من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
نـــه از اینم نــه از آنم مــن از آن شهر کـلانم
نـــه پـــی زمــــر و قمــارم نه پی خمر و عقارم
نـــه خمیـــرم نــــه خمـــارم نــه چنینم نه چنانم
مـــن اگـــر مست و خرابم نه چو تو مست شرابم
نه ز خاکم نه ز آبم نه از این اهــــل زمــــانم
خـــرد پـــوره آدم چـــه خبـــر دارد از ایــن دم
کــــه مــن از جمــله عالــم به دو صد پرده نهانم
مشنـو این سخن از من و نه زین خاطر روشن
که از این ظاهر و باطن نه پذیرم نه ستانم...
مولوی
https://telegram.me/jamtorbat
نـــه از اینم نــه از آنم مــن از آن شهر کـلانم
نـــه پـــی زمــــر و قمــارم نه پی خمر و عقارم
نـــه خمیـــرم نــــه خمـــارم نــه چنینم نه چنانم
مـــن اگـــر مست و خرابم نه چو تو مست شرابم
نه ز خاکم نه ز آبم نه از این اهــــل زمــــانم
خـــرد پـــوره آدم چـــه خبـــر دارد از ایــن دم
کــــه مــن از جمــله عالــم به دو صد پرده نهانم
مشنـو این سخن از من و نه زین خاطر روشن
که از این ظاهر و باطن نه پذیرم نه ستانم...
مولوی
https://telegram.me/jamtorbat
نه کاکل درویشی نه داغ کَلی دارم
یک کهنه گلیم از مو یک خانه گِلی دارم
خاکی صفتان را من خاک قدمم اما
با هرکه چغَلَ۱ باشد گردن چَغَلی۲ دارم
نی فکری و پژمانم کاین میش بود اُستاق۳
نه شاد که امساله ده بز جملی۴ دارم
بیملکت و بیصحرا از همت مردانه
من مزرع دنیا را مثل پَخَلی۵ دارم
کرمم اگر از پیله دستار به سر بندم
زنبورم اگر جامه در بر عسلی دارم
مرحوم قاضی جلال الدین فقهی سلجوقی
https://telegram.me/jamtorbat
یک کهنه گلیم از مو یک خانه گِلی دارم
خاکی صفتان را من خاک قدمم اما
با هرکه چغَلَ۱ باشد گردن چَغَلی۲ دارم
نی فکری و پژمانم کاین میش بود اُستاق۳
نه شاد که امساله ده بز جملی۴ دارم
بیملکت و بیصحرا از همت مردانه
من مزرع دنیا را مثل پَخَلی۵ دارم
کرمم اگر از پیله دستار به سر بندم
زنبورم اگر جامه در بر عسلی دارم
مرحوم قاضی جلال الدین فقهی سلجوقی
https://telegram.me/jamtorbat
🌷تفکر🌷
📚 عاشقان قدرت
هرگز
نمی توانند عاشق مردم باشند
و عاشقان ملت
هرگز
نمی توانند عاشق قدرت باشند ...
#روناس_آرا
https://telegram.me/jamtorbat
📚 عاشقان قدرت
هرگز
نمی توانند عاشق مردم باشند
و عاشقان ملت
هرگز
نمی توانند عاشق قدرت باشند ...
#روناس_آرا
https://telegram.me/jamtorbat
توزیع بسته های لوازم التحریر توسط کمیته جوانان مزار شیخالاسلام احمد جامی در بین دانش آموزان نیازمند
این بسته ها که به همت کمیته جوانان مزار و برخی از خیرین تهیه شده شامل انواع لوازم التحریر از قبیل دفتر، مداد ، مدادرنگی، پاک کن ، سررسید های سفید سالهای قبل و ... و به تعداد ۳۰۰ بسته میباشد که توزیع آنها در مدارس از امروز آغاز شد.
https://telegram.me/jamtorbat
این بسته ها که به همت کمیته جوانان مزار و برخی از خیرین تهیه شده شامل انواع لوازم التحریر از قبیل دفتر، مداد ، مدادرنگی، پاک کن ، سررسید های سفید سالهای قبل و ... و به تعداد ۳۰۰ بسته میباشد که توزیع آنها در مدارس از امروز آغاز شد.
https://telegram.me/jamtorbat
مهد عرفان تربت جام
https://telegram.me/jamtorbat
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
هرجا که حرفی از نُت و آوازِ تاراست
هرجانشان ازغیرت است و افتخاراست
این پرچم جام است که بالا ماندگاراست
بادِخَزانش گوییا بادبهاراست
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه ِ شيرمردان تربت جام
جام است اينجا قِدمتِ ديرينه دارد
صد"مصطفی نخل احمدی"درسینه دارد
هرآدمش یک قلب چون آیینه دارد
صِدق و صفاي مردمش پیشینه دارد
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیر مردان تربت جام
هرچند در هرخانه ای یک تار دارند
خوشحال و خندان ظاهرا بسیارد
بر دین و بر ایمان خود اصرار دارند
لیسانس وفوق دیپلم بیکار دارند
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیرمردان تربت جام
اینجا "محمداحمدی " بسیار دارد
تصویر اورا بر در و دیوار دارد
از این نوابغ هر طرف انگار دارد
هرسالی وهرماهی وهربار دارد
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیر مردان تربت جام
هرکوچه ای پیر بزرگی خفته دارد
برتربت احمد درخت پسته دارد
بس عارفانِ صوفیِ دلبسته دارد
هم عالمانِ عامل ِ وارسته دارد
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیر مردان تربت جام
اینجا نماد وحدت ایران زمین است
اینجا دمادم شیعه باسنی قرین است
این را بگویم من کلام آخرین است
وحدت فقط راه نجات مسلمین است
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیر مردان تربت جام
عبدالرحمن قنبری
تربت جام ۱۳۹۵/۷/۲۳
https://telegram.me/jamtorbat
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
هرجا که حرفی از نُت و آوازِ تاراست
هرجانشان ازغیرت است و افتخاراست
این پرچم جام است که بالا ماندگاراست
بادِخَزانش گوییا بادبهاراست
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه ِ شيرمردان تربت جام
جام است اينجا قِدمتِ ديرينه دارد
صد"مصطفی نخل احمدی"درسینه دارد
هرآدمش یک قلب چون آیینه دارد
صِدق و صفاي مردمش پیشینه دارد
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیر مردان تربت جام
هرچند در هرخانه ای یک تار دارند
خوشحال و خندان ظاهرا بسیارد
بر دین و بر ایمان خود اصرار دارند
لیسانس وفوق دیپلم بیکار دارند
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیرمردان تربت جام
اینجا "محمداحمدی " بسیار دارد
تصویر اورا بر در و دیوار دارد
از این نوابغ هر طرف انگار دارد
هرسالی وهرماهی وهربار دارد
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیر مردان تربت جام
هرکوچه ای پیر بزرگی خفته دارد
برتربت احمد درخت پسته دارد
بس عارفانِ صوفیِ دلبسته دارد
هم عالمانِ عامل ِ وارسته دارد
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیر مردان تربت جام
اینجا نماد وحدت ایران زمین است
اینجا دمادم شیعه باسنی قرین است
این را بگویم من کلام آخرین است
وحدت فقط راه نجات مسلمین است
ای سرزمین و مهد عرفان تربت جام
ای زادگاه شیر مردان تربت جام
عبدالرحمن قنبری
تربت جام ۱۳۹۵/۷/۲۳
https://telegram.me/jamtorbat
جدا از رویت ای ماه دل افروز
نه روز از شو شناسم نه شو از روز
وصــالت گر مـرا گردد میســر
هـــمه روزم شـــود چون عید نوروز
بابا طاهر
جدا از رویت ای ماه دل افروز
نه روز از شو شناسم نه شو از روز
وصــالت گر مـرا گردد میســر
هـــمه روزم شـــود چون عید نوروز
بابا طاهر
ما در این انبار گندم می کنیم *
گندم جمع آمده گم می کنیم
می نیندیشیم آخر ما به هوش *
کین خلل در گندمست از مکر موش
موش تا انبار ما حفره زدست *
وز فنش انبار ما ویران شدست
اول ای جان دفع شر موش کن *
و انگهان درجمع گندم کوش کن
گرنه موشی دزد در انبار ماست *
گندم اعمال چل ساله کجاست
ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*
جمع می ناید در این انبار ما
مولانا
https://telegram.me/jamtorbat
موش = نفس گندم = جان – روح
انبار = جسم
گندم جمع آمده گم می کنیم
می نیندیشیم آخر ما به هوش *
کین خلل در گندمست از مکر موش
موش تا انبار ما حفره زدست *
وز فنش انبار ما ویران شدست
اول ای جان دفع شر موش کن *
و انگهان درجمع گندم کوش کن
گرنه موشی دزد در انبار ماست *
گندم اعمال چل ساله کجاست
ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*
جمع می ناید در این انبار ما
مولانا
https://telegram.me/jamtorbat
موش = نفس گندم = جان – روح
انبار = جسم
https://telegram.me/jamtorbat
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید*
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار*
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید*
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید*
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید*
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت*
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد*
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
مولانا
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید*
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار*
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید*
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید*
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید*
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت*
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد*
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
مولانا
https://telegram.me/jamtorbat
افسوس که نامه جوانی طی شد
و آن تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی آمد کی شد
خیام
افسوس که نامه جوانی طی شد
و آن تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
افسوس ندانم که کی آمد کی شد
خیام
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
به یاد یار دیرین کاروان گم کرده رامانم
که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی
که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را
سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل
خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده
به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان
خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن
که از آب بقا جویند عمر جاودانی را 🌷🌷🌷🌷🌷🌷شهریار
https://telegram.me/jamtorbat
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
به یاد یار دیرین کاروان گم کرده رامانم
که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی
که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را
سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل
خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده
به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان
خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن
که از آب بقا جویند عمر جاودانی را 🌷🌷🌷🌷🌷🌷شهریار
https://telegram.me/jamtorbat
گفت دانايي که: گرگي خيره سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته مي شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا مي کند
خلق و خوي گرگ پيدا مي کند
در جواني جان گرگت را بگير!
واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
روز پيري، گر که باشي هم چو شير
ناتواني در مصاف گرگ پير
مردمان گر يکدگر را مي درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنايان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غريب
با که بايد گفت اين حال عجيب؟
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
فریدون مشیری
🌷🌷🌷🌷🌷
https://telegram.me/jamtorbat
هست پنهان در نهاد هر بشر!...
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته مي شود انسان پاک
وآن که با گرگش مدارا مي کند
خلق و خوي گرگ پيدا مي کند
در جواني جان گرگت را بگير!
واي اگر اين گرگ گردد با تو پير
روز پيري، گر که باشي هم چو شير
ناتواني در مصاف گرگ پير
مردمان گر يکدگر را مي درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند...
وآن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنايان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غريب
با که بايد گفت اين حال عجيب؟
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
فریدون مشیری
🌷🌷🌷🌷🌷
https://telegram.me/jamtorbat