عزیزِ شب بیدارم
آرزو میکنم در ناباورانهترین حالت زندگیت ، اون اتفاق قشنگی که فکرش هم نمیکنی بیفته .
شب بخیر 🤍
آرزو میکنم در ناباورانهترین حالت زندگیت ، اون اتفاق قشنگی که فکرش هم نمیکنی بیفته .
شب بخیر 🤍
⚡2
Forwarded from دفترچهخاطراتسال۱۳۲۰
شده استراحت کن، کلی راجبش تحقیق کن، از بقیه کمک بگیر، سه برابر وقت بذار ولی نذارش برای بعدا.
Forwarded from تصدّقت؛🇮🇷
محرک را بیرون پیدا نکن؛ یک شروعِ ناتمام بساز، خودش به مرور محرک میشود.
Forwarded from تهرانمصــــّور (فرحانه)
'چندان صادق نبودهام!
نفس میکشم و از یاد میبرم.
همهچیز را به خوبی از یاد میبرم.
وقتی روی صندلی همیشگی مینشینم و ظرف غذای رنگ و رو رفتهام را که دستمال بنفش مامان دور آن پیچیده شده را باز میکنم، هیچ نمیدانم قاشق را چطور بگیرم که غذا از گلویم بهتر پایین برود. با دست چپ یا راست؟ چنگال را چطور؟
روی میز گلهای تازه چیدهاند.
آن گلها...
آن گلهای زیبای صورتی، وقتی در آن شب پاییزی گرد هم بودیم زنبق بودند یا داوودی؟ به یاد ندارم.
در شبگریهی خاطرم، درخت خرمالوی حیاط مادربزرگ را، رنگ چای و شکل ابرهای یکشنبهی قبل را، دیروز را، امروز را
هیچ به یاد ندارم.
و میدانم همین روزها، خود را هم از یاد خواهم برد.
- از یاد رفته؛
تهران مصــــّور | فرحونمون
نفس میکشم و از یاد میبرم.
همهچیز را به خوبی از یاد میبرم.
وقتی روی صندلی همیشگی مینشینم و ظرف غذای رنگ و رو رفتهام را که دستمال بنفش مامان دور آن پیچیده شده را باز میکنم، هیچ نمیدانم قاشق را چطور بگیرم که غذا از گلویم بهتر پایین برود. با دست چپ یا راست؟ چنگال را چطور؟
روی میز گلهای تازه چیدهاند.
آن گلها...
آن گلهای زیبای صورتی، وقتی در آن شب پاییزی گرد هم بودیم زنبق بودند یا داوودی؟ به یاد ندارم.
در شبگریهی خاطرم، درخت خرمالوی حیاط مادربزرگ را، رنگ چای و شکل ابرهای یکشنبهی قبل را، دیروز را، امروز را
هیچ به یاد ندارم.
و میدانم همین روزها، خود را هم از یاد خواهم برد.
- از یاد رفته؛
تهران مصــــّور | فرحونمون
Forwarded from ستارهگمشده ˖⋆ ֶָ֢۫ 𝅄᮫
زندگی همیشه جریان داشت، حتی زمانی که ما توی اتفاقات گیر کرده بودیم.
Forwarded from هزار من
مدام مینویسم و پاک میکنم؛ توی ذهنم از این شاخه به اون شاخه میپرم. انگار نمیتونم با هیچ کلمهای توصیفش کنم، گویا من داخل هیچ جملهای معنا پیدا نمیکنم.
❤🔥2