https://telegram.me/jamtorbat
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
عدالت کجاست؟ ....................
اگر فقیر دنبال دختر راه بیفتد میشود "منحرف" اگر ثروتمند این کار را بکند، میشود "عاشق"
اگر فقرا جایی جمع شوند، میشوند "باند"، اگر ثروتمندان جایی جمع شوند میشود "جلسه"
اگر فقیر دزدی کند، میشود "سرقت"، اگر ثروتمند دزدی کند، میشود "اختلاس"
دنياي عجيبي است ، حتی مفاهیم هم با مقدار پول که در جیب است، عوض میشود،.......................😒😒😏😞
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
عدالت کجاست؟ ....................
اگر فقیر دنبال دختر راه بیفتد میشود "منحرف" اگر ثروتمند این کار را بکند، میشود "عاشق"
اگر فقرا جایی جمع شوند، میشوند "باند"، اگر ثروتمندان جایی جمع شوند میشود "جلسه"
اگر فقیر دزدی کند، میشود "سرقت"، اگر ثروتمند دزدی کند، میشود "اختلاس"
دنياي عجيبي است ، حتی مفاهیم هم با مقدار پول که در جیب است، عوض میشود،.......................😒😒😏😞
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
Telegram
شهرعرفان
️💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
📚✨📚✨📚✨📚✨📚✨
#داستان_کوتاه
در دامنه دو کوه بلند، دو آبادي بود که يکي «بالاکوه» و ديگري «پايين کوه» نام داشت؛ چشمه اي پر آب و خنک از دل کوه مي جوشيد و از آبادي بالاکوه مي گذشت و به آبادي پايين کوه مي رسيد. اين چشمه زمين هاي هر دو آبادي را سيراب مي کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمين هاي پايين کوه را صاحب شود.
پس به اهالي بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادي ماست، چرا بايد آب را مجاني به پايين کوهي ها بدهيم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پايين کوه مي بنديم.» يکي دو روز گذشت و مردم پايين کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برايشان باز کند. اما ارباب پيشنهاد کرد که يا رعيت او شوند يا تا ابد بي آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پايين کوه مثل رعيت. اين دو کوه هرگز به هم نمي رسند. من ارباب هستم و شما رعيت!»
اين پيشنهاد براي مردم پايين کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اينکه کدخداي پايين ده فکري به ذهنش رسيد و به مردم گفت: بيل و کلنگ تان را برداريد تا چندين چاه حفر کنيم و قنات درست کنيم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پايين کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهايشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
اين خبر به گوش ارباب بالاکوه رسيد و ناراحت شد اما چاره اي جز تسليم شدن نداشت؛ به همين خاطر به سوي پايين کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با اين کارتان چشمه ما را خشکانديد، اگر ممکن است سر يکي از قنات ها را به طرف ده ما برگردانيد.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پايين به بالا نمي رود، بعد هم يادت هست که گفتي: کوه به کوه نمي رسد. تو درست گفتي: کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد.»
https://telegram.me/jamtorbat
#داستان_کوتاه
در دامنه دو کوه بلند، دو آبادي بود که يکي «بالاکوه» و ديگري «پايين کوه» نام داشت؛ چشمه اي پر آب و خنک از دل کوه مي جوشيد و از آبادي بالاکوه مي گذشت و به آبادي پايين کوه مي رسيد. اين چشمه زمين هاي هر دو آبادي را سيراب مي کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمين هاي پايين کوه را صاحب شود.
پس به اهالي بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادي ماست، چرا بايد آب را مجاني به پايين کوهي ها بدهيم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پايين کوه مي بنديم.» يکي دو روز گذشت و مردم پايين کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برايشان باز کند. اما ارباب پيشنهاد کرد که يا رعيت او شوند يا تا ابد بي آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پايين کوه مثل رعيت. اين دو کوه هرگز به هم نمي رسند. من ارباب هستم و شما رعيت!»
اين پيشنهاد براي مردم پايين کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اينکه کدخداي پايين ده فکري به ذهنش رسيد و به مردم گفت: بيل و کلنگ تان را برداريد تا چندين چاه حفر کنيم و قنات درست کنيم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پايين کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهايشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
اين خبر به گوش ارباب بالاکوه رسيد و ناراحت شد اما چاره اي جز تسليم شدن نداشت؛ به همين خاطر به سوي پايين کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با اين کارتان چشمه ما را خشکانديد، اگر ممکن است سر يکي از قنات ها را به طرف ده ما برگردانيد.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پايين به بالا نمي رود، بعد هم يادت هست که گفتي: کوه به کوه نمي رسد. تو درست گفتي: کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد.»
https://telegram.me/jamtorbat
Telegram
شهرعرفان
️💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
Eman fylm.mp4
15.2 MB
https://telegram.me/jamtorbat
چوب بازی
دوازدهمین جشنواره موسیقی مقامی جام
گروه ياقوت جام
تهيه شده در رویا فیلم جام
پخش از کانال شهر عرفان
چوب بازی
دوازدهمین جشنواره موسیقی مقامی جام
گروه ياقوت جام
تهيه شده در رویا فیلم جام
پخش از کانال شهر عرفان
https://telegram.me/jamtorbat از نکات سزاوار توجه دربارهی جام، مطالعه و بررسی در باب ترانهها، سرودها، دو بیتیها، نغمهها و تصنیفهای محلی بسیاری است که در بین اهالی مرسوم و متداول است. این نکته شایان یادآوری است که به لحاظ استقرار آرامگاه عارف بزرگوار، شیخ الاسلام احمد جام در این سامان و به خاطر اهتمام عام در بزرگداشت یاد وی در خاطرهها، در غالب آن سرودها از عظمت مقام عارفانه و روحانیت شیخ، توصیف بناهای دینی ــ تاریخی وابسته به مزار، ایوان باشکوه، گلدستهها، مسجدها و حتی درخت پسته کوهی معروف رسته در جوار مزار و موضوعاتی از این قبیل، یاد شده است.
اجزای دیگری از موضوع و محتوای ترانهها را قصهها، متلها، سرگذشت، سنن و آداب رایج در فرهنگ عامهی آن خطه تشکیل میدهد، بدان گونه که بعضی از آنها در واقع حکم آیینهای را دارد که چهرهی واقعی خصلتها و ویژگیهای قومی مردم جامرا به وضوح باز مینماید. جامیها این آهنگها را که به«آواز» شهرت دارد و با شوق و علاقهمندی در یادداشتها و در بیاضها و دفترهایی فراهم آمده، و یا بر روی نوار ضبط شده، در خانه و یا در محل کار خود دارند و در فرصتها و مناسبتهای گوناگونبا خواندن و شنیدن آنها به وجد و حالی که با قیل و قال به وصف نیاید و از رایحهی دماغ پرور آن گلهای روح بخش،مشام جان را تازه و معطر میدارند.
موسیقی تربت جام، برخلاف بعضی از تصورات بی اساس، هیچ بوی و رنگ « مطربی » ندارد، بلکه طبع و خوی و رنگ و بوی خاص خود را داراست. در این عرصه هنر دوست، « هنر برای هنر » و در آخر « هنر برای مردم» عرضه میشود . خوانندگان و نوازندگان اصیل و نجیب تربت جامی در عرصه ی این هنر شریف بومی، بی هیچ روی قصد انتفاعی، سود جویی و مال اندوزی از این طریق را ندارد و به تعبیر روز کیسه ای برای آن ندوخته اند. در ترازوی نقد، کفهی میزان هنر را در برابر سیم و زر، به سبکی و ابتذال نمیسپارند.
در یک کاوش دقیق و بی طرفانه به این نتیجه میرسیم که موسیقی تربت جام در واقع و نفس الامر، مزاجی عارفانه دارد، درست از آن دست است که در محافل عرفانی، در زاویهها و خانقاه ها و در مجالس سماع اهل طریقت و روندگان حقیقت - کوتاه سخن - در خلوت اهل درد، با شور و حال و جذبهای خاص ادا میشده، و حاضران در مجلس را به مدد نفحات و فیوضات روحانی خود در نهایت به سیر الی الله راهبر می گشته است. آری! چون نیک بنگریم، موسیقی اصیل جام چنین حال و هوایی داشته و دارد : حالت جذبه، وجد، اشراق،بیخودی از خویشتن خویش و در پایان به حقیقت پیوستن است.
در بین ابزار و ادوات موسیقی، مهمترین و رایجترین ساز در تربت جام ( دوتار ) است که به دوتایی هم شهرت دارد. نوازندگان دوتار را در این خطه، استاد میگویند. اساساً در یک تقسیم بندی کلی دوتار و موسیقس تربت جام در حوزهی شرقی خراسان بزرگ قرار میگیرد که خود شهرهای تربت جام . خواف و تایباد را شامل میشود. بعضی شیوهی نواختن دوتار کاشمر را نیز در این دسته قرار میدهند. اما هنرمندان تربت حامی با این عقیده همراهی ندارند.
دوتار در قدیم از چوب زردآلو و توت ساخته می شده، ولی امروز کاسه ی دوتار را از چوب توت، و دستهی آن را از چوب عناب میسازند. طول کاسه 43 سانیمتر، و طول تمام دوتار معمولاً تا حدود 90 سانتیمتر است. در مقایسه س دوتار ساخت تربت جام با دوتار مناطق دیگر . دسته ی دوتار تربت جام بلندتر و وضع چهار گوش دارد.
دوتارهای اصیل معمولا اکثراً هشت پردهی اصلی و یک پرده روی کاسه ( نیم پرده) دارد. اخیراً دوتارهای دوازده، سیزده و حتی شانزده پرده نیز استفاده میشود. البته انواع اخیر بیشتر وارداتی بود و شاید نوعی تلاش برای حذف اصالت موسیقی منطقه به شمار آید.
مردم تربت جام در ساخت و پرداخت این ساز مهارت و سلیقه قابل توجهی دارند. در بین استاد کاران دوتار ساز که تعدادشان در تربت جام کم نیست « اسفندیار تخمکار » و «حسین علی غمخوار احمدی» از شهرت زیادی برخوردارند.
یکی از مهارتهایی که استادان سره از ناسره را مشخص میکند، کوک کردن دوتار است. بسیاری عقیده دارند که بعضی از نوازندگانی که در گروه مطربی اقدام به نواختن دوتار می کنند، نمیتو.انند کوکهای خاصی از شیوههای رایج در تربت جام را به دست آورند و به همین دلیل این نوازندگان را به راحتی میتوان از نوازندگان اصیل تشخیص داد. به هرحال کوکها متداول دوتار در منطقه ی تربت جام عبارتند از: اول کوک چهارم به نام کوک شیخ احمد جام برای اجرای مقام الله و… دوم موک پنجم برای اجرای مقامهای اشترخجو، صیاد و … سوم کوک دوم به نام کوک کردی برای اجرای مقامهای شاه ختائی ، الله مزار و … .
اجزای دیگری از موضوع و محتوای ترانهها را قصهها، متلها، سرگذشت، سنن و آداب رایج در فرهنگ عامهی آن خطه تشکیل میدهد، بدان گونه که بعضی از آنها در واقع حکم آیینهای را دارد که چهرهی واقعی خصلتها و ویژگیهای قومی مردم جامرا به وضوح باز مینماید. جامیها این آهنگها را که به«آواز» شهرت دارد و با شوق و علاقهمندی در یادداشتها و در بیاضها و دفترهایی فراهم آمده، و یا بر روی نوار ضبط شده، در خانه و یا در محل کار خود دارند و در فرصتها و مناسبتهای گوناگونبا خواندن و شنیدن آنها به وجد و حالی که با قیل و قال به وصف نیاید و از رایحهی دماغ پرور آن گلهای روح بخش،مشام جان را تازه و معطر میدارند.
موسیقی تربت جام، برخلاف بعضی از تصورات بی اساس، هیچ بوی و رنگ « مطربی » ندارد، بلکه طبع و خوی و رنگ و بوی خاص خود را داراست. در این عرصه هنر دوست، « هنر برای هنر » و در آخر « هنر برای مردم» عرضه میشود . خوانندگان و نوازندگان اصیل و نجیب تربت جامی در عرصه ی این هنر شریف بومی، بی هیچ روی قصد انتفاعی، سود جویی و مال اندوزی از این طریق را ندارد و به تعبیر روز کیسه ای برای آن ندوخته اند. در ترازوی نقد، کفهی میزان هنر را در برابر سیم و زر، به سبکی و ابتذال نمیسپارند.
در یک کاوش دقیق و بی طرفانه به این نتیجه میرسیم که موسیقی تربت جام در واقع و نفس الامر، مزاجی عارفانه دارد، درست از آن دست است که در محافل عرفانی، در زاویهها و خانقاه ها و در مجالس سماع اهل طریقت و روندگان حقیقت - کوتاه سخن - در خلوت اهل درد، با شور و حال و جذبهای خاص ادا میشده، و حاضران در مجلس را به مدد نفحات و فیوضات روحانی خود در نهایت به سیر الی الله راهبر می گشته است. آری! چون نیک بنگریم، موسیقی اصیل جام چنین حال و هوایی داشته و دارد : حالت جذبه، وجد، اشراق،بیخودی از خویشتن خویش و در پایان به حقیقت پیوستن است.
در بین ابزار و ادوات موسیقی، مهمترین و رایجترین ساز در تربت جام ( دوتار ) است که به دوتایی هم شهرت دارد. نوازندگان دوتار را در این خطه، استاد میگویند. اساساً در یک تقسیم بندی کلی دوتار و موسیقس تربت جام در حوزهی شرقی خراسان بزرگ قرار میگیرد که خود شهرهای تربت جام . خواف و تایباد را شامل میشود. بعضی شیوهی نواختن دوتار کاشمر را نیز در این دسته قرار میدهند. اما هنرمندان تربت حامی با این عقیده همراهی ندارند.
دوتار در قدیم از چوب زردآلو و توت ساخته می شده، ولی امروز کاسه ی دوتار را از چوب توت، و دستهی آن را از چوب عناب میسازند. طول کاسه 43 سانیمتر، و طول تمام دوتار معمولاً تا حدود 90 سانتیمتر است. در مقایسه س دوتار ساخت تربت جام با دوتار مناطق دیگر . دسته ی دوتار تربت جام بلندتر و وضع چهار گوش دارد.
دوتارهای اصیل معمولا اکثراً هشت پردهی اصلی و یک پرده روی کاسه ( نیم پرده) دارد. اخیراً دوتارهای دوازده، سیزده و حتی شانزده پرده نیز استفاده میشود. البته انواع اخیر بیشتر وارداتی بود و شاید نوعی تلاش برای حذف اصالت موسیقی منطقه به شمار آید.
مردم تربت جام در ساخت و پرداخت این ساز مهارت و سلیقه قابل توجهی دارند. در بین استاد کاران دوتار ساز که تعدادشان در تربت جام کم نیست « اسفندیار تخمکار » و «حسین علی غمخوار احمدی» از شهرت زیادی برخوردارند.
یکی از مهارتهایی که استادان سره از ناسره را مشخص میکند، کوک کردن دوتار است. بسیاری عقیده دارند که بعضی از نوازندگانی که در گروه مطربی اقدام به نواختن دوتار می کنند، نمیتو.انند کوکهای خاصی از شیوههای رایج در تربت جام را به دست آورند و به همین دلیل این نوازندگان را به راحتی میتوان از نوازندگان اصیل تشخیص داد. به هرحال کوکها متداول دوتار در منطقه ی تربت جام عبارتند از: اول کوک چهارم به نام کوک شیخ احمد جام برای اجرای مقام الله و… دوم موک پنجم برای اجرای مقامهای اشترخجو، صیاد و … سوم کوک دوم به نام کوک کردی برای اجرای مقامهای شاه ختائی ، الله مزار و … .
در موسیقی تربت جام بعضی از دوبیتیها و ترانههای محلی بدون آواز و تنها به وسیله ی ساز یعنی دوتار اجرا میشود، و بعضی دیگر همراه با آواز، به این ترتیب موسیقی تربت جام در دو دورهی آوازی و سازی قرار میگیرد. معمول این است که هشت یا 9 پرده با دوتار نواخته میشود، اما بعضی از هنرمندان این میزان را تا چهاده پرده هم بالا بردهاند.
در حال حاضر در موسیقی تربت جام متجاوز از 75 نوع آهنگ از غزل، رباعی، ترانه، تصنیف و دوبیتی رواج دارد که هر کدام از آنها وابسته به طبقه خاص خود است . وقتی خواننده به ساز نوازنده گوش میسپارد، به سهولت تشخیص میدهد که در آن هنگام باید چه بخواند. در این بین. سرود نوایی از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار بوده و توسط خوانندگان و نوازندگان متعدد به شکلهای گوناگون عرضه شده است . متأسفانه با توجه به اینکه تا کنون دربارهی سراینده واقعی و اولین سازنده ی آهنگ این سرود تحقیق جامع و مانعی به عمل نیامده است، هم اکنون شک و شبهههای فراوانی در این باره مطرح شده است. امید است با تحقیق و بررسیهای بعدی این مسائل به خوبی طرح و پاسخ داده شود.
درباره ی موسیقی تربت جام، کتابها و مقالات فراوانی به رشتهی تحریر در آمده است که از آن میان میتوان به اثر ارزشمند تحقیقی استاد دکتر محمد تقی مسعودیه اشاره نمود. این کتاب به وسیلهی انتشارات صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 1359 هجری شمسی منتشر گردیده است.
گروه نوازندگان
در حال حاضر نوازندگان بسیاری در این خطه عرض اندام کردهاند. به طوری که هر روز کاست و محصول جدیدی از آنها به بازار عرضه میشود. اما کارهای ماندگار و جاودان در این منطقه عمدتاً توسط استاد کاران بی ادعایی عرضه شده است که جوانی در این راه گذاشتهاند. از این میان میتوان به این افراد اشاره نمود: حاج رحمت خدام احمدی، احمد رضا عسکری، عبدالله سرور احمدی، محمد دلپذیر، غلام سرور درستکار، حبیب الله طالب احمدی، حسین علی غمخوار احمدی، محمد تخمکار، غلام علی پورعطایی و … .
در حال حاضر در موسیقی تربت جام متجاوز از 75 نوع آهنگ از غزل، رباعی، ترانه، تصنیف و دوبیتی رواج دارد که هر کدام از آنها وابسته به طبقه خاص خود است . وقتی خواننده به ساز نوازنده گوش میسپارد، به سهولت تشخیص میدهد که در آن هنگام باید چه بخواند. در این بین. سرود نوایی از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار بوده و توسط خوانندگان و نوازندگان متعدد به شکلهای گوناگون عرضه شده است . متأسفانه با توجه به اینکه تا کنون دربارهی سراینده واقعی و اولین سازنده ی آهنگ این سرود تحقیق جامع و مانعی به عمل نیامده است، هم اکنون شک و شبهههای فراوانی در این باره مطرح شده است. امید است با تحقیق و بررسیهای بعدی این مسائل به خوبی طرح و پاسخ داده شود.
درباره ی موسیقی تربت جام، کتابها و مقالات فراوانی به رشتهی تحریر در آمده است که از آن میان میتوان به اثر ارزشمند تحقیقی استاد دکتر محمد تقی مسعودیه اشاره نمود. این کتاب به وسیلهی انتشارات صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 1359 هجری شمسی منتشر گردیده است.
گروه نوازندگان
در حال حاضر نوازندگان بسیاری در این خطه عرض اندام کردهاند. به طوری که هر روز کاست و محصول جدیدی از آنها به بازار عرضه میشود. اما کارهای ماندگار و جاودان در این منطقه عمدتاً توسط استاد کاران بی ادعایی عرضه شده است که جوانی در این راه گذاشتهاند. از این میان میتوان به این افراد اشاره نمود: حاج رحمت خدام احمدی، احمد رضا عسکری، عبدالله سرور احمدی، محمد دلپذیر، غلام سرور درستکار، حبیب الله طالب احمدی، حسین علی غمخوار احمدی، محمد تخمکار، غلام علی پورعطایی و … .
https://telegram.me/jamtorbat
#نكته
" سنگریزه " ریزاست و ناچیز ...
اما را از راه رفتن باز می دارد !!!
در زندگی هم ؛ بعضی مسائل ریزاند و ناچیز ...
اما مانع به سمت خوبی ها و آرامش ما میشود !!!
کم احترامی یا نامهربانی به والدین ؛ نگاه تحقیر آمیز به فقرا ؛ تکبرو فخر فروشی به مردم
منت گذاشتن هنگام کمک کردن.
نپذیرفتن عذر خطای دوستان.
بخشی از سنگریزه های مسیر تکامل ما هستند !!!
آنها را بموقع کنار بگذاریم ...
تا از زندگی لذت ببریم ...
#نكته
" سنگریزه " ریزاست و ناچیز ...
اما را از راه رفتن باز می دارد !!!
در زندگی هم ؛ بعضی مسائل ریزاند و ناچیز ...
اما مانع به سمت خوبی ها و آرامش ما میشود !!!
کم احترامی یا نامهربانی به والدین ؛ نگاه تحقیر آمیز به فقرا ؛ تکبرو فخر فروشی به مردم
منت گذاشتن هنگام کمک کردن.
نپذیرفتن عذر خطای دوستان.
بخشی از سنگریزه های مسیر تکامل ما هستند !!!
آنها را بموقع کنار بگذاریم ...
تا از زندگی لذت ببریم ...
https://telegram.me/jamtorbat
💞🍃💞🍃💞🍃💞🍃💞🍃💞
#خوشبخت_باشید
قابل توجــــــــــہ خانـــــمها 👸
مردها نیاز دارن که ازشون قدر دانی و تشکر بشه...
خانومها دو جا اینکار رو نمیکنن:
1-جایی که کار کوچک است
2-وقتی وظیفشون رو انجام دادن
مثلا اقا چایی خورده استکانش رو برده تو آشپزخونه، خانوم میگه برای چی تشکر کنم تخم دو زرده که نذاشته استکان رو برده فقط
وقتی کار کوچک است خانومها تشکر نمیکنن ..
مثلا آقا رفته نون خریده برای شام اینم چون وظیفه مرده خونه اس خانوم تشکر نمیکنه...
✨خانومها اقایون محتاج تشکر هستند. نیازمند و تشنه ی تشکر هستن دائم از اقایان تشکر کنید. برای کارهای کوچک و بزرگ تشکر کنید از همسرتاڹ.
✔دکترشاهین فرهنگ
💞🍃💞🍃💞🍃💞🍃💞🍃💞
#خوشبخت_باشید
قابل توجــــــــــہ خانـــــمها 👸
مردها نیاز دارن که ازشون قدر دانی و تشکر بشه...
خانومها دو جا اینکار رو نمیکنن:
1-جایی که کار کوچک است
2-وقتی وظیفشون رو انجام دادن
مثلا اقا چایی خورده استکانش رو برده تو آشپزخونه، خانوم میگه برای چی تشکر کنم تخم دو زرده که نذاشته استکان رو برده فقط
وقتی کار کوچک است خانومها تشکر نمیکنن ..
مثلا آقا رفته نون خریده برای شام اینم چون وظیفه مرده خونه اس خانوم تشکر نمیکنه...
✨خانومها اقایون محتاج تشکر هستند. نیازمند و تشنه ی تشکر هستن دائم از اقایان تشکر کنید. برای کارهای کوچک و بزرگ تشکر کنید از همسرتاڹ.
✔دکترشاهین فرهنگ
🌾🌸 #p10 🌸🌾
گاهی همه ی زندگی ات...
در یک " تو "
خلاصه می شود...
" تو " در خلوتم قدم میزنی و صدای پای " تو "
می شود ملودی آرام ذهن من ...
هر ردی که از من بگیری به " تو " میرسد...
" تو " می شوی دنیای من ...
" تو " می شوی نیاز من ...
" تو " می شوی همه ی من ...
https://telegram.me/jamtorbat
گاهی همه ی زندگی ات...
در یک " تو "
خلاصه می شود...
" تو " در خلوتم قدم میزنی و صدای پای " تو "
می شود ملودی آرام ذهن من ...
هر ردی که از من بگیری به " تو " میرسد...
" تو " می شوی دنیای من ...
" تو " می شوی نیاز من ...
" تو " می شوی همه ی من ...
https://telegram.me/jamtorbat
اگر حق با شماست،
به خشمگین شدن نیازی نیست؛
و اگر حق با شما نیست،
هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!
صبوری با خانواده عشق است، صبوری با دیگران احترام است، صبوری با خود اعتماد به نفس است...
و صبوری در راه خدا، ایمان است.
اندیشیدن به گذشته اندوه،
و اندیشیدن به آینده هراس
می آورد؛
به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.
در جستجوی قلب زیبا باش
نه صورت زیبا؛
زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی ماند؛
اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.
https://telegram.me/jamtorbat
به خشمگین شدن نیازی نیست؛
و اگر حق با شما نیست،
هیچ حقی برای عصبانی بودن ندارید!
صبوری با خانواده عشق است، صبوری با دیگران احترام است، صبوری با خود اعتماد به نفس است...
و صبوری در راه خدا، ایمان است.
اندیشیدن به گذشته اندوه،
و اندیشیدن به آینده هراس
می آورد؛
به حال بیاندیش تا لذت را به ارمغان آورد.
در جستجوی قلب زیبا باش
نه صورت زیبا؛
زیرا هر آنچه زیباست، همیشه خوب نمی ماند؛
اما آنچه خوب است، همیشه زیباست.
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮ ﺗﻦ ﺩﻫﺪ،
ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ
ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ ؛ ﻓﺮﻭ ﻣﺎﯾﻪﺍﻧﺪ .
ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﺑﺪﻭﻥ مستبد ،
ﺩﯾﻨﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﯿﻞ
ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺮﺯ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ .
ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻢ.......!
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﯿﻨﻮﺍﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ .
ویکتور هوگو
ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﻘﺮ ﺗﻦ ﺩﻫﺪ،
ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺯﺥ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ
ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ ؛ ﻓﺮﻭ ﻣﺎﯾﻪﺍﻧﺪ .
ﻣﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﯼ ﺑﺪﻭﻥ مستبد ،
ﺩﯾﻨﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺤﻤﯿﻞ
ﻭ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺮﺯ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ .
ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻢ.......!
ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﯿﻨﻮﺍﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ .
ویکتور هوگو
حالم خوبه خوب....
در ارامشی شبیه ابر بهاری...
شاد هچون نغمه یک بلبل ....
یا که شکوفه های بهاری...
اری ...
میشود ..
در اوج سرما ..
وسط چله زمستان ...
گرم بود ...میشود..اوازی سر داد به زیبایی بلبلان عاشق....
میشود در غروب جمعه ....
در یک شب طولانی زمستان...
به تابستان گرم فکر کرد....
سلام کن به زندگی...
در پس رویا ها غرق نشو....
بیدار باش و در خواب زمستانی فرو نرو....
برف سفید است اری...
همچون دلت ...هچون دلم ...
اسمان را دود گرفته ...بیخیال...
هوای دلت را پاک نگهدار...
در لحظه هایت زندگی کن...
با داشته هایت خوش باش که...
این قافله عمر عجب میگذرد....
https://telegram.me/jamtorbat
در ارامشی شبیه ابر بهاری...
شاد هچون نغمه یک بلبل ....
یا که شکوفه های بهاری...
اری ...
میشود ..
در اوج سرما ..
وسط چله زمستان ...
گرم بود ...میشود..اوازی سر داد به زیبایی بلبلان عاشق....
میشود در غروب جمعه ....
در یک شب طولانی زمستان...
به تابستان گرم فکر کرد....
سلام کن به زندگی...
در پس رویا ها غرق نشو....
بیدار باش و در خواب زمستانی فرو نرو....
برف سفید است اری...
همچون دلت ...هچون دلم ...
اسمان را دود گرفته ...بیخیال...
هوای دلت را پاک نگهدار...
در لحظه هایت زندگی کن...
با داشته هایت خوش باش که...
این قافله عمر عجب میگذرد....
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
💕⚡️💕⚡️💕⚡️💕⚡️💕⚡️💕
وچه زیبا گفت مرحوم خسرو شڪیبایي:
عمر با ارزشترین داراییِ آدمه. اگر کسي برات وقت گذاشت یعني داره از ارزشمندترین و غیرقابل تکرارترین چیزي که داره رو خرجت میکنه!
قدرش رو بدوڹ ...
💕⚡️💕⚡️💕⚡️💕⚡️💕⚡️💕
وچه زیبا گفت مرحوم خسرو شڪیبایي:
عمر با ارزشترین داراییِ آدمه. اگر کسي برات وقت گذاشت یعني داره از ارزشمندترین و غیرقابل تکرارترین چیزي که داره رو خرجت میکنه!
قدرش رو بدوڹ ...
https://telegram.me/jamtorbat
زنان ،
خدایانی زیبا و زیرک اند
در بهشتِ هر زَنی
جهنمی هست
که روحت را به آتش میکشد ...
با این حال
اگر قرار است
عمرت دو روز باشد
بگذار در دستان
هوس آلود زنی باشد
که زندگی را
همان طور که هست عرضه میکند"
عشق و ناکامی با هم ،
این یعنی تمام زندگی ..
#احمد_شاملو
زنان ،
خدایانی زیبا و زیرک اند
در بهشتِ هر زَنی
جهنمی هست
که روحت را به آتش میکشد ...
با این حال
اگر قرار است
عمرت دو روز باشد
بگذار در دستان
هوس آلود زنی باشد
که زندگی را
همان طور که هست عرضه میکند"
عشق و ناکامی با هم ،
این یعنی تمام زندگی ..
#احمد_شاملو
https://telegram.me/jamtorbat
شب که از نیمه گذشت
من دلم را دیدم
که نشسته لب پاشویه حوض
آب می نوشد و یک جرعه به یاد خوش دوست
ماه هم گوشه دیوار حیاط
چشم در راه نگاهی که بجوید او را
تکه ابری به شتاب ، می دود سمت زلالیت نور
تا که پنهان کند آن چشمک زیبای فروریخته از عرش خدا
گل محبوبه شب ، عاشق عطر حضور
و هوا
بوی یاس و تو و صد خاطره و عشق خموش
من کلامی به لبم مانده که از روز نخست
بیم ان را دارم ، که اگر با تو بگویم انرا
پاسخت می شکند قلب مرا
نذر کردم که اگر این دل من شاد کنی
دست بر سینه ببویم گل را
کاسه آبی بدهم ، خاطر زیبای حیات
گندمی ، گوشه ایوان ، که تن خسته پرواز کمی شاد شود
منِ بی دل شده و شوق وصال....
کاش می شد که خدا
به زبان تو بیاندازد و لطفی بکند
تو بگویی ، آری
آسمان هست و خدا
گل مینا و گل مریم و یک بوته رز
و تراویدن مهتاب و سکوت
باز می پرسد دل ، به ندایی که تو می فهمی و او
آسمان هست و خدا
چشمکی چشم براه گذر تیره ابر
بوته نسترن و سرو و سکوت
باز می پرسد دل
می توان با دل زیبای شما ، لب پاشویه نشست ؟
می توان با تو سخن گفت و شنید ؟
و خدا
آسمانی بی ابر
چشمکی رنگ امید
و تراویدن مهتاب و نسیم
گل آلاله و مینا و سلام
و صدای دل زیبای تو در وقت سحر
وه چه
" آری "
زیباست...
شب که از نیمه گذشت
من دلم را دیدم
که نشسته لب پاشویه حوض
آب می نوشد و یک جرعه به یاد خوش دوست
ماه هم گوشه دیوار حیاط
چشم در راه نگاهی که بجوید او را
تکه ابری به شتاب ، می دود سمت زلالیت نور
تا که پنهان کند آن چشمک زیبای فروریخته از عرش خدا
گل محبوبه شب ، عاشق عطر حضور
و هوا
بوی یاس و تو و صد خاطره و عشق خموش
من کلامی به لبم مانده که از روز نخست
بیم ان را دارم ، که اگر با تو بگویم انرا
پاسخت می شکند قلب مرا
نذر کردم که اگر این دل من شاد کنی
دست بر سینه ببویم گل را
کاسه آبی بدهم ، خاطر زیبای حیات
گندمی ، گوشه ایوان ، که تن خسته پرواز کمی شاد شود
منِ بی دل شده و شوق وصال....
کاش می شد که خدا
به زبان تو بیاندازد و لطفی بکند
تو بگویی ، آری
آسمان هست و خدا
گل مینا و گل مریم و یک بوته رز
و تراویدن مهتاب و سکوت
باز می پرسد دل ، به ندایی که تو می فهمی و او
آسمان هست و خدا
چشمکی چشم براه گذر تیره ابر
بوته نسترن و سرو و سکوت
باز می پرسد دل
می توان با دل زیبای شما ، لب پاشویه نشست ؟
می توان با تو سخن گفت و شنید ؟
و خدا
آسمانی بی ابر
چشمکی رنگ امید
و تراویدن مهتاب و نسیم
گل آلاله و مینا و سلام
و صدای دل زیبای تو در وقت سحر
وه چه
" آری "
زیباست...