رفته بودم سالن
باورتون نمیشه یه پسره خیلی خیلی ناز اومده بود اسمش سینا بود
از این پسر گوگولی و کوچولو و سفیدا
هی منو صدا میکرد نخ میداد
واقعاااا نازززههه
حیف پسر عمه رفیقمه
بغل و رو بوسی هم کردم تازه وقتی بازی تموم شد
صورتشششش و پوستشششش صاف هاااا
باورتون نمیشه یه پسره خیلی خیلی ناز اومده بود اسمش سینا بود
از این پسر گوگولی و کوچولو و سفیدا
هی منو صدا میکرد نخ میداد
واقعاااا نازززههه
حیف پسر عمه رفیقمه
بغل و رو بوسی هم کردم تازه وقتی بازی تموم شد
صورتشششش و پوستشششش صاف هاااا
⚡8
مأیوس نباش
من امیدم را در یأس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر میشدم
گر گرفتم ...
من امیدم را در یأس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
و هنگامی که داشتم خاکستر میشدم
گر گرفتم ...
⚡7
Forwarded from مِلودی