ROYA FILM.mp4
47.5 MB
اجرای زیبای استاد مرحوم غلامعلی نینواز تقدیم شما همدلان
https://telegram.me/jamtorbat
هر روز با یک اهنگ محلی در کانال شهر عرفان
https://telegram.me/jamtorbat
هر روز با یک اهنگ محلی در کانال شهر عرفان
باسلام بدین وسیله موفقیت ارزنده دانش آموزان خطه جام خانمها آنیتاسرافرازی (نفراول تکنوازی دوتار)،سارامحمدعلیزاده(نفراول نقدادبی)،شیماایوبی وسمیراقادری رتبه دوم نشریه الکترونیک درسطح کشور رابه ایشان ،خانواده محترمشان ومدیروهمکاران آموزش وپرورش تبریک وخداقوت گفته وآرزوی موفقیتهای بیشتربرای این دانش آموزان هنرمندازخداوندمتعال داریم
گروه فرهنگی و هنری رویا فیلم
https://telegram.me/jamtorbat
گروه فرهنگی و هنری رویا فیلم
https://telegram.me/jamtorbat
🍃🌼 #شعروزندگی🌼🍃
زندگی چیزی نیست؛
که لب طاغچهی عادت
از یاد من و تو برود.
زندگی؛بعد درخت است
به چشم حشره.
زندگی تجربهی شبپره
در تاریکی است.
زندگی حس غریبی است
که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطار است
که در خواب پلی میپیچد.
زندگی دیدن یک باغچه
از شیشه مسدود هواپیما.
خبر رفتن موشک به فضا؛
لمس تنهایی «ماه»؛
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر...
#سهراب_سپهری
https://telegram.me/jamtorbat
زندگی چیزی نیست؛
که لب طاغچهی عادت
از یاد من و تو برود.
زندگی؛بعد درخت است
به چشم حشره.
زندگی تجربهی شبپره
در تاریکی است.
زندگی حس غریبی است
که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی سوت قطار است
که در خواب پلی میپیچد.
زندگی دیدن یک باغچه
از شیشه مسدود هواپیما.
خبر رفتن موشک به فضا؛
لمس تنهایی «ماه»؛
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر...
#سهراب_سپهری
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
🎼 امروز نهم شهریور، چهاردهمین سالروز خاموشی صدای بی صدا "فرهاد مهراد" خواننده، نوازنده و آهنگساز است.
🎶 فرهاد مِهراد (زاده ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران - وفات ۹ شهریور ۱۳۸۱ درپاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگساز و نوازندهٔ پاپ راک اهل ایران بود. وی از خوانندگان صاحب نام راک ایرانی بود که نخستین آلبوم راک اند رول انگلیسی ایران را منتشر کرد. آنچه او را از دیگر هم دورهای هایش متمایز میکند، خواندن ترانههای اجتماعی است که در موسیقی او متبلور شدهاست. این عنصر در مضامین تمامی ترانههای او کاملاً به چشم میخورد. 🎧
https://telegram.me/jamtorbat
به همین مناسبت آهنگ "کوچ بنفشه ها" را باهم بشنویم 🔊 👇
🎼 امروز نهم شهریور، چهاردهمین سالروز خاموشی صدای بی صدا "فرهاد مهراد" خواننده، نوازنده و آهنگساز است.
🎶 فرهاد مِهراد (زاده ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران - وفات ۹ شهریور ۱۳۸۱ درپاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگساز و نوازندهٔ پاپ راک اهل ایران بود. وی از خوانندگان صاحب نام راک ایرانی بود که نخستین آلبوم راک اند رول انگلیسی ایران را منتشر کرد. آنچه او را از دیگر هم دورهای هایش متمایز میکند، خواندن ترانههای اجتماعی است که در موسیقی او متبلور شدهاست. این عنصر در مضامین تمامی ترانههای او کاملاً به چشم میخورد. 🎧
https://telegram.me/jamtorbat
به همین مناسبت آهنگ "کوچ بنفشه ها" را باهم بشنویم 🔊 👇
Farhad-Kooche Banafsheha
@radiosorna
به مناسبت چهاردهمین سالروز خاموشی صدای بی صدا "فرهاد مهراد" خواننده، نوازنده و آهنگساز،
آهنگ "کوچ بنفشه ها" را باهم بشنویم 🔊
https://telegram.me/jamtorbat
آهنگ "کوچ بنفشه ها" را باهم بشنویم 🔊
https://telegram.me/jamtorbat
بـه هیــچ عنــوان سـعی در اثبــات خــــــودم نــــدارم
تــرجیـــح میـــدم برچــسب " اشــــتباه " بـخـــورم
تـا اینکـه خــودم رو بـه بعـضی احمـــــــــــــــــــق هـا ثابــت کنــم....
https://telegram.me/jamtorbat
تــرجیـــح میـــدم برچــسب " اشــــتباه " بـخـــورم
تـا اینکـه خــودم رو بـه بعـضی احمـــــــــــــــــــق هـا ثابــت کنــم....
https://telegram.me/jamtorbat
مادرم میگفت :
به دیوار تکیه کن،
ولى به مردها ، نه …!
که دیوار اگر پشتت را خالى کرد،
سنگ است و گچ، نهایت سرت میشکند..!
ولى اگر مردى رهایت کرد،
دلت میشکند،
روح و تمام زندگیت میشکند،
و زنى که بشکند،
سنگ میشود،
سرد و سخت،
که نه میخندد، و نه میگرید..!
و این یعنى فاجعه…!
فاجعه زنیست که از دلداده گى ترسیده..
https://telegram.me/jamtorbat
به دیوار تکیه کن،
ولى به مردها ، نه …!
که دیوار اگر پشتت را خالى کرد،
سنگ است و گچ، نهایت سرت میشکند..!
ولى اگر مردى رهایت کرد،
دلت میشکند،
روح و تمام زندگیت میشکند،
و زنى که بشکند،
سنگ میشود،
سرد و سخت،
که نه میخندد، و نه میگرید..!
و این یعنى فاجعه…!
فاجعه زنیست که از دلداده گى ترسیده..
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
🔻پدرم وقتی مرد، همه ی خیابان ها چراغانی بود. ماشین ها بوق می زدند و از خیابان ها می گذشتند. مردم ، شادی می کردند و به هم شیرینی می دادند. هر کسی از کنار پدرم رد می شد، سکه ای به طرف او می انداخت. من گریه می کردم ، دور و بر پدرم پر از پول بود.
ناگهان پدرم از جایش بلند شد همه ی سکه ها را جمع کرد و گفت" می بینی پسر! مردم مرده ی مرا بیش تر از زنده ام دوست دارند.
امشب ، یک شام حسابی می خوریم؛ گوشه ی خیابان نمی خوابیم؛ مثل آدم زنده ها زندگی می کنیم؛ بیا!"
از آن روز ، پدرم هفته ای دو سه بار می مرد و من بالای سرش زار زار گریه می کردم. اما یک دفعه ، پدرم راست راستی مردو دیگر از جایش بلند نشد.
تنها ارثی که از پدرم به من رسید، مردن و زنده شدن است؛ آن هم هفته ای چند بار! خیلی سخت است، خیلی!
https://telegram.me/jamtorbat
🔻پدرم وقتی مرد، همه ی خیابان ها چراغانی بود. ماشین ها بوق می زدند و از خیابان ها می گذشتند. مردم ، شادی می کردند و به هم شیرینی می دادند. هر کسی از کنار پدرم رد می شد، سکه ای به طرف او می انداخت. من گریه می کردم ، دور و بر پدرم پر از پول بود.
ناگهان پدرم از جایش بلند شد همه ی سکه ها را جمع کرد و گفت" می بینی پسر! مردم مرده ی مرا بیش تر از زنده ام دوست دارند.
امشب ، یک شام حسابی می خوریم؛ گوشه ی خیابان نمی خوابیم؛ مثل آدم زنده ها زندگی می کنیم؛ بیا!"
از آن روز ، پدرم هفته ای دو سه بار می مرد و من بالای سرش زار زار گریه می کردم. اما یک دفعه ، پدرم راست راستی مردو دیگر از جایش بلند نشد.
تنها ارثی که از پدرم به من رسید، مردن و زنده شدن است؛ آن هم هفته ای چند بار! خیلی سخت است، خیلی!
https://telegram.me/jamtorbat
در ارامش ریشه بگیرید
بدون قضاوت دیگران ابیاری شوید
با وقار اشباع شوید
و با شادی گل دهید
اجازه دهید دنیا با رایحه ی خوشتان
شاد شود
https://telegram.me/jamtorbat
بدون قضاوت دیگران ابیاری شوید
با وقار اشباع شوید
و با شادی گل دهید
اجازه دهید دنیا با رایحه ی خوشتان
شاد شود
https://telegram.me/jamtorbat
هفتاد و سومین جشنواره سینمایی ونیز از فردا، چهارشنبه (۱۰ شهریور) با یاد از سینمای عباس کیارستمی، آغاز میشود.
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
صادق هدایت:
در حقیقت
ما همه بشر بودیم!...
تا اینکه
نژاد!
ارتباطمان را برید!!
مذهب!
از یکدیگر جدایمان ساخت!!
سیاست!
بینمان دیوار کشید!!
و ثروت!
از ما طبقه ساخت
همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست!
اسارت به میله های دورت نیست.
به حصارهای دور تفکرت است!
https://telegram.me/jamtorbat
در حقیقت
ما همه بشر بودیم!...
تا اینکه
نژاد!
ارتباطمان را برید!!
مذهب!
از یکدیگر جدایمان ساخت!!
سیاست!
بینمان دیوار کشید!!
و ثروت!
از ما طبقه ساخت
همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست!
اسارت به میله های دورت نیست.
به حصارهای دور تفکرت است!
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
🔻در تاریخ آمده است به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ بهائی رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید: «در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتی آنان بهتر است یا تربیت خانوادگیشان؟»
شیخ گفت: «هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من اصالت ارجح است.»
و شاه بر خلاف او گفت: «شک نکنید که تربیت مهمتر است!»
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند به ناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند. فردای آن روز هنگام غروب، شیخ به کاخ رسید. بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید. سفرهای بلند پهن کردند و برای روشن کردن مهمانخانه، پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند!
درهنگام شام، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت: «دیدی گفتم تربیت از اصالت مهمتر است. ما این گربههای نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت تربیت است.»
شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت: «من فقط به یک شرط حرف شما را میپذیرم و آن اینکه فردا هم گربهها مثل امروز چنین کنند!»
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت: «این چه حرفی است! فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست و تمرین زیاد انجام میشود.»
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند. آن شب شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آنها نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت. تشریفات همان و سفره همان و گربههای بازیگر همان. شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرف هایش میدید زیر لب برای شیخ رجز میخواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد که در آن هنگام، هنگامهای به پا شد. یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب. این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: «شهریارا ! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه تربیت هم بسیار مهم است ولی اصالت مهمتر! یادت باشد با تربیت میتوان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و اصالت خود بر میگردد و همان گربه نا اهل و ناآرام و درنده میشود!
https://telegram.me/jamtorbat
🔻در تاریخ آمده است به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه شیخ بهائی رسید پس از سلام و احوالپرسی از شیخ پرسید: «در برخورد با افراد اجتماع اصالت ذاتی آنان بهتر است یا تربیت خانوادگیشان؟»
شیخ گفت: «هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من اصالت ارجح است.»
و شاه بر خلاف او گفت: «شک نکنید که تربیت مهمتر است!»
بحث میان آن دو بالا گرفت و هیچیک نتوانستند یکدیگر را قانع کنند به ناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند. فردای آن روز هنگام غروب، شیخ به کاخ رسید. بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید. سفرهای بلند پهن کردند و برای روشن کردن مهمانخانه، پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند و آنجا را روشن کردند!
درهنگام شام، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت: «دیدی گفتم تربیت از اصالت مهمتر است. ما این گربههای نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت تربیت است.»
شیخ در عین اینکه هاج و واج مانده بود گفت: «من فقط به یک شرط حرف شما را میپذیرم و آن اینکه فردا هم گربهها مثل امروز چنین کنند!»
شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت: «این چه حرفی است! فردا مثل امروز و امروز هم مثل دیروز! کار آنها اکتسابی است که با تربیت و ممارست و تمرین زیاد انجام میشود.»
ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند. آن شب شیخ فکورانه به خانه رفت. او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آنها نهاد. فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت. تشریفات همان و سفره همان و گربههای بازیگر همان. شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرف هایش میدید زیر لب برای شیخ رجز میخواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد که در آن هنگام، هنگامهای به پا شد. یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال و این یکی جنوب. این بار شیخ دستی بر پشت شاه زد و گفت: «شهریارا ! یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه تربیت هم بسیار مهم است ولی اصالت مهمتر! یادت باشد با تربیت میتوان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و اصالت خود بر میگردد و همان گربه نا اهل و ناآرام و درنده میشود!
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
ﻣﻦ ﮔﺬﺷــــﺖ ﺭﻭ ﺧﻮب ﺑﻠﺪﻡ ...
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑــــﺪﯼ ﻫﺎ ...
ﺗﻬﻤــــﺖ ﻫﺎ ...
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫــــﺎﺕ ...
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺍﺧــــﻢ ﻫﺎ
ﺩﺍﺩﻫــــﺎ ......
ﺯﯾــــﺮ ﺁﺑﯽ ﺭﻓﺘــــﻦ ﻫﺎ ......
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺧﯿــــﺎﻧﺖ ..... غیبت......
ﺍﻣــــــــﺎ ...!!!!
ﺍﯾﻦ ﻇــﺎﻫــــﺮ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﺬﺷﺘﻢ ﺣﺘــــﯽ ﺍﺯ بدی ها ...
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺯ ﺗﻮ هم ﮔﺬﺷﺘﻢ ...
ﺳﺎﮐــــﺖ ﻭ ﺁﺭﻭﻡ ...!!!!!
ﻣﻦ ﻭﻓــــﺎﺩﺍﺭﻡ ﻫمانطﻮﺭ ﮐﻪ
محکم ميمانم
محکم ﻫﻢ ميرﻭﻡ ..
https://telegram.me/jamtorbat
ﻣﻦ ﮔﺬﺷــــﺖ ﺭﻭ ﺧﻮب ﺑﻠﺪﻡ ...
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑــــﺪﯼ ﻫﺎ ...
ﺗﻬﻤــــﺖ ﻫﺎ ...
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫــــﺎﺕ ...
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺍﺧــــﻢ ﻫﺎ
ﺩﺍﺩﻫــــﺎ ......
ﺯﯾــــﺮ ﺁﺑﯽ ﺭﻓﺘــــﻦ ﻫﺎ ......
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺧﯿــــﺎﻧﺖ ..... غیبت......
ﺍﻣــــــــﺎ ...!!!!
ﺍﯾﻦ ﻇــﺎﻫــــﺮ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﮔﺬﺷﺘﻢ ﺣﺘــــﯽ ﺍﺯ بدی ها ...
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺯ ﺗﻮ هم ﮔﺬﺷﺘﻢ ...
ﺳﺎﮐــــﺖ ﻭ ﺁﺭﻭﻡ ...!!!!!
ﻣﻦ ﻭﻓــــﺎﺩﺍﺭﻡ ﻫمانطﻮﺭ ﮐﻪ
محکم ميمانم
محکم ﻫﻢ ميرﻭﻡ ..
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
آدمهایی کـه
روح بــزرگی دارنـد
عُقدههای کمتر ،
شعور بیشتر
و قلبی مهربانتر دارند
برای همین نباید از آنها ترسید
امـا آدمهای کوچک
با عقدههای بزرگشان
ترسناک هستند
چون از صدمه زدن
به دیگران هراسی ندارند ...!!
https://telegram.me/jamtorbat
آدمهایی کـه
روح بــزرگی دارنـد
عُقدههای کمتر ،
شعور بیشتر
و قلبی مهربانتر دارند
برای همین نباید از آنها ترسید
امـا آدمهای کوچک
با عقدههای بزرگشان
ترسناک هستند
چون از صدمه زدن
به دیگران هراسی ندارند ...!!
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ،
ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ
ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ.
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ.
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ، ﻣﻬﻨﺪﺱ یا ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ، ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ، ﺭﻓﺘﮕﺮ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ.
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ، ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ.
ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ،
ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ،
ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ،
و ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ...
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﯼ،
ﺩﺭ ﭼﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﺍﯼ
ﻭ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺑﺪﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﺪ.
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰﺵ ﺗﺤﻘﯿﺮ ﯾﺎ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﮑﻨﯿﻢ.
ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ، ﻣﻬﻨﺪﺱ یا ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ، ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ، ﺭﻓﺘﮕﺮ، ﻣﺴﺘﺨﺪﻡ ﻫﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ.
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺮﺗﺮ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ، ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ، ﻣﺎ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ.
ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ،
ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ،
ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ،
و ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.
ﺗﻨﻬﺎ ﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ...
https://telegram.me/jamtorbat
روزها مى گذرند …
و من هر روز
دنيا رو بيشتر ميشناسم ،
ديگر كم تر رويا ميبافم
و ديرتر آدمها را باور ميكنم
بيشتر احساستم را ناديده ميگيرم
حتى گاهى يادم مى رود كه من احساسى دارم
روزها مى گذرند …
و من هر روز
بيشتر از دنياى سادگى ام فاصله ميگيرم
روزها مى گذرند …
و من هر روز
دنيا رو بيشتر ميشناسم ،
ديگر كم تر رويا ميبافم
و ديرتر آدمها را باور ميكنم
بيشتر احساستم را ناديده ميگيرم
حتى گاهى يادم مى رود كه من احساسى دارم
روزها مى گذرند …
و من هر روز
بيشتر از دنياى سادگى ام فاصله ميگيرم
https://telegram.me/jamtorbat
شازده کوچولو گفت :
بعضی کارا بعضی حرفا ، بدجور دل آدمو آشوب میکنه
گل گفت : مثه چی ؟
شازده کوچولو گفت :
مثه وقتی که میدونی دلم برات بی قراره و کاری نمیکنی !..
شازده کوچولو گفت :
بعضی کارا بعضی حرفا ، بدجور دل آدمو آشوب میکنه
گل گفت : مثه چی ؟
شازده کوچولو گفت :
مثه وقتی که میدونی دلم برات بی قراره و کاری نمیکنی !..
عاشقم
اهل همین کوچه ی بن بست کـناری
که تواز پنجره اش
پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟
عشق کجا ؟
طاقتِ آغاز کجا ؟
https://telegram.me/jamtorbat
اهل همین کوچه ی بن بست کـناری
که تواز پنجره اش
پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا ؟
کوچه کجا ؟
پنجره ی باز کجا ؟
من کجا ؟
عشق کجا ؟
طاقتِ آغاز کجا ؟
https://telegram.me/jamtorbat