گروه هنری البرز درکنار دکتر کوپال داور یازدهمین جشنواره تیاتر خیابانی مریوان
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
royafilm11
royafilm11
اهنگ بسیار زیبا امیر بی گزند محسن چاوشی و از اشعار مولانا تقدیم شما همدلان
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
royafilm1.mp4
124.3 MB
تک نوازی
زنده یاد استاد عبدالله سرور احمدی
حلقه عشاق سال ١٣٨۵
کاری از شرکت سینمایی رویا فیلم جام
تقدیم شما همدلان 🌷
روحش شاد و یادش گرامی باد🌷
https://telegram.me/jamtorbat
زنده یاد استاد عبدالله سرور احمدی
حلقه عشاق سال ١٣٨۵
کاری از شرکت سینمایی رویا فیلم جام
تقدیم شما همدلان 🌷
روحش شاد و یادش گرامی باد🌷
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
#اشعارجام
سه پسر دادی خدایا بعد از این دختر بده
دسته ی گل داده ای دسته گلی بهتر بده
جنس نر دادی به ما صدشکر از الطاف تو
جنس ماده لطف کن این دفعه ی آخر بده
قوم و خویشان را تو دادی دختران مه لقا
لطف کن ما را مهین و نرگس و آذر بده
داده ای ما را سعید و یونس و بهنام ولیک
دیگران را هم خداوندا تو جنس نر بده
زین عیال ما میسر گر نشد ای بار اله
از پری از راحله کبری و نیلوفر بده
گر ندادی مصلحت با توست ما فرمانبریم
یک عروس باصفایی لااقل دیگر بده
هرچه من گفتم ندادی دختری صاحب جمال
من قسم دادم به خاک جدمان "قنبر" بده 😂
#عبدالرحمن_قنبری
تربت جام
#اشعارجام
سه پسر دادی خدایا بعد از این دختر بده
دسته ی گل داده ای دسته گلی بهتر بده
جنس نر دادی به ما صدشکر از الطاف تو
جنس ماده لطف کن این دفعه ی آخر بده
قوم و خویشان را تو دادی دختران مه لقا
لطف کن ما را مهین و نرگس و آذر بده
داده ای ما را سعید و یونس و بهنام ولیک
دیگران را هم خداوندا تو جنس نر بده
زین عیال ما میسر گر نشد ای بار اله
از پری از راحله کبری و نیلوفر بده
گر ندادی مصلحت با توست ما فرمانبریم
یک عروس باصفایی لااقل دیگر بده
هرچه من گفتم ندادی دختری صاحب جمال
من قسم دادم به خاک جدمان "قنبر" بده 😂
#عبدالرحمن_قنبری
تربت جام
تو از فصل پاییز زیبا تری ..........
من از فصل پاییز تنهاترم ...........
#سهراب#
https://telegram.me/jamtorbat
من از فصل پاییز تنهاترم ...........
#سهراب#
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
درایڹ
روز زیبا
هر چہ آسایش روح
,هر چہ آرامش دڸ,
هر چہ تقدیر بلند
هر چہ لبخند قشنڪَ,
هر چہ ازلطف خداست
همہ تقدیم شما
ظهر بخیر دوستان عزیزم
اخرهفته خوبی براتون ارزومندم
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
درایڹ
روز زیبا
هر چہ آسایش روح
,هر چہ آرامش دڸ,
هر چہ تقدیر بلند
هر چہ لبخند قشنڪَ,
هر چہ ازلطف خداست
همہ تقدیم شما
ظهر بخیر دوستان عزیزم
اخرهفته خوبی براتون ارزومندم
کسب عنوان بازیگر برگزیده خردسال الا البرز در یازدهمین جشنواره بین المللی تیاتر خیابانی مریوان ودریافت لوح تقدیر از جناب جنتی وزیر ارشاد و جناب مرادخانی معاون وزیر https://telegram.me/jamtorbat
جان منست او هی مزنیدش
آن منست او هی مبریدش
آب منست او نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش
سرخی سیبش سبزی بیدش
متصلست او معتدلست او
شمع دلست او پیش کشیدش
هر که ز غوغا وز سر سودا
سر کشد این جا سر ببریدش
هر که ز صهبا آرد صفرا
کاسه سکبا پیش نهیدش
عام بیاید خاص کنیدش
خام بیاید هم بپزیدش
نک شه هادی زان سوی وادی
جانب شادی داد نویدش
داد زکاتی آب حیاتی
شاخ نباتی تا به مزیدش
باده چو خورد او خامش کرد او
زحمت برد او تا طلبیدش
مولانا
https://telegram.me/jamtorbat
آن منست او هی مبریدش
آب منست او نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش
سرخی سیبش سبزی بیدش
متصلست او معتدلست او
شمع دلست او پیش کشیدش
هر که ز غوغا وز سر سودا
سر کشد این جا سر ببریدش
هر که ز صهبا آرد صفرا
کاسه سکبا پیش نهیدش
عام بیاید خاص کنیدش
خام بیاید هم بپزیدش
نک شه هادی زان سوی وادی
جانب شادی داد نویدش
داد زکاتی آب حیاتی
شاخ نباتی تا به مزیدش
باده چو خورد او خامش کرد او
زحمت برد او تا طلبیدش
مولانا
https://telegram.me/jamtorbat
مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش
که هر دو آب حیاتست پخته و خامش
خمار باده او خوشترست یا مستی
که باد تا به ابد جانهای ما جامش
ستم ز عدل ندانم ز مستی ستمش
مرا مپرس ز عدل و ز لطف و انعامش
جفای او که روان گریزپای مرا
حریف مرغ وفا کرد دانه و دامش
بسی بهانه روانم نمود تا نرود
کشید جانب اقبال کام و ناکامش
طرب نخواهد آن کس که درد او بشناخت
نشان نماند او را که بشنود نامش
مولانا
https://telegram.me/jamtorbat
که هر دو آب حیاتست پخته و خامش
خمار باده او خوشترست یا مستی
که باد تا به ابد جانهای ما جامش
ستم ز عدل ندانم ز مستی ستمش
مرا مپرس ز عدل و ز لطف و انعامش
جفای او که روان گریزپای مرا
حریف مرغ وفا کرد دانه و دامش
بسی بهانه روانم نمود تا نرود
کشید جانب اقبال کام و ناکامش
طرب نخواهد آن کس که درد او بشناخت
نشان نماند او را که بشنود نامش
مولانا
https://telegram.me/jamtorbat
⭕️ چند شماره استعلام جدید
🔹سامانه استعلام تعداد سیم کارت
⬅️ ارسال کد 511 به سامانه 20526
🔹استعلام نمره منفی و میزان تخلفات رانندگی
⬅️ ارسال کد 512 به سامانه 20526
🔹استعلام خلافی و شکایت نسبت به جریمه ها
⬅️ ارسال کد 513 به 20526
🔹استعلام سابقه بیمه (سوابق کاری)
⬅️ ارسال کد 514 به سامانه 20526
🔹استعلام وضعیت یارانه و اعتراض حذف شدگان
⬅️ ارسال کد 515 به سامانه 20526
🔹استعلام وضعیت سربازی و معافیت های 95
⬅️ ارسال کد 516 به سامانه 20526
https://telegram.me/jamtorbat
🔹سامانه استعلام تعداد سیم کارت
⬅️ ارسال کد 511 به سامانه 20526
🔹استعلام نمره منفی و میزان تخلفات رانندگی
⬅️ ارسال کد 512 به سامانه 20526
🔹استعلام خلافی و شکایت نسبت به جریمه ها
⬅️ ارسال کد 513 به 20526
🔹استعلام سابقه بیمه (سوابق کاری)
⬅️ ارسال کد 514 به سامانه 20526
🔹استعلام وضعیت یارانه و اعتراض حذف شدگان
⬅️ ارسال کد 515 به سامانه 20526
🔹استعلام وضعیت سربازی و معافیت های 95
⬅️ ارسال کد 516 به سامانه 20526
https://telegram.me/jamtorbat
من طرح میدهم که شماهم نظرکنید
گرعیب داشت یک نظر تازه ترکنید
چون #اشتغال نیست بیایید و بعدازاین
در هر مغازه ای دو گدا مستقر کنید
زاد و ولد کم است به کوری دشمنان
شب های جمعه آمده خاکی به سرکنید
جمعیتت زیاد شده جا نمی شوید
یک عده "گل به روی شما" پشت خرکنید
خالی است سفره ات اگر از جوجه و کباب
چیزی نخورده دشمن خودخونْ جگر کنید!!
دشمن برای آنکه نداند چه خورده اید
باد از گلوی خویش به ناگه بدر کنید
ویلا پلاژ وساحل دریا نمی روید
حداقل به کوچه ی پشتی سفر کنید
خواهید که اختلاف ببینید تاکجاست
برفیش ما و فیش نجومی نظر کنید
گرتاشمال وساحل دریا نمی برید
مارا زحصر خانگی مان بدر کنید
دشمن اگر که نیت شومی سرش بُوَد
پوست کلفت ما بکنید و سپر کنید
دارید اگر سراغ ز انصاف و عدل و داد
این هم شماره ام.... که مراهم خبر کنید
"قنبر "که گفت حرف سیاسی و در "اوین "
نوشابه گر کنند به پشتش بدرکنید😂
عبدالرحمن قنبری
تربت جام
https://telegram.me/jamtorbat
گرعیب داشت یک نظر تازه ترکنید
چون #اشتغال نیست بیایید و بعدازاین
در هر مغازه ای دو گدا مستقر کنید
زاد و ولد کم است به کوری دشمنان
شب های جمعه آمده خاکی به سرکنید
جمعیتت زیاد شده جا نمی شوید
یک عده "گل به روی شما" پشت خرکنید
خالی است سفره ات اگر از جوجه و کباب
چیزی نخورده دشمن خودخونْ جگر کنید!!
دشمن برای آنکه نداند چه خورده اید
باد از گلوی خویش به ناگه بدر کنید
ویلا پلاژ وساحل دریا نمی روید
حداقل به کوچه ی پشتی سفر کنید
خواهید که اختلاف ببینید تاکجاست
برفیش ما و فیش نجومی نظر کنید
گرتاشمال وساحل دریا نمی برید
مارا زحصر خانگی مان بدر کنید
دشمن اگر که نیت شومی سرش بُوَد
پوست کلفت ما بکنید و سپر کنید
دارید اگر سراغ ز انصاف و عدل و داد
این هم شماره ام.... که مراهم خبر کنید
"قنبر "که گفت حرف سیاسی و در "اوین "
نوشابه گر کنند به پشتش بدرکنید😂
عبدالرحمن قنبری
تربت جام
https://telegram.me/jamtorbat
شهرعرفان
من طرح میدهم که شماهم نظرکنید گرعیب داشت یک نظر تازه ترکنید چون #اشتغال نیست بیایید و بعدازاین در هر مغازه ای دو گدا مستقر کنید زاد و ولد کم است به کوری دشمنان شب های جمعه آمده خاکی به سرکنید جمعیتت زیاد شده جا نمی شوید یک عده "گل به روی شما" پشت…
این قطعه شعر در وصف و منقبت شعر استاد و همشهری عزیز عبدالرحمن قنبری هست...
ای قنبر عزیز به طرحت نظر کنم
عیبی ندارد و حرفش ثمر کنم
از اشتغال که گفتی در این میان
بر کسب خویش رخت قناعت به بر کنم
از چشم کور و کر دشمن قسم خورده
زاد و ولد ز شنبه و جمعه گذر کنم
جمعیت زیاده که گفتی در این زمان
استر زیاد٬ لقاح شبانی بسر کنم
آن سفره ای که ز نان و نمک پر است
ازمرغ و ماهی و جوجه حذر کنم
دشمن ز سیر و پونه ما آگه است بدان
دنیا ز باد گلو دربدر کنم
در خواب ز ساحل و دریا کنم شنا
آگه نباشم و خاکی بسر کنم
حسرت ز فیش نجومی این و آن
عمر عزیز را به تباهی سپر کنم
مارا در این هوای و هوس حصر کرده اند
حصر زمین و زمان را گذر کنم
پوست کلفت ما٬ که کنند بهر هرکسی
صد نیزه های خورده ز زخمش سپرکنم
ازعدل وداد خبری گر شود همی
اس ام زنم و قنبر خبر کنم
ثانی کجا و سیاست کجا عزیز دلم
شیر شتر نخواهمو٬نه یاد از عرب کنم
#قاسم_سنگک
تربت جام
https://telegram.me/jamtorbat
ای قنبر عزیز به طرحت نظر کنم
عیبی ندارد و حرفش ثمر کنم
از اشتغال که گفتی در این میان
بر کسب خویش رخت قناعت به بر کنم
از چشم کور و کر دشمن قسم خورده
زاد و ولد ز شنبه و جمعه گذر کنم
جمعیت زیاده که گفتی در این زمان
استر زیاد٬ لقاح شبانی بسر کنم
آن سفره ای که ز نان و نمک پر است
ازمرغ و ماهی و جوجه حذر کنم
دشمن ز سیر و پونه ما آگه است بدان
دنیا ز باد گلو دربدر کنم
در خواب ز ساحل و دریا کنم شنا
آگه نباشم و خاکی بسر کنم
حسرت ز فیش نجومی این و آن
عمر عزیز را به تباهی سپر کنم
مارا در این هوای و هوس حصر کرده اند
حصر زمین و زمان را گذر کنم
پوست کلفت ما٬ که کنند بهر هرکسی
صد نیزه های خورده ز زخمش سپرکنم
ازعدل وداد خبری گر شود همی
اس ام زنم و قنبر خبر کنم
ثانی کجا و سیاست کجا عزیز دلم
شیر شتر نخواهمو٬نه یاد از عرب کنم
#قاسم_سنگک
تربت جام
https://telegram.me/jamtorbat
یاد و خاطره مرحوم استاد غلامعلی پورعطایی را گرامی میداریم
روحش شاد و یادش گرامی
https://telegram.me/jamtorbat
روحش شاد و یادش گرامی
https://telegram.me/jamtorbat
سلام عزیزان
دیشب ساعت ۱۱شب ازمشهد خسته وکوفته رسیدم خانه نوجوانی رو دیدم که تاکمر داخل سطل زباله دنبال چیزی می گشت
خیلی متاثر شدم و شعرطنز زیر را که درمورد شیب ملایم دکتر روحانی هست سرودم تقدیم میکنم
شیب ملایم
من فدای صورت چون سیب تو
کشته مارا ؛ کشته آخر شیب تو
خنده با شیب ملایم میکنی
از تورّم بحث دایم میکنی
این که میگویی تورّم کم شده _
توپِ توپ اوضاع این مردم شده
پولِ نفت آمد درون سفره ها
پرشده از پول آن بس حفره ها
پس چرا ما جمله درجا می زنیم
حرف قسط و وام هرجا می زنیم
این چه شیبی هست ؟ شیبت رو به ماست
چون غذای ماست دایم نان و ماست
آن یکی دایم به خارج با عیال
دیگری دنبال نان در آشغال
مادری هم کُلْفَتِ مردم شده
بهر نانی آبرویش گم شده
شیب تو آخر مرا بیچاره کرد
اصطلاحاً .... ماراپاره کرد
باکلیدت شیب را اصلاح کن
رو به سوی حضرت مصباح کن
هم شکر دارند و هم روغن زیاد
برده اند این بی نوایان را زِ یاد
قالی و کرباس را کن بر کنار
می شویم راحت هزار اندر هزار
رانت خواران را بکُن زنجیر و بند
با کلیدت درب بر ایشان ببند
چند سالی پیش یک دیوانه ای
آمد و تقسیم کرد یارانه ای
آن زمان میشد سه کیسه از برنج
"احمد دانه بلند" و هم "ترنج"
پول این یارانه از بی صاحبی
می شود تنها تغاری واجبی*😂😂
"قنبرا " اسپند خود را دود کن
"اِنْ يَكادي" چشم بد نابود کن
شعر طنزی گفته ای یا ریشخند
قندگفتی، قندگفتی ، قندِ قند
عبدالرحمن قنبری
تربت جام ۱۳۹۵/۷/۱۰
https://telegram.me/jamtorbat
دیشب ساعت ۱۱شب ازمشهد خسته وکوفته رسیدم خانه نوجوانی رو دیدم که تاکمر داخل سطل زباله دنبال چیزی می گشت
خیلی متاثر شدم و شعرطنز زیر را که درمورد شیب ملایم دکتر روحانی هست سرودم تقدیم میکنم
شیب ملایم
من فدای صورت چون سیب تو
کشته مارا ؛ کشته آخر شیب تو
خنده با شیب ملایم میکنی
از تورّم بحث دایم میکنی
این که میگویی تورّم کم شده _
توپِ توپ اوضاع این مردم شده
پولِ نفت آمد درون سفره ها
پرشده از پول آن بس حفره ها
پس چرا ما جمله درجا می زنیم
حرف قسط و وام هرجا می زنیم
این چه شیبی هست ؟ شیبت رو به ماست
چون غذای ماست دایم نان و ماست
آن یکی دایم به خارج با عیال
دیگری دنبال نان در آشغال
مادری هم کُلْفَتِ مردم شده
بهر نانی آبرویش گم شده
شیب تو آخر مرا بیچاره کرد
اصطلاحاً .... ماراپاره کرد
باکلیدت شیب را اصلاح کن
رو به سوی حضرت مصباح کن
هم شکر دارند و هم روغن زیاد
برده اند این بی نوایان را زِ یاد
قالی و کرباس را کن بر کنار
می شویم راحت هزار اندر هزار
رانت خواران را بکُن زنجیر و بند
با کلیدت درب بر ایشان ببند
چند سالی پیش یک دیوانه ای
آمد و تقسیم کرد یارانه ای
آن زمان میشد سه کیسه از برنج
"احمد دانه بلند" و هم "ترنج"
پول این یارانه از بی صاحبی
می شود تنها تغاری واجبی*😂😂
"قنبرا " اسپند خود را دود کن
"اِنْ يَكادي" چشم بد نابود کن
شعر طنزی گفته ای یا ریشخند
قندگفتی، قندگفتی ، قندِ قند
عبدالرحمن قنبری
تربت جام ۱۳۹۵/۷/۱۰
https://telegram.me/jamtorbat
royafilm100.mp4
120.4 MB
اجرای ماندگار استاد پورعطایی در شور یگانگی تقدیم شما همدلان
روحش شاد و یادش گرامی
https://telegram.me/jamtorbat
روحش شاد و یادش گرامی
https://telegram.me/jamtorbat
غلامعلی پورعطایی نوازنده دو تار و خنیاگر موسیقی نواحی سال ۱۳۲۶ در تربت جام خراسان متولد شد.
https://telegram.me/jamtorbat
خانواده مادری او علاقه مند به موسیقی و خواندن بودند و نسل به نسل این علاقه در آنها وجود داشت. همین امر سبب شد تا در 9 سالگی پدرش ساز دوتاری به او هدیه دهد و مراحل ابتدایی نواختن ساز را نزد پدر و بعدها نزد دیگر اساتید منطقه تربت جام و خراسان بیاموزد.
او از معدود نوازندگان مسن و پیشکسوت موسیقی نواحی بود که به گفته هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی دارای مدرک فوق دیپلم بود و شغلش معلمی بود و در نهایت بازنشسته آموزش و پرورش شد. همین امر به او در شناخت و خوانش اشعار بزرگان شعر و موسیقی منطقه و ایران یاریهای فراوانی رساند.
پورعطایی در سال ۱۳۴۴ به سبب شهرت در نوازندگی و خوانندگی به تهران دعوت میگردد تا در تالار رودکی، مجامع هنری و سفارتخانههای اروپایی و رادیو و تلویزیون، همراه با گروه هنرهای آیینی، سنتی و حرکات موزون به سرپرستی هنرمند برجسته هنرهای آیینی «آقای محمدفاروق کیانیپور» و دیگر هنرآفرینان میراث کهنسال به اجرای برنامه بپردازد که بسیار مورد اقبال واقع میگردد. شهرت وی در این زمان تا بدانجا میرسید که ضمن سفر به سراسر ایران، برای اجرای برنامه در کشورهای گوناگون از وی دعوت به عمل میآید.
https://telegram.me/jamtorbat
شرکت در مراسم شاهنامه خوانی با دوتار چون جنگ هفت لشکر، داستان سیاوش، داستان بیژن و منیژه، جنگ کُک کوه زاد (قلعهای در تربت جام به نام قلعه گگ) از دیگر فعالیتهای وی است.
از ویژگی های مهم پورعطایی ، شیوه اجرایی اش هنگام نواختن ساز در صحنه بوده است که حس و حالی مناسب را به خواننده انتقال می داد. همین ویژگی سبب شد تا برخی از فیلمسازان به سراغ او بروند و از او در کارهای خود مدد بگیرند که بهرام بیضایی و واروژ کریم مسیحی از جمله آنها بودند.
او صدایی پر و پیمان داشت و از معدود خنیاگران موسیقی نواحی بود که هم ساز خوب می زد و هم از صدایی شش دانگ برخوردار بود قطعه «نوایی نوایی» که گوشهای ماندگار در موسیقی منطقه خراسان است با آواز او و تصویربرداری زیبایی که از نواختن و خواندنش در این مایه به ثبت رسیده است، بین مخاطبان موسیقی ماندگار شده است.
پورعطایی از جمله هنرمندان ثابت در اجراهای جشنوارههای مختلف موسیقی بود. جشنواره موسیقی فجر، جشنواره ذکر و ذاکرین و جشنواره موسیقی نواحی ایران از جمله رخدادهایی بودند که پورعطایی در آنها حضوری جدی و موثر داشت و حتی در یکی دو دوره از این جشنوارهها به عنوان داور بخش موسیقی نواحی و دوتار نوازی فعالیت کرد.
https://telegram.me/jamtorbat
از او دو دختر و پسر برجای مانده اند که همه آنها دستی در نواختن دارند و یکی از فرزندانش نیز جایزه نوازنده برتر در جشنواره موسیقی نواحی کرمان را از آن خود کرده بود. آلبوم «فرهنگ دیرینه خراسان» و چند آلبوم دیگر از نواختهها و خواندههای این خنیاگر موسیقی نواحی ایران از جمله آثار به جای مانده از اوست که در برخی از آنها فرزندانش نیز ساز میزنند و میخوانند.
پورعطایی چند ماه آخر را با بیماریهای مختلفی از جمله عفونت ریه و کیسه صفرا دست و پنجه نرم کرد و مدتی هم در بیمارستان امام رضای مشهد بستری بود. این نوازنده و خنیاگر موسیقی نواحی صبح روز 12 مهرماه 1393 دار فانی را وداع گفت.
https://telegram.me/jamtorbat
خانواده مادری او علاقه مند به موسیقی و خواندن بودند و نسل به نسل این علاقه در آنها وجود داشت. همین امر سبب شد تا در 9 سالگی پدرش ساز دوتاری به او هدیه دهد و مراحل ابتدایی نواختن ساز را نزد پدر و بعدها نزد دیگر اساتید منطقه تربت جام و خراسان بیاموزد.
او از معدود نوازندگان مسن و پیشکسوت موسیقی نواحی بود که به گفته هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی دارای مدرک فوق دیپلم بود و شغلش معلمی بود و در نهایت بازنشسته آموزش و پرورش شد. همین امر به او در شناخت و خوانش اشعار بزرگان شعر و موسیقی منطقه و ایران یاریهای فراوانی رساند.
پورعطایی در سال ۱۳۴۴ به سبب شهرت در نوازندگی و خوانندگی به تهران دعوت میگردد تا در تالار رودکی، مجامع هنری و سفارتخانههای اروپایی و رادیو و تلویزیون، همراه با گروه هنرهای آیینی، سنتی و حرکات موزون به سرپرستی هنرمند برجسته هنرهای آیینی «آقای محمدفاروق کیانیپور» و دیگر هنرآفرینان میراث کهنسال به اجرای برنامه بپردازد که بسیار مورد اقبال واقع میگردد. شهرت وی در این زمان تا بدانجا میرسید که ضمن سفر به سراسر ایران، برای اجرای برنامه در کشورهای گوناگون از وی دعوت به عمل میآید.
https://telegram.me/jamtorbat
شرکت در مراسم شاهنامه خوانی با دوتار چون جنگ هفت لشکر، داستان سیاوش، داستان بیژن و منیژه، جنگ کُک کوه زاد (قلعهای در تربت جام به نام قلعه گگ) از دیگر فعالیتهای وی است.
از ویژگی های مهم پورعطایی ، شیوه اجرایی اش هنگام نواختن ساز در صحنه بوده است که حس و حالی مناسب را به خواننده انتقال می داد. همین ویژگی سبب شد تا برخی از فیلمسازان به سراغ او بروند و از او در کارهای خود مدد بگیرند که بهرام بیضایی و واروژ کریم مسیحی از جمله آنها بودند.
او صدایی پر و پیمان داشت و از معدود خنیاگران موسیقی نواحی بود که هم ساز خوب می زد و هم از صدایی شش دانگ برخوردار بود قطعه «نوایی نوایی» که گوشهای ماندگار در موسیقی منطقه خراسان است با آواز او و تصویربرداری زیبایی که از نواختن و خواندنش در این مایه به ثبت رسیده است، بین مخاطبان موسیقی ماندگار شده است.
پورعطایی از جمله هنرمندان ثابت در اجراهای جشنوارههای مختلف موسیقی بود. جشنواره موسیقی فجر، جشنواره ذکر و ذاکرین و جشنواره موسیقی نواحی ایران از جمله رخدادهایی بودند که پورعطایی در آنها حضوری جدی و موثر داشت و حتی در یکی دو دوره از این جشنوارهها به عنوان داور بخش موسیقی نواحی و دوتار نوازی فعالیت کرد.
https://telegram.me/jamtorbat
از او دو دختر و پسر برجای مانده اند که همه آنها دستی در نواختن دارند و یکی از فرزندانش نیز جایزه نوازنده برتر در جشنواره موسیقی نواحی کرمان را از آن خود کرده بود. آلبوم «فرهنگ دیرینه خراسان» و چند آلبوم دیگر از نواختهها و خواندههای این خنیاگر موسیقی نواحی ایران از جمله آثار به جای مانده از اوست که در برخی از آنها فرزندانش نیز ساز میزنند و میخوانند.
پورعطایی چند ماه آخر را با بیماریهای مختلفی از جمله عفونت ریه و کیسه صفرا دست و پنجه نرم کرد و مدتی هم در بیمارستان امام رضای مشهد بستری بود. این نوازنده و خنیاگر موسیقی نواحی صبح روز 12 مهرماه 1393 دار فانی را وداع گفت.
به استاد بی بدیل هنر غلامعلی پور عطایی
از پنجه زخم تار شما تا بلند شد
جنگل به رقص آمد و دریا بلند شد
رگبار پنجه های تو بر تار دیدنی است
آن سان که سایه هم به تماشا بلند شد
"کبک زری" به رقص ترین مرغ عالم است
شور "نوایی" ات که به صحرا بلند شد
تو در کنار تار چنین قد کشیده ای؟
یا تار در کنار تو بالا بلند شد
استاد بی بدیل هنر پور عطایی آه!
در شهر شایعات مبادا بلند شد
از نای تو که جای طنین نوایی است
فریاد آه و درد تو گویا بلند شد
"الله مدد"بخوان که خدایت مدد کند
با عشق او توان که به فردا بلند شد
برخیز!جای بودن تو روی صحنه است
دنیا به احترام تو از جا بلند شد
ایرج سامانی
سالگرد پرواز استاد تسلیت باد
https://telegram.me/jamtorbat
از پنجه زخم تار شما تا بلند شد
جنگل به رقص آمد و دریا بلند شد
رگبار پنجه های تو بر تار دیدنی است
آن سان که سایه هم به تماشا بلند شد
"کبک زری" به رقص ترین مرغ عالم است
شور "نوایی" ات که به صحرا بلند شد
تو در کنار تار چنین قد کشیده ای؟
یا تار در کنار تو بالا بلند شد
استاد بی بدیل هنر پور عطایی آه!
در شهر شایعات مبادا بلند شد
از نای تو که جای طنین نوایی است
فریاد آه و درد تو گویا بلند شد
"الله مدد"بخوان که خدایت مدد کند
با عشق او توان که به فردا بلند شد
برخیز!جای بودن تو روی صحنه است
دنیا به احترام تو از جا بلند شد
ایرج سامانی
سالگرد پرواز استاد تسلیت باد
https://telegram.me/jamtorbat