جاواتوری
@sheikhdad – Sheikhdad 1404
خدایی اینا میزارم گوش ندید ناراحتت میشممم
دوست هم ندارید گوش بدیددد
دیکتاتوریهه
دوست هم ندارید گوش بدیددد
دیکتاتوریهه
⚡4🍌1🍓1
_یک مرد است با خانوادش میان خرید
خودش و خانومش و دو تا بچه اش
وضع مالیشم متوسط رو به پایینه
بنده خدا کارگر و خب مشخصه دست و بالش خالیه
و هر سریع میان مغازه این زن و شوهر دعوا میکنن
حالا دعواشون چطوریه
واسه دختر و پسرش که کفش بر میدارن
شوهر میاد میگه :اگه زنم کفش برنداره منم واسه بچه ها هم بر نمیدارم
و زنه هم میگه:نه من کفش دارم و چند جفت هست فلان فلان
در واقع میخواد مراعات شوهره بکنه و واقعا هم نمیخواد
ولی هیچ وقت ندیدم شوهره کوتاه بیاد به هر زور و بلایی هم که هست خودشم واسه زنش انتخاب کنه نمیزاره خانومش دست خالی از مغازه بیرون بیاد
و اون طرف قضیه هم خیلی وقتا شده شوهره میگه کفش نمیخوام ولی خانومش به زور واسش کفش بر میداره
چیزی که من میبینم از این خانواده
یک مرد زحمت کش که همه تلاششو میکنه بچه و زنش رفاه داشته باشن
حتی بیشتر از توانش هم کار میکنه
و خانومی که شوهرشو درک میکنه و میخواد هرجوری میتونه خرید نکردن و...فشار روی شوهرش کمتر باشه
و دو دستی زندگیشونو چسبیدن
خودش و خانومش و دو تا بچه اش
وضع مالیشم متوسط رو به پایینه
بنده خدا کارگر و خب مشخصه دست و بالش خالیه
و هر سریع میان مغازه این زن و شوهر دعوا میکنن
حالا دعواشون چطوریه
واسه دختر و پسرش که کفش بر میدارن
شوهر میاد میگه :اگه زنم کفش برنداره منم واسه بچه ها هم بر نمیدارم
و زنه هم میگه:نه من کفش دارم و چند جفت هست فلان فلان
در واقع میخواد مراعات شوهره بکنه و واقعا هم نمیخواد
ولی هیچ وقت ندیدم شوهره کوتاه بیاد به هر زور و بلایی هم که هست خودشم واسه زنش انتخاب کنه نمیزاره خانومش دست خالی از مغازه بیرون بیاد
و اون طرف قضیه هم خیلی وقتا شده شوهره میگه کفش نمیخوام ولی خانومش به زور واسش کفش بر میداره
چیزی که من میبینم از این خانواده
یک مرد زحمت کش که همه تلاششو میکنه بچه و زنش رفاه داشته باشن
حتی بیشتر از توانش هم کار میکنه
و خانومی که شوهرشو درک میکنه و میخواد هرجوری میتونه خرید نکردن و...فشار روی شوهرش کمتر باشه
و دو دستی زندگیشونو چسبیدن
🍓5⚡1🍌1
یک مرد چهل ساله اومد مغازه کفش بگیره داشت کفشاشو انتخاب میکرد
آدم ابرو داری و وضعش خوبه
کلا خاتواده آدم حسابی اند
یه پیر مرد هم اومد مغازه اینا انگار باهم شوخی داشتن
اسم پیر مرد رضا بود
اسم اون مرد اولی هم جواد
هیچی دیگه این جواد برگشت به رضا گفت:اقا رضا میتونی یه لطفی در حقم بکنی ثواب داره!
رضا گفت:چی کار کنم واست؟
جواد گفت:عمه منا دو سه ساله شوهرش فوت شده
حالا این ولو شده هر شب میره به یکی میده🤣🤣🤣
جنده شده دیگه
بیا و عمه من و بگیربکنش این همه جندگی نکنه پیش غریبه ها🤣🤣🤣🤣
من که یه لحظه فکر کردم اشتباه شنیدم کلا مغرم امپاس شدددد
چرا این جواد این همه باشخصبت و آدم حسابی این حرفا میزنه
اون رضا که برگشت گفت:خاک تو سرت بی غیرتی و با دستاش حواله گردن جواده میکرد🤣🤣
این جواد بنده خدا هم گفت:رضا چیز بدی نمیگم هم تو یه حالی میکنی عمم هنوز خوبه هم عمم دیگه ولو نیست زیر مردا شهر 🤣🤣🤣🤣🤣
رضا غیضی شد و محکم تر هی نیزد تو گردن و کله و شونش🤣🤣🤣
جواد دید اوضاع از کنترل خارج شده یه چوبه داریم باهاش کفشا نمونه رو پایین میاریم
اینو برداشت گفت بزنی یکبار دیگه با این میزنم تو کلت🤣🤣🤣🤣
رضا که عقب نشینی کرد
بعد جواد که دید موضع قدرته گفت:
اگه نیای عممو بکنی خودم این چوبه روکص عمم میکنم و میچرخونم دل و رودش بریزه بیرون 🤣🤣🤣
من دیگه واقعا دلم درد گرفت از شدت خنده نتونستم بقیه ماجرا بفهمم خیلی خنده دار بود دعوا هاشون🤣🤣🤣🤣
فقط وقتی دو تایی رفتن از مغازه بیرون رضا بهش گفت:بگو غلط کردم خاک تو سرتتت
اون رضا هم دوید و فرار کرد و گفت:کیرت تو کص عمم🤣🤣
آدم ابرو داری و وضعش خوبه
کلا خاتواده آدم حسابی اند
یه پیر مرد هم اومد مغازه اینا انگار باهم شوخی داشتن
اسم پیر مرد رضا بود
اسم اون مرد اولی هم جواد
هیچی دیگه این جواد برگشت به رضا گفت:اقا رضا میتونی یه لطفی در حقم بکنی ثواب داره!
رضا گفت:چی کار کنم واست؟
جواد گفت:عمه منا دو سه ساله شوهرش فوت شده
حالا این ولو شده هر شب میره به یکی میده🤣🤣🤣
جنده شده دیگه
بیا و عمه من و بگیر
من که یه لحظه فکر کردم اشتباه شنیدم کلا مغرم امپاس شدددد
چرا این جواد این همه باشخصبت و آدم حسابی این حرفا میزنه
اون رضا که برگشت گفت:خاک تو سرت بی غیرتی و با دستاش حواله گردن جواده میکرد🤣🤣
این جواد بنده خدا هم گفت:رضا چیز بدی نمیگم هم تو یه حالی میکنی عمم هنوز خوبه هم عمم دیگه ولو نیست زیر مردا شهر 🤣🤣🤣🤣🤣
رضا غیضی شد و محکم تر هی نیزد تو گردن و کله و شونش🤣🤣🤣
جواد دید اوضاع از کنترل خارج شده یه چوبه داریم باهاش کفشا نمونه رو پایین میاریم
اینو برداشت گفت بزنی یکبار دیگه با این میزنم تو کلت🤣🤣🤣🤣
رضا که عقب نشینی کرد
بعد جواد که دید موضع قدرته گفت:
اگه نیای عممو بکنی خودم این چوبه رو
من دیگه واقعا دلم درد گرفت از شدت خنده نتونستم بقیه ماجرا بفهمم خیلی خنده دار بود دعوا هاشون🤣🤣🤣🤣
فقط وقتی دو تایی رفتن از مغازه بیرون رضا بهش گفت:بگو غلط کردم خاک تو سرتتت
اون رضا هم دوید و فرار کرد و گفت:
🌭6🍌3🍓1
مدیر امتحان گرفتن از یازدهمی ها عهده خودمون گذاشته گرفتن یا نگرفتنش منم میخوام عهده شما بزارم
اگه امتحان بگیرم 🍓 بزارید
اگه امتحان نگیرم🍌 بزارید
اگه امتحان بگیرم 🍓 بزارید
اگه امتحان نگیرم🍌 بزارید
🍌30🍓4
_عمیقا معتقدم خانواده روی رفتار ها بچه تاثیر مستقیم داره
مهدی و احسان و میبینم که به تقلید از من دارن کتاب میخونن و دنبال کتابا جدیدن
مهدی و احسان و میبینم که به تقلید از من دارن کتاب میخونن و دنبال کتابا جدیدن
🍓7⚡2
_چند وقته دارم دوباره بریکنگ بد روایس میکنم
بعد ناخوداگاه به مهدی گفتم :بریم پخت و پز کنیم
خودم اصلا نفهمیدم هااا اینو گفتم مهدی بهم تاکیید کرد اینو گفتم و بعد متوجه شد من خودمم تفهمیدد
برگشت گفت:فیلم روی تو تاثیر گذاشته نگرانتم
بعد ناخوداگاه به مهدی گفتم :بریم پخت و پز کنیم
خودم اصلا نفهمیدم هااا اینو گفتم مهدی بهم تاکیید کرد اینو گفتم و بعد متوجه شد من خودمم تفهمیدد
برگشت گفت:فیلم روی تو تاثیر گذاشته نگرانتم
🍓10⚡1🌭1