📚🚩📚🚩📚🚩📚🚩📚🚩
#داستان_کوتاه
دزدی به خانه يكی از همسايه ها رفته بود ولی صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود كه چيزی برداره...
ملا که در رختخواش خوابيده بود كه يكباره صدای غوغا از كوچه بلند شد.
زن ملا به او گفت:"بيرون برو و ببين چه خبر است"
ملا گفت : "به ما چه ، بگير بخواب"
زنش گفت : "يعنی چه كه به ما چه ؟ پس همسايگی به چه درد می خورد"
با ادامه سرو صدا ملا كه دید بگو مگو كردن با زنش فايده ای ندارد. با بی ميلی لحاف را روی خودش انداخت و به كوچه رفت .
دزد که در كوچه قايم شده بود همين كه ديد كم كم همسايه ها به خانه اشان برگشتند و كوچه خلوت شد ، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پيش خود فكر كرد كه از هيچی بهتر است . بطرف ملا دويد ، لحافش را كشيد و به سرعت دويد و در تاريكی گم شد.
وقتي ملا به خانه برگشت . زنش از او پرسيد : "چه خبر بود ؟"
ملا جواب داد :"هيچی، دعوا سر لحاف من بود"!
ضرب المثل دعوا سر لحاف ملا بود ازهمین حکایت سرچشمه میگیرد و هنگامی كه فردی بدلیل دخالت در مسائل مورد اختلاف دو شخص یا گروه متضرر شود یا در دعوائی كه به او مربوط نبوده ضررکنداستفاده می شود.
https://telegram.me/jamtorbat
#داستان_کوتاه
دزدی به خانه يكی از همسايه ها رفته بود ولی صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود كه چيزی برداره...
ملا که در رختخواش خوابيده بود كه يكباره صدای غوغا از كوچه بلند شد.
زن ملا به او گفت:"بيرون برو و ببين چه خبر است"
ملا گفت : "به ما چه ، بگير بخواب"
زنش گفت : "يعنی چه كه به ما چه ؟ پس همسايگی به چه درد می خورد"
با ادامه سرو صدا ملا كه دید بگو مگو كردن با زنش فايده ای ندارد. با بی ميلی لحاف را روی خودش انداخت و به كوچه رفت .
دزد که در كوچه قايم شده بود همين كه ديد كم كم همسايه ها به خانه اشان برگشتند و كوچه خلوت شد ، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پيش خود فكر كرد كه از هيچی بهتر است . بطرف ملا دويد ، لحافش را كشيد و به سرعت دويد و در تاريكی گم شد.
وقتي ملا به خانه برگشت . زنش از او پرسيد : "چه خبر بود ؟"
ملا جواب داد :"هيچی، دعوا سر لحاف من بود"!
ضرب المثل دعوا سر لحاف ملا بود ازهمین حکایت سرچشمه میگیرد و هنگامی كه فردی بدلیل دخالت در مسائل مورد اختلاف دو شخص یا گروه متضرر شود یا در دعوائی كه به او مربوط نبوده ضررکنداستفاده می شود.
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
#نكته
لایق تو کسی نیست جز آنکسی که:
تو را انتخاب میکند نه امتحان...
تو را نگاه کند نه اینکه ببیند...
تو را حس کند نه اینکه لمست کند...
تو را بسازد نه اینکه بسوزاند...
تو را بیاراید نه اینکه بیازارد...
تو را بخنداند نه اینکه برنجاند...
تو را دوست بدارد و بدارد و بدارد.
ﺳﺎﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺍﻣﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﮑﻦ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ کسی که ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺷﺎﻫﺮﮒ ﺣﯿﺎﺗﺖ
ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﯾﺎﻓﺘﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ :
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ …
“ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ"
#نكته
لایق تو کسی نیست جز آنکسی که:
تو را انتخاب میکند نه امتحان...
تو را نگاه کند نه اینکه ببیند...
تو را حس کند نه اینکه لمست کند...
تو را بسازد نه اینکه بسوزاند...
تو را بیاراید نه اینکه بیازارد...
تو را بخنداند نه اینکه برنجاند...
تو را دوست بدارد و بدارد و بدارد.
ﺳﺎﺩﻩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺍﻣﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﮑﻦ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ کسی که ﺑﻪ ﺯﺧﻢ ﺯﺩﻧﺖ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﺷﺎﻫﺮﮒ ﺣﯿﺎﺗﺖ
ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﯾﺎﻓﺘﯽ
ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ :
ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ …
“ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ"
https://telegram.me/jamtorbat
تقدیم به بهترین همسران دنیا
همسرمن ٬مهربانم...
کاش مرادرآغوش میگرفتی قبل ازآنکه خودم رادرآغوش توجای دهم
همسرمن٬ نازنینم...
کاش مرامیبوسیدی قبل ازآنکه بوسه ی من نوازشگر صورت مهربان توباشد.
همسرمن ٬عشقم...
کاش مرانوازش میکردی قبل ازآنکه خودم رابرای نوازش به تومیسپردم
همسرمن ٬همه ی وجودم....
کاش به من آرامش میدادی قبل ازآنکه آرامش راازتوگدایی کنم.
همسرمن٬ تمام هستی من....
کاش نازمرامیکشیدی قبل ازآنکه برایت عشوه بیاورم
همسرمن٬عشق من٬نازنینم٬مهربان٬تمام زندگی من٬همه هستی من قبله گاه دوم من
عاشقانه میپرستمت وباتو به خودم میبالم...
بدان گاهی نیازمندآنم تاتوپیش قدم شوی وبه سویم گام برداری تابدانم درباره ی عشق توهرگزاشتباه نمیکنم...
دوستت دارم خدای زمینی من
تقدیم به بهترین همسران دنیا
همسرمن ٬مهربانم...
کاش مرادرآغوش میگرفتی قبل ازآنکه خودم رادرآغوش توجای دهم
همسرمن٬ نازنینم...
کاش مرامیبوسیدی قبل ازآنکه بوسه ی من نوازشگر صورت مهربان توباشد.
همسرمن ٬عشقم...
کاش مرانوازش میکردی قبل ازآنکه خودم رابرای نوازش به تومیسپردم
همسرمن ٬همه ی وجودم....
کاش به من آرامش میدادی قبل ازآنکه آرامش راازتوگدایی کنم.
همسرمن٬ تمام هستی من....
کاش نازمرامیکشیدی قبل ازآنکه برایت عشوه بیاورم
همسرمن٬عشق من٬نازنینم٬مهربان٬تمام زندگی من٬همه هستی من قبله گاه دوم من
عاشقانه میپرستمت وباتو به خودم میبالم...
بدان گاهی نیازمندآنم تاتوپیش قدم شوی وبه سویم گام برداری تابدانم درباره ی عشق توهرگزاشتباه نمیکنم...
دوستت دارم خدای زمینی من
برگرفته
" ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ"
ﺩﮐﺘﺮ ﺧﺎﻭﯾﺮ ﮐﺮﻣﻨﺖ
تفاﻭﺕ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺑﺎ ﺍﺣﻤﻖ !
ﺣﻘﯿﻘﺘﺶ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺍﺣﻤﻖ ﻣﺠﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ...ﺑﯿﻤﺎﺭ
ﺍﺳﺖ ....
ﯾﻌﻨﯽ: ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻧﻤﯽ
ﺯﻧﻨﺪ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺣﺘﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﻭ ﺩﺍﻧﺎ
ﻫﺴﺘﻨﺪ ... ﻧﻪ .... ﺍﺣﻤﻖ !
ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻨﻔﺮ ﺑﺸﻮﻧﺪ، ﻣﺎﯾﻪ
ﺗﺮﺣﻤﻨﺪ ....
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﻫﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺳﻪ ﺻﺒﺢ ﺑﻮﻕ ﻣﯿﺰﻧﺪ ... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺟﻠﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺪ .... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﺎﺭﯾﮏ ﺩﻭﺑﻠﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .. ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ
ﺍﺳﺖ.
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﺍ ﻧﻮﺭ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ
ﺍﺳﺖ.
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﻧﺪ ... ﺣﺎﻻ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ
ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ....
ﺍﺣﻤﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﺭﺑﻄﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻌﻮﺭ
ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ...
ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ... ﺍﺯ ﺳﺮﺍﻧﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ .... ﺍﺯ ﺧﻮﺩ
ﺷﯿﻔﺘﮕﯽ .. ﺍﺯ ﺑﯽ ﻭﺟﺪﺍﻧﯽ .. ﺍﺯ ﻣﺮﮐﺰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻓﺎﺳﺪ ..
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ ﻭﺍﮔﯿﺮ ﺩﺍﺭﺩ ..ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺩﺭﻣﺎﻥ ...
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﻮﺍﺩ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻩ .
ﺷﻌﻮﺭ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺏ ﺍﺯ ﺑﺪ
ﺷﻌﻮﺭ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ
ﺳﻮﺍﺩ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﺮﻣﻮﻝ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺭ ﻋﻠﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻣﺒﺤﺚ
ﺧﺎﺻﯽ ﺍﺳﺖ!
ﺍﯾﻦ ﺷﻌﻮﺭ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﻏﻠﻂ ﺍﺯ ﻋﻠﻢ
( ﺳﻮﺍﺩ) ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﮕﻪ !
ﺷﻌﻮﺭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﺍﺩ؛ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ
ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﻃﻠﺐ ﺷﻌﻮﺭﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ !
ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻣﺎ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻋﻠﻤﯽ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺩﯾﻨﯽ
ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
https://telegram.me/jamtorbat
" ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ"
ﺩﮐﺘﺮ ﺧﺎﻭﯾﺮ ﮐﺮﻣﻨﺖ
تفاﻭﺕ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺑﺎ ﺍﺣﻤﻖ !
ﺣﻘﯿﻘﺘﺶ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺍﺣﻤﻖ ﻣﺠﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ...ﺑﯿﻤﺎﺭ
ﺍﺳﺖ ....
ﯾﻌﻨﯽ: ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻧﻤﯽ
ﺯﻧﻨﺪ ...
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺣﺘﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺮﺩﻣﻨﺪ ﻭ ﺩﺍﻧﺎ
ﻫﺴﺘﻨﺪ ... ﻧﻪ .... ﺍﺣﻤﻖ !
ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻨﻔﺮ ﺑﺸﻮﻧﺪ، ﻣﺎﯾﻪ
ﺗﺮﺣﻤﻨﺪ ....
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﻫﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ.
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﺳﻪ ﺻﺒﺢ ﺑﻮﻕ ﻣﯿﺰﻧﺪ ... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺟﻠﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺪ .... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﺍﺳﺖ .
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﺎﺭﯾﮏ ﺩﻭﺑﻠﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .. ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ
ﺍﺳﺖ.
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﺍ ﻧﻮﺭ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ... ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ
ﺍﺳﺖ.
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﻧﺪ ... ﺣﺎﻻ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺍﺣﻤﻖ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ
ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ....
ﺍﺣﻤﻖ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﺭﺑﻄﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻌﻮﺭ
ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ...
ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ... ﺍﺯ ﺳﺮﺍﻧﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ .... ﺍﺯ ﺧﻮﺩ
ﺷﯿﻔﺘﮕﯽ .. ﺍﺯ ﺑﯽ ﻭﺟﺪﺍﻧﯽ .. ﺍﺯ ﻣﺮﮐﺰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻓﺎﺳﺪ ..
ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ ﻭﺍﮔﯿﺮ ﺩﺍﺭﺩ ..ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺩﺭﻣﺎﻥ ...
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺣﻤﻖ ﻫﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ
ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ، ﺑﯿﺸﻌﻮﺭ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .
ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﻮﺍﺩ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻩ .
ﺷﻌﻮﺭ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺏ ﺍﺯ ﺑﺪ
ﺷﻌﻮﺭ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ
ﺳﻮﺍﺩ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻓﺮﻣﻮﻝ ﻭ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺭ ﻋﻠﻢ ﻭ ﯾﺎ ﻣﺒﺤﺚ
ﺧﺎﺻﯽ ﺍﺳﺖ!
ﺍﯾﻦ ﺷﻌﻮﺭ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﯾﺎ ﻏﻠﻂ ﺍﺯ ﻋﻠﻢ
( ﺳﻮﺍﺩ) ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﮕﻪ !
ﺷﻌﻮﺭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﺍﺩ؛ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ
ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﻃﻠﺐ ﺷﻌﻮﺭﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﺪ !
ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻣﺎ ﺍﺳﺎﺗﯿﺪ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻋﻠﻤﯽ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺩﯾﻨﯽ
ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
از امیر کبیر پرسیدند :
در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت رو از هرچی دزده پاک کردی؟
گفت: من خود دزدی نمی کردم و نمی گذاشتم معاونم هم دزدی کند. اوهم از این که من نمی گذاشتم دزدی کند ، نمی گذاشت معاونش دزدی کند و ....
تا آخر همین طور...
اگر من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردند و کشور می شد دزدخانه , همه هم دنبال دزد میگشتیم و چون همه ما دزد بودیم هیچ دزدی را هم محکوم نمی کردیم !
از امیر کبیر پرسیدند :
در مدت زمان محدودی که داشتی چطور این مملکت رو از هرچی دزده پاک کردی؟
گفت: من خود دزدی نمی کردم و نمی گذاشتم معاونم هم دزدی کند. اوهم از این که من نمی گذاشتم دزدی کند ، نمی گذاشت معاونش دزدی کند و ....
تا آخر همین طور...
اگر من دزدی میکردم تا آخر دزدی میکردند و کشور می شد دزدخانه , همه هم دنبال دزد میگشتیم و چون همه ما دزد بودیم هیچ دزدی را هم محکوم نمی کردیم !
https://telegram.me/jamtorbat
دوداگربالانشیندکسرشان شعله نیست,
جای چشم ,ابرونگیردگرچه اوبالاتراست.
شصت وشاهدهردودعوای بزرگی می کنند,
پس چراانگشت کوچک لایق انگشتر است.
آهن وفولادازیک کوره می آیند برون,
آن یکی شمشیر گرددو دیگری نعل خراست .
گرکه بینی ناکسان بالانشینند صبرکن,
روی دریاکف نشیند،قعردریا گوهراست..
دوداگربالانشیندکسرشان شعله نیست,
جای چشم ,ابرونگیردگرچه اوبالاتراست.
شصت وشاهدهردودعوای بزرگی می کنند,
پس چراانگشت کوچک لایق انگشتر است.
آهن وفولادازیک کوره می آیند برون,
آن یکی شمشیر گرددو دیگری نعل خراست .
گرکه بینی ناکسان بالانشینند صبرکن,
روی دریاکف نشیند،قعردریا گوهراست..
https://telegram.me/jamtorbat
#نكته
همیشه صبر کردن,بخشیدن,ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست میشود.
لازمِ گاهی وقت ها دست از این تظاهر کردن برداری,باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید,
تا این بار در ارزوی بخشش تو باشد.
وقتی میمانی و میبخشی فکر میکنند رفتن را بلد نیستی.
باید به ادم ها از دست دادن را متذکر شد.
ادم ها همیشه نمیمانند.
یک جا در را باز میکنند و برای همیشه میروند.
#نكته
همیشه صبر کردن,بخشیدن,ماندن و تحمل کردن به این معنا نیست که همه چیز درست میشود.
لازمِ گاهی وقت ها دست از این تظاهر کردن برداری,باید دست بکشی از بخشیدن کسی که هیچ وقت بخشیدنت را نفهمید,
تا این بار در ارزوی بخشش تو باشد.
وقتی میمانی و میبخشی فکر میکنند رفتن را بلد نیستی.
باید به ادم ها از دست دادن را متذکر شد.
ادم ها همیشه نمیمانند.
یک جا در را باز میکنند و برای همیشه میروند.
https://telegram.me/jamtorbat
#نكته
مردی بار سنگینی از نمک بر پشت الاغش گذاشته بود و به شهر میبرد تا آنها را بفروشد. در مسیر به رودخانه ای رسیدند.. هنگام رد شدن از رودخانه پای الاغ سر خورد ودرون آب افتاد..الاغ وقتی بیرون آمد بار نمک در آب حل شده بود و بارش سبکتر شده بود. روز بعد مرد و الاغ بار دیگر راهی شهر شدند وبه همان رود رسیدند.. الاغ با بخاطر داشتن اتفاق دیروز خود را به درون آب انداخت و بار خود را سبکتر کرد. مرد که بسیار ناراحت شده بود با خود گفت:اینطوری نمیشود. باید به جای نمک چیز دیگری برای فروش به شهر ببرم.
فردای آنروز مرد مقدارزیادی پشم بار الاغ کرد..هنگام گذشتن از رودخانه الاغ بار دیگر خود را به آب انداخت.. اما وقتی بلند شد مجبور شد باری چند برابر قبل را تا شهر حمل کند.
#نتیجه:بسیاری از مشکلات ما در زندگی ناشی از این است که متوجه تغییرات نمیشویم و با استراتژیها والگوهای قدیمی به استقبال شرایط جدید میرویم. روشی که دیروز عامل موفقیت ما بود ،معلوم نیست که امروز هم عامل موفقیت باشد!
#نكته
مردی بار سنگینی از نمک بر پشت الاغش گذاشته بود و به شهر میبرد تا آنها را بفروشد. در مسیر به رودخانه ای رسیدند.. هنگام رد شدن از رودخانه پای الاغ سر خورد ودرون آب افتاد..الاغ وقتی بیرون آمد بار نمک در آب حل شده بود و بارش سبکتر شده بود. روز بعد مرد و الاغ بار دیگر راهی شهر شدند وبه همان رود رسیدند.. الاغ با بخاطر داشتن اتفاق دیروز خود را به درون آب انداخت و بار خود را سبکتر کرد. مرد که بسیار ناراحت شده بود با خود گفت:اینطوری نمیشود. باید به جای نمک چیز دیگری برای فروش به شهر ببرم.
فردای آنروز مرد مقدارزیادی پشم بار الاغ کرد..هنگام گذشتن از رودخانه الاغ بار دیگر خود را به آب انداخت.. اما وقتی بلند شد مجبور شد باری چند برابر قبل را تا شهر حمل کند.
#نتیجه:بسیاری از مشکلات ما در زندگی ناشی از این است که متوجه تغییرات نمیشویم و با استراتژیها والگوهای قدیمی به استقبال شرایط جدید میرویم. روشی که دیروز عامل موفقیت ما بود ،معلوم نیست که امروز هم عامل موفقیت باشد!
💥✨💥✨💥✨💥✨💥✨
#نڪٺـــــه
باختن یک رویداد است، اما بازنده بودن یک مدل ذهنی است.
بخت خوش یک رویداد است، اما خوشبختی یک مدل ذهنی است.
تنها ماندن یک رویداد است، اماتنهایی یک مدل ذهنی است.
مجبور شدن یک رویداد است، اما باور به جبر یک مدل ذهنی است.
تغییر کردن یک رویداد است، اما در جستجوی تغییر بودن یک مدل ذهنی است.
زنده بودن یک رویداد است، اما زندگی کردن یک مدل ذهنی است.
✨حواسمان باشد که...
رویدادها را ما انتخاب نمیکنیم
ولی مدلهای ذهنیمان را خودمان میسازیم.
💥بهترین مدلهای ذهني رابرای خود بسازید..
https://telegram.me/jamtorbat
#نڪٺـــــه
باختن یک رویداد است، اما بازنده بودن یک مدل ذهنی است.
بخت خوش یک رویداد است، اما خوشبختی یک مدل ذهنی است.
تنها ماندن یک رویداد است، اماتنهایی یک مدل ذهنی است.
مجبور شدن یک رویداد است، اما باور به جبر یک مدل ذهنی است.
تغییر کردن یک رویداد است، اما در جستجوی تغییر بودن یک مدل ذهنی است.
زنده بودن یک رویداد است، اما زندگی کردن یک مدل ذهنی است.
✨حواسمان باشد که...
رویدادها را ما انتخاب نمیکنیم
ولی مدلهای ذهنیمان را خودمان میسازیم.
💥بهترین مدلهای ذهني رابرای خود بسازید..
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
#قيصر_امين_پور
در تمام طول این سفر اگر
طول و عرض صفر را طی نکرده ام
در عبور از این مسیر دور از "الف" اگر گذشته ام
از اگر اگر به "یا" رسیده ام
از کجا به ناکجا ...
یا اگر به وهم بودنم احتمال داده ام
بازهم دویده ام
آنچنان که زندگی مرا
در هوای تو
نفس نفس حدس می زند
هر چه می دوم
با گمان رد گامهای تو گم نمی شوم
راستی !
در میان این همه اگر
تو چقدر بایدی...
#قيصر_امين_پور
در تمام طول این سفر اگر
طول و عرض صفر را طی نکرده ام
در عبور از این مسیر دور از "الف" اگر گذشته ام
از اگر اگر به "یا" رسیده ام
از کجا به ناکجا ...
یا اگر به وهم بودنم احتمال داده ام
بازهم دویده ام
آنچنان که زندگی مرا
در هوای تو
نفس نفس حدس می زند
هر چه می دوم
با گمان رد گامهای تو گم نمی شوم
راستی !
در میان این همه اگر
تو چقدر بایدی...
ای بشر هر جا که هستی، چون گل بی خار باش
با ضعیفان همره و با مستمندان یار باش
این جهان خواهی نخواهی بر همه خواهد گذشت
فکر آن وادی بکن، خوش خُلق و خوش گفتار باش
جز خدا تا می توانی حاجتت از کس مخواه
با تلاش و سعی خود با خلق چون گلزار باش
هست شیطان در کمین و می دهد انسان فریب
کن رها شیطان و همچون مؤمنی بیدار باش
https://telegram.me/jamtorbat
با ضعیفان همره و با مستمندان یار باش
این جهان خواهی نخواهی بر همه خواهد گذشت
فکر آن وادی بکن، خوش خُلق و خوش گفتار باش
جز خدا تا می توانی حاجتت از کس مخواه
با تلاش و سعی خود با خلق چون گلزار باش
هست شیطان در کمین و می دهد انسان فریب
کن رها شیطان و همچون مؤمنی بیدار باش
https://telegram.me/jamtorbat
✔️
در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم و نگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم.
از " تنهایی" میترسیدم،
یاد گرفتم "خود را دوست بدارم"
از "شکست" میترسیدم
یاد گرفتم "شکست یعنی تلاش نکردن"
از"نفرت مردم" میترسیدم
یاد گرفتم "بهرحال هر کسی نظری دارد"
از "درد" میترسیدم
یاد گرفتم "درد کشیدن برای رشد روح لازم است"
از "سرنوشت" میترسیدم
یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم"
از "آینده" میترسیدم
یاد گرفتم "میتوان آینده بهتری ساخت"
از "گذشته" میترسیدم
دریافتم "گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد"
و بالاخره از "تغییر" میترسیدم تا اینکه یاد گرفتم
حتی زیباترین پروانه ها هم، قبل از پرواز کرم بودند و "تغییر" آنها را زیبا میکند
و البته همه اینها از آنجایی شروع شد
که یاد گرفتم از هر چیزی که می ترسم
فقط باید روبرو شوم تا بتوانم از آن بگذرم ...
💟 https://telegram.me/jamtorbat
در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم و نگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم و حالا ترسی از آنها ندارم.
از " تنهایی" میترسیدم،
یاد گرفتم "خود را دوست بدارم"
از "شکست" میترسیدم
یاد گرفتم "شکست یعنی تلاش نکردن"
از"نفرت مردم" میترسیدم
یاد گرفتم "بهرحال هر کسی نظری دارد"
از "درد" میترسیدم
یاد گرفتم "درد کشیدن برای رشد روح لازم است"
از "سرنوشت" میترسیدم
یاد گرفتم "من توان تغییر آن را دارم"
از "آینده" میترسیدم
یاد گرفتم "میتوان آینده بهتری ساخت"
از "گذشته" میترسیدم
دریافتم "گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد"
و بالاخره از "تغییر" میترسیدم تا اینکه یاد گرفتم
حتی زیباترین پروانه ها هم، قبل از پرواز کرم بودند و "تغییر" آنها را زیبا میکند
و البته همه اینها از آنجایی شروع شد
که یاد گرفتم از هر چیزی که می ترسم
فقط باید روبرو شوم تا بتوانم از آن بگذرم ...
💟 https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
#نجوای شبانه با حضرت دوست
#خداوندا
ببخش مرا اگر گاهی زبان در دهان غلاف نکردم و گزاف گفتم بازبانی که باید تسبیح تو را میگفتم گناه کردم ، شرمنده ام اما نا امید نیستم خودت صدایم کرده ای و فرمودی :
اگر در گناه زیاده روی کرده اید از رحمت خدا نومید نشوید که خداوند همه ی گناهان را میبخشد (الزمر-53)
مرا ببخش برای تمام گناهانی که شیرینی اش رفته و جزایش مانده
استغفارم را بپذیر،به رحمتت همیشه امیدوارم
#نجوای شبانه با حضرت دوست
#خداوندا
ببخش مرا اگر گاهی زبان در دهان غلاف نکردم و گزاف گفتم بازبانی که باید تسبیح تو را میگفتم گناه کردم ، شرمنده ام اما نا امید نیستم خودت صدایم کرده ای و فرمودی :
اگر در گناه زیاده روی کرده اید از رحمت خدا نومید نشوید که خداوند همه ی گناهان را میبخشد (الزمر-53)
مرا ببخش برای تمام گناهانی که شیرینی اش رفته و جزایش مانده
استغفارم را بپذیر،به رحمتت همیشه امیدوارم
https://telegram.me/jamtorbat
خداوندا...
همان گونه که چشم هایمان را از خواب بیدار کردی...
قلب های ما را از غفلت بیدار کن...
و همان گونه که جهان را به نور صبح منور گرداندی...
زندگی مان را به نور هدایت منور بگردان...
خداوندا...
بنویس برای ما پاک شدن گناهان و پوشش عیوب و نرمی قلوب و بر طرف شدن غم ها و آسان شدن کارها را...
خداوندا...
صبح مان و روزمان را سرشار از خیر و بخشش و مغفرت و توفیق و استواری و استقامت بر صراط بندگیات قرار بده...
آمین یا رب العالمین
خداوندا...
همان گونه که چشم هایمان را از خواب بیدار کردی...
قلب های ما را از غفلت بیدار کن...
و همان گونه که جهان را به نور صبح منور گرداندی...
زندگی مان را به نور هدایت منور بگردان...
خداوندا...
بنویس برای ما پاک شدن گناهان و پوشش عیوب و نرمی قلوب و بر طرف شدن غم ها و آسان شدن کارها را...
خداوندا...
صبح مان و روزمان را سرشار از خیر و بخشش و مغفرت و توفیق و استواری و استقامت بر صراط بندگیات قرار بده...
آمین یا رب العالمین