینا هست و پول در میارن
یا حتی من خودم مغازه به این موارد بر خوردم که موقع پول دادن دست تو لباسشون میکردن و حساب میکردن
همیشه هم بعد اینکه با انزجار پول میگرفتم دستمو چند بار میشستم
و واسم سوال بود پول کجاشون میزارن
میگفتم شاید تو لباس زیر سینه میزاشتن بعد میگفتم یعنی پیر زنا هم اونا میپوشن
یا نثلا بین سینه ها و خلاصه هزار تا سناریو
امروز رفتم پیش مامان بزرگم سلام و علیک کردیمفت لباس جدید دوخته
نشونم داد
منم برداشتم ببینم جنسش چطوریه
دیدم دقیقا قسنت سینه سمت چپش انگار پارچه زخیم تره
بعد لباسو وارونه کردم دیدم یه جیب زیر و داخل لباس دوختن
از مامان بزرگم پرسیدم این چیه؟چه کاربردی داره؟
گفت این جیب که خیاطا میزنن رو لباس که ما رفتیم جایی پولمون اونجا بزاریم
تو لباسی
و عین کیف پول میمونه
و من بالخره جواب این معما پول در آوردن از زیر لباس پیر زنا فهمیدم.
🤣12🍌2
در حوصله ام نیست بیان دل تنگم
من شیشه‌ترین دل وسط اینهمه سنگم ..
41
<این اتفاق چند وقت پیش واسم اتفاق افتاد چنل ایتا گفتم>
در مغازه بودم دیدم حج عبدالله اومد پیشم
حالا حج عبدالله کیه ؟یک مرد ۶۵ ساله بازاری که بزرگ و قدیمی بازار شهرمون قد متوسط و هیکل چهارشونه و کله کچل و یک کلاهی که همیشه سرش میزاره
از قضا همیشه هم با من خوش خنده است و سر به سرم میزاره هر بارم که منو میبینی میگه سلا گل پسرررر

خلاصه اومد کنارم بلند و محکم گفت:گلللللللللل پسررررررر چطوریییی؟
منم گفتم خدا رو شکرر خوبم و میگذرهههه
بعد گفتم عبداله چه خبرااا؟
گفت:
هرچی خبر اون وراست
کلاهم سر گراست(کچل بودن)

منم گفتم : به به پس شما که هم مغازت اونطرفه هم کچلید و هم‌کلاه میزارید سرتون خبرا رو داری؟
گفت:گل پسررر من گه گر نیستم این کلاهم واسه اینکه از قدیم عادت داشتم
گفتم : پس کلاهتو بردار حج عبدالله ببینیم گر نیستیییی
گفت:این کلاه واسه من حکم شلوار واسه تو داره
تو شلوارتو در میاری تو شهر راه بری؟
روت میشه؟
گفتم: والا من شلوارمم باز کنم داشته هام دارم نمایان میشه شما هستی که کلاهتو برداری نداشته هات نمایان میشن زشتههه🤣
یه لحظه با خودم گفتم جواددد این چی بودد به مرد حسابی گفتی ازت بزرگ تره یه شهر رو حرفش حساببب میکننن🤣
بنده خدا عبدالله خندید هیچیی نگفت
یخورده خوش و بش کردیم و رفتیم از پیش هم.
🌭4🤣3🍌1
جاواتوری
<این اتفاق چند وقت پیش واسم اتفاق افتاد چنل ایتا گفتم> در مغازه بودم دیدم حج عبدالله اومد پیشم حالا حج عبدالله کیه ؟یک مرد ۶۵ ساله بازاری که بزرگ و قدیمی بازار شهرمون قد متوسط و هیکل چهارشونه و کله کچل و یک کلاهی که همیشه سرش میزاره از قضا همیشه هم با من خوش…
_امروز از کنار مغازشون رد میشدم
نا خوداگاه یک مکالمه ازشون به گوشم خورد
یکی داشت بهش میگفت:دیگه اینترنتا باز شدن راحت میتونی فیلم سوپر ببینی
اقا من این جمله شنیدم و بعد یه لحظه موندم مرد حج عبدالله
.. بزرگی و احترام همه میزارن فیلم سوپر؟
حتما شوخی میکردن
اومدم پیش یک نفر که میشناسه و آمار همه چیو داره
گفت:اره پسره خبر نداری؟تو گوشیش ۵۰۰ تا فیلم سوپر داره🤣🤣🤣🤣🤣
من که دیگه اون آدم‌ سابق نمیشم
🍌61
_یک پیرزن اومد مغازه خرید انجام بده واسه دخترش که همراهش بود
مربوط به مراسم عقد و اینا بود
کفش انتخاب کردن و بعد اینکه کشیدم به پیرزن گفتم:خاله ایشاله خوشبخت بشن
اونم در جوابم گفت:هر دعایی که میکنی برای بقیه انشالله خدا چند برابر بهتر همون دعا برا خودت مستجاب کنه

_
واقعا دعایی که در حقم کرد به دلم نشست
61🍓1
_میرم پست ها چنل قبل جنگ میخونم
پیوی آدما
حرف زدن هام‌
و انگاری خیلی تغییر کردم
قطعا متوجه شدید
نه من اون جواد ۳ ماه قبلم
نه احساساتم
نه نوشته ها و پست هام
و خب از این تغییر خوشحالم
شما هم سعی کنید همچنان چنل کَج رو دوست داشته باشید حتی اگه از این ورژنم خوشتون نمیاد‌!
🍓711🍌1
_دیشب ساعتای یازده روی مبل لش افتاده بودم که گوشیم زنگ خورد
و خب یکی از دوستام بود
آدمی هست که هر روز باهاش حرف میزنم اما بعد چند سال هنوز وارد اون نقطه امن خودمون نشدیم به معنی درد و دل کردن
گوشی و برداشتم گفتش:جواد میای دور بزنیم
منم گفتم :باشه بیا در خونمون
خلاصه اومد و سوار ماشینش که شدم گفتم الان سیگار کشیدی ؟
گفت:بخدا یک نخ همین حالا
هیچی دوتایی شروع کردیم به حرف زدن و از مشکلات و اینا
یهو برگشت گفت:جواد من دیگه وافعا خسته شدم
الان واقعا میفهمم تصمیمم برای ازدواج اشتباه بوده و برگردم نمیرم دیگه
چون خیلی خیلی مسولیت داره

یک نخ سیگار برداشت و روشن کرد
و از مشکلاتی که این دو سال دیت و پنجه نرم کرده و بخصوص این چهار ماه اخیر درگیرش بوده حرف زد
اومد نخ شیشم و بکشه
دست گذاشتم رو فرمون گفتم بهش:
فلانی مگه هدف ما از ازدواج آرامش نیست این چه آرامشی که تو داری ازش تعریف میکنی و پنج تا نخ سیگار کشیدی
بنده خدا یه کام دیگه گرفت و سیگارشو از پنجره انداخت بیرون و گفت:جواد بخدا منم جز آرامش چیز دیگه ای نمیخوام
ازدواج کردم که به ارامش برسم
اما چه کنم تقصیر من نیست که؟
و خب منم بهش حق دادم تو این ماجرا ها که اتفاق افتاده همه حجمه ها بی انصافی بهش وارد شده.
5