✔️
در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم و نگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم.
از " تنهایی" میترسیدم،
یاد گرفتم "خود را دوست بدارم"
از "شکست" میترسیدم
یاد گرفتم "شکست یعنی تلاش نکردن"
از"نفرت مردم" میترسیدم
یاد گرفتم "بهرحال هر کسی نظری دارد"
از "درد" میترسیدم
یاد گرفتم "درد کشیدن برای رشد روح لازم است"
از "سرنوشت" میترسیدم
یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم"
از "آینده" میترسیدم
یاد گرفتم "میتوان آینده بهتری ساخت"
از "گذشته" میترسیدم
دریافتم "گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد"
و بالاخره از "تغییر" میترسیدم تا اینکه یاد گرفتم
حتی زیباترین پروانه ها هم، قبل از پرواز کرم بودند و "تغییر" آنها را زیبا میکند
و البته همه اینها از آنجایی شروع شد
که یاد گرفتم از هر چیزی که می ترسم
فقط باید روبرو شوم تا بتوانم از آن بگذرم ...
💟 https://telegram.me/jamtorbat
در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم و نگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم.
از " تنهایی" میترسیدم،
یاد گرفتم "خود را دوست بدارم"
از "شکست" میترسیدم
یاد گرفتم "شکست یعنی تلاش نکردن"
از"نفرت مردم" میترسیدم
یاد گرفتم "بهرحال هر کسی نظری دارد"
از "درد" میترسیدم
یاد گرفتم "درد کشیدن برای رشد روح لازم است"
از "سرنوشت" میترسیدم
یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم"
از "آینده" میترسیدم
یاد گرفتم "میتوان آینده بهتری ساخت"
از "گذشته" میترسیدم
دریافتم "گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد"
و بالاخره از "تغییر" میترسیدم تا اینکه یاد گرفتم
حتی زیباترین پروانه ها هم، قبل از پرواز کرم بودند و "تغییر" آنها را زیبا میکند
و البته همه اینها از آنجایی شروع شد
که یاد گرفتم از هر چیزی که می ترسم
فقط باید روبرو شوم تا بتوانم از آن بگذرم ...
💟 https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
#نجوای شبانه با حضرت دوست
#خداوندا
ببخش مرا اگر گاهی زبان در دهان غلاف نکردم و گزاف گفتم بازبانی که باید تسبیح تو را میگفتم گناه کردم ، شرمنده ام اما نا امید نیستم خودت صدایم کرده ای و فرمودی :
اگر در گناه زیاده روی کرده اید از رحمت خدا نومید نشوید که خداوند همه ی گناهان را میبخشد (الزمر-53)
مرا ببخش برای تمام گناهانی که شیرینی اش رفته و جزایش مانده
استغفارم را بپذیر،به رحمتت همیشه امیدوارم
#نجوای شبانه با حضرت دوست
#خداوندا
ببخش مرا اگر گاهی زبان در دهان غلاف نکردم و گزاف گفتم بازبانی که باید تسبیح تو را میگفتم گناه کردم ، شرمنده ام اما نا امید نیستم خودت صدایم کرده ای و فرمودی :
اگر در گناه زیاده روی کرده اید از رحمت خدا نومید نشوید که خداوند همه ی گناهان را میبخشد (الزمر-53)
مرا ببخش برای تمام گناهانی که شیرینی اش رفته و جزایش مانده
استغفارم را بپذیر،به رحمتت همیشه امیدوارم
https://telegram.me/jamtorbat
خداوندا...
همان گونه که چشم هایمان را از خواب بیدار کردی...
قلب های ما را از غفلت بیدار کن...
و همان گونه که جهان را به نور صبح منور گرداندی...
زندگی مان را به نور هدایت منور بگردان...
خداوندا...
بنویس برای ما پاک شدن گناهان و پوشش عیوب و نرمی قلوب و بر طرف شدن غم ها و آسان شدن کارها را...
خداوندا...
صبح مان و روزمان را سرشار از خیر و بخشش و مغفرت و توفیق و استواری و استقامت بر صراط بندگیات قرار بده...
آمین یا رب العالمین
خداوندا...
همان گونه که چشم هایمان را از خواب بیدار کردی...
قلب های ما را از غفلت بیدار کن...
و همان گونه که جهان را به نور صبح منور گرداندی...
زندگی مان را به نور هدایت منور بگردان...
خداوندا...
بنویس برای ما پاک شدن گناهان و پوشش عیوب و نرمی قلوب و بر طرف شدن غم ها و آسان شدن کارها را...
خداوندا...
صبح مان و روزمان را سرشار از خیر و بخشش و مغفرت و توفیق و استواری و استقامت بر صراط بندگیات قرار بده...
آمین یا رب العالمین
🌙✨🌙✨🌙✨🌙✨🌙✨
ﺧﺪﺍوند ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ زیاد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭلي دور از چشم همہ ﺗﻘﻠﺐ هم زیاد میرسانــــــــــد...
ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎیي اشڪ هنگام دعا
مهربان تر از مادر
بی توقع تر از پدر
ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻮﺍلیسٺــــــــــ ..
ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ قلبم...
پس هیچ غمي ندارم چوڹ او را دارم ...
https://telegram.me/jamtorbat
ﺧﺪﺍوند ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ زیاد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭلي دور از چشم همہ ﺗﻘﻠﺐ هم زیاد میرسانــــــــــد...
ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎیي اشڪ هنگام دعا
مهربان تر از مادر
بی توقع تر از پدر
ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻮﺍلیسٺــــــــــ ..
ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ قلبم...
پس هیچ غمي ندارم چوڹ او را دارم ...
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
💥🍂💥🍂💥🍂💥🍂💥🍂💥
#تلنگــــــــــر
💥دﮐﺘﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﻤﺸﻪ ﺍﯼ چہ زیباگفت:
فیلم ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ،ببینید ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﻨﺪ؟
ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﻡ،
ﺑﺎ همسرم ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻡ؟
اﮔﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ، ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﯽ !
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺍﺯ ﺗﻘﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻤﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﺮﻭﯼ ﺑﺎﺯﺍﺭ، ﺩﻭﺭﯼ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻧﺸﻮﯼ .
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﯿﻢ .
💥🍂💥🍂💥🍂💥🍂💥🍂💥
#تلنگــــــــــر
💥دﮐﺘﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﻤﺸﻪ ﺍﯼ چہ زیباگفت:
فیلم ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ،ببینید ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﻨﺪ؟
ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﻡ،
ﺑﺎ همسرم ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻡ؟
اﮔﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ، ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﯽ !
ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺍﺯ ﺗﻘﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻤﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﺮﻭﯼ ﺑﺎﺯﺍﺭ، ﺩﻭﺭﯼ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻧﺸﻮﯼ .
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﯿﻢ .
https://telegram.me/jamtorbat
#نكته
مُحبّت
همه چیز را
شکست میدهد
و خود شکست
نمی خورد...
محبت بر همه چیز غالب است، بالاترین قدرت را دارد، سنگ را آب میکند و کوه را جابجا...
اگر روزی به کسی محبت کردید باور داشته باشید هرگز نخواهد توانست از یاد ببرد.
ماندگارترین اثر هنری انسان محبت است.
هرگز وسعت محبتمان را کم نکنیم
#نكته
مُحبّت
همه چیز را
شکست میدهد
و خود شکست
نمی خورد...
محبت بر همه چیز غالب است، بالاترین قدرت را دارد، سنگ را آب میکند و کوه را جابجا...
اگر روزی به کسی محبت کردید باور داشته باشید هرگز نخواهد توانست از یاد ببرد.
ماندگارترین اثر هنری انسان محبت است.
هرگز وسعت محبتمان را کم نکنیم
☺️
عشق درون ديگران نيست، بلكه درون خود ماست.
ما آن احساس را بيدار ميكنيم،
ولي براي اينكه بيدار شود،
به ديگران نياز داريم.
دنيا تنها زماني براي ما معنا دارد
كه بتوانيم كسي را براي شركت دادن در هيجاناتمان بيابيم...
از کتاب یازده دقیقه
پائولو کوئیلو
https://telegram.me/jamtorbat
عشق درون ديگران نيست، بلكه درون خود ماست.
ما آن احساس را بيدار ميكنيم،
ولي براي اينكه بيدار شود،
به ديگران نياز داريم.
دنيا تنها زماني براي ما معنا دارد
كه بتوانيم كسي را براي شركت دادن در هيجاناتمان بيابيم...
از کتاب یازده دقیقه
پائولو کوئیلو
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
از الهی نامه خواجه عبد الله انصاری :
الهــــی روزگاری تو را می جستم خود را می يافتم ، اکنون خود را می جويم تو را می يابم ای محب را ياد و انس
را يادگار ، چون حاضری اين جستن بچه کار ؟
الهــــی يافته می جويم ، با ديده در ميگويم که دارم چه جويم ، که می بينم ؟چه گويم ؟ شيفتهء اين جـُست و جويم
گرفتار اين گفت و گويم ، ای پيش از هـــر روز، و جدا از هر کس، مرا درين سوز هزار مطرف نه بس .
خـداوندا سزد که اکنون سموم قهـر از آن باز داری و کُشتهء عنايت ازلی را به رعايت ابدی مَدَد کنی .
الهــــی به عنايت ازلی تخم هــدايت کاشــتی ، به رســـالت پيــامبـران آب دادی ، به ياری و توفيـــق پـروردی
بنـــظر خـــود بــار آوردی .
الهــــی گاه گريم که در اختيار ديوم، از بس تاريکی بينم ، باز ناگاه نوری تابد که جملهء بشريت در جنب آن ناپديد بود.
از الهی نامه خواجه عبد الله انصاری :
الهــــی روزگاری تو را می جستم خود را می يافتم ، اکنون خود را می جويم تو را می يابم ای محب را ياد و انس
را يادگار ، چون حاضری اين جستن بچه کار ؟
الهــــی يافته می جويم ، با ديده در ميگويم که دارم چه جويم ، که می بينم ؟چه گويم ؟ شيفتهء اين جـُست و جويم
گرفتار اين گفت و گويم ، ای پيش از هـــر روز، و جدا از هر کس، مرا درين سوز هزار مطرف نه بس .
خـداوندا سزد که اکنون سموم قهـر از آن باز داری و کُشتهء عنايت ازلی را به رعايت ابدی مَدَد کنی .
الهــــی به عنايت ازلی تخم هــدايت کاشــتی ، به رســـالت پيــامبـران آب دادی ، به ياری و توفيـــق پـروردی
بنـــظر خـــود بــار آوردی .
الهــــی گاه گريم که در اختيار ديوم، از بس تاريکی بينم ، باز ناگاه نوری تابد که جملهء بشريت در جنب آن ناپديد بود.
https://telegram.me/jamtorbat
#مولانا
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیرِ آن درختی رو که او گلهای تَر دارد
در این بازارِ عطاران مَرو هر سو چو بیکاران
به دُکان کسی بنشین که در دکان شِکَر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رَهزَنَد هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بَر دَر نِشانَد او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد مَیاور کاسه و مَنشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمه سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
#مولانا
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیرِ آن درختی رو که او گلهای تَر دارد
در این بازارِ عطاران مَرو هر سو چو بیکاران
به دُکان کسی بنشین که در دکان شِکَر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رَهزَنَد هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بَر دَر نِشانَد او به طراری که میآید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که میجوشد مَیاور کاسه و مَنشین
که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمه سوزن
اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
😊
ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ:
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ، ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﮐُﺸﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ! ﺍﻣﺎ ﺧﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻪ ﻣﯽﮐُﺸﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ! ... ﯾﻌﻨﯽ ﻭﺍﻗﻌاً ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؟! ... ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺍﺧﺘﻼﻑ؟
_
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ:
ﭘﺴﺮﻡ ، خرها ﺑﻪ «ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺩﺍﺭﻫﺎ » ﺳﻮﺍﺭﯼ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ، ﭘﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽﻣﺎﻧﻨﺪ!
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺭﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ!!!
_
از کتاب: «من گوسالهام»
نویسنده:«بزرگمهر حسینپور»
https://telegram.me/jamtorbat
ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ:
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ، ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﮐُﺸﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ! ﺍﻣﺎ ﺧﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻪ ﻣﯽﮐُﺸﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ! ... ﯾﻌﻨﯽ ﻭﺍﻗﻌاً ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؟! ... ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺍﺧﺘﻼﻑ؟
_
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ:
ﭘﺴﺮﻡ ، خرها ﺑﻪ «ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺩﺍﺭﻫﺎ » ﺳﻮﺍﺭﯼ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ، ﭘﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽﻣﺎﻧﻨﺪ!
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺭﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ!!!
_
از کتاب: «من گوسالهام»
نویسنده:«بزرگمهر حسینپور»
https://telegram.me/jamtorbat
Telegram
شهرعرفان
️💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
https://telegram.me/jamtorbat
#نكته
ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﯾﺎ ﺑﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ !
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺍﺳﺖ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ
ﺍﺯ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻭ ﮔﯿﺎﻩ ﺭﺍ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ، ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ .
"ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ".....
ﺍﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !
#نكته
ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﯾﺎ ﺑﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ !
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺍﺳﺖ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ
ﺍﺯ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻭ ﮔﯿﺎﻩ ﺭﺍ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ، ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ .
"ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ".....
ﺍﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !
Telegram
شهرعرفان
️💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
https://telegram.me/jamtorbat
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
عدالت کجاست؟ ....................
اگر فقیر دنبال دختر راه بیفتد میشود "منحرف" اگر ثروتمند این کار را بکند، میشود "عاشق"
اگر فقرا جایی جمع شوند، میشوند "باند"، اگر ثروتمندان جایی جمع شوند میشود "جلسه"
اگر فقیر دزدی کند، میشود "سرقت"، اگر ثروتمند دزدی کند، میشود "اختلاس"
دنياي عجيبي است ، حتی مفاهیم هم با مقدار پول که در جیب است، عوض میشود،.......................😒😒😏😞
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
عدالت کجاست؟ ....................
اگر فقیر دنبال دختر راه بیفتد میشود "منحرف" اگر ثروتمند این کار را بکند، میشود "عاشق"
اگر فقرا جایی جمع شوند، میشوند "باند"، اگر ثروتمندان جایی جمع شوند میشود "جلسه"
اگر فقیر دزدی کند، میشود "سرقت"، اگر ثروتمند دزدی کند، میشود "اختلاس"
دنياي عجيبي است ، حتی مفاهیم هم با مقدار پول که در جیب است، عوض میشود،.......................😒😒😏😞
☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
Telegram
شهرعرفان
️💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
📚✨📚✨📚✨📚✨📚✨
#داستان_کوتاه
در دامنه دو کوه بلند، دو آبادي بود که يکي «بالاکوه» و ديگري «پايين کوه» نام داشت؛ چشمه اي پر آب و خنک از دل کوه مي جوشيد و از آبادي بالاکوه مي گذشت و به آبادي پايين کوه مي رسيد. اين چشمه زمين هاي هر دو آبادي را سيراب مي کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمين هاي پايين کوه را صاحب شود.
پس به اهالي بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادي ماست، چرا بايد آب را مجاني به پايين کوهي ها بدهيم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پايين کوه مي بنديم.» يکي دو روز گذشت و مردم پايين کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برايشان باز کند. اما ارباب پيشنهاد کرد که يا رعيت او شوند يا تا ابد بي آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پايين کوه مثل رعيت. اين دو کوه هرگز به هم نمي رسند. من ارباب هستم و شما رعيت!»
اين پيشنهاد براي مردم پايين کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اينکه کدخداي پايين ده فکري به ذهنش رسيد و به مردم گفت: بيل و کلنگ تان را برداريد تا چندين چاه حفر کنيم و قنات درست کنيم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پايين کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهايشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
اين خبر به گوش ارباب بالاکوه رسيد و ناراحت شد اما چاره اي جز تسليم شدن نداشت؛ به همين خاطر به سوي پايين کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با اين کارتان چشمه ما را خشکانديد، اگر ممکن است سر يکي از قنات ها را به طرف ده ما برگردانيد.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پايين به بالا نمي رود، بعد هم يادت هست که گفتي: کوه به کوه نمي رسد. تو درست گفتي: کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد.»
https://telegram.me/jamtorbat
#داستان_کوتاه
در دامنه دو کوه بلند، دو آبادي بود که يکي «بالاکوه» و ديگري «پايين کوه» نام داشت؛ چشمه اي پر آب و خنک از دل کوه مي جوشيد و از آبادي بالاکوه مي گذشت و به آبادي پايين کوه مي رسيد. اين چشمه زمين هاي هر دو آبادي را سيراب مي کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمين هاي پايين کوه را صاحب شود.
پس به اهالي بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادي ماست، چرا بايد آب را مجاني به پايين کوهي ها بدهيم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پايين کوه مي بنديم.» يکي دو روز گذشت و مردم پايين کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برايشان باز کند. اما ارباب پيشنهاد کرد که يا رعيت او شوند يا تا ابد بي آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پايين کوه مثل رعيت. اين دو کوه هرگز به هم نمي رسند. من ارباب هستم و شما رعيت!»
اين پيشنهاد براي مردم پايين کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اينکه کدخداي پايين ده فکري به ذهنش رسيد و به مردم گفت: بيل و کلنگ تان را برداريد تا چندين چاه حفر کنيم و قنات درست کنيم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پايين کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهايشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
اين خبر به گوش ارباب بالاکوه رسيد و ناراحت شد اما چاره اي جز تسليم شدن نداشت؛ به همين خاطر به سوي پايين کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با اين کارتان چشمه ما را خشکانديد، اگر ممکن است سر يکي از قنات ها را به طرف ده ما برگردانيد.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پايين به بالا نمي رود، بعد هم يادت هست که گفتي: کوه به کوه نمي رسد. تو درست گفتي: کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد.»
https://telegram.me/jamtorbat
Telegram
شهرعرفان
️💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
Eman fylm.mp4
15.2 MB
https://telegram.me/jamtorbat
چوب بازی
دوازدهمین جشنواره موسیقی مقامی جام
گروه ياقوت جام
تهيه شده در رویا فیلم جام
پخش از کانال شهر عرفان
چوب بازی
دوازدهمین جشنواره موسیقی مقامی جام
گروه ياقوت جام
تهيه شده در رویا فیلم جام
پخش از کانال شهر عرفان
https://telegram.me/jamtorbat از نکات سزاوار توجه دربارهی جام، مطالعه و بررسی در باب ترانهها، سرودها، دو بیتیها، نغمهها و تصنیفهای محلی بسیاری است که در بین اهالی مرسوم و متداول است. این نکته شایان یادآوری است که به لحاظ استقرار آرامگاه عارف بزرگوار، شیخ الاسلام احمد جام در این سامان و به خاطر اهتمام عام در بزرگداشت یاد وی در خاطرهها، در غالب آن سرودها از عظمت مقام عارفانه و روحانیت شیخ، توصیف بناهای دینی ــ تاریخی وابسته به مزار، ایوان باشکوه، گلدستهها، مسجدها و حتی درخت پسته کوهی معروف رسته در جوار مزار و موضوعاتی از این قبیل، یاد شده است.
اجزای دیگری از موضوع و محتوای ترانهها را قصهها، متلها، سرگذشت، سنن و آداب رایج در فرهنگ عامهی آن خطه تشکیل میدهد، بدان گونه که بعضی از آنها در واقع حکم آیینهای را دارد که چهرهی واقعی خصلتها و ویژگیهای قومی مردم جامرا به وضوح باز مینماید. جامیها این آهنگها را که به«آواز» شهرت دارد و با شوق و علاقهمندی در یادداشتها و در بیاضها و دفترهایی فراهم آمده، و یا بر روی نوار ضبط شده، در خانه و یا در محل کار خود دارند و در فرصتها و مناسبتهای گوناگونبا خواندن و شنیدن آنها به وجد و حالی که با قیل و قال به وصف نیاید و از رایحهی دماغ پرور آن گلهای روح بخش،مشام جان را تازه و معطر میدارند.
موسیقی تربت جام، برخلاف بعضی از تصورات بی اساس، هیچ بوی و رنگ « مطربی » ندارد، بلکه طبع و خوی و رنگ و بوی خاص خود را داراست. در این عرصه هنر دوست، « هنر برای هنر » و در آخر « هنر برای مردم» عرضه میشود . خوانندگان و نوازندگان اصیل و نجیب تربت جامی در عرصه ی این هنر شریف بومی، بی هیچ روی قصد انتفاعی، سود جویی و مال اندوزی از این طریق را ندارد و به تعبیر روز کیسه ای برای آن ندوخته اند. در ترازوی نقد، کفهی میزان هنر را در برابر سیم و زر، به سبکی و ابتذال نمیسپارند.
در یک کاوش دقیق و بی طرفانه به این نتیجه میرسیم که موسیقی تربت جام در واقع و نفس الامر، مزاجی عارفانه دارد، درست از آن دست است که در محافل عرفانی، در زاویهها و خانقاه ها و در مجالس سماع اهل طریقت و روندگان حقیقت - کوتاه سخن - در خلوت اهل درد، با شور و حال و جذبهای خاص ادا میشده، و حاضران در مجلس را به مدد نفحات و فیوضات روحانی خود در نهایت به سیر الی الله راهبر می گشته است. آری! چون نیک بنگریم، موسیقی اصیل جام چنین حال و هوایی داشته و دارد : حالت جذبه، وجد، اشراق،بیخودی از خویشتن خویش و در پایان به حقیقت پیوستن است.
در بین ابزار و ادوات موسیقی، مهمترین و رایجترین ساز در تربت جام ( دوتار ) است که به دوتایی هم شهرت دارد. نوازندگان دوتار را در این خطه، استاد میگویند. اساساً در یک تقسیم بندی کلی دوتار و موسیقس تربت جام در حوزهی شرقی خراسان بزرگ قرار میگیرد که خود شهرهای تربت جام . خواف و تایباد را شامل میشود. بعضی شیوهی نواختن دوتار کاشمر را نیز در این دسته قرار میدهند. اما هنرمندان تربت حامی با این عقیده همراهی ندارند.
دوتار در قدیم از چوب زردآلو و توت ساخته می شده، ولی امروز کاسه ی دوتار را از چوب توت، و دستهی آن را از چوب عناب میسازند. طول کاسه 43 سانیمتر، و طول تمام دوتار معمولاً تا حدود 90 سانتیمتر است. در مقایسه س دوتار ساخت تربت جام با دوتار مناطق دیگر . دسته ی دوتار تربت جام بلندتر و وضع چهار گوش دارد.
دوتارهای اصیل معمولا اکثراً هشت پردهی اصلی و یک پرده روی کاسه ( نیم پرده) دارد. اخیراً دوتارهای دوازده، سیزده و حتی شانزده پرده نیز استفاده میشود. البته انواع اخیر بیشتر وارداتی بود و شاید نوعی تلاش برای حذف اصالت موسیقی منطقه به شمار آید.
مردم تربت جام در ساخت و پرداخت این ساز مهارت و سلیقه قابل توجهی دارند. در بین استاد کاران دوتار ساز که تعدادشان در تربت جام کم نیست « اسفندیار تخمکار » و «حسین علی غمخوار احمدی» از شهرت زیادی برخوردارند.
یکی از مهارتهایی که استادان سره از ناسره را مشخص میکند، کوک کردن دوتار است. بسیاری عقیده دارند که بعضی از نوازندگانی که در گروه مطربی اقدام به نواختن دوتار می کنند، نمیتو.انند کوکهای خاصی از شیوههای رایج در تربت جام را به دست آورند و به همین دلیل این نوازندگان را به راحتی میتوان از نوازندگان اصیل تشخیص داد. به هرحال کوکها متداول دوتار در منطقه ی تربت جام عبارتند از: اول کوک چهارم به نام کوک شیخ احمد جام برای اجرای مقام الله و… دوم موک پنجم برای اجرای مقامهای اشترخجو، صیاد و … سوم کوک دوم به نام کوک کردی برای اجرای مقامهای شاه ختائی ، الله مزار و … .
اجزای دیگری از موضوع و محتوای ترانهها را قصهها، متلها، سرگذشت، سنن و آداب رایج در فرهنگ عامهی آن خطه تشکیل میدهد، بدان گونه که بعضی از آنها در واقع حکم آیینهای را دارد که چهرهی واقعی خصلتها و ویژگیهای قومی مردم جامرا به وضوح باز مینماید. جامیها این آهنگها را که به«آواز» شهرت دارد و با شوق و علاقهمندی در یادداشتها و در بیاضها و دفترهایی فراهم آمده، و یا بر روی نوار ضبط شده، در خانه و یا در محل کار خود دارند و در فرصتها و مناسبتهای گوناگونبا خواندن و شنیدن آنها به وجد و حالی که با قیل و قال به وصف نیاید و از رایحهی دماغ پرور آن گلهای روح بخش،مشام جان را تازه و معطر میدارند.
موسیقی تربت جام، برخلاف بعضی از تصورات بی اساس، هیچ بوی و رنگ « مطربی » ندارد، بلکه طبع و خوی و رنگ و بوی خاص خود را داراست. در این عرصه هنر دوست، « هنر برای هنر » و در آخر « هنر برای مردم» عرضه میشود . خوانندگان و نوازندگان اصیل و نجیب تربت جامی در عرصه ی این هنر شریف بومی، بی هیچ روی قصد انتفاعی، سود جویی و مال اندوزی از این طریق را ندارد و به تعبیر روز کیسه ای برای آن ندوخته اند. در ترازوی نقد، کفهی میزان هنر را در برابر سیم و زر، به سبکی و ابتذال نمیسپارند.
در یک کاوش دقیق و بی طرفانه به این نتیجه میرسیم که موسیقی تربت جام در واقع و نفس الامر، مزاجی عارفانه دارد، درست از آن دست است که در محافل عرفانی، در زاویهها و خانقاه ها و در مجالس سماع اهل طریقت و روندگان حقیقت - کوتاه سخن - در خلوت اهل درد، با شور و حال و جذبهای خاص ادا میشده، و حاضران در مجلس را به مدد نفحات و فیوضات روحانی خود در نهایت به سیر الی الله راهبر می گشته است. آری! چون نیک بنگریم، موسیقی اصیل جام چنین حال و هوایی داشته و دارد : حالت جذبه، وجد، اشراق،بیخودی از خویشتن خویش و در پایان به حقیقت پیوستن است.
در بین ابزار و ادوات موسیقی، مهمترین و رایجترین ساز در تربت جام ( دوتار ) است که به دوتایی هم شهرت دارد. نوازندگان دوتار را در این خطه، استاد میگویند. اساساً در یک تقسیم بندی کلی دوتار و موسیقس تربت جام در حوزهی شرقی خراسان بزرگ قرار میگیرد که خود شهرهای تربت جام . خواف و تایباد را شامل میشود. بعضی شیوهی نواختن دوتار کاشمر را نیز در این دسته قرار میدهند. اما هنرمندان تربت حامی با این عقیده همراهی ندارند.
دوتار در قدیم از چوب زردآلو و توت ساخته می شده، ولی امروز کاسه ی دوتار را از چوب توت، و دستهی آن را از چوب عناب میسازند. طول کاسه 43 سانیمتر، و طول تمام دوتار معمولاً تا حدود 90 سانتیمتر است. در مقایسه س دوتار ساخت تربت جام با دوتار مناطق دیگر . دسته ی دوتار تربت جام بلندتر و وضع چهار گوش دارد.
دوتارهای اصیل معمولا اکثراً هشت پردهی اصلی و یک پرده روی کاسه ( نیم پرده) دارد. اخیراً دوتارهای دوازده، سیزده و حتی شانزده پرده نیز استفاده میشود. البته انواع اخیر بیشتر وارداتی بود و شاید نوعی تلاش برای حذف اصالت موسیقی منطقه به شمار آید.
مردم تربت جام در ساخت و پرداخت این ساز مهارت و سلیقه قابل توجهی دارند. در بین استاد کاران دوتار ساز که تعدادشان در تربت جام کم نیست « اسفندیار تخمکار » و «حسین علی غمخوار احمدی» از شهرت زیادی برخوردارند.
یکی از مهارتهایی که استادان سره از ناسره را مشخص میکند، کوک کردن دوتار است. بسیاری عقیده دارند که بعضی از نوازندگانی که در گروه مطربی اقدام به نواختن دوتار می کنند، نمیتو.انند کوکهای خاصی از شیوههای رایج در تربت جام را به دست آورند و به همین دلیل این نوازندگان را به راحتی میتوان از نوازندگان اصیل تشخیص داد. به هرحال کوکها متداول دوتار در منطقه ی تربت جام عبارتند از: اول کوک چهارم به نام کوک شیخ احمد جام برای اجرای مقام الله و… دوم موک پنجم برای اجرای مقامهای اشترخجو، صیاد و … سوم کوک دوم به نام کوک کردی برای اجرای مقامهای شاه ختائی ، الله مزار و … .