آدم ها که عـــــوض می شوند . . .
از ســـلــام و شـــــب بــخـــیــر گفتنشان می شود این را فهمید . . .
از حــــــرف ها و نــــگــــــاه ها . . .
از گودال های عــــمـــیــقـــی که بین تــــــو و خودشان می کنند . . .
و تویش را پر از دلیـل می کنند . .
از ســـلــام و شـــــب بــخـــیــر گفتنشان می شود این را فهمید . . .
از حــــــرف ها و نــــگــــــاه ها . . .
از گودال های عــــمـــیــقـــی که بین تــــــو و خودشان می کنند . . .
و تویش را پر از دلیـل می کنند . .
ﺷﯿﺦ_ﺑﻬﺎﯾﯽ
خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنيم!
غافل از خود، دیگری را هم قضاوت می کنيم!
کودکی جان می دهد از درد فقر و ما هنوز…
چشم می بندیم و هرشب خواب راحت می کنيم!
عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود…
ما به این دنیای فانی زود عادت می کنيم!
ما که بردیم آبرو از عشق، پس دیگر چرا…
عشق را با واژه هامان بی شرافت می کنيم؟
کاش پاسخ داشت این پرسش که ما در زندگی…
با همیم اما چرا احساس غربت می کنيم؟
من به این مصرع یقین دارم که روزی میرسد!
سوره ای از عشق را با هم قرائت می کنیم...
خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنيم!
غافل از خود، دیگری را هم قضاوت می کنيم!
کودکی جان می دهد از درد فقر و ما هنوز…
چشم می بندیم و هرشب خواب راحت می کنيم!
عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود…
ما به این دنیای فانی زود عادت می کنيم!
ما که بردیم آبرو از عشق، پس دیگر چرا…
عشق را با واژه هامان بی شرافت می کنيم؟
کاش پاسخ داشت این پرسش که ما در زندگی…
با همیم اما چرا احساس غربت می کنيم؟
من به این مصرع یقین دارم که روزی میرسد!
سوره ای از عشق را با هم قرائت می کنیم...
🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾🌾
چرا می گوییم "بزنم به تخته"،
نمی گوییم "ماشاءالله"
یکی از دوستان نقل میکرد که یک روز با یکی از دوستان انگلیسی خود چت میکردم بهش گفتم: کار تو خیلی عالی بود.
بهم گفت: بزنم به تخته (Touch wood)
سپس گفت: شما مسلمونها حتما به جای این اصطلاح چیزی دارید
من گفتم: ماهم همین را استفاده میکنیم
رفیقم خیلی تعجب کرد وگفت: عجب...!!
بهش گفتم چه چیز عحیبی بود؟!
اون گفت: ما منظورمان از تخته همان تخته صلیب است که شر خون آشامان و پلیدی را از ما دور میکند...!!
تازه فهمیدم که سالهاست که ما به صلیب پناه میبریم از چشم شور
ما نادانسته بجای اینکه با گفتن: ماشاءالله ٬ به خداوند پناه ببریم به چوب وتخته صلیب پناه میبردیم.!😳
ای کاش اصل هرکلمه را قبل از اینکه به زبان بیاوریم بشناسیم.
تا بحال اگر نادانسته میگفتیم اشکالی نداره چون نمیدونستیم.
اما از این به بعد این کلمه را بکار نبریم.
چون ما مسلمانیم.
بسم الله، ماشاءالله، ولا حول ولا قوة الابالله
لطفاً این متن را برای دیگر دوستان هم به اشتراک بگذارید.
🌾🌾h.kh🌾🌾
چرا می گوییم "بزنم به تخته"،
نمی گوییم "ماشاءالله"
یکی از دوستان نقل میکرد که یک روز با یکی از دوستان انگلیسی خود چت میکردم بهش گفتم: کار تو خیلی عالی بود.
بهم گفت: بزنم به تخته (Touch wood)
سپس گفت: شما مسلمونها حتما به جای این اصطلاح چیزی دارید
من گفتم: ماهم همین را استفاده میکنیم
رفیقم خیلی تعجب کرد وگفت: عجب...!!
بهش گفتم چه چیز عحیبی بود؟!
اون گفت: ما منظورمان از تخته همان تخته صلیب است که شر خون آشامان و پلیدی را از ما دور میکند...!!
تازه فهمیدم که سالهاست که ما به صلیب پناه میبریم از چشم شور
ما نادانسته بجای اینکه با گفتن: ماشاءالله ٬ به خداوند پناه ببریم به چوب وتخته صلیب پناه میبردیم.!😳
ای کاش اصل هرکلمه را قبل از اینکه به زبان بیاوریم بشناسیم.
تا بحال اگر نادانسته میگفتیم اشکالی نداره چون نمیدونستیم.
اما از این به بعد این کلمه را بکار نبریم.
چون ما مسلمانیم.
بسم الله، ماشاءالله، ولا حول ولا قوة الابالله
لطفاً این متن را برای دیگر دوستان هم به اشتراک بگذارید.
🌾🌾h.kh🌾🌾
قسمتی از خاطرات کلنل اف استیون کول از اولین فرمانده نظامی بریتانیا در ایران:
آنها (ایرانیها) خیلی ساده لوح و زود باورند. مهربانند و سخت کوش. هر حاکمی که بخواهد به آنها مستبدانه حکم فرماید راحت میتواند آنها را با بازی با باورهایشان فریب دهد و بر آنها حاکم شود ولی اگر حاکمی بخواهد برایشان دل بسوزاند و حق را بر مردم دهد او را سرنگون میکنند. مردمانی اند مستحق ظلم.
یادم نمی رود وقتی چای را از هند به مزارع طبرستان بردیم و کشت کردیم و با شکر مخلوط کردیم و به خوردشان دادیم وقتی سود سرشاری بدست آوردیم روحانی بزرگشان حاج ملا محمد کرمانی نزد من امد و گفت اگر میخواهی به تجارت شکر و چایت در ایران ادامه دهی باید چهار یک سودت را به من بدهی. من اورا ضعیف پنداشتم و به او خندیدم و از عمارت بیرون انداختم. بعد از چند ماه گزارش امد که دیگر در ایران مردم چای نمینوشند. باورم نمیشد. چطور ممکن بود. اکثر مردم به چای معتاد بودند.
بعد از پاره ای تحقیقات فهمیدیم میرزای کرمانی چای و شکر را نجس و نوشیدنش را حرام اعلام کرده و مردم هم چشم و گوش بسته فقط مطیع.
کلی به این ملت نفهم خندیدم.
او (میرزای کرمانی) را به عمارت فرا خواندیم.
به او گفتم حیف که چای را حرام کردی اگر راه برگشتی بود و میشد هنوز سودی از چای بدست اوریم چهار یک تو را پرداخت میکردیم.
میرزا خندید و گفت تو عهدنامه را بنویس حرام و حلالش با من.
او این فتوا را داد که اگر شکر (حبه قند) را به چای برسانند و بعد در دهان بگذارند نجاستش بر کنار میرود وچای و شکر از حالت حرام خارج میشود.
اینگونه باز حرامی به حلال تبدیل شد و ما و میرزا به سودمان رسیدیم و مردم به رضایت خدایشان.
یادم هست وقتی همین میرزای کرمانی شیاد مرد، باز همان مردم عکس او را در ماه میدیدند.
نمیدانم چگونه خلقتی هستند قوم پارس.
هر کس که به آنها خوش خدمتی کنند را دزد میخوانند و هر کس انها را بفریبد را در ماه و خورشید می بینندش.
شاید اعراب برای تضعیف ایران آنها را مسلمان کردند.
یادم نمیرود مردم شکر (حبه قند) را بین انگشتان میگرفتند و بزور آن را به چای ته استکان میرساندند تا پاک شود بعد بخورند و من فقط به انها میخندیدم و ته بسته های شکرم مینوشتم "شکر پاک میرزایی"
نمیدانم این ملاها و میرزاها در آینده چه بر سر این ملت زود باور بیاورند.
کاش رستگار شوند.
فتواهای شگفت انگیز شرعی اواخر دوره قاجاریه تا کنون و دلايل ابطال آنان!
👳خزینه ها منبع انتشار بیماری و مرگ و میر شده بودند و تنها وجه بهداشتی آنها آب آهک انتهای روز بود و چوب زالزالک . لذا در حمام ها دوش جایگزین آنها شد.علما فتوا دادند حرام است.مردم با رشوه پنهانی از خزینه استفاده می کردند.
👀حکومت از زور استفاده کرد علما کوتاه آمدند.
👳استفاده از لامپ برق حرام و غیرشرعی است.
علت: به سبب امکان انجام شب نشینی های طولانی، باعث می شود که مومنین، از نماز صبح غافل شوند!
👀 البته بعدها، با پول هنگفتی که حاج امین الضرب، صاحب کارخانه برق به علما داد برق حلال شد! اما کارخانه برق مشهد در سال ١٩١١ میلادی به تحریک علما و روسها توسط ملت سلحشور مشهد در آتش سوخت.
👳استفاده از کله قند، حرام و غیرشرعی است. (افراطیون مذهبی شایعه ساخته بودند از استخوان مردگان الک شده و کله قند روسی درست می شود!!)
علت: نپرداختن وجوه شرعی، توسط واردکننده قند!
👀پر واضح است که پرداخت وجوهات، موجب گردید تا قند حلال گردد، البته به این شرط که قبل از خوردن، آن را در چای غسل کنند".
👳استفاده از ماشین لباسشویی حرام و غیرشرعی است.
علت: لباس های نجس، لباس های پاک را نجس می کنند!
👳در سال ١٣٤٢ خورشیدی در جریان انقلاب سپید علما گفتند رأی دادن بانوان خلاف شرع است!
👳علما ساخت راه آهن را در دوره ناصری خلاف شرع و حرام اعلام کرده بودند
علت: ملاعلی کنی آن را راه تسلط کفار می دانست.
👳خوردن گوشت ماهی خاویاری حرام است!
علت: انحصار گرفتن صید این ماهی ارزشمند.
👳بازی شطرنج حرام است!
علت: در روایتی ساختگی آمده بود که امویان شطرنج بازی می کردند.
👳استفاده از ویدئو حرام و غیرشرعی بود.
علت: چون افکار پاک ملت سلحشور با دیدن فیلمهای مستهجن خراب می شد. با ازدیاد آن و آمدن ماهواره و نت دیگر این حرام حلال شد.
👳علما مدرسه رفتن در تهران و تاسیس مدرسه مدرن به جای مکتب و رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر را خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام کرده بودند.
👳اولین بار که دوچرخه به ایران آمد آنرا ارابه جن معرفی کردند.
👳اولین بار که اعلام شد مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شما بدانند!
👳اوایل خود موسیقی و بعدها دیدن ساز موقع نواختن را حرام اعلام کردند چون انسان را از یاد خدا غافل می کند.
آنها (ایرانیها) خیلی ساده لوح و زود باورند. مهربانند و سخت کوش. هر حاکمی که بخواهد به آنها مستبدانه حکم فرماید راحت میتواند آنها را با بازی با باورهایشان فریب دهد و بر آنها حاکم شود ولی اگر حاکمی بخواهد برایشان دل بسوزاند و حق را بر مردم دهد او را سرنگون میکنند. مردمانی اند مستحق ظلم.
یادم نمی رود وقتی چای را از هند به مزارع طبرستان بردیم و کشت کردیم و با شکر مخلوط کردیم و به خوردشان دادیم وقتی سود سرشاری بدست آوردیم روحانی بزرگشان حاج ملا محمد کرمانی نزد من امد و گفت اگر میخواهی به تجارت شکر و چایت در ایران ادامه دهی باید چهار یک سودت را به من بدهی. من اورا ضعیف پنداشتم و به او خندیدم و از عمارت بیرون انداختم. بعد از چند ماه گزارش امد که دیگر در ایران مردم چای نمینوشند. باورم نمیشد. چطور ممکن بود. اکثر مردم به چای معتاد بودند.
بعد از پاره ای تحقیقات فهمیدیم میرزای کرمانی چای و شکر را نجس و نوشیدنش را حرام اعلام کرده و مردم هم چشم و گوش بسته فقط مطیع.
کلی به این ملت نفهم خندیدم.
او (میرزای کرمانی) را به عمارت فرا خواندیم.
به او گفتم حیف که چای را حرام کردی اگر راه برگشتی بود و میشد هنوز سودی از چای بدست اوریم چهار یک تو را پرداخت میکردیم.
میرزا خندید و گفت تو عهدنامه را بنویس حرام و حلالش با من.
او این فتوا را داد که اگر شکر (حبه قند) را به چای برسانند و بعد در دهان بگذارند نجاستش بر کنار میرود وچای و شکر از حالت حرام خارج میشود.
اینگونه باز حرامی به حلال تبدیل شد و ما و میرزا به سودمان رسیدیم و مردم به رضایت خدایشان.
یادم هست وقتی همین میرزای کرمانی شیاد مرد، باز همان مردم عکس او را در ماه میدیدند.
نمیدانم چگونه خلقتی هستند قوم پارس.
هر کس که به آنها خوش خدمتی کنند را دزد میخوانند و هر کس انها را بفریبد را در ماه و خورشید می بینندش.
شاید اعراب برای تضعیف ایران آنها را مسلمان کردند.
یادم نمیرود مردم شکر (حبه قند) را بین انگشتان میگرفتند و بزور آن را به چای ته استکان میرساندند تا پاک شود بعد بخورند و من فقط به انها میخندیدم و ته بسته های شکرم مینوشتم "شکر پاک میرزایی"
نمیدانم این ملاها و میرزاها در آینده چه بر سر این ملت زود باور بیاورند.
کاش رستگار شوند.
فتواهای شگفت انگیز شرعی اواخر دوره قاجاریه تا کنون و دلايل ابطال آنان!
👳خزینه ها منبع انتشار بیماری و مرگ و میر شده بودند و تنها وجه بهداشتی آنها آب آهک انتهای روز بود و چوب زالزالک . لذا در حمام ها دوش جایگزین آنها شد.علما فتوا دادند حرام است.مردم با رشوه پنهانی از خزینه استفاده می کردند.
👀حکومت از زور استفاده کرد علما کوتاه آمدند.
👳استفاده از لامپ برق حرام و غیرشرعی است.
علت: به سبب امکان انجام شب نشینی های طولانی، باعث می شود که مومنین، از نماز صبح غافل شوند!
👀 البته بعدها، با پول هنگفتی که حاج امین الضرب، صاحب کارخانه برق به علما داد برق حلال شد! اما کارخانه برق مشهد در سال ١٩١١ میلادی به تحریک علما و روسها توسط ملت سلحشور مشهد در آتش سوخت.
👳استفاده از کله قند، حرام و غیرشرعی است. (افراطیون مذهبی شایعه ساخته بودند از استخوان مردگان الک شده و کله قند روسی درست می شود!!)
علت: نپرداختن وجوه شرعی، توسط واردکننده قند!
👀پر واضح است که پرداخت وجوهات، موجب گردید تا قند حلال گردد، البته به این شرط که قبل از خوردن، آن را در چای غسل کنند".
👳استفاده از ماشین لباسشویی حرام و غیرشرعی است.
علت: لباس های نجس، لباس های پاک را نجس می کنند!
👳در سال ١٣٤٢ خورشیدی در جریان انقلاب سپید علما گفتند رأی دادن بانوان خلاف شرع است!
👳علما ساخت راه آهن را در دوره ناصری خلاف شرع و حرام اعلام کرده بودند
علت: ملاعلی کنی آن را راه تسلط کفار می دانست.
👳خوردن گوشت ماهی خاویاری حرام است!
علت: انحصار گرفتن صید این ماهی ارزشمند.
👳بازی شطرنج حرام است!
علت: در روایتی ساختگی آمده بود که امویان شطرنج بازی می کردند.
👳استفاده از ویدئو حرام و غیرشرعی بود.
علت: چون افکار پاک ملت سلحشور با دیدن فیلمهای مستهجن خراب می شد. با ازدیاد آن و آمدن ماهواره و نت دیگر این حرام حلال شد.
👳علما مدرسه رفتن در تهران و تاسیس مدرسه مدرن به جای مکتب و رادیو و تلویزیون و تریبون به جای منبر را خلاف شرع و خلاف احکام الهی اعلام کرده بودند.
👳اولین بار که دوچرخه به ایران آمد آنرا ارابه جن معرفی کردند.
👳اولین بار که اعلام شد مردم برای گرفتن شناسنامه به شهربانی مراجعه کنند، علمای عظام فتوا دادند که این دسیسه انگلیس است تا نام دختران و همسران شما بدانند!
👳اوایل خود موسیقی و بعدها دیدن ساز موقع نواختن را حرام اعلام کردند چون انسان را از یاد خدا غافل می کند.
📍ژاپنیها ضربالمثل جالبی دارند. میگویند:
📍اگر فریاد بزنی به صدایت گوش میدهند
📍و اگر آرام بگویی به حرفت گوش میدهند!
📍قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را!
👈👈👇👈👈👇
این باران است که باعث رشد گل ها می شود نه رعد و برق!!!؟
📍اگر فریاد بزنی به صدایت گوش میدهند
📍و اگر آرام بگویی به حرفت گوش میدهند!
📍قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را!
👈👈👇👈👈👇
این باران است که باعث رشد گل ها می شود نه رعد و برق!!!؟
🍀مردی حاشیه خیابون بساط پهن کرده بود،
زردآلو هر کیلو 2000 تومن،
هسته زردآلو هرکیلو 4000 تومن.
یکی پرسید چرا هسته اش از خود زردالو گران؟؟؟
فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه.ر
مرد كمي فكر كردُ گفت، یه کیلو هسته بده .
خرید و همون نزدیکی نشست و مشغول شکستن و خوردن شد با خودش 😳گفت:
چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردالو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود😁
رفتُ همين حرف رو به فروشنده گفت
فروشنده گفت: بــــــله ، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه !!! 😊
چه زود هم اثر کرد 😄
علی اکبر دهخدا
زردآلو هر کیلو 2000 تومن،
هسته زردآلو هرکیلو 4000 تومن.
یکی پرسید چرا هسته اش از خود زردالو گران؟؟؟
فروشنده گفت چون عقل آدم رو زیاد میکنه.ر
مرد كمي فكر كردُ گفت، یه کیلو هسته بده .
خرید و همون نزدیکی نشست و مشغول شکستن و خوردن شد با خودش 😳گفت:
چه کاری بود، زردآلو میخریدم هم خود زردالو رو میخوردم هم هسته شو، هم ارزونتر بود😁
رفتُ همين حرف رو به فروشنده گفت
فروشنده گفت: بــــــله ، نگفتم عقل آدم رو زیاد میکنه !!! 😊
چه زود هم اثر کرد 😄
علی اکبر دهخدا
(سهراب سپهرى)
ﺑﺎ ﮐﺮﺍﻭﺍﺕ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺟﻬﺖ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﺭﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺯ ﺍﺩﺏ ﺻﺎﻑ ﻧﻤﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﯿﻎ
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﻕ ﻭﺻﻔﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﻣﻦ ﺣﺮﻭﻑ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﺩ
ﻧﻨﻤﻮﺩﻡ ﺯ ﺗﻪ ﺣﻠﻖ ، ﺍﺩﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻗﺎﺳﻢ ﻭ ﺟﺒﺎﺭ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺳﺨﻨﯽ
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺻﻔﺎ،ﻣﻬﺮﻭ ﻭﻓﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺷﺪ
ﻫﻤﭽﻮ ﻭﺍﻋﻆ ،ﻧﻪ ﻋﺼﺎ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﻧﻪ ﻧﻌﻠﯿﻦ
ﺳﺮﺧﻮﺵ ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﻭﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺷﺪ
ﻣﺪﻋﯽ ﮔﻔﺖ :ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺭﻓﺘﯽ ﻭﮐﯽ؟
ﻣﻦ ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ، ﺑﯽ ﭼﻮﻥ ﻭﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﺑﺎ ﮐﺮﺍﻭﺍﺕ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺟﻬﺖ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﺭﯾﺶ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺯ ﺍﺩﺏ ﺻﺎﻑ ﻧﻤﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﯿﻎ
ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺁﯾﻨﻪ ﺑﺎ ﺻﺪﻕ ﻭﺻﻔﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﻣﻦ ﺣﺮﻭﻑ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺭ ﯾﺎﺩ
ﻧﻨﻤﻮﺩﻡ ﺯ ﺗﻪ ﺣﻠﻖ ، ﺍﺩﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﻗﺎﺳﻢ ﻭ ﺟﺒﺎﺭ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺳﺨﻨﯽ
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯ ﺻﻠﺢ ﻭ ﺻﻔﺎ،ﻣﻬﺮﻭ ﻭﻓﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺷﺪ
ﻫﻤﭽﻮ ﻭﺍﻋﻆ ،ﻧﻪ ﻋﺼﺎ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﻧﻪ ﻧﻌﻠﯿﻦ
ﺳﺮﺧﻮﺵ ﻭ ﺑﯽ ﺧﺒﺮ ﻭﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﭘﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭﺷﺪ
ﻣﺪﻋﯽ ﮔﻔﺖ :ﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺭﻓﺘﯽ ﻭﮐﯽ؟
ﻣﻦ ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ، ﺑﯽ ﭼﻮﻥ ﻭﭼﺮﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ
🌺 انرژی مثبت 🌺
اگر مشکلات شما در زندگی
ب بزرگی یک کشتی است
فراموش نکنید ک نعمت هایتان ب
وسعت یک اقیانوس است
گله و شکایت نکنید
به آینده امیدوار و
با لبخــــند منتظر باشید .
اگر مشکلات شما در زندگی
ب بزرگی یک کشتی است
فراموش نکنید ک نعمت هایتان ب
وسعت یک اقیانوس است
گله و شکایت نکنید
به آینده امیدوار و
با لبخــــند منتظر باشید .
🌺 انرژی مثبت 🌺
از قوی ترین بهونت قوی تر باش
برای اینکه تکیه گاه کسی باشی
برای اینکه با قدرت از جات بلند شی
برای اینکه ب هدفت برسی
برای اینکه دست کسی را بگیری
فرادی تو نهفته در امروز تو است
پس امروز را خوب بساز تا
فردایی عالی داشته باشی
همه چیز دست توست . . .
از قوی ترین بهونت قوی تر باش
برای اینکه تکیه گاه کسی باشی
برای اینکه با قدرت از جات بلند شی
برای اینکه ب هدفت برسی
برای اینکه دست کسی را بگیری
فرادی تو نهفته در امروز تو است
پس امروز را خوب بساز تا
فردایی عالی داشته باشی
همه چیز دست توست . . .
عاشقی بر من پریشانت کنم
کم عمارت کن که ویرانت کنم
گر دو صد خانه کنی زنبوروار
چون مگس بی خان و بی مانت کنم
تو بر آنک خلق را حیران کنی
من بر آنک مست و حیرانت کنم
گر که قافی تو را چون آسیا
آرم اندر چرخ و گردانت کنم
ور تو افلاطون و لقمانی به علم
من به یک دیدار نادانت کنم
تو به دست من چو مرغی مرده ای
من صیادم دام مرغانت کنم
بر سر گنجی چو ماری خفته ای
من چو مار خسته پیچانت کنم
خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو
در دلالت عین برهانت کنم
خواه گو لاحول خواهی خود مگو
چون شهت لاحول شیطانت کنم
چند می باشی اسیر این و آن
گر برون آیی از این آنت کنم
ای صدف چون آمدی در بحر ما
چون صدفها گوهرافشانت کنم
بر گلویت تیغها را دست نیست
گر چو اسماعیل قربانت کنم
چون خلیلی هیچ از آتش مترس
من ز آتش صد گلستانت کنم
دامن ما گیر اگر تردامنی
تا چو مه از نور دامانت کنم
من همایم سایه کردم بر سرت
تا که افریدون و سلطانت کنم
هین قرائت کم کن و خاموش باش
تا بخوانم عین قرآنت کنم
مولانا
کم عمارت کن که ویرانت کنم
گر دو صد خانه کنی زنبوروار
چون مگس بی خان و بی مانت کنم
تو بر آنک خلق را حیران کنی
من بر آنک مست و حیرانت کنم
گر که قافی تو را چون آسیا
آرم اندر چرخ و گردانت کنم
ور تو افلاطون و لقمانی به علم
من به یک دیدار نادانت کنم
تو به دست من چو مرغی مرده ای
من صیادم دام مرغانت کنم
بر سر گنجی چو ماری خفته ای
من چو مار خسته پیچانت کنم
خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو
در دلالت عین برهانت کنم
خواه گو لاحول خواهی خود مگو
چون شهت لاحول شیطانت کنم
چند می باشی اسیر این و آن
گر برون آیی از این آنت کنم
ای صدف چون آمدی در بحر ما
چون صدفها گوهرافشانت کنم
بر گلویت تیغها را دست نیست
گر چو اسماعیل قربانت کنم
چون خلیلی هیچ از آتش مترس
من ز آتش صد گلستانت کنم
دامن ما گیر اگر تردامنی
تا چو مه از نور دامانت کنم
من همایم سایه کردم بر سرت
تا که افریدون و سلطانت کنم
هین قرائت کم کن و خاموش باش
تا بخوانم عین قرآنت کنم
مولانا
" نخست وزیر ترکیه در جشن اولیاء و مربیان یکی از مدارس به عنوان ولی یک دانش آموز یتیم در پاسخ به نامه ای که این کودک برای حضور او نوشته بود، حضور به هم رسانید.
طبق گزارش روزنامه ها، یکی از دانش آموزان از معلمش درخواست نمود که نامه ای به اردوغان بفرستد تا همراه او در جشن اولیاء و مربیان حاضر شود؛ زیرا او یتیم است.
معلم نامه ای به نخست وزیر ترکیه فرستاد، و تلاش نمود تا کودک را متقاعد کند که اردوغان به دلیل مشغولیت های بسیاری که دارد شاید در این جشن حاضر نشود.
اما در روز جشن همه با مشاهده ی حضور اردوغان غافلگیر شدند.
او خودش را به مسئولين مدرسه این گونه معرفی نمود:
«بنده ولی دانش آموز(م.ک) هستم و در پاسخ به دعوت مدرسه، به اینجا آمده ام» "
[منبع: مفكرة الاسلام]
طبق گزارش روزنامه ها، یکی از دانش آموزان از معلمش درخواست نمود که نامه ای به اردوغان بفرستد تا همراه او در جشن اولیاء و مربیان حاضر شود؛ زیرا او یتیم است.
معلم نامه ای به نخست وزیر ترکیه فرستاد، و تلاش نمود تا کودک را متقاعد کند که اردوغان به دلیل مشغولیت های بسیاری که دارد شاید در این جشن حاضر نشود.
اما در روز جشن همه با مشاهده ی حضور اردوغان غافلگیر شدند.
او خودش را به مسئولين مدرسه این گونه معرفی نمود:
«بنده ولی دانش آموز(م.ک) هستم و در پاسخ به دعوت مدرسه، به اینجا آمده ام» "
[منبع: مفكرة الاسلام]
ًﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺯﻻﻝ ﺑﺎﺷﯽ .....
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻮﺭﯼ ﻣﯿﺒﺨﺸﺪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﻧﯽ !
ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﻭﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺷﺪ !
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺎﮎ ﻧﯿﺘﯽ .....
ﻭ ﭘﺎﮎ ﻧﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ......
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺧﯿﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ....
ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﯽ ﺍﻭ ﻧﻤﯿﮑﺎﻫﺪ .....
ﺑﯽ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺍﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﻭ ﻧﻤﯿﮑﺎﻫﺪ ....
ﻭ ﺳﻼﻣﺖ ﺍﻧﻬﺎ ﻋﺎﻓﯿﺖ ﻭ ﺍﺭﺍﻣﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺳﻠﺐ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ...
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻮﺭﯼ ﻣﯿﺒﺨﺸﺪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﻧﯽ !
ﻭ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﻭﺭﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﺷﺪ !
ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺎﮎ ﻧﯿﺘﯽ .....
ﻭ ﭘﺎﮎ ﻧﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ......
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﺜﻨﺎ ﺧﯿﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ....
ﺳﻌﺎﺩﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﯽ ﺍﻭ ﻧﻤﯿﮑﺎﻫﺪ .....
ﺑﯽ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺍﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﻭ ﻧﻤﯿﮑﺎﻫﺪ ....
ﻭ ﺳﻼﻣﺖ ﺍﻧﻬﺎ ﻋﺎﻓﯿﺖ ﻭ ﺍﺭﺍﻣﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺳﻠﺐ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ...
مثنوی و داستانی درمورد صدرجهان
شخصی با حیله های مختلف خواست از صدرجهان مال فراوانی به چنگ آورد ولی نقشه هایش نقش برآب شد و نتیجه نگرفت.
فکر تازه ای به سرش زد، کفنی تهیه کرد و خود را درآن پیچاند و در سر راه صدرجهان خوابید. صدر جهان هنگام عبور، به خیال آنکه آن مرده است چند دینار طلا بر روی او انداخت. آن مرد دستش را از کفن بیرون آورد تا سکه ها را بردارد در این هنگام به صدر جهان گفت دیدی بالاخره از تو طلا گرفتم؟
صدرجهان پاسخ داد آری، ولی تا نمردی نتوانستی از من طلا بگیری!
گفت لیکن تا نمردی ای عنود
از جناب ما نبردی هیچ جود
سر موتوا قبل موت این بود
کز پس مردن غنیمتها رسد
مولانا
تا از خویشتن نمیری به حق زنده نمیشوی
شخصی با حیله های مختلف خواست از صدرجهان مال فراوانی به چنگ آورد ولی نقشه هایش نقش برآب شد و نتیجه نگرفت.
فکر تازه ای به سرش زد، کفنی تهیه کرد و خود را درآن پیچاند و در سر راه صدرجهان خوابید. صدر جهان هنگام عبور، به خیال آنکه آن مرده است چند دینار طلا بر روی او انداخت. آن مرد دستش را از کفن بیرون آورد تا سکه ها را بردارد در این هنگام به صدر جهان گفت دیدی بالاخره از تو طلا گرفتم؟
صدرجهان پاسخ داد آری، ولی تا نمردی نتوانستی از من طلا بگیری!
گفت لیکن تا نمردی ای عنود
از جناب ما نبردی هیچ جود
سر موتوا قبل موت این بود
کز پس مردن غنیمتها رسد
مولانا
تا از خویشتن نمیری به حق زنده نمیشوی
بزرگی گفت : وابسته به خدا شويد .
پرسيدم : چه جوري ؟
گفت : چه جوري وابسته به يه نفر ميشي ؟
گفتم : وقتي زياد باهاش حرف مي زنم
زياد ميرم و ميام .
گفت : آفرين .
زياد با خدا حرف بزن
زياد با خدا رفت و آمد كن ...!
بزرگی میگفت:
وقتی دلت با خداست،
بگذار هر كس ميخواهد دلت را بشكند...
وقتی توكلت با خداست،
بگذار هر چقدر ميخواهند با تو بی انصافی كنند...
وقتی اميدت با خداست،
بگذار هر چقدر ميخواهند نا اميدت كنند...
وقتی يارت خداست،
بگذار هر چقدر ميخواهند نارفيق شوند...
هميشه با خدا بمان.
چترِ پروردگار، بزرگترين چترِ دنیاست.....
پرسيدم : چه جوري ؟
گفت : چه جوري وابسته به يه نفر ميشي ؟
گفتم : وقتي زياد باهاش حرف مي زنم
زياد ميرم و ميام .
گفت : آفرين .
زياد با خدا حرف بزن
زياد با خدا رفت و آمد كن ...!
بزرگی میگفت:
وقتی دلت با خداست،
بگذار هر كس ميخواهد دلت را بشكند...
وقتی توكلت با خداست،
بگذار هر چقدر ميخواهند با تو بی انصافی كنند...
وقتی اميدت با خداست،
بگذار هر چقدر ميخواهند نا اميدت كنند...
وقتی يارت خداست،
بگذار هر چقدر ميخواهند نارفيق شوند...
هميشه با خدا بمان.
چترِ پروردگار، بزرگترين چترِ دنیاست.....
مولانا ببینید به چه زیبائی عشق رو معنی کرده...
ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست.
عشق یعنی مشکلی اسان کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی.
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری اب را ، بر تشنه تر
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
هر کجا عشق اید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود
عشق یعنی شور هستی در کلام
عشق یعنی شعر مستی والسلام..
ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست.
عشق یعنی مشکلی اسان کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی.
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری اب را ، بر تشنه تر
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
هر کجا عشق اید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود
عشق یعنی شور هستی در کلام
عشق یعنی شعر مستی والسلام..
وای برکسی که دین خودرا به خاطر دنیای دیگران می فروشد:
این سخن زیبا وکلام گوهر آسا تنها می تواند از پیامبر بزرگوار اسلام باشد که فرمود : و(یل لمن باع دینه لدنیا غیره) این سخن ارزشمند وحیاتی در همه جوانب زندگی فردی واجتماعی انسان مصداق پیدا می کند بویژه در فعالیت های سیاسی ودر ایام انتخابات آن هم در مناطق سنتی وتوسعه نیافته .!!!
کسانی که در انتخابات ها فعالیت داشته اند می دانند که در هنگام انتخابات چه شخصیت ها که هتک نمی شود ؟؟؟ وچه اخلاق ها که پایماال نمی گردد!! برای چه ؟ برای اینکه شخصی نا مبارک عضو شورای شهر یا مجلس شود ؟؟ اگر کسانی که در هنگام تبلیغات درک کنند که رفتار وگفتارشان با این حدیث شریف مخالف است واگر بفهمند که چقدر گناه ووزر برای خود می اندوزند ودر مقابل دیگران از مزایای مادی ودنیوی بهره مند می شوند هرگز به این کار دست نمی زدند ؟
بیائیم برای اولین بار وآخرین بار ملعبه دست هیچ فرد وگروهی نشویم ،بیائیم برای شخصیت دیگران احترام قائل شویم .اگر از شخصی حمایت می کنیم با روش های دموکراتیک وابزارهای انسانی وبر اساس صداقت ودرستی وواقعیت ها تنها اورا معرفی کنیم نه به بهای تباه کردن آخرتمان .روزی که پدر به داد فرزند نمی رسد چگونه شخص بیگانه ای که پس از رأی آوردن مارا نمی شناسد به درد آخرتمان می خورد؟؟؟
بیائیم ارزش های انسانی را حفظ کنیم ودیگران را به رقابت توانمندی ها فرابخوانیم تا از تضارب افکار واندیشه ها به شیرینی میوه رسیدن به نتایج معقولانه برسیم.دکترجلالیزاده
این سخن زیبا وکلام گوهر آسا تنها می تواند از پیامبر بزرگوار اسلام باشد که فرمود : و(یل لمن باع دینه لدنیا غیره) این سخن ارزشمند وحیاتی در همه جوانب زندگی فردی واجتماعی انسان مصداق پیدا می کند بویژه در فعالیت های سیاسی ودر ایام انتخابات آن هم در مناطق سنتی وتوسعه نیافته .!!!
کسانی که در انتخابات ها فعالیت داشته اند می دانند که در هنگام انتخابات چه شخصیت ها که هتک نمی شود ؟؟؟ وچه اخلاق ها که پایماال نمی گردد!! برای چه ؟ برای اینکه شخصی نا مبارک عضو شورای شهر یا مجلس شود ؟؟ اگر کسانی که در هنگام تبلیغات درک کنند که رفتار وگفتارشان با این حدیث شریف مخالف است واگر بفهمند که چقدر گناه ووزر برای خود می اندوزند ودر مقابل دیگران از مزایای مادی ودنیوی بهره مند می شوند هرگز به این کار دست نمی زدند ؟
بیائیم برای اولین بار وآخرین بار ملعبه دست هیچ فرد وگروهی نشویم ،بیائیم برای شخصیت دیگران احترام قائل شویم .اگر از شخصی حمایت می کنیم با روش های دموکراتیک وابزارهای انسانی وبر اساس صداقت ودرستی وواقعیت ها تنها اورا معرفی کنیم نه به بهای تباه کردن آخرتمان .روزی که پدر به داد فرزند نمی رسد چگونه شخص بیگانه ای که پس از رأی آوردن مارا نمی شناسد به درد آخرتمان می خورد؟؟؟
بیائیم ارزش های انسانی را حفظ کنیم ودیگران را به رقابت توانمندی ها فرابخوانیم تا از تضارب افکار واندیشه ها به شیرینی میوه رسیدن به نتایج معقولانه برسیم.دکترجلالیزاده
حتی اگر بدانم فردا دنیا تکه تکه خواهد شد ،
باز هم درخت امیدم را عاشقانه خواهم کاشت ...
نه برای برداشت میوه اش ...
برای آنکه افسوس "نکاشتن" را با خود حمل نکنم ... !
باز هم درخت امیدم را عاشقانه خواهم کاشت ...
نه برای برداشت میوه اش ...
برای آنکه افسوس "نکاشتن" را با خود حمل نکنم ... !
عجب شعری!
من اگر نیم نگاهی بکنم سوی بُتی،
معصیت است !
تو اگر صیغه کنی جمله بتان،
مرحمت است ؟
من اگر سیبی از این باغ بچینم،
دزدم !
تو اگر باغ همه غصب کنی
مصلحت است ؟
من اگر از در میخانه گذشتم ،
نجسم !
تو اگر دود کنی نصف جهان،
عافیت است ؟
من اگر شکوه کنم نزد خدا
کفران است !
تو اگر تکیه زنی جای خدا ،
معدلت است؟
من که در آتش حق سوخته ام،
گمراهی است !
تو که جز کِذب نیاموخته ای،
منزلت است؟
عاقبت سهم من سوخته جان ،
نیران است
سهم آن معدن تزویر و ریا،
مغفرت است؟
این ترازویِ عدالت که تو را
گشته نصیب ...
چه کسی داده به دستت
که چنین خوش جهت است !
من اگر نیم نگاهی بکنم سوی بُتی،
معصیت است !
تو اگر صیغه کنی جمله بتان،
مرحمت است ؟
من اگر سیبی از این باغ بچینم،
دزدم !
تو اگر باغ همه غصب کنی
مصلحت است ؟
من اگر از در میخانه گذشتم ،
نجسم !
تو اگر دود کنی نصف جهان،
عافیت است ؟
من اگر شکوه کنم نزد خدا
کفران است !
تو اگر تکیه زنی جای خدا ،
معدلت است؟
من که در آتش حق سوخته ام،
گمراهی است !
تو که جز کِذب نیاموخته ای،
منزلت است؟
عاقبت سهم من سوخته جان ،
نیران است
سهم آن معدن تزویر و ریا،
مغفرت است؟
این ترازویِ عدالت که تو را
گشته نصیب ...
چه کسی داده به دستت
که چنین خوش جهت است !
دعايی زیبا از بابا طاهر :
خدایا دانشی ده ؛؛غم نگیرم .
بده آرامشی ؛ ماتم نگیرم .
خدایا ازشهامت بی نصیبم،
شهامت ده که آرامش بگیرم.
خدایا ؛این تفاوت بر من آموز.
که در گمراهی مطلق نمیرم.
ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر.........
گاهي دلگرمي يك دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست.
جاودان باد سايه دوستانيكه شادي را علتند نه شريك،
و غم را شريكند نه دليل...
خدایا دانشی ده ؛؛غم نگیرم .
بده آرامشی ؛ ماتم نگیرم .
خدایا ازشهامت بی نصیبم،
شهامت ده که آرامش بگیرم.
خدایا ؛این تفاوت بر من آموز.
که در گمراهی مطلق نمیرم.
ابرها به اسمان تكيه ميكنند، درختان به زمين و انسانها به مهرباني يكديگر.........
گاهي دلگرمي يك دوست چنان معجزه ميكند كه انگار خدا در زمين كنار توست.
جاودان باد سايه دوستانيكه شادي را علتند نه شريك،
و غم را شريكند نه دليل...
درمان درد عاشقان،
صبرست و من دیوانهام
نه درد ساکن میشود،
نه ره به درمان میبرم
ای ساربان آهسته رو،
با ناتوانان صبرکن
تو بار جانان میبری،
من
بار هجران میبرم ...
" سعدی "
صبرست و من دیوانهام
نه درد ساکن میشود،
نه ره به درمان میبرم
ای ساربان آهسته رو،
با ناتوانان صبرکن
تو بار جانان میبری،
من
بار هجران میبرم ...
" سعدی "
چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم
باده در چنگ تو رسواست به پیمانه قسم
شمع در مکتب عشاق که شد چله نشین
سوختن را زمن آموخت به پروانه قسم
چون پریشانی زلفت که کند رقص حریر
پیچ وتابی به دل انگیخته برشانه قسم
تو همه سنگ شدی آینه دل گرچه شکست
بازافزود تو را جلوه به آینه قسم
بی تومتروکه وبی رهگذرست کلبه من
با تو آباد شود کلبه به ویرانه قسم
گفت مجنون به جبین مهر جنونم نزنید
عقل درمانده عشق است به دیوانه قسم
#مولانا
باده در چنگ تو رسواست به پیمانه قسم
شمع در مکتب عشاق که شد چله نشین
سوختن را زمن آموخت به پروانه قسم
چون پریشانی زلفت که کند رقص حریر
پیچ وتابی به دل انگیخته برشانه قسم
تو همه سنگ شدی آینه دل گرچه شکست
بازافزود تو را جلوه به آینه قسم
بی تومتروکه وبی رهگذرست کلبه من
با تو آباد شود کلبه به ویرانه قسم
گفت مجنون به جبین مهر جنونم نزنید
عقل درمانده عشق است به دیوانه قسم
#مولانا