https://telegram.me/jamtorbat
اعتقادات مذهبی
بر اساس نسب و طریقت نقشبندیه و نوشتههای جامی واضح است که وی حنفی و اهل سنت بوده اما چون همه اهل سنت در حب اهل بیت محمد ص سخنانی دارند و جامی نیز در این رابطه اشعاری دارد برخی او را شیعی دانستهاند؛ عدهای نیز او را متمایل به عقاید اشاعره و فقهای شافعی دانستهاند. در کتاب شواهدالنبوه جامی از خلفای چهارگانه با ادب و احترام بسیار یاد برده و ایشان را بر اهل بیت مقدم داشته، و احادیثی که در فضائل آنان به پیغمبر منسوب است همه را نقل کرده و به فارسی برگرداندهاست. با این حال جامی در مدح ائمه شیعه از جمله علی (ع)، حسن (ع)و حسین(ع) و نیز سجاد اشعاری سرودهاست و ایشان را به صدق و عدل و شجاعت ستودهاست. اما آنچه جامی در ذم و سرزنش ابوطالب و پسرش عقیل سروده بود، مورد مخالفت بسیاری از علمای شیعه و از جمله قاضی میرحسین شافعی و قاضی عبید شوشتری واقع شد تا حدی که میرحسین یزدی او را با عبدالرحمن بن ملجم قیاس کرد.
آن امام به حق ولی خدا کاسدالله غالبش نامی
دو کس او را به جان بیازردند یکی از ابلهی یک از خامی
هر دو را نام عبدرحمانست آن یکی ملجم این یکی جامی
هر چند از نظر خود او، رفض اگر حبّ آل محمّد باشد، درست و کیش همهٔ مسلمانان است و اگر منظور از آن بغض اصحاب رسول باشد، مذموم است و سپس گفتهاست مذهب «رفض» چون خواه و ناخواه به چنین بغضی میکشد، ناپسندیدهاست. دامنه عداوت منتسبین به اهل تشیع با جامی به زمان حیات او محدود نمانده و در زمان خروج صفویه و سرکوبی اهل سنت و شیعه سازی بالاجبار مردم دامنه این تجاوز بعد از وفات جامی به هرات رسید که لشکر صفوی دستور یافتند در هر کتاب و اسنادی که نام جامی را بیابند آن را تراشیده و به عوض آن خامی بنویسند که مولانا هاتفی خواهر زاده جامی در این وصف الحال شعری هم دارد.
اعتقادات مذهبی
بر اساس نسب و طریقت نقشبندیه و نوشتههای جامی واضح است که وی حنفی و اهل سنت بوده اما چون همه اهل سنت در حب اهل بیت محمد ص سخنانی دارند و جامی نیز در این رابطه اشعاری دارد برخی او را شیعی دانستهاند؛ عدهای نیز او را متمایل به عقاید اشاعره و فقهای شافعی دانستهاند. در کتاب شواهدالنبوه جامی از خلفای چهارگانه با ادب و احترام بسیار یاد برده و ایشان را بر اهل بیت مقدم داشته، و احادیثی که در فضائل آنان به پیغمبر منسوب است همه را نقل کرده و به فارسی برگرداندهاست. با این حال جامی در مدح ائمه شیعه از جمله علی (ع)، حسن (ع)و حسین(ع) و نیز سجاد اشعاری سرودهاست و ایشان را به صدق و عدل و شجاعت ستودهاست. اما آنچه جامی در ذم و سرزنش ابوطالب و پسرش عقیل سروده بود، مورد مخالفت بسیاری از علمای شیعه و از جمله قاضی میرحسین شافعی و قاضی عبید شوشتری واقع شد تا حدی که میرحسین یزدی او را با عبدالرحمن بن ملجم قیاس کرد.
آن امام به حق ولی خدا کاسدالله غالبش نامی
دو کس او را به جان بیازردند یکی از ابلهی یک از خامی
هر دو را نام عبدرحمانست آن یکی ملجم این یکی جامی
هر چند از نظر خود او، رفض اگر حبّ آل محمّد باشد، درست و کیش همهٔ مسلمانان است و اگر منظور از آن بغض اصحاب رسول باشد، مذموم است و سپس گفتهاست مذهب «رفض» چون خواه و ناخواه به چنین بغضی میکشد، ناپسندیدهاست. دامنه عداوت منتسبین به اهل تشیع با جامی به زمان حیات او محدود نمانده و در زمان خروج صفویه و سرکوبی اهل سنت و شیعه سازی بالاجبار مردم دامنه این تجاوز بعد از وفات جامی به هرات رسید که لشکر صفوی دستور یافتند در هر کتاب و اسنادی که نام جامی را بیابند آن را تراشیده و به عوض آن خامی بنویسند که مولانا هاتفی خواهر زاده جامی در این وصف الحال شعری هم دارد.
https://telegram.me/jamtorbat
آثار :
آثار جامی
از جامی دهها کتاب و رساله از نظم و نثر به زبانهای فارسی و عربی به یادگار ماندهاست
آثار منظوم: جامی اشعار خود را در دو مجموعه بزرگ گردآوری کردهاست:
دیوانهای سه گانه شامل قصاید و غزلیات و مقطعات و رباعیات
جامی دیوان خود را در اواخر عمر به تقلید از امیر خسرو دهلوی در سه قسمت زیر مدون نمود:
1-1 فاتحة الشباب (دوران جوانی)
1-2واسطة العقد (اواسط زندگی)
1-3 خاتمة الحیاة (اواخر حیات)
دیوان قصاید و غزلیات این دیوان را جامی در سال 858 - ۸۸۴ هجری - تدوین و تنظیم کردهاست. قصاید جامی در توحید و نعت پیامبر اسلام و صحابه و اهل بیت و نیز مطالب عرفانی و اخلاقیاست. جامی همچنین قصایدی در مدح یا مرثیه سلاطین و حکمای زمانش سرودهاست. غزلیات جامی غالباً از هفت بیت تجاوز نمیکند و اکثرا عاشقانه یا عارفانهاست.
از جامی مقطعات و رباعیاتی نیز باقیاست که یا محتوی مسائل عرفانیاست و اشاره به حقایق صوفیانه دارد یا نکته لطیف عاشقانهای در آن نهفتهاست. دیوانی نیز به نام دیوان بینقاط از جامی بهجای مانده که در تمامی واژههای آن هیچ حرف نقطهداری استفاده نشدهاست.
هفت اورنگ که خود مشتمل بر هفت کتاب در قالب مثنوی است.
2-1 سلسلة الذهب به سبک حدیقةالحقیقه سنایی و در سال ۸۸۷ سروده شدهاست، در این مثنوی از شریعت، طریقت، عشق و نبوت از دیدگاه عرفانی سخن رفتهاست.
2-2 سلامان و ابسال که به نام سلطان یعقوب ترکمان آق قویونلوست و در سال ۸۸۵ تألیف شدهاست. حکایت سلامان و ابسان نخستین بار در شرح اشارات خواجه نصیرالدین توسی و اسرار حکمه ابن طفیل آمده بود که جامی آن را به نظم فارسی درآورد.
2-3 تحفة الاحرار نخستین مثنوی تعلیمی جامی است که به سبک و سیاق مخزنالاسرار نظامی سروده شدهاست. در این کتاب اشارتهایی به آفرینش، اسلام، نماز، زکات، حج، عزلت، تصوف، عشق و شاعری آمدهاست. در انتهای این مثنوی جامی به فرزند خود ضیاءالدین یوسف پندنامهای نگاشتهاست که در آن از جوانی خود یاد کردهاست.
2-4 سبحةالابرار و آن نیز مثنوی تعلیمیاست که در سال ۸۸۷ سروده شدهاست و در آن تعالیم اخلاقی و عرفانی در باب توبه، زهد، فقر، صبر، شکر، خوف، رجا، توکل، رضا و حب آمدهاست.
2-5 یوسف و زلیخا مثنوی عشقی به سبک خسرو و شیرین نظامی و ویس و رامین فخر گرگانی است که به نام و یاد پیامبر و بیان معراج و مدح سلطان حسین بایقرا آغاز میشود. در این کتاب جامی از سوره یوسف در قرآن و نیز از روایات تورات در سفر پیدایش بهره بردهاست. تاریخ تألیف این کتاب را سال ۸۸۸ هجری دانستهاند.
2-6 لیلی و مجنون مثنوی عشقیاست که به وزن لیلی و مجنون نظامی و امیرخسرو دهلوی ساخته شدهاست.
2-7 خردنامه اسکندری که مثنوی تعلیمی در حکمت و اخلاق است و در آن از حکیمان یونان از سقراط، افلاطون، ارسطو، بقراط، فیثاغورث و اسکندر سخن رفتهاست.
آثار :
آثار جامی
از جامی دهها کتاب و رساله از نظم و نثر به زبانهای فارسی و عربی به یادگار ماندهاست
آثار منظوم: جامی اشعار خود را در دو مجموعه بزرگ گردآوری کردهاست:
دیوانهای سه گانه شامل قصاید و غزلیات و مقطعات و رباعیات
جامی دیوان خود را در اواخر عمر به تقلید از امیر خسرو دهلوی در سه قسمت زیر مدون نمود:
1-1 فاتحة الشباب (دوران جوانی)
1-2واسطة العقد (اواسط زندگی)
1-3 خاتمة الحیاة (اواخر حیات)
دیوان قصاید و غزلیات این دیوان را جامی در سال 858 - ۸۸۴ هجری - تدوین و تنظیم کردهاست. قصاید جامی در توحید و نعت پیامبر اسلام و صحابه و اهل بیت و نیز مطالب عرفانی و اخلاقیاست. جامی همچنین قصایدی در مدح یا مرثیه سلاطین و حکمای زمانش سرودهاست. غزلیات جامی غالباً از هفت بیت تجاوز نمیکند و اکثرا عاشقانه یا عارفانهاست.
از جامی مقطعات و رباعیاتی نیز باقیاست که یا محتوی مسائل عرفانیاست و اشاره به حقایق صوفیانه دارد یا نکته لطیف عاشقانهای در آن نهفتهاست. دیوانی نیز به نام دیوان بینقاط از جامی بهجای مانده که در تمامی واژههای آن هیچ حرف نقطهداری استفاده نشدهاست.
هفت اورنگ که خود مشتمل بر هفت کتاب در قالب مثنوی است.
2-1 سلسلة الذهب به سبک حدیقةالحقیقه سنایی و در سال ۸۸۷ سروده شدهاست، در این مثنوی از شریعت، طریقت، عشق و نبوت از دیدگاه عرفانی سخن رفتهاست.
2-2 سلامان و ابسال که به نام سلطان یعقوب ترکمان آق قویونلوست و در سال ۸۸۵ تألیف شدهاست. حکایت سلامان و ابسان نخستین بار در شرح اشارات خواجه نصیرالدین توسی و اسرار حکمه ابن طفیل آمده بود که جامی آن را به نظم فارسی درآورد.
2-3 تحفة الاحرار نخستین مثنوی تعلیمی جامی است که به سبک و سیاق مخزنالاسرار نظامی سروده شدهاست. در این کتاب اشارتهایی به آفرینش، اسلام، نماز، زکات، حج، عزلت، تصوف، عشق و شاعری آمدهاست. در انتهای این مثنوی جامی به فرزند خود ضیاءالدین یوسف پندنامهای نگاشتهاست که در آن از جوانی خود یاد کردهاست.
2-4 سبحةالابرار و آن نیز مثنوی تعلیمیاست که در سال ۸۸۷ سروده شدهاست و در آن تعالیم اخلاقی و عرفانی در باب توبه، زهد، فقر، صبر، شکر، خوف، رجا، توکل، رضا و حب آمدهاست.
2-5 یوسف و زلیخا مثنوی عشقی به سبک خسرو و شیرین نظامی و ویس و رامین فخر گرگانی است که به نام و یاد پیامبر و بیان معراج و مدح سلطان حسین بایقرا آغاز میشود. در این کتاب جامی از سوره یوسف در قرآن و نیز از روایات تورات در سفر پیدایش بهره بردهاست. تاریخ تألیف این کتاب را سال ۸۸۸ هجری دانستهاند.
2-6 لیلی و مجنون مثنوی عشقیاست که به وزن لیلی و مجنون نظامی و امیرخسرو دهلوی ساخته شدهاست.
2-7 خردنامه اسکندری که مثنوی تعلیمی در حکمت و اخلاق است و در آن از حکیمان یونان از سقراط، افلاطون، ارسطو، بقراط، فیثاغورث و اسکندر سخن رفتهاست.
https://telegram.me/jamtorbat
آثار منثور
آثار منثور که برخی از آنان عبارتاند از: بهارستان، رساله وحدت وجود، شرح مثنوی، نفحات الانس و منشآت.
بهارستان جامی: این کتاب را جامی برای فرزندش ضیاءالدین یوسف تألیف کردهاست، جامی در تألیف این کتاب از سعدی تقلید کردهاست. نثر این کتاب مسجع و متکلف و آمیخته به نظم است.ان کتاب در هشت روضه نگاشته شدهاست و در هر بخش حکایاتی از اولیاءالله و بزرگان صوفیه، شعرا، حکما و پادشاهان آمدهاست. این کتاب در سال ۸۹۲ هجری تألیف شدهاست.
شواهدالنبوه: جامی این کتاب را در سال۸۸۵ و به درخواست امیرعلیشیر نوایی نگاشت. در این کتاب سیره پیامبر اسلام از ولادت یا وفات بیان شدهاست و پس از آن زندگی سلف صالح از صحابه، تابعین و تبع تابعین آمدهاست. این کتاب به نثر ساده فارسی نوشته شدهاست و جامی در آن از اشعار فارسی و عربی و نیز احادیث و روایات نبوی استفاده کردهاست.
اشعةاللمعات: این کتاب جامی به دستور امیرعلیشیر نوایی و در سال ۸۸۶ نوشته شدهاست، این کتاب در حقیقت شرح جامی بر لمعات فخرالدین عراقی است؛ جامی در شرح لمعات از سخنان محییالدین بن عربی و صدرالدین محمد قونوی بهره بردهاست. شرح لمعات که در آن نکات و اصطلاحات عرفا ذکر گشتهاست در بیست و هشت باب تدوین شدهاست.
نقدالنصوص: کتاب نقدالنصوص که به نثر عربی و فارسی است و در شرح فصوصالحکم ابن عربی نوشته شدهاست.
لوایح: این کتاب جامی به نثر فارسی مسجع است و در هفتاد و دو باب نگاشته شده که هر باب با یک رباعی عربی یا فارسی پایان یافتهاست. جامی در سال ۸۷۰ این کتاب را به جهانشاه قره قویونلو ترکمان هدیه کرد.
لوامع: شرح جامی بر قصیده خمریه ابن فارض است که در سال ۸۷۵ نگاشته شد. این کتاب در چهارده باب نگاشته شده و موضوع آن عرفان است.
نفحات الانس :این کتاب مشتمل بر شرح احوال پانصد و هشتاد و دو تن از بزرگان تصوف و نیز شرح زندگی سی و چهارتن از زنان عارف است؛ جامی در تألیف این کتاب به طبقاتالصوفیه محمد بن حسین سلمی و نیز به تذکرة الاولیای عطار نظر داشتهاست. یکی از شاگردان جامی به نام رضیالدین عبدالغفور لاری بر این کتاب شرحی نگاشته که به مرآة النفحات مشهور است.
رسالات: رسالات جامی در فن معما و قافیهسازی از نخستین رسالات او هستند. از دیگر رسالات او رساله در ارکان حج است که به زبان فارسی و عربی نگاشته شده و در آن فرائض و مناسک حج و عمره همراه با تأویل عرفانی و فقهی آن آمدهاست. رسالات دیگر جامی برخی رسالات تفسیری و برخی شرح احادیث هستند که به طور پراکنده به زبان فارسی و عربی نگاشته شدهاند. از مهمترین رسالات جامی، صحیفه محمد پارسا بخاریاست که در آن احوال یکی از بزرگان صوفیه در خرگرد جام به نام محمد پارسا آمدهاست.
نینامه: نینامه یا نائیه رسالهایست در معنی حقیقت نی که در شرح نخستین بیت مثنوی معنوی نوشته شدهاست. این مجموعه آمیخته به نظم و نثر فارسیاست و در آن به سخنان بزرگان صوفیه و برخی احادیث نبوی استشهاد شدهاست.
رسایل: رسایل جامی رقعههایی است که به سلاطین و بزرگان یا به ارکان دولت نوشتهاست؛ این نامهها در کمال ایجاز و به نثر مسجع فارسی نوشته شدهاست.
آثار منثور
آثار منثور که برخی از آنان عبارتاند از: بهارستان، رساله وحدت وجود، شرح مثنوی، نفحات الانس و منشآت.
بهارستان جامی: این کتاب را جامی برای فرزندش ضیاءالدین یوسف تألیف کردهاست، جامی در تألیف این کتاب از سعدی تقلید کردهاست. نثر این کتاب مسجع و متکلف و آمیخته به نظم است.ان کتاب در هشت روضه نگاشته شدهاست و در هر بخش حکایاتی از اولیاءالله و بزرگان صوفیه، شعرا، حکما و پادشاهان آمدهاست. این کتاب در سال ۸۹۲ هجری تألیف شدهاست.
شواهدالنبوه: جامی این کتاب را در سال۸۸۵ و به درخواست امیرعلیشیر نوایی نگاشت. در این کتاب سیره پیامبر اسلام از ولادت یا وفات بیان شدهاست و پس از آن زندگی سلف صالح از صحابه، تابعین و تبع تابعین آمدهاست. این کتاب به نثر ساده فارسی نوشته شدهاست و جامی در آن از اشعار فارسی و عربی و نیز احادیث و روایات نبوی استفاده کردهاست.
اشعةاللمعات: این کتاب جامی به دستور امیرعلیشیر نوایی و در سال ۸۸۶ نوشته شدهاست، این کتاب در حقیقت شرح جامی بر لمعات فخرالدین عراقی است؛ جامی در شرح لمعات از سخنان محییالدین بن عربی و صدرالدین محمد قونوی بهره بردهاست. شرح لمعات که در آن نکات و اصطلاحات عرفا ذکر گشتهاست در بیست و هشت باب تدوین شدهاست.
نقدالنصوص: کتاب نقدالنصوص که به نثر عربی و فارسی است و در شرح فصوصالحکم ابن عربی نوشته شدهاست.
لوایح: این کتاب جامی به نثر فارسی مسجع است و در هفتاد و دو باب نگاشته شده که هر باب با یک رباعی عربی یا فارسی پایان یافتهاست. جامی در سال ۸۷۰ این کتاب را به جهانشاه قره قویونلو ترکمان هدیه کرد.
لوامع: شرح جامی بر قصیده خمریه ابن فارض است که در سال ۸۷۵ نگاشته شد. این کتاب در چهارده باب نگاشته شده و موضوع آن عرفان است.
نفحات الانس :این کتاب مشتمل بر شرح احوال پانصد و هشتاد و دو تن از بزرگان تصوف و نیز شرح زندگی سی و چهارتن از زنان عارف است؛ جامی در تألیف این کتاب به طبقاتالصوفیه محمد بن حسین سلمی و نیز به تذکرة الاولیای عطار نظر داشتهاست. یکی از شاگردان جامی به نام رضیالدین عبدالغفور لاری بر این کتاب شرحی نگاشته که به مرآة النفحات مشهور است.
رسالات: رسالات جامی در فن معما و قافیهسازی از نخستین رسالات او هستند. از دیگر رسالات او رساله در ارکان حج است که به زبان فارسی و عربی نگاشته شده و در آن فرائض و مناسک حج و عمره همراه با تأویل عرفانی و فقهی آن آمدهاست. رسالات دیگر جامی برخی رسالات تفسیری و برخی شرح احادیث هستند که به طور پراکنده به زبان فارسی و عربی نگاشته شدهاند. از مهمترین رسالات جامی، صحیفه محمد پارسا بخاریاست که در آن احوال یکی از بزرگان صوفیه در خرگرد جام به نام محمد پارسا آمدهاست.
نینامه: نینامه یا نائیه رسالهایست در معنی حقیقت نی که در شرح نخستین بیت مثنوی معنوی نوشته شدهاست. این مجموعه آمیخته به نظم و نثر فارسیاست و در آن به سخنان بزرگان صوفیه و برخی احادیث نبوی استشهاد شدهاست.
رسایل: رسایل جامی رقعههایی است که به سلاطین و بزرگان یا به ارکان دولت نوشتهاست؛ این نامهها در کمال ایجاز و به نثر مسجع فارسی نوشته شدهاست.
https://telegram.me/jamtorbat
نفحات وصلك او قـدت، جـمرات شوقك في الحشا ز غمت به سينه كمآتشيكهنـزد زبانهكماتشا
بتوداشتخو دلگشتهخون،ز تو بود جان مرا سكون فـهجـرتنـي فـجعلتـني متـحيرا متـوحـشا
دل مـن بـه عشق تـو مينهد، قـدم وفا بـره طلـب فلئن سعي فبه سعي، ولئن مشي فبه مشي
ز كمند زلف تو هر شكن، گـرهي فتاده بـه كار من بگرهگشائي زلف خود تو ز كار من گرهيگشا
توچهمظهريكه ز جلوهي تو صداي سبحهي صوفيان گذرد ز ذروهي لامكان،كهخوشا جمال ازل خوشا
همهاهلمسجد و صومعه، پي ورد صبح و دعاي شب من و ذكر طره و طلعت تو،من الغداهاليالعشا
چه جفا كه«جامي» خسته دل ز جدايي تو نميكشد قدم از طريق وفا بكش سوي عاشقان بلاكشا
به كعبه رفتم وز آنجا هواي كوي تو كردم جـمال كعبه تماشـا بيـاد روي تو كردم
شـعار كـعبه چـو ديدم سياه دسـت تمـنا دراز جـانب شـعر سيـاه مـوي تـو كردم
چو حلقـهي در كعبه به صد نيـاز گرفتـم دعاي حلقهي گيسوي مشكبوي تو كردم
نهاده خلق حرم سوي كعبه روي عبادت من از ميان همه روي دل به سوي تو كردم
مرا به هيچ مقامـي نبـود غير تـو كامـي طواف و سعيكه كردمبهجستجوي توكردم
به موقف عرفات ايستاده خلق دعا خوان من از دعا لب خود بسته گفتگوي تو كردم
فتاده اهل فتي در پي منـي و مقاصـد چو(جامي)از همه فارق من آرزوي تو كردم
گلزار عشق
از خارخار عـشق تـو در سينـه دارم خـارها هـر دم شگفته بر رخم زان خارها گلـزارها
از بس فغان و شيونم چنگيست خمگشته تنم اشك آمده تا دامنـم از هر مژه چون تـارها
رهجانب بستانفكن كز شوقتو گل در چمن صدچاككرده پيرهن شسته بهخونرخسارها
تا سوي بـاغ آري گذر سرو و صنـوبر را نگر عـمري پي نــظاره سر بر كـرده از ديـوارها
زاهد بمسجد برده پيحاجيبهپايانكرده طي جايي كه باشد نقل و ميبيكاري استاينكارها
هر دم فروشم جان تو را بوسه ستانم در بها ديوانـهام بـاشد مـرا بـا خـود بـسي بـازارها
تو بوده يار هر خسي من مرده از غيرت بسي يك بار ميرد هر كسي بيچاره جـامي بـارها
پرتو خورشيد وجود
اعـيان همـه شيـشههاي گوناگون بود كـافـتاد بـر آن پـرتـو خـورشيد وجود
هر شيشه كه سرخ بود يا زرد و كبود خورشيد در آن هم به همان رنگ نمود
نكتهي عشق
بودم آن روز در اين ميكده از دردكشـان كه نه از تـاك نشان بود و نـه از تاكـنشان
از خراباتنشينان چه نـشان ميطـلبـي بي نشان نـاشده زيـشان نتوان يافت نشان
در ره ميكده آن به كهشوي اي دل خاك شايد آن مست بدين سو گذرد جرعهفشان
نكتهي عشـق بـه تقليـد مـگو اي واعظ بيشاز اينباده بچش چاشني جانبچـشان
(جامي) اين خرقهي پرهيز بيانداز كه يار همـدم بـي سـر و پايان شـود و رنـدوشان
نفحات وصلك او قـدت، جـمرات شوقك في الحشا ز غمت به سينه كمآتشيكهنـزد زبانهكماتشا
بتوداشتخو دلگشتهخون،ز تو بود جان مرا سكون فـهجـرتنـي فـجعلتـني متـحيرا متـوحـشا
دل مـن بـه عشق تـو مينهد، قـدم وفا بـره طلـب فلئن سعي فبه سعي، ولئن مشي فبه مشي
ز كمند زلف تو هر شكن، گـرهي فتاده بـه كار من بگرهگشائي زلف خود تو ز كار من گرهيگشا
توچهمظهريكه ز جلوهي تو صداي سبحهي صوفيان گذرد ز ذروهي لامكان،كهخوشا جمال ازل خوشا
همهاهلمسجد و صومعه، پي ورد صبح و دعاي شب من و ذكر طره و طلعت تو،من الغداهاليالعشا
چه جفا كه«جامي» خسته دل ز جدايي تو نميكشد قدم از طريق وفا بكش سوي عاشقان بلاكشا
به كعبه رفتم وز آنجا هواي كوي تو كردم جـمال كعبه تماشـا بيـاد روي تو كردم
شـعار كـعبه چـو ديدم سياه دسـت تمـنا دراز جـانب شـعر سيـاه مـوي تـو كردم
چو حلقـهي در كعبه به صد نيـاز گرفتـم دعاي حلقهي گيسوي مشكبوي تو كردم
نهاده خلق حرم سوي كعبه روي عبادت من از ميان همه روي دل به سوي تو كردم
مرا به هيچ مقامـي نبـود غير تـو كامـي طواف و سعيكه كردمبهجستجوي توكردم
به موقف عرفات ايستاده خلق دعا خوان من از دعا لب خود بسته گفتگوي تو كردم
فتاده اهل فتي در پي منـي و مقاصـد چو(جامي)از همه فارق من آرزوي تو كردم
گلزار عشق
از خارخار عـشق تـو در سينـه دارم خـارها هـر دم شگفته بر رخم زان خارها گلـزارها
از بس فغان و شيونم چنگيست خمگشته تنم اشك آمده تا دامنـم از هر مژه چون تـارها
رهجانب بستانفكن كز شوقتو گل در چمن صدچاككرده پيرهن شسته بهخونرخسارها
تا سوي بـاغ آري گذر سرو و صنـوبر را نگر عـمري پي نــظاره سر بر كـرده از ديـوارها
زاهد بمسجد برده پيحاجيبهپايانكرده طي جايي كه باشد نقل و ميبيكاري استاينكارها
هر دم فروشم جان تو را بوسه ستانم در بها ديوانـهام بـاشد مـرا بـا خـود بـسي بـازارها
تو بوده يار هر خسي من مرده از غيرت بسي يك بار ميرد هر كسي بيچاره جـامي بـارها
پرتو خورشيد وجود
اعـيان همـه شيـشههاي گوناگون بود كـافـتاد بـر آن پـرتـو خـورشيد وجود
هر شيشه كه سرخ بود يا زرد و كبود خورشيد در آن هم به همان رنگ نمود
نكتهي عشق
بودم آن روز در اين ميكده از دردكشـان كه نه از تـاك نشان بود و نـه از تاكـنشان
از خراباتنشينان چه نـشان ميطـلبـي بي نشان نـاشده زيـشان نتوان يافت نشان
در ره ميكده آن به كهشوي اي دل خاك شايد آن مست بدين سو گذرد جرعهفشان
نكتهي عشـق بـه تقليـد مـگو اي واعظ بيشاز اينباده بچش چاشني جانبچـشان
(جامي) اين خرقهي پرهيز بيانداز كه يار همـدم بـي سـر و پايان شـود و رنـدوشان
Forwarded from کانال رسمی دکتر ابوحسام پورعبداله ✍
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تیزر معرفی تربت جام کاری ازگروه ایمان فیلم به سفارش شورای اسلامی شهر و شهرداری تربت جام👆
✍کانال خبری اهل سنت خراسان✍
@nasimquran
✍کانال خبری اهل سنت خراسان✍
@nasimquran
عكس پشت صحنه فيلم داستانی اميد جنوب شهربه كارگرداني احمد منصوري 1382
پخش در سینما وحدت تربت جام ۱۳۸۲
https://telegram.me/jamtorbat
پخش در سینما وحدت تربت جام ۱۳۸۲
https://telegram.me/jamtorbat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://telegram.me/jamtorbat
نوایی با صدای فاروق فقیری
نوایی با صدای فاروق فقیری
https://telegram.me/jamtorbat
🔻پیرمردی بود که وردی میخواند و باران باریدن میگرفت. در قبال این کار دو سکه میگرفت. پیرمرد شاگردی داشت که به او کمک میکرد. پسرک در طول سالهایی که شاگردی پیرمرد را کرده بود، ورد باران را یاد گرفته بود. یک روز با خود فکر کرد که دیگر میتواند کسب و کار خود را داشته باشد. پس کنار کلبه پیرمرد بارانساز، دکهای ساخت و بر سردرش نوشت باران سازی با یک سکه.
از قضا خشکسالی آن سال بیشتر از سال قبل بود. چند روزی مشتریان زیادی آمدند و جوان هم از رونق دکه بسیار شادمان بود. آنان را راه انداخت و روستاییان هم دعاگویان و شادمان به سمت مزارع تکیده رفتند و چشم به راه باران شدند.
دو روزی گذشت. دکه جوان پرمشتری بود. بارانساز پیر هم مانند همه آن روزها عصایش را زیر چانه خود نهاده بود و جلوی در کلبه خود، روی چارپایهای نشسته بود و در انتظار مشتری بود. ناگهان روستاییان با نگرانی و فریاد آمدند به سمت دکه بارانساز جوان که به فریادمان برس، زندگیمان رفت.
معلوم شد به ورد جوان باران باریده بود ولی سر ایستادن نداشت و سیلی خانمان سوز به راه افتاده بود. بارانساز جوان نمیدانست چه کار باید بکند. او نمیدانست که بارانساز پیر دو ورد داشت؛ با یکی باران میساخت و با دومی باران را میگفت تا بایستد و جوان این دومی را نیاموخته بود.
آیا شما ورد دوم را میدانید؟ آیا همه وردهای کسب و کارتان را بلدید؟
https://telegram.me/jamtorbat
🔻پیرمردی بود که وردی میخواند و باران باریدن میگرفت. در قبال این کار دو سکه میگرفت. پیرمرد شاگردی داشت که به او کمک میکرد. پسرک در طول سالهایی که شاگردی پیرمرد را کرده بود، ورد باران را یاد گرفته بود. یک روز با خود فکر کرد که دیگر میتواند کسب و کار خود را داشته باشد. پس کنار کلبه پیرمرد بارانساز، دکهای ساخت و بر سردرش نوشت باران سازی با یک سکه.
از قضا خشکسالی آن سال بیشتر از سال قبل بود. چند روزی مشتریان زیادی آمدند و جوان هم از رونق دکه بسیار شادمان بود. آنان را راه انداخت و روستاییان هم دعاگویان و شادمان به سمت مزارع تکیده رفتند و چشم به راه باران شدند.
دو روزی گذشت. دکه جوان پرمشتری بود. بارانساز پیر هم مانند همه آن روزها عصایش را زیر چانه خود نهاده بود و جلوی در کلبه خود، روی چارپایهای نشسته بود و در انتظار مشتری بود. ناگهان روستاییان با نگرانی و فریاد آمدند به سمت دکه بارانساز جوان که به فریادمان برس، زندگیمان رفت.
معلوم شد به ورد جوان باران باریده بود ولی سر ایستادن نداشت و سیلی خانمان سوز به راه افتاده بود. بارانساز جوان نمیدانست چه کار باید بکند. او نمیدانست که بارانساز پیر دو ورد داشت؛ با یکی باران میساخت و با دومی باران را میگفت تا بایستد و جوان این دومی را نیاموخته بود.
آیا شما ورد دوم را میدانید؟ آیا همه وردهای کسب و کارتان را بلدید؟
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
🔻در سفری كه با پسرم به "گینه نو" داشتم، مشاهده كردم كه مرجانهای وسط دریا، آنجایی كه آب آرام است، عمدتاً رنگ باخته و فاقد حیات به نظر میرسند، اما مرجانهای نقاط ناآرام دریا، جایی كه جذر و مد آنها را به این طرف و آن طرف می برد، درخشان و شفافند.
از راهنمای خود علت را پرسیدم.
جواب داد: «مساله خیلی ساده ایست. مرجانهای محلهای آرام درگیر هیچ نوع مبارزه در زندگی نبوده اند، در حالیكه مرجانهای كه در معرض كشاكش دریا هستند، رشد و جلای بهتری پیدا می كنند.
🔻در سفری كه با پسرم به "گینه نو" داشتم، مشاهده كردم كه مرجانهای وسط دریا، آنجایی كه آب آرام است، عمدتاً رنگ باخته و فاقد حیات به نظر میرسند، اما مرجانهای نقاط ناآرام دریا، جایی كه جذر و مد آنها را به این طرف و آن طرف می برد، درخشان و شفافند.
از راهنمای خود علت را پرسیدم.
جواب داد: «مساله خیلی ساده ایست. مرجانهای محلهای آرام درگیر هیچ نوع مبارزه در زندگی نبوده اند، در حالیكه مرجانهای كه در معرض كشاكش دریا هستند، رشد و جلای بهتری پیدا می كنند.
آدمها می آیند! گاهی در زندگیت می مانند وگاهی درخاطراتت! آنهایی که درزندگیت می مانند همسفرت میشوندو آنهایی که درخاطراتت می مانند تجربه ایی برای سفرت! گاهی بایادشان لبخندمیزنی گاهی لبخندازلبانت میگیرد. اماتولبخندبزن به تلخترین خاطراتت. آدمها می آیند و این اتفاق بایدرخ بدهدتاتو بدانی آمدن راهمه بلدند "ماندن" هنرمیخواهد!
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
Forwarded from شهرعرفان
https://telegram.me/jamtorbat
يكي از راههاي مهرورزي
اينه كه ديگران را دعاكنيم
بهترينها روبراتون آرزودارم
واميدوارم درجهان جزمهربان نباشد
يكي از راههاي مهرورزي
اينه كه ديگران را دعاكنيم
بهترينها روبراتون آرزودارم
واميدوارم درجهان جزمهربان نباشد
1-yar golakame
<unknown>
https://telegram.me/jamtorbat
موسیقی محلی تربت جام
موسیقی محلی تربت جام
فردا هفدهم مرداد ماه و روز پاسداشت از خبرنگار است و به راستی چه زیباست اندیشهای که در مقابل قلم زانو زند و واژههایی که در خدمت بیان حق برآید...
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
چگونه از تو بگویم
به دیگری که بفهمد!
برای اهلِ کلیسا
اذان چه فایده دارد؟!...
https://telegram.me/jamtorbat
به دیگری که بفهمد!
برای اهلِ کلیسا
اذان چه فایده دارد؟!...
https://telegram.me/jamtorbat
مفیدترین سرمایه انسان....
مغزی پر از دانش نیست!!!!!!!
بلکه قلبی سرشار از عشق..
و خواهان یاری رساندن است.
https://telegram.me/jamtorbat
مغزی پر از دانش نیست!!!!!!!
بلکه قلبی سرشار از عشق..
و خواهان یاری رساندن است.
https://telegram.me/jamtorbat
🌷سهراب_سپهری🌷
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت..
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت....
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی !
و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی.....
برنمی گردم ، نه !!!!!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد...
https://telegram.me/jamtorbat
تو مرا آزردی...
که خودم کوچ کنم از شهرت..
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت....
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی !
و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی.....
برنمی گردم ، نه !!!!!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد...
عشق زیباست و حرمت دارد...
https://telegram.me/jamtorbat