شهرعرفان
1.92K subscribers
1.82K photos
1.97K videos
701 files
2.64K links
💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال

https://t.me/MansooriGhazaliEsar
Download Telegram
https://telegram.me/jamtorbat

#قيصر_امين_پور

در تمام طول این سفر اگر
طول و عرض صفر را طی نکرده ام
در عبور از این مسیر دور از "الف" اگر گذشته ام
از اگر اگر به "یا" رسیده ام
از کجا به ناکجا ...
یا اگر به وهم بودنم احتمال داده ام
بازهم دویده ام
آنچنان که زندگی مرا
در هوای تو
نفس نفس حدس می زند
هر چه می دوم
با گمان رد گامهای تو گم نمی شوم
راستی !
در میان این همه اگر
تو چقدر بایدی...
ای بشر هر جا که هستی، چون گل بی خار باش
با ضعیفان همره و با مستمندان یار باش

این جهان خواهی نخواهی بر همه خواهد گذشت
فکر آن وادی بکن، خوش خُلق و خوش گفتار باش

جز خدا تا می توانی حاجتت از کس مخواه
با تلاش و سعی خود با خلق چون گلزار باش

هست شیطان در کمین و می دهد انسان فریب
کن رها شیطان و همچون مؤمنی بیدار باش

https://telegram.me/jamtorbat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✔️

در زندگی از چیزهای زیادی می‌ترسیدم و نگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم.

از " تنهایی" می‌ترسیدم،
یاد گرفتم "خود را دوست بدارم"

از "شکست" می‌ترسیدم
یاد گرفتم "شکست یعنی تلاش نکردن"

از"نفرت مردم" می‌ترسیدم
یاد گرفتم "بهرحال هر کسی نظری دارد"

از "درد" می‌ترسیدم
یاد گرفتم "درد کشیدن برای رشد روح لازم است"

از "سرنوشت" می‌ترسیدم
یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم"

از "آینده" می‌ترسیدم
یاد گرفتم "می‌توان آینده بهتری ساخت"

از "گذشته" می‌ترسیدم
دریافتم "گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد"

و بالاخره از "تغییر" می‌ترسیدم تا اینکه یاد گرفتم
حتی زیباترین پروانه ها هم، قبل از پرواز کرم بودند و "تغییر" آنها را زیبا می‌کند

و البته همه اینها از آنجایی شروع شد
که یاد گرفتم از هر چیزی که می ترسم
فقط باید روبرو شوم تا بتوانم از آن بگذرم ...

💟 https://telegram.me/jamtorbat
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://telegram.me/jamtorbat


#نجوای شبانه با حضرت دوست
#خداوندا
ببخش مرا اگر گاهی زبان در دهان غلاف نکردم و گزاف گفتم بازبانی که باید تسبیح تو را میگفتم گناه کردم ، شرمنده ام اما نا امید نیستم خودت صدایم کرده ای و فرمودی :
اگر در گناه زیاده روی کرده اید از رحمت خدا نومید نشوید که خداوند همه ی گناهان را میبخشد (الزمر-53)
مرا ببخش برای تمام گناهانی که شیرینی اش رفته و جزایش مانده
استغفارم را بپذیر،به رحمتت همیشه امیدوارم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://telegram.me/jamtorbat


خداوندا...
همان گونه که چشم هایمان را از خواب بیدار کردی...
قلب های ما را از غفلت بیدار کن...
و همان گونه که جهان را به نور صبح منور گرداندی...
زندگی مان را به نور هدایت منور بگردان...
خداوندا...
بنویس برای ما پاک شدن گناهان و پوشش عیوب و نرمی قلوب و بر طرف شدن غم ها و آسان شدن کارها را...
خداوندا...
صبح مان و روزمان را سرشار از خیر و بخشش و مغفرت و توفیق و استواری و استقامت بر صراط بندگی‌ات قرار بده...
آمین یا رب العالمین
🌙🌙🌙🌙🌙

ﺧﺪﺍوند ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺖ ﺍﺯ ﻣﻦ زیاد ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﻭلي دور از چشم همہ ﺗﻘﻠﺐ هم زیاد میرسانــــــــــد...

ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﻪ ﺯﯾﺒﺎیي اشڪ هنگام دعا
مهربان تر از مادر
بی توقع تر از پدر

ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﻮﺍلیسٺــــــــــ ..
ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ قلبم...

پس هیچ غمي ندارم چوڹ او را دارم ...

https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
💥🍂💥🍂💥🍂💥🍂💥🍂💥

#تلنگــــــــــر


💥دﮐﺘﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﻤﺸﻪ ﺍﯼ چہ زیباگفت:

فیلم ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ،ببینید ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﻨﺪ؟
ﺑﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﻡ،
ﺑﺎ همسرم ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻡ؟

اﮔﺮ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﯿﺴﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﺍ ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻨﺪ ، ﯾﻌﻨﯽ ﺧﻮﺏ ﻧﯿﺴﺘﯽ !

ﺍﯾﻦ ﯾﮏ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺍﺯ ﺗﻘﻮﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻤﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺕ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﺮﻭﯼ ﺑﺎﺯﺍﺭ، ﺩﻭﺭﯼ ﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻧﺸﻮﯼ .

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺻﻼﺡ ﮐﻨﯿﻢ .
https://telegram.me/jamtorbat

#نكته

مُحبّت
همه چیز را
شکست میدهد
و خود شکست
نمی خورد...
محبت بر همه چیز غالب است، بالاترین قدرت را دارد، سنگ را آب میکند و کوه را جابجا...
اگر روزی به کسی محبت کردید باور داشته باشید هرگز نخواهد توانست از یاد ببرد.
ماندگارترین اثر هنری انسان محبت است.
هرگز وسعت محبتمان را کم نکنیم
☺️

عشق درون ديگران نيست، بلكه درون خود ماست.
ما آن احساس را بيدار مي‌كنيم،
ولي براي اين‌كه بيدار شود،
به ديگران نياز داريم.
دنيا تنها زماني براي ما معنا دارد
كه بتوانيم كسي را براي شركت دادن در هيجاناتمان بيابيم...


از کتاب یازده دقیقه
پائولو کوئیلو
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat


از الهی نامه خواجه عبد الله انصاری :

الهــــی روزگاری تو را می جستم خود را می يافتم ، اکنون خود را می جويم تو را می يابم ای محب را ياد و انس
را يادگار ، چون حاضری اين جستن بچه کار ؟

الهــــی يافته می جويم ، با ديده در ميگويم که دارم چه جويم ، که می بينم ؟چه گويم ؟ شيفتهء اين جـُست و جويم
گرفتار اين گفت و گويم ، ای پيش از هـــر روز، و جدا از هر کس، مرا درين سوز هزار مطرف نه بس .

خـداوندا سزد که اکنون سموم قهـر از آن باز داری و کُشتهء عنايت ازلی را به رعايت ابدی مَدَد کنی .

الهــــی به عنايت ازلی تخم هــدايت کاشــتی ، به رســـالت پيــامبـران آب دادی ، به ياری و توفيـــق پـروردی
بنـــظر خـــود بــار آوردی .

الهــــی گاه گريم که در اختيار ديوم، از بس تاريکی بينم ، باز ناگاه نوری تابد که جملهء بشريت در جنب آن ناپديد بود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://telegram.me/jamtorbat

#مولانا

دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیرِ آن درختی رو که او گل‌های تَر دارد
در این بازارِ عطاران مَرو هر سو چو بی‌کاران
به دُکان کسی بنشین که در دکان شِکَر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رَهزَنَد هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
تو را بَر دَر نِشانَد او به طراری که می‌آید
تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد
به هر دیگی که می‌جوشد مَیاور کاسه و مَنشین
که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد
نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد
نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد
بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان
میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد
بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمه سوزن
اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد
چراغست این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار
از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد
چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی
حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد
چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی
که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😊

ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ:
ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ، ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﮐُﺸﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ! ﺍﻣﺎ ﺧﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻪ ﻣﯽﮐُﺸﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﻧﺪ! ... ﯾﻌﻨﯽ ﻭﺍﻗﻌاً ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ؟! ... ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺍﺧﺘﻼﻑ؟
_

ﭘﺪﺭﺑﺰﺭﮒ ﮔﻮﺳﺎﻟﻪ:
ﭘﺴﺮﻡ ، خرها ﺑﻪ ‏«ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺩﺍﺭﻫﺎ » ﺳﻮﺍﺭﯼ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ ، ﭘﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽﻣﺎﻧﻨﺪ!
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺭﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺩﺭ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ!!!
_



از کتاب: «من گوساله‌ام»
نویسنده:«بزرگمهر حسین‌پور»

https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat

#نكته

ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻣﺠﺎﺩﻟﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺩﯾﺎﻧﺖ ﯾﺎ ﺑﯽ ﺩﯾﻨﯽ ﺁﺩﻣﻬﺎ !

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﺪ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺼﺎﻑ ﺍﺳﺖ،
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻧﺞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ
ﺍﺯ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺷﺎﺩ ﺍﺳﺖ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺭﺍ ﻭ ﮔﯿﺎﻩ ﺭﺍ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ، ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻣﯽﺩﺍﺭﺩ .
"ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ".....
ﺍﺯ ﻫﺮ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !
https://telegram.me/jamtorbat

🌺🌺🌺🌺🌺

عدالت کجاست؟ ....................
اگر فقیر دنبال دختر راه بیفتد میشود "منحرف" اگر ثروتمند این کار را بکند، میشود "عاشق"
اگر فقرا جایی جمع شوند، میشوند "باند"، اگر ثروتمندان جایی جمع شوند میشود "جلسه"
اگر فقیر دزدی کند، میشود "سرقت"، اگر ثروتمند دزدی کند، میشود "اختلاس"
دنياي عجيبي است ، حتی مفاهیم هم با مقدار پول که در جیب است، عوض میشود،.......................😒😒😏😞
🌺🌺🌺🌺🌺
📚📚📚📚📚

#داستان_کوتاه


در دامنه دو کوه بلند، دو آبادي بود که يکي «بالاکوه» و ديگري «پايين کوه» نام داشت؛ چشمه اي پر آب و خنک از دل کوه مي جوشيد و از آبادي بالاکوه مي گذشت و به آبادي پايين کوه مي رسيد. اين چشمه زمين هاي هر دو آبادي را سيراب مي کرد. روزي ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمين هاي پايين کوه را صاحب شود.
پس به اهالي بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادي ماست، چرا بايد آب را مجاني به پايين کوهي ها بدهيم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پايين کوه مي بنديم.» يکي دو روز گذشت و مردم پايين کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدايشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برايشان باز کند. اما ارباب پيشنهاد کرد که يا رعيت او شوند يا تا ابد بي آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پايين کوه مثل رعيت. اين دو کوه هرگز به هم نمي رسند. من ارباب هستم و شما رعيت!»
اين پيشنهاد براي مردم پايين کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اينکه کدخداي پايين ده فکري به ذهنش رسيد و به مردم گفت: بيل و کلنگ تان را برداريد تا چندين چاه حفر کنيم و قنات درست کنيم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پايين کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهايشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
اين خبر به گوش ارباب بالاکوه رسيد و ناراحت شد اما چاره اي جز تسليم شدن نداشت؛ به همين خاطر به سوي پايين کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با اين کارتان چشمه ما را خشکانديد، اگر ممکن است سر يکي از قنات ها را به طرف ده ما برگردانيد.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پايين به بالا نمي رود، بعد هم يادت هست که گفتي: کوه به کوه نمي رسد. تو درست گفتي: کوه به کوه نمي رسد، اما آدم به آدم مي رسد.»

https://telegram.me/jamtorbat
Eman fylm.mp4
15.2 MB
https://telegram.me/jamtorbat

چوب بازی

دوازدهمین جشنواره موسیقی مقامی جام

گروه ياقوت جام


تهيه شده در رویا فیلم جام

پخش از کانال شهر عرفان