📚🚩📚🚩📚🚩📚🚩📚🚩📚
#داستان_کوتاه
گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.
یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده.
تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.
3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد.
قطار در حال آمدن بود و سوزنبان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد ...
سوزنبان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و نتها 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.
سوال: اگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟
بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور ... ؟
در این تصمیم، آن (1) کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک (ریل سالم) بازی کنند، قربانی می شود.
این نوع تصمیم گیری معضلی است كه هر روز در اطراف ما، در اداره، در جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه غیردموکراتیک اتفاق می افتد، دانایان قربانی نادانان قدرتمند و احمقان زورمند و تصمیم گیرنده می شوند.
کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت.
کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.
اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه و عاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.
مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.
گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.
زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار که با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.
"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"
شهر عرفان
https://telegram.me/jamtorbat
#داستان_کوتاه
گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.
یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده.
تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.
3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد.
قطار در حال آمدن بود و سوزنبان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد ...
سوزنبان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و نتها 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.
سوال: اگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟
بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور ... ؟
در این تصمیم، آن (1) کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک (ریل سالم) بازی کنند، قربانی می شود.
این نوع تصمیم گیری معضلی است كه هر روز در اطراف ما، در اداره، در جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه غیردموکراتیک اتفاق می افتد، دانایان قربانی نادانان قدرتمند و احمقان زورمند و تصمیم گیرنده می شوند.
کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت.
کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.
اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه و عاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.
مسافران قطار را می توان به عنوان تمامی کارمندان سازمان فرض کرد و گروه مدیران را همان کودکانی در نظر گرفت که می توانند سرنوشت سازمان (قطار) را تعیین کنند.
گاهی در نظر گرفتن منافع چند تن از مدیران که به اشتباه تصمیمی گرفته اند، منجر به از دست رفتن منافع کل سازمان خواهد شد و این همان قربانی کردن صدها نفر برای نجات این چند نفر است.
زندگی کاری همه مدیران پر است از تصمیم گیری های دشوار که با عدم اتخاذ تصمیمات صحیح به سبک مدیریتی، به پایان زندگی مدیریتی خود خواهید رسید.
"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"
شهر عرفان
https://telegram.me/jamtorbat
💕🍃💫
گفته بودی ازمحبت خارها گل میشود
ای بسوزد ریشه ضرب المثلهای دروغ!!!
💫میشود از عشق تو دیوانه شد دیوان نوشت
صد غزل از آن نگاه و دیده و مژگان نوشت
💕هرچه زیباروی اگر در محفلی گردند جمع
میشود اسم تو را در صدر این خوبان نوشت
نازنینا!
💕💫چشم ما مهمان بکن بر یک نظر
ورنه باید این دل آباد را ویران نوشت
آب اگر ریزی به مژگان و چکد بر صورتت
میتوان زیبایی این صحنه را باران نوشت
کاش میشد چند واحد درس عشق
تا به دانشگاه چشمان شما مهمان نوشت
💕💫نازنین زیبای من قدری بمن نزدیک شو
دل که بردی! میتوان جان را به تو قربان نوشت
یک نگاه مست و یک لبخند شیرین تو را
میتوان در جنگ با هر درد، پشتیبان نوشت
💕💫عشق تو همچون گل سرخ بهار است ای عزیز
میتوان آیا به این گل، قلب ما گلدان نوشت؟
💕💫زنــــدگی ســلام 💕
شهر عرفان
https://telegram.me/jamtorbat
گفته بودی ازمحبت خارها گل میشود
ای بسوزد ریشه ضرب المثلهای دروغ!!!
💫میشود از عشق تو دیوانه شد دیوان نوشت
صد غزل از آن نگاه و دیده و مژگان نوشت
💕هرچه زیباروی اگر در محفلی گردند جمع
میشود اسم تو را در صدر این خوبان نوشت
نازنینا!
💕💫چشم ما مهمان بکن بر یک نظر
ورنه باید این دل آباد را ویران نوشت
آب اگر ریزی به مژگان و چکد بر صورتت
میتوان زیبایی این صحنه را باران نوشت
کاش میشد چند واحد درس عشق
تا به دانشگاه چشمان شما مهمان نوشت
💕💫نازنین زیبای من قدری بمن نزدیک شو
دل که بردی! میتوان جان را به تو قربان نوشت
یک نگاه مست و یک لبخند شیرین تو را
میتوان در جنگ با هر درد، پشتیبان نوشت
💕💫عشق تو همچون گل سرخ بهار است ای عزیز
میتوان آیا به این گل، قلب ما گلدان نوشت؟
💕💫زنــــدگی ســلام 💕
شهر عرفان
https://telegram.me/jamtorbat
آدميزاد فقط با آب و نان و هوا نيست
كه زنده است اين را دانستم و می دانم
كه آدم به آدم است كه زنده است؛
آدم به عشق آدم زنده است!
https://telegram.me/jamtorbat
کلیدر
محمود دولت آبادی
كه زنده است اين را دانستم و می دانم
كه آدم به آدم است كه زنده است؛
آدم به عشق آدم زنده است!
https://telegram.me/jamtorbat
کلیدر
محمود دولت آبادی
https://telegram.me/jamtorbat
☘
۸ دی تولد فروغ فرخزاد فرخنده باد ...
کسی میآید
کسی میآید
کسی که در دلش با ماست،در نفسش با ماست ،در صدایش با ماست
کسی که آمدنش را
نمی شود گرفت
و دستبند زد و به زندان انداخت ...
#فروغ_فرخزاد
☘
۸ دی تولد فروغ فرخزاد فرخنده باد ...
کسی میآید
کسی میآید
کسی که در دلش با ماست،در نفسش با ماست ،در صدایش با ماست
کسی که آمدنش را
نمی شود گرفت
و دستبند زد و به زندان انداخت ...
#فروغ_فرخزاد
https://telegram.me/jamtorbat
ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ باﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ
ﺑﺎﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ!
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ،ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ و ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ..
ﺁﺭﺍﻡ
ﺁﺭﺍﻡ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ می داند ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ می کنی
ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
"ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ " ﺗﻮ ﺭﺍ می فهمد...
ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ باﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ
ﺑﺎﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ!
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ،ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ و ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ..
ﺁﺭﺍﻡ
ﺁﺭﺍﻡ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ می داند ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ می کنی
ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
"ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ " ﺗﻮ ﺭﺍ می فهمد...
هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست،
و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمیکشد!
هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد،
و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد.
هیچ موشي ، به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکند.
و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست...
و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن میدهد!
کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند.
زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمیکند!!
هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند ،و همنوعانش را به خاک و خون نمیکشد!
ای انسان...
دنیا، فقط براي تو نيست
https://telegram.me/jamtorbat
و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمیکشد!
هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد،
و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد.
هیچ موشي ، به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکند.
و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست...
و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن میدهد!
کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند.
زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمیکند!!
هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند ،و همنوعانش را به خاک و خون نمیکشد!
ای انسان...
دنیا، فقط براي تو نيست
https://telegram.me/jamtorbat
وقتی چیزی در حال تمام شدن باشد ،
عزیز میشود !
يک لحظه آفتاب در هوای سرد ،
غنيمت میشود !
خدا در مواقع سختی ها ،
تنها پناه میشود !
يک قطره نور در دريای تاريکی ،
همهی دنيا میشود ...
يک عزيز وقتی که از دست رفت ،
همه کس میشود ...
پاييز وقتی که تمام شد ٬
به نظر قشنگ و قشنگتر میشود !
و ما همیشه دیر متوجه میشویم !!!
" قدر داشتههایمان را بدانیم ...
چرا که ، خیلی زود ، دیر میشود ! "
کسی که میشکند .....
میشکند ....
تکه هایش جمع نمی شود که نمیشود ....
https://telegram.me/jamtorbat
عزیز میشود !
يک لحظه آفتاب در هوای سرد ،
غنيمت میشود !
خدا در مواقع سختی ها ،
تنها پناه میشود !
يک قطره نور در دريای تاريکی ،
همهی دنيا میشود ...
يک عزيز وقتی که از دست رفت ،
همه کس میشود ...
پاييز وقتی که تمام شد ٬
به نظر قشنگ و قشنگتر میشود !
و ما همیشه دیر متوجه میشویم !!!
" قدر داشتههایمان را بدانیم ...
چرا که ، خیلی زود ، دیر میشود ! "
کسی که میشکند .....
میشکند ....
تکه هایش جمع نمی شود که نمیشود ....
https://telegram.me/jamtorbat
🎼 ✏️ 📓 📚
زندگی تنها اتفاقی سادہ در لحظه حاضر است، این در حالی است که ما ھموارہ این لحظات را با کشیدن خط و نشان از بین می بریم و تباہ می کنیم.
https://telegram.me/jamtorbat
جان لنون
زندگی تنها اتفاقی سادہ در لحظه حاضر است، این در حالی است که ما ھموارہ این لحظات را با کشیدن خط و نشان از بین می بریم و تباہ می کنیم.
https://telegram.me/jamtorbat
جان لنون
https://telegram.me/jamtorbat
#درس_زندگي
وقتی باختم مسیر را "یافتم"
در بزرگراه زندگی همواره "راهت"، "راحت" نخواهد بود!
هر "چاله ای" "چاره ای" به من آموخت!
"دوباره" فکر کن، فرصت ها "دوبار" تکرار نمیشوند!
برای جلوگیری از "پس رفت"، "پس باید رفت".
#درس_زندگي
وقتی باختم مسیر را "یافتم"
در بزرگراه زندگی همواره "راهت"، "راحت" نخواهد بود!
هر "چاله ای" "چاره ای" به من آموخت!
"دوباره" فکر کن، فرصت ها "دوبار" تکرار نمیشوند!
برای جلوگیری از "پس رفت"، "پس باید رفت".