مارمولک...
اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم....
آیا اصلا میتوانیم بدون چشم داشت فقط و فقط عاشق باشیم...
https://telegram.me/jamtorbat
اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم....
آیا اصلا میتوانیم بدون چشم داشت فقط و فقط عاشق باشیم...
https://telegram.me/jamtorbat
🌷☀️🌷☀️🌷☀️🌷☀️🌷☀️🌷
https://telegram.me/jamtorbat
#داستان_کوتاه
روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برند
تا مجازات را تعیین کند . حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند
اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید
اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی
از مجازاتت درمی گذرم .
ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند
عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی
به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟
ملانصرالدین می گوید :
ان شاءالله در این سه سال یا حاکم می میرد یا خرم
همیشه امیدوار باشید چیزی به نفع شما تغییر می کند .. 😄
https://telegram.me/jamtorbat
#داستان_کوتاه
روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برند
تا مجازات را تعیین کند . حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند
اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید
اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی
از مجازاتت درمی گذرم .
ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند
عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی
به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟
ملانصرالدین می گوید :
ان شاءالله در این سه سال یا حاکم می میرد یا خرم
همیشه امیدوار باشید چیزی به نفع شما تغییر می کند .. 😄
https://telegram.me/jamtorbat
سخن بی تومگرجای شنیدن دارد؟
نفسم بی تو کجا نای دمیدن دارد؟
علت کوری یعقوب نبی معلوم است
شهربی یار مگر ارزش دا
سخن بی تومگرجای شنیدن دارد؟
نفسم بی تو کجا نای دمیدن دارد؟
علت کوری یعقوب نبی معلوم است
شهربی یار مگر ارزش دا
https://telegram.me/jamtorbat
خداوندا
برای هدیه ای که هر روز
باهزارعشق وامید
به مامیدهی
از توسپاسگذاريم
هدیه ای به نام زندگي
خدايا شكر
خداوندا
برای هدیه ای که هر روز
باهزارعشق وامید
به مامیدهی
از توسپاسگذاريم
هدیه ای به نام زندگي
خدايا شكر
https://telegram.me/jamtorbat
بعضی آدمها
انگار چوب اند…
تا عصبانی می شوند
آتش میگیرند
و همه جا را دودآلود میکنند
همه جا را تیره و تار میکنند
اشک آدم را جاری می کنند
ولی بعضیها این طور نیستند
مثل عودند.
وقتی یک حرف میزنی
که ناراحت میشوند
و آتش میگیرند
بوی جوانمردی
و انصاف میدهند
و هرگز نامردی نمیکنند
این است که
«هر کس را میخواهی بشناسی
در وقت عصبانیت و
در وقت خشم بشناس.»
بعضی آدمها
انگار چوب اند…
تا عصبانی می شوند
آتش میگیرند
و همه جا را دودآلود میکنند
همه جا را تیره و تار میکنند
اشک آدم را جاری می کنند
ولی بعضیها این طور نیستند
مثل عودند.
وقتی یک حرف میزنی
که ناراحت میشوند
و آتش میگیرند
بوی جوانمردی
و انصاف میدهند
و هرگز نامردی نمیکنند
این است که
«هر کس را میخواهی بشناسی
در وقت عصبانیت و
در وقت خشم بشناس.»
https://telegram.me/jamtorbat
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ
ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ :
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺶ
ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ٬
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
🌹🌹
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ
ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ :
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﯾﺶ
ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ٬
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
🌹🌹
https://telegram.me/jamtorbat
بياييد هر لحظه
و هر روز و شب
مهرباني را هديه كنيم
هديه اي كه با اهداء آن
زندگي خود را شيرين تر
خواهيم كرد
بياييد هر لحظه
و هر روز و شب
مهرباني را هديه كنيم
هديه اي كه با اهداء آن
زندگي خود را شيرين تر
خواهيم كرد
https://telegram.me/jamtorbat
از ""رفاقت"" میگویند ولی رفیق نیستند...
ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﺣﮑﻢ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﮕﻮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﺍﺯ ﺣﺲ ﺍﺕ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻨﺪ...
ﺗﺤﻘﯿﺮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺣﻘﯿﺮﻧﺪ...
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺍﻧﺪ...
ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻢ...
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﻫﺎﺳﺖ...
ﺳﺮ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﻌﻨﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ...
ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺗﺮﺳﯿﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ...
ﻭ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺁﻫﻨﮕﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪ.....
از ""رفاقت"" میگویند ولی رفیق نیستند...
ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﺿﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﺣﮑﻢ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﮐﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﮕﻮ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﺍﺯ ﺣﺲ ﺍﺕ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﻨﺪ...
ﺗﺤﻘﯿﺮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺣﻘﯿﺮﻧﺪ...
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺍﻧﺪ...
ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ...
ﻭ ﻣﻦ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺘﻢ...
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺟﺎﺑﺠﺎﯾﯽ ﻫﺎﺳﺖ...
ﺳﺮ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﻌﻨﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ...
ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺗﺮﺳﯿﻤﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ...
ﻭ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺁﻫﻨﮕﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪ.....
https://telegram.me/jamtorbat
سلام صبح بخير
شروع يك روزخوب ديگه
با نام ويادخداي مهربان
دلاتون بي غم
لباتون خندون
اميدتون بخدا
سلام صبح بخير
شروع يك روزخوب ديگه
با نام ويادخداي مهربان
دلاتون بي غم
لباتون خندون
اميدتون بخدا
https://telegram.me/jamtorbat
خواب دیدم آب ها زندانی اند
بادها سرگرم سرگردانی اند
لاله از روی شقایق خسته است
لحظه از دست دقایق خسته است
کومه های عشق پوشالی شده
عشق ورزی ,عین بقالی شده
مهر می ورزی تعجب می کنند
گرم می آیی تعصب می کنند
لاف می بافی همه کف می زنند
هجو می گویی مضاعف می زنند
🌹🌹
خواب دیدم آب ها زندانی اند
بادها سرگرم سرگردانی اند
لاله از روی شقایق خسته است
لحظه از دست دقایق خسته است
کومه های عشق پوشالی شده
عشق ورزی ,عین بقالی شده
مهر می ورزی تعجب می کنند
گرم می آیی تعصب می کنند
لاف می بافی همه کف می زنند
هجو می گویی مضاعف می زنند
🌹🌹
💝🌱💝🌱💝🌱💝🌱💝🌱💝
#تلنگــــــــــر
بعد از ظهر شنبه بود و هوا آفتابی ، دوستم بابی لوییس آن پدر نمونه، بچه هایش را برای بازی گلف برده بود.
به باجه بلیت فروشی که رسید پرسید:
"ورودی چقدر است ؟"
"سه دلار برای خودتان و سه دلار برای بچه های شش سال به بالا؛ بچه های شش ساله و کوچک تر هم نیازی به بلیت ندارند. بچه های شما چند ساله اند ؟"
"این آقای وکیل سه سال دارد و آن آقای دکتر هفت سال. پس باید شش دلار بدهم."
بلیت فروش گفت:
" گنجی چیزی پیدا کرده ای؟ می توانستی سه دلار را به جیب بزنی، می توانستی بگویی این آقای دکتر شش سال دارد. من که متوجه تفاوتش نمی شدم."
بابی در جواب گفت :
" درست است، اما بچه ها که متوجه می شدند."
اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است.
https://telegram.me/jamtorbat
#تلنگــــــــــر
بعد از ظهر شنبه بود و هوا آفتابی ، دوستم بابی لوییس آن پدر نمونه، بچه هایش را برای بازی گلف برده بود.
به باجه بلیت فروشی که رسید پرسید:
"ورودی چقدر است ؟"
"سه دلار برای خودتان و سه دلار برای بچه های شش سال به بالا؛ بچه های شش ساله و کوچک تر هم نیازی به بلیت ندارند. بچه های شما چند ساله اند ؟"
"این آقای وکیل سه سال دارد و آن آقای دکتر هفت سال. پس باید شش دلار بدهم."
بلیت فروش گفت:
" گنجی چیزی پیدا کرده ای؟ می توانستی سه دلار را به جیب بزنی، می توانستی بگویی این آقای دکتر شش سال دارد. من که متوجه تفاوتش نمی شدم."
بابی در جواب گفت :
" درست است، اما بچه ها که متوجه می شدند."
اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است.
https://telegram.me/jamtorbat
🌺ملودی پرنده های روی سیم🌺
https://telegram.me/jamtorbat
یک روز صبح وقتی «جرباس آنجلی» هنرمند برزیلی روزنامه میخواند، عکسی از پرندهها را دید که روی سیمهای برق نشسته بودند. چیزی در آن بود که توجهش را جلب کرده بود. دقایقی به عکس خیره ماند. آن را از صفحه روزنامه جدا کرد تا بتواند دقیقتر نگاهش کند.
چیزی به او الهام شده بود. پرندههایی که روی سیمها نشسته بودند، در نظرش نتهای موسیقی را تصویر میکردند.
جرباس تصمیم گرفت با استفاده از موقعیت دقیق این پرندهها روی سیمها، آهنگی بسازد.
نتهایش را یکییکی نوشت؛ خیلی کنجکاو بود تا این ملودی را که پرندگان خلق کردند، بشنود. این هنرمند برزیلی حالا یک ملودی بسیار زیبا، آرام و دلنشین پیش روی خود داشت.
عکس و موسیقی را برای یک عکاس فرستاد، «پائولو پینتو»، پینتو این موضوع را به سردبیرش گفت و آن روزنامه مصاحبهای با جرباس انجام داد.
ملودی زیبای پرندگان که با خلاقیت جرباس، جان گرفته بود، از بین 23 هزار اثر، برنده فستیوال گوگنهایم یوتیوب شد. خلاقیت و نگاه متفاوتش به موضوعی که از نظر خیلیها جاذبه چندانی ندارد، ملودی زیبایی به جای گذاشت.
میتوان تصور کرد که این پرندهها برای همه آنها که محیطشان را زیبا میبینند، به راستی چنین نغمهای سر میدهند؛ به همین اندازه زیبا، دلنشین و فرحبخش.
خالق ملودی «پرندهها روی سیمها» میگوید که "گاهی لازم است طرز نگاهمان را به همهچیز تغییر دهیم و آنچه را که در اطرافمان میگذرد، هنرمندانه و خلاقانه ببینیم. خلاقیت ممکن است همهجا اتفاق بیفتد؛ حتی در موقعیتهای غیرمنتظره".
🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
https://telegram.me/jamtorbat
یک روز صبح وقتی «جرباس آنجلی» هنرمند برزیلی روزنامه میخواند، عکسی از پرندهها را دید که روی سیمهای برق نشسته بودند. چیزی در آن بود که توجهش را جلب کرده بود. دقایقی به عکس خیره ماند. آن را از صفحه روزنامه جدا کرد تا بتواند دقیقتر نگاهش کند.
چیزی به او الهام شده بود. پرندههایی که روی سیمها نشسته بودند، در نظرش نتهای موسیقی را تصویر میکردند.
جرباس تصمیم گرفت با استفاده از موقعیت دقیق این پرندهها روی سیمها، آهنگی بسازد.
نتهایش را یکییکی نوشت؛ خیلی کنجکاو بود تا این ملودی را که پرندگان خلق کردند، بشنود. این هنرمند برزیلی حالا یک ملودی بسیار زیبا، آرام و دلنشین پیش روی خود داشت.
عکس و موسیقی را برای یک عکاس فرستاد، «پائولو پینتو»، پینتو این موضوع را به سردبیرش گفت و آن روزنامه مصاحبهای با جرباس انجام داد.
ملودی زیبای پرندگان که با خلاقیت جرباس، جان گرفته بود، از بین 23 هزار اثر، برنده فستیوال گوگنهایم یوتیوب شد. خلاقیت و نگاه متفاوتش به موضوعی که از نظر خیلیها جاذبه چندانی ندارد، ملودی زیبایی به جای گذاشت.
میتوان تصور کرد که این پرندهها برای همه آنها که محیطشان را زیبا میبینند، به راستی چنین نغمهای سر میدهند؛ به همین اندازه زیبا، دلنشین و فرحبخش.
خالق ملودی «پرندهها روی سیمها» میگوید که "گاهی لازم است طرز نگاهمان را به همهچیز تغییر دهیم و آنچه را که در اطرافمان میگذرد، هنرمندانه و خلاقانه ببینیم. خلاقیت ممکن است همهجا اتفاق بیفتد؛ حتی در موقعیتهای غیرمنتظره".
🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼🎼
https://telegram.me/jamtorbat
کودکی در گوشه ای کز کرده بود ..
آتشی روشن ز کاغذ کرده بود ..
سوز سرما بود و کودک بی لباس ..
صورتش سرخ و نگاهش آس و پاس ..
صد تَرَک در دستهای کوچکش ..
خط پیری بر جبینِ کودکش ..
ضَجّه می زد ناله را در خویشتن ..
دردِ یک صد ساله را در خویشتن ..
ابر می بارید و سرما بس عجیب ..
باد هم شلاق می زد نانجیب ..
رهگذرها جملگی در کارِ خویش ..
یک به یک گمگشته در افکار خویش ..
زین میان یک تَن به کودک خیره بود ..
غصه ی کودک به جانش چیره بود ..
اشک در چشمان مستش حلقه بست ..
بر سر کودک کشید از مهر دست ..
مثل یک مجنون لباسش را درید ..
اشک ریزان بر تن کودک کشید ..
کودک بی چاره با یک آه سرد ..
با صدایی زخمی از چنگال درد ..
دیده بالا برد و با آن مرد گفت ..
از خدا کُت خواستم او هم شنفت ..
با خدا فامیل نزدیکید نیست ؟..
از کنار او مرا دیدید نیست ؟..
گفت آری بنده ی اویم رفیق ..
گر چه طاعت را از او کردم دریغ ..
خنده بر لبهای کودک نقش بست ..
داد بر آن مرد اشک آلود دست ..
گفت می دانستم از انجام کار ..
نسبتی داريد با پروردگار
🌹🌹
کودکی در گوشه ای کز کرده بود ..
آتشی روشن ز کاغذ کرده بود ..
سوز سرما بود و کودک بی لباس ..
صورتش سرخ و نگاهش آس و پاس ..
صد تَرَک در دستهای کوچکش ..
خط پیری بر جبینِ کودکش ..
ضَجّه می زد ناله را در خویشتن ..
دردِ یک صد ساله را در خویشتن ..
ابر می بارید و سرما بس عجیب ..
باد هم شلاق می زد نانجیب ..
رهگذرها جملگی در کارِ خویش ..
یک به یک گمگشته در افکار خویش ..
زین میان یک تَن به کودک خیره بود ..
غصه ی کودک به جانش چیره بود ..
اشک در چشمان مستش حلقه بست ..
بر سر کودک کشید از مهر دست ..
مثل یک مجنون لباسش را درید ..
اشک ریزان بر تن کودک کشید ..
کودک بی چاره با یک آه سرد ..
با صدایی زخمی از چنگال درد ..
دیده بالا برد و با آن مرد گفت ..
از خدا کُت خواستم او هم شنفت ..
با خدا فامیل نزدیکید نیست ؟..
از کنار او مرا دیدید نیست ؟..
گفت آری بنده ی اویم رفیق ..
گر چه طاعت را از او کردم دریغ ..
خنده بر لبهای کودک نقش بست ..
داد بر آن مرد اشک آلود دست ..
گفت می دانستم از انجام کار ..
نسبتی داريد با پروردگار
🌹🌹
این شعر "سيمين بهبهانى" واقعا انسانی و زيباست:
رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !
تعصب چیست در مذهب ؟!
مگر نه این که انسانیم !
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیزه پس برای چیست ؟!
برای خود پرستی هاست ..
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم ...
https://telegram.me/jamtorbat
رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !
تعصب چیست در مذهب ؟!
مگر نه این که انسانیم !
اگر روح خدا در ماست...
خدا گر مفرد و تنهاست ....
ستیزه پس برای چیست ؟!
برای خود پرستی هاست ..
من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم ...
https://telegram.me/jamtorbat
تخیل قدرتمند است
"تخیل همه چیز است .می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است "
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست ، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.
https://telegram.me/jamtorbat
"تخیل همه چیز است .می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است "
آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست ، تخیل است.
آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.
https://telegram.me/jamtorbat