Forwarded from شهرعرفان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬به درد عشق درمانی ندیدم......💜
با صدای آسمانی استاد زنده یاد نورمحمددرپورو موسیقی غنی و فاخردوتاربانگاهی متفاوت وتصاویر بکرعرفانی وتاریخی تربت جام؛شرکت سینمایی رویافیلم جام🎥
@jamtorbat 👈شهرعرفان
با صدای آسمانی استاد زنده یاد نورمحمددرپورو موسیقی غنی و فاخردوتاربانگاهی متفاوت وتصاویر بکرعرفانی وتاریخی تربت جام؛شرکت سینمایی رویافیلم جام🎥
@jamtorbat 👈شهرعرفان
Forwarded from شهرعرفان (Deleted Account)
@jamtorbat.mp4
97.9 MB
https://telegram.me/jamtorbat
مرتضی جمشیدی (سارک)
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران
تربت جام
@jamtorbat
مرتضی جمشیدی (سارک)
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران
تربت جام
@jamtorbat
Forwarded from شهرعرفان (Deleted Account)
09155283677
https://telegram.me/jamtorbat
@jamtorbat
@jamtorbat
موسیقی مقامی جام
چهاربیتی
خواننده :
استاد کریم کریمی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
چهاربیتی
خواننده :
استاد کریم کریمی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
شهرعرفان
زمان حضور افغانیها در تربت جام پشت مغازه مرحوم حاجی لطفی ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام @jamtorbat 👈شهرعرفان
آن روزهای جام
تربت جام ان سالها چهار خيابان اصلي داشت كه پهن ووسيع بودند وشن ريزي شده، ميگفتند اين خيابانها را در سالهاي هزاروسيصدوشانزده تا هيجده شهر دار روشنفكر جهاني كشيده او درس خوانده روسيه بوده ومردم ايراد ميگرفتند كه خيابانهايي به اين عرض را ميخواهيم چه كنيم واو ميگفته باشد روزي كه مردم بگويند اين خيابانها تنگ است .
تربت چند خيابان فرعي هم داشت مثل خيابان معدن ومعد اباد وكوچه خاله وكوچه پير ونهر ونظامي و مركز شهر همين فلكه مركزي بود
اسفالت هنوز نيامده بود چهار خيابان اصلي شن ريزي بودند ومغازه ها ي اطراف ان با دربهاي چوبي منظره غريبي داشتند البته خيابان حسيني پشت مير قوام الدين هم پر از مغازه بود
بيشتر مغازه هاي كوي حسيني يا كوچه كاسبهااهنگري ونجاري وعطاري بود .
عطاري حاجي لطفي كه جزو معدود عطاريهاي تربت بود حاجي باعرق چيني بر سر واستينهاي ورماليده شعر گويان با همه خوش وبش ميكرد وبراي هر كس نسخه اي مي پيچيد او براي هر دردي دوايي داشت ازعطار نيشابوري شعر ميخواند واز خواجه عبدالله انصار واحمد جام. حافظه عجيبي داشت ونطقي گيرا
مي خواند: گر بدست خود دهي خرماي تر به از ان كه بعد تو دهند خروار زر
من كه ميرفتم مغازه حاجي از بوي اويشن ونعناع مست ميشدم حاجي با بچه ها هم بزبان خودشان شوخي ميكرد ميگفت عبدالمجيد جان يك دارويي بتو بدم كه انشاالله زودتر داماد بشي وبه اقاي ذبيح پدرت هم يك نسخه جواني بدم عايله اش زياد شود وكر كر ميخنديد وشعري بلند ميخواند تكيه كلامش اقا جان بود خدا رحمتش كند
بالاتر قنادي داماد ما بود كه ابنبات ريزي بود ومن تابستانها انجا كار ميكردم
بالاترك اهنگري فولاد بود واز كلنگ وبيل گرفته تا نعل اسب وخر در كوره اش مي ساخت وهميشه يكي دو نفر اهني گداخته را روي سندان با پتك شكل ميدادند ويك شاگرد با مشكي پر باد كوره را دم ميداد همان كه مشهور بود بمير وبدم
داخل كوچه فرعي خراس ميرزا طاهر بود ومرتب يك حيوان مثل خر ويا اسبي يا گاوي با چشمان نيم بسته با يك نقاب كه فقط جلوش را ميديد دور محوري ميچرخيد وسنگ اسياب را بگردش در مي اورد مرتب ميرزاطاهر تخم خربزه يا پنبه دانه ميريخت زير سنگ وروغنها از ناوداني داخل چاله اي ميريخت وهر كس ميامد روغن دانه هايش را در ظرفي ميگرفت ودستمزدي به پير مرد ميداد
بالاتر خيابان عرقيات فروشي سيد هاشم بود وهميشه پير مرد لبخندي مظلومانه به لب داشت
كنارش خياطي خواجه يعقوب اثار بود كه براي اندازه گيري لباس گاهي متر نميكرد و نگاهي به قيافه ات ميكرد ولباس را ميدوخت خيلي مهارت داشت . نجاري
بالاترش مغازه تنباكو فروشي بود وبغلش ظروف فروشي ومدتي هم پدرم همانكوچه مغازه اي داشت ومقابلش قهوه خانه ذبيح.
سر خيابان مزار چند رنگ اميزي بود حاج عبدالله خدام وحاج بابا رنگرز هميشه دستهاشان تا ارنج رنگي بود ونخهاي قالي را در ديگي بزرگ مسي با رنگ ميجوشاندند وبعد كلافهاي نخ را با دست باز ومرتب ميكردند وروي طنابي افتاب ميكردند تاخشك شود چه رنگهاي الوان وشگفت انگيزي بيشتر ماده اوليه ابتدا طبيعي بود از روناس و پوست گردو
روبروي رنگرزي زمين بزركي بنام سبسكي بود يعني يونجه زار وبغلش مدرسه مرات بود وانتهايش به مزار شيخ احمد جام ميخورد
ان روزها خيابانها عليرغم خاكي بودن تميز بود واشغالي مشاهده نمي شد مردم اگر تكه ناني ميديدند ميبوسيدند ولاي شكاف ديوار وياكناري ميگذاشتند تا نعمت خدا لگد مال نشود نون روزي خدامحسوب ميشدوخيلي حرمت داشت
اگر تكه روزنامه ياورق كتابي ميديدند بر ميداشتند ودرشكاف ديوار واجرها ميگذاشتند مبادانام خدابران نوشته باشد ولگد مال شود
روزهاي پنجشنبه عصر هنگام درويشي رامي ديدي كه چه خوش ميخواند وياهويي سرميدادكه تاعمق جان نفوذ ميكرد .
درويش هيبتي گيرا داشت ريش وسبيل انبوه وموهاي سرش تاپشت شانه هايش ميرسيد ،لباده يا رداي بلندي بتن داشت وكلاه قلندري بر سر ،عصايي چوبين ومنبت كاري بريك دست وكشكولي دردست ديگر داشت وگيوه هاي سفيدي برپا.
اوكه درخيابان از جلو مغازه ها اوازخوانان وياهو گويان رد ميشد جلو هرمغازه لختي تامل ميكرد وصاحب مغازه بيرون ميامد وسلامي ميكردوسكه اي در كشكول مي انداخت ودرويش سري تكان ميداد وياهويي ميگفت وياحق بركتي وردميشد. اگر هفته اي نمي امد وصدايش خاموش بود شهر صفايي نداشت.
در شهر پنج شش گدا بود كه پنجشنبه ها درب مغازه ها ميرفتند وحق خود راميگرفتند.يكي خوجه علي بود كه باد فتخ داشت وما فكر ميكرديم بيضه هاي بزرگي دارد.
يكي ديگر علي كله خوردوبود كه قد باريك وبلندي داشت وكله اي بسيار كوچك.او تير كماني هميشه در دست داشت ومجنون بود
از افراد مورد علاقه بچه ها يكي نظر بود كه نابينا بودويك جعبه چوبي كوچك روي سينه داشت وبا نخهايي به گردنش اويزان بود.درون جعبه قرص نعناع داشت وميخواند قرص نعنا حب ترشا يا الله بدو باباكه رفتيم پشيمون نشي
تربت جام ان سالها چهار خيابان اصلي داشت كه پهن ووسيع بودند وشن ريزي شده، ميگفتند اين خيابانها را در سالهاي هزاروسيصدوشانزده تا هيجده شهر دار روشنفكر جهاني كشيده او درس خوانده روسيه بوده ومردم ايراد ميگرفتند كه خيابانهايي به اين عرض را ميخواهيم چه كنيم واو ميگفته باشد روزي كه مردم بگويند اين خيابانها تنگ است .
تربت چند خيابان فرعي هم داشت مثل خيابان معدن ومعد اباد وكوچه خاله وكوچه پير ونهر ونظامي و مركز شهر همين فلكه مركزي بود
اسفالت هنوز نيامده بود چهار خيابان اصلي شن ريزي بودند ومغازه ها ي اطراف ان با دربهاي چوبي منظره غريبي داشتند البته خيابان حسيني پشت مير قوام الدين هم پر از مغازه بود
بيشتر مغازه هاي كوي حسيني يا كوچه كاسبهااهنگري ونجاري وعطاري بود .
عطاري حاجي لطفي كه جزو معدود عطاريهاي تربت بود حاجي باعرق چيني بر سر واستينهاي ورماليده شعر گويان با همه خوش وبش ميكرد وبراي هر كس نسخه اي مي پيچيد او براي هر دردي دوايي داشت ازعطار نيشابوري شعر ميخواند واز خواجه عبدالله انصار واحمد جام. حافظه عجيبي داشت ونطقي گيرا
مي خواند: گر بدست خود دهي خرماي تر به از ان كه بعد تو دهند خروار زر
من كه ميرفتم مغازه حاجي از بوي اويشن ونعناع مست ميشدم حاجي با بچه ها هم بزبان خودشان شوخي ميكرد ميگفت عبدالمجيد جان يك دارويي بتو بدم كه انشاالله زودتر داماد بشي وبه اقاي ذبيح پدرت هم يك نسخه جواني بدم عايله اش زياد شود وكر كر ميخنديد وشعري بلند ميخواند تكيه كلامش اقا جان بود خدا رحمتش كند
بالاتر قنادي داماد ما بود كه ابنبات ريزي بود ومن تابستانها انجا كار ميكردم
بالاترك اهنگري فولاد بود واز كلنگ وبيل گرفته تا نعل اسب وخر در كوره اش مي ساخت وهميشه يكي دو نفر اهني گداخته را روي سندان با پتك شكل ميدادند ويك شاگرد با مشكي پر باد كوره را دم ميداد همان كه مشهور بود بمير وبدم
داخل كوچه فرعي خراس ميرزا طاهر بود ومرتب يك حيوان مثل خر ويا اسبي يا گاوي با چشمان نيم بسته با يك نقاب كه فقط جلوش را ميديد دور محوري ميچرخيد وسنگ اسياب را بگردش در مي اورد مرتب ميرزاطاهر تخم خربزه يا پنبه دانه ميريخت زير سنگ وروغنها از ناوداني داخل چاله اي ميريخت وهر كس ميامد روغن دانه هايش را در ظرفي ميگرفت ودستمزدي به پير مرد ميداد
بالاتر خيابان عرقيات فروشي سيد هاشم بود وهميشه پير مرد لبخندي مظلومانه به لب داشت
كنارش خياطي خواجه يعقوب اثار بود كه براي اندازه گيري لباس گاهي متر نميكرد و نگاهي به قيافه ات ميكرد ولباس را ميدوخت خيلي مهارت داشت . نجاري
بالاترش مغازه تنباكو فروشي بود وبغلش ظروف فروشي ومدتي هم پدرم همانكوچه مغازه اي داشت ومقابلش قهوه خانه ذبيح.
سر خيابان مزار چند رنگ اميزي بود حاج عبدالله خدام وحاج بابا رنگرز هميشه دستهاشان تا ارنج رنگي بود ونخهاي قالي را در ديگي بزرگ مسي با رنگ ميجوشاندند وبعد كلافهاي نخ را با دست باز ومرتب ميكردند وروي طنابي افتاب ميكردند تاخشك شود چه رنگهاي الوان وشگفت انگيزي بيشتر ماده اوليه ابتدا طبيعي بود از روناس و پوست گردو
روبروي رنگرزي زمين بزركي بنام سبسكي بود يعني يونجه زار وبغلش مدرسه مرات بود وانتهايش به مزار شيخ احمد جام ميخورد
ان روزها خيابانها عليرغم خاكي بودن تميز بود واشغالي مشاهده نمي شد مردم اگر تكه ناني ميديدند ميبوسيدند ولاي شكاف ديوار وياكناري ميگذاشتند تا نعمت خدا لگد مال نشود نون روزي خدامحسوب ميشدوخيلي حرمت داشت
اگر تكه روزنامه ياورق كتابي ميديدند بر ميداشتند ودرشكاف ديوار واجرها ميگذاشتند مبادانام خدابران نوشته باشد ولگد مال شود
روزهاي پنجشنبه عصر هنگام درويشي رامي ديدي كه چه خوش ميخواند وياهويي سرميدادكه تاعمق جان نفوذ ميكرد .
درويش هيبتي گيرا داشت ريش وسبيل انبوه وموهاي سرش تاپشت شانه هايش ميرسيد ،لباده يا رداي بلندي بتن داشت وكلاه قلندري بر سر ،عصايي چوبين ومنبت كاري بريك دست وكشكولي دردست ديگر داشت وگيوه هاي سفيدي برپا.
اوكه درخيابان از جلو مغازه ها اوازخوانان وياهو گويان رد ميشد جلو هرمغازه لختي تامل ميكرد وصاحب مغازه بيرون ميامد وسلامي ميكردوسكه اي در كشكول مي انداخت ودرويش سري تكان ميداد وياهويي ميگفت وياحق بركتي وردميشد. اگر هفته اي نمي امد وصدايش خاموش بود شهر صفايي نداشت.
در شهر پنج شش گدا بود كه پنجشنبه ها درب مغازه ها ميرفتند وحق خود راميگرفتند.يكي خوجه علي بود كه باد فتخ داشت وما فكر ميكرديم بيضه هاي بزرگي دارد.
يكي ديگر علي كله خوردوبود كه قد باريك وبلندي داشت وكله اي بسيار كوچك.او تير كماني هميشه در دست داشت ومجنون بود
از افراد مورد علاقه بچه ها يكي نظر بود كه نابينا بودويك جعبه چوبي كوچك روي سينه داشت وبا نخهايي به گردنش اويزان بود.درون جعبه قرص نعناع داشت وميخواند قرص نعنا حب ترشا يا الله بدو باباكه رفتيم پشيمون نشي
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسابقات پهلوانی،قهرمانی کشور
دیماه ۹۶ مشهد
ماقبل فینال
پهلوان حامد میرزاپور تربت جام
پهلوان کرمی تهران
ــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
دیماه ۹۶ مشهد
ماقبل فینال
پهلوان حامد میرزاپور تربت جام
پهلوان کرمی تهران
ــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
👍1
@jamtorbat
@jamtorbat
موسیقی مقامی جام
جدایی
خواننده و نوازنده :
استاد غلامعلی پورعطایی
قسمت دوم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
جدایی
خواننده و نوازنده :
استاد غلامعلی پورعطایی
قسمت دوم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
@jamtorbat
@jamtorbat
موسیقی مقامی جام
دستم بگیر
خواننده :
استاد غلامحسین غفاری
نوازنده دوتار : استاد ذولفقار عسگریان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
دستم بگیر
خواننده :
استاد غلامحسین غفاری
نوازنده دوتار : استاد ذولفقار عسگریان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
Forwarded from شهرعرفان
@jamtorbat
@jamtorbat
ننه گل محمد
آواز بصیر احمدی
تولید ۱۳۸۳
تصویرو تدوین و صدا و تنظیم
احمد منصوری
شرکت سینمایی رویا فیلم جام
اولین سی دی تصویری محلی تربت جام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@jamtorbat 👈شهرعرفان
آواز بصیر احمدی
تولید ۱۳۸۳
تصویرو تدوین و صدا و تنظیم
احمد منصوری
شرکت سینمایی رویا فیلم جام
اولین سی دی تصویری محلی تربت جام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@jamtorbat 👈شهرعرفان
Forwarded from شهرعرفان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ننه گل محمد
آواز بصیر احمدی
تولید ۱۳۸۳
تصویرو تدوین و صدا و تنظیم
احمد منصوری
شرکت سینمایی رویا فیلم جام
اولین سی دی تصویری محلی تربت جام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@jamtorbat 👈شهرعرفان
آواز بصیر احمدی
تولید ۱۳۸۳
تصویرو تدوین و صدا و تنظیم
احمد منصوری
شرکت سینمایی رویا فیلم جام
اولین سی دی تصویری محلی تربت جام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
@jamtorbat 👈شهرعرفان
@jamtorbat
@jamtorbat
موسیقی مقامی جام
خواننده :
مرتضی جمشیدی (سارک )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
خواننده :
مرتضی جمشیدی (سارک )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat
Forwarded from شهرعرفان (Deleted Account)
royafilm
09155283677
Forwarded from شهرعرفان (MANSORY A)
Eman fylm.mp4
18.6 MB
@jamtorbat
دوازدهمین جشنواره موسیقی مقامی تربت جام
بهمن ماه ١٣٩٣
اجرای رقص محلی گروه کیان جام
تصویر و تدوین رویا فیلم
منصوری
پخش کانال شهر عرفان
@jamtorbat
دوازدهمین جشنواره موسیقی مقامی تربت جام
بهمن ماه ١٣٩٣
اجرای رقص محلی گروه کیان جام
تصویر و تدوین رویا فیلم
منصوری
پخش کانال شهر عرفان
@jamtorbat
بوستان گلها
تربت جام
#عکس #حسین_رشتی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat 👈شهرعرفان
تربت جام
#عکس #حسین_رشتی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat 👈شهرعرفان
👍1
@jamtorbat
@jamtorbat
موسیقی مقامی جام
کریماه
خواننده حبیب الله رحیمی
نوازنده میرعارف قاسمی
ضبط استودیو شرقیا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat 👈شهرعرفان
کریماه
خواننده حبیب الله رحیمی
نوازنده میرعارف قاسمی
ضبط استودیو شرقیا
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
@jamtorbat 👈شهرعرفان
👍1
Forwarded from شهرعرفان (جــام)
Audio
https://telegram.me/jamtorbat
وا مصیبت
خواننده کریم کریمی
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران
تربت جام
@jamtorbat
وا مصیبت
خواننده کریم کریمی
با ما باشید از پایتخت موسیقی مقامی ایران
تربت جام
@jamtorbat
❤1👎1