_برای اونا که تو ذهنم بود همه دعا آرامش و خوشبختی کردم.
دعاهام واسه خودم نگیره ولسه شما بگیره.
دعاهام واسه خودم نگیره ولسه شما بگیره.
❤4⚡1🍓1
هر روز که ماه رمضان میگذره
دایره آدمایی که واسشون دعا میکنم بزرگ تر میشه
دایره آدمایی که واسشون دعا میکنم بزرگ تر میشه
❤5⚡2🍓2
Forwarded from انجمن آبیِ لیمو🍋🟩
و اگر مرگ نبود؟
و اگر مرگ نبود...
به راستی که اگر مرگ نبود؛
به دنبال چه میگشتیم؟
و اگر مرگ نبود...
به راستی که اگر مرگ نبود؛
به دنبال چه میگشتیم؟
❤4
جواد چرا به همه چی میگی مزه بهشت میده
خو این مزه تمر هندی با سیر و سبزی میده🤣
خو این مزه تمر هندی با سیر و سبزی میده🤣
🍓4
_امروز یکی از عجیب ترین روزا عمرم بود.
از نظر احساسات جالب و واقعی.
از نظر احساسات جالب و واقعی.
❤5⚡1🍓1
_یک گاز محکم بازو فاطمه گرفتم
بچه که یهو اشکششش در اومد مگههه گریههه گریههههههه زیاادددددد
قهر هم کرد گفت دیگه داییم نیستس
هیچی قهر کرد سرش بالا نمی آوردم
گفتم لواشک بیارم آشتی میکنی دایی؟
سریع گفت اره
با یه لولشک از قبل هم بیشتر دوست شد باهام
بچه که یهو اشکششش در اومد مگههه گریههه گریههههههه زیاادددددد
قهر هم کرد گفت دیگه داییم نیستس
هیچی قهر کرد سرش بالا نمی آوردم
گفتم لواشک بیارم آشتی میکنی دایی؟
سریع گفت اره
با یه لولشک از قبل هم بیشتر دوست شد باهام
❤4⚡2🍓2
Forwarded from یک سیگار و هزار معمای لاینحل' (آئین.)
+ ممنونم که گوش کردی تا اینجا.
- مگه قراره تموم بشه؟!
+ جملهم خیلی وداع طور بود؟!
- قید زمان داشت به هر حال.
+ تموم نمیشه. امیدوارم به همین.
- منم...
+ حیفه!
- موافقم.
- مگه قراره تموم بشه؟!
+ جملهم خیلی وداع طور بود؟!
- قید زمان داشت به هر حال.
+ تموم نمیشه. امیدوارم به همین.
- منم...
+ حیفه!
- موافقم.
⚡2❤1🍓1
_امروز موقع تدریسم زنگ آخر هم بود
یک دانش آموز سه بار وسط تدریسم بلند با یکی دیگا حرف زد و من سه بار بهش تذکر دادم
بار چهارم که تکرار کرد
گفتم بلند شو برو دفتر امروز دیگه انرژی ندارم اینم خواهش کرد و گفت اره اقا حالا دفعه آخره
گفتم باشه این بار هم میبخشم دفعه آخر
دوباره صدا کردی میگم پدرت بیاد اینجا تا راحت. بدم
اونم خیلی پرو پرو گفت بابامم بیاد هیچ کاری نمیتونی بکنی
خب این حرفش واقعا توهین به من که نه به مدرسه هم نه به پدرش بود که مهم نبود حرفا پدرش واسش
سر همین حرف بیرونش کردم
بعضی وقتا نمیشه بیشتر از حدی صبر کرد.
یک دانش آموز سه بار وسط تدریسم بلند با یکی دیگا حرف زد و من سه بار بهش تذکر دادم
بار چهارم که تکرار کرد
گفتم بلند شو برو دفتر امروز دیگه انرژی ندارم اینم خواهش کرد و گفت اره اقا حالا دفعه آخره
گفتم باشه این بار هم میبخشم دفعه آخر
دوباره صدا کردی میگم پدرت بیاد اینجا تا راحت. بدم
اونم خیلی پرو پرو گفت بابامم بیاد هیچ کاری نمیتونی بکنی
خب این حرفش واقعا توهین به من که نه به مدرسه هم نه به پدرش بود که مهم نبود حرفا پدرش واسش
سر همین حرف بیرونش کردم
بعضی وقتا نمیشه بیشتر از حدی صبر کرد.
❤7🍓1
Forwarded from بارشِ یاقوتهای خُرد شده (𝑷𝒂𝒓𝒊𝒂)
یکی گفت: "بگذار سختی بیاید؛ بگذار سنگین باشد، ما از تبارِ آرشایم، از خونِ سیاوش، از قامتِ نادر، از غیرت و شجاعتِ جوانانِ این خاکیم."
❤5⚡1🍓1
Forwarded from "ص"
مه را وجود گفتن با روی او نیارم
تشبیه شام بستن بر موی او نیارم
گفتم که خوانمش جان دل گفت آن تو دانی
من باری این دلیری با خوی او نیارم
خواند مرا سگ خود وین طرفهتر که هرگز
از بیم او چمیدن در کوی او نیارم
دریا کشم به ساغر لیکن چو با وی افتم
گر بط شوم گذشتن از جوی او نیارم
صد بار آب رویم رویش ببرد والله
این بار اگر برد جان بر روی او نیارم
خواهم که گوی باشم، چوگان حکم او را
چون بنگرم ببینم بازوی او نیارم
چون اوست کعبه دل من جمله روی کردم
وان روی تو توانم جز سوی او نیارم
گر باد صبح گردم هرجا که رهنوردم
جز خاک او نبوسم جز بوی او نیارم
❤2⚡1🍓1