جاواتوری
198 subscribers
1.02K photos
147 videos
1 file
256 links
Download Telegram
Forwarded from هشت صُبح (Amirhossein)
آدما توی نور آفتاب و سایه ها و انعکاس های افتاب روی جسمشون، زیبا ترن.
2🍓21
Forwarded from برگ🌱 (🌱)
‏اگه از من خطایی دیدی، خطای دید داری.
8🌭5
برگ🌱
‏اگه از من خطایی دیدی، خطای دید داری.
هادت داگ به من بی ادبااا؟
4🍓1
-
🍓421
Forwarded from آرزوی پنهان (فاطمه؛🌱)
شعری که این روزا خیلی میاد تو ذهنم:
دلا غافل ز سبحانی چه حاصل؟!
اسیر نفس شیطانی چه حاصل؟!
بودقدر تو برتر از ملائک
تو قدر خود نمی‌دانی چه حاصل؟!
:))
6🍓1
"خود خَزانیم و دم از شوق بهاران می‌زنیم"
31🍓1
بابا یک کمربند آورده مغازه میگه اینا ۸۵ بفروش
بهش میگن بابا ۸۵ وجه جالبی ندارا یا ۹۰ بگو یا ۸۰
الان گیر داده میگه مشگل ۸۵ چیه و فلان فلاننن
پدر من
من یه چیزی میدونم که میگم ۸۵ نگووو
هر عدیی اصلا۱۰۰ بگو
توضیح هم از من نخواه فقط حرفم گوش بدههه
🍌11
پروفایل شما:
41🌭1
Forwarded from •خۆرەتاو🌞
غروب را دوست دارم؛
آن لحظه‌ی لرزانِ میان بودن و نبودن را،
وقتی آسمان، جامه‌ای از آتش و ارغوان بر تن می‌کند
و نور، آخرین نفس‌هایش را
پشت شانه‌های خاموشِ کوه‌ها
آهسته آهسته رها می‌سازد.

در غروب محو می‌شوم،
چنان قطره‌ای که در آغوش دریا
نام خویش را فراموش می‌کند
تا معنای خویش را بیابد.
میان آن شکوهِ پرتپشِ نورِ رو به خاموشی
گم‌شده‌ی خویش را پیدا می‌کنم؛
انگار کسی از درونم
آهسته صدایم می‌زند
و مرا به خویشتن بازمی‌گرداند.

هر روز،
در همان مرز باریکِ میان روشنایی و تاریکی،
خودم را می‌یابم؛
با قلبی سبک‌تر
و نگاهی که دوباره به جهان ایمان آورده است.

اما
این دیدار کوتاه است…
غروب، امانتی است چند دقیقه‌ای.
شب می‌آید
و مرا از خودِ تازه یافته‌ام جدا می‌کند؛
چنان دستی که چراغی را
در نیمه‌ی دعا خاموش کند.

باز می‌مانم
با اندوهی شیرین،
با خاطره‌ی آن آشتیِ کوتاه
میان من و من.

و فردا
دوباره چشم به راهِ غروب می‌نشینم،
به امید آنکه شاید
روزی
این نورِ رو به افول
به جای رفتن،
در من بماند…
2
Forwarded from عَقایدِ لُپالوو (narges)
گاهی نمی گـذرد
حتی اگر بسیـار گذشتـه باشد...
🍓31
اصلا، آدمی هم مونده که ناامیدت نکرده باشه؟
🍓4
بر آمده از دل🌸
Video
خیلی دلنشین بود.
🍓3
Forwarded from نِگیلدا
بغلم کن؛ بغلت راحت دنیاست.
🍓4
Forwarded from آفتابـگردون
کاش دایناسور بودم، سبز و منقرض.
🍓3
_تو زندگیم احتمال هر چیزی میدادم بجز اینکه مجتبی شوهر فرزانه استوری چس ناله بزاره
اصلا نمیتونم هضم کنم.
استوریش هم صدا نداره
3
_استوری مجتبی.
31
Forwarded from This is Me
بعضی روزها دلم می‌خواهد روی پیشانی‌ام بنویسم: «دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفان‌های درونم می‌جنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخم‌هایم اضافه نکنید.»
🍓3
Forwarded from ابری‌کوچولو
لبخند می‌زد، نه از سرِ شادی، از سرِ ادامه دادن.
4
من همانم که امیدش، همچنان باقی بود ...
🍓3
امروز مدرسه که بودم یکی از بچه ها داشت گریه نیکرد و صداش می اومد تو سالن بود
معاون سرش داد میزد و فلان...
زنگ تفریح بهش گفتم این بچه گناه داشت دلم سوخت واسش
گفت : ممد جواد واسه دو تا گریه دلسوزی نکن یکی گریه بچه یکی هم گریه زن
سکوت کردم ولی خب اصلا نمیتونم این حرفش بپذیرم بر فرض که این بچه امروز فیلم بازی کرده و اداش بوده بقیه هم مثل اینن؟
یا اصلا این نگاه دسته پایین تر و اینکه به گریه زن اینو گفت دیگه اصلا این آدم افکارش نمیخوام بدونم و حتی از نظر شخصیتی هم واسم اومد پایین
اشک ریختن آدمیزاد از کی این همه بی ارزش و سطحی شده که اینطور دربارش حرف میزنه؟!
🌭24🍌3