https://telegram.me/jamtorbat
☀️
هر روز فکر کنید چطور می توانید یک نفر دیگر را خوشحال کنید.
زیرا اندیشه خوشحال کردن دیگران، ما را از تفکر درباره خودمان باز میدارد!
شادمانی انسان و شادمانی دیگران به یکدیگر بستگی دارد.
ارسطو به این نوع برخورد " خودخواهی روشنگرانه " میگوید.
خیرخواهی، دوستی و عشق ویژگی انسان است.
لازم نیست مصلح اجتماعی باشید که بتوانید دنیای بهتری بسازید!
بلکه همین که دنیای خصوصی خودتان را بهتر کنید خدمت بزرگی کرده اید…
برگرفته از کتاب "طبیعت انسان"
"آلفرد آدلر"
🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
☀️
هر روز فکر کنید چطور می توانید یک نفر دیگر را خوشحال کنید.
زیرا اندیشه خوشحال کردن دیگران، ما را از تفکر درباره خودمان باز میدارد!
شادمانی انسان و شادمانی دیگران به یکدیگر بستگی دارد.
ارسطو به این نوع برخورد " خودخواهی روشنگرانه " میگوید.
خیرخواهی، دوستی و عشق ویژگی انسان است.
لازم نیست مصلح اجتماعی باشید که بتوانید دنیای بهتری بسازید!
بلکه همین که دنیای خصوصی خودتان را بهتر کنید خدمت بزرگی کرده اید…
برگرفته از کتاب "طبیعت انسان"
"آلفرد آدلر"
🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
استادی با شاگردش از باغى ميگذشت،
چشمشان به يک کفش کهنه افتاد.
شاگرد گفت:
گمان ميکنم اين کفش کارگرى است که در اين باغ کار ميکند،
بيا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببينيم و بعد کفشها را پس بدهيم و کمى شاد شويم...!!!!
استاد گفت: چرا براى خنده خود او را ناراحت کنيم!
بيا کارى که ميگويم انجام بده و عکس العملش را ببين...
مقدارى پول درون ان قرار بده!
شاگرد هم پذيرفت و بعد از قرار دادن پول ، مخفى شدند،
کارگر براى تعويض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و همينکه پا درون کفش گذاشت متوجه شيئى درون کفش شد و بعد از وارسى ،پول ها را ديد و با گريه ،فرياد زد خدايا شکرت ....
خدايي که هيچ وقت بندگانت را فراموش نميکنى ....
ميدانى که همسر مريض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رويي به نزد انها باز گردم و همينطور اشک ميريخت....
استاد به شاگردش گفت:
هميشه سعى کن براى خوشحاليت ببخشى ... نه اینکه بستاني.....
در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه بروید.
در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون رو نبوسید.
در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نگید.
در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید..........
هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد،
مگر به " فهم و شعور "
مگر به " درک و ادب "
مهربانان …
آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده را بگیرد و او را بلند کند !
این قدرت تو نیست،
این " انسانیت " است
https://telegram.me/jamtorbat
چشمشان به يک کفش کهنه افتاد.
شاگرد گفت:
گمان ميکنم اين کفش کارگرى است که در اين باغ کار ميکند،
بيا با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببينيم و بعد کفشها را پس بدهيم و کمى شاد شويم...!!!!
استاد گفت: چرا براى خنده خود او را ناراحت کنيم!
بيا کارى که ميگويم انجام بده و عکس العملش را ببين...
مقدارى پول درون ان قرار بده!
شاگرد هم پذيرفت و بعد از قرار دادن پول ، مخفى شدند،
کارگر براى تعويض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و همينکه پا درون کفش گذاشت متوجه شيئى درون کفش شد و بعد از وارسى ،پول ها را ديد و با گريه ،فرياد زد خدايا شکرت ....
خدايي که هيچ وقت بندگانت را فراموش نميکنى ....
ميدانى که همسر مريض و فرزندان گرسنه دارم و در این فکر بودم که امروز با دست خالى و با چه رويي به نزد انها باز گردم و همينطور اشک ميريخت....
استاد به شاگردش گفت:
هميشه سعى کن براى خوشحاليت ببخشى ... نه اینکه بستاني.....
در مقابل یک فرد معلول با سرعت کم راه بروید.
در مقابل مادری که فرزندش رو از دست داده بچه تون رو نبوسید.
در مقابل یک فرد مجرد از عشقتون نگید.
در برابر کسی که نداره از داشته هاتون مغرورانه حرف نزنید..........
هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد،
مگر به " فهم و شعور "
مگر به " درک و ادب "
مهربانان …
آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده را بگیرد و او را بلند کند !
این قدرت تو نیست،
این " انسانیت " است
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
نپرس از منِ تنها چرا پریشانی؟
خودت که حال مرا خوبِ خوب میدانی
منم! که هرچه بگویی "برو" نخواهم رفت
تویی! که هرچه بگویم "بمان", نمی مانی...
نپرس از منِ تنها چرا پریشانی؟
خودت که حال مرا خوبِ خوب میدانی
منم! که هرچه بگویی "برو" نخواهم رفت
تویی! که هرچه بگویم "بمان", نمی مانی...
https://telegram.me/jamtorbat
چه بگویم سحرت خیر؟توخودت صبح جهانی
من شیدا چه بگویم؟که توهم این وهم آنی
به که گویم که دل ازآتش هجرتوبسوخت؟
شده ای قاتل دل ؛ حیف ندانی که ندانی
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی
چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی
من و تو اسوه ی عالم شده ایم باب تفاهم
که من ام غرق تو و تو به تمنای کسانی
به گمانم شده ای کافر و ترسا شده ای
کآیتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانی
بشنو"صبح بخیر"از من درویش و برو
که اگر هم تو بمانی غم ما را نه توانی
شهریار
چه بگویم سحرت خیر؟توخودت صبح جهانی
من شیدا چه بگویم؟که توهم این وهم آنی
به که گویم که دل ازآتش هجرتوبسوخت؟
شده ای قاتل دل ؛ حیف ندانی که ندانی
همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم
و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی
چه نویسم که قلم شرم کند از دل ریش ام
بنویسم ولی افسوس نخوانی که نخوانی
من و تو اسوه ی عالم شده ایم باب تفاهم
که من ام غرق تو و تو به تمنای کسانی
به گمانم شده ای کافر و ترسا شده ای
کآیتی از دل شیدای مسلمان تو نخوانی
بشنو"صبح بخیر"از من درویش و برو
که اگر هم تو بمانی غم ما را نه توانی
شهریار
🌟
هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند اعلام را بر شانه خویش احساس کرده ام...
"چارلز مورگان"
https://telegram.me/jamtorbat
هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند اعلام را بر شانه خویش احساس کرده ام...
"چارلز مورگان"
https://telegram.me/jamtorbat
🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷
روزي گذشت پادشهي از گذرگهي
فرياد شوق برسر هر كوي و بام خاست
پرسيد زان ميانه يكي كودك يتيم:
كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست?
آن يك جواب داد:چه دانيم ما كه چيست
پيداست آنقدر كه متاعي گرانبهاست
نزديك رفت پيرزني گوجپشت و گفت:
اين اشك ديده من و خون دل شماست
مارابه رخت و چوب شباني فريفته است
اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست
"پروين اعتصامي"
https://telegram.me/jamtorbat
روزي گذشت پادشهي از گذرگهي
فرياد شوق برسر هر كوي و بام خاست
پرسيد زان ميانه يكي كودك يتيم:
كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست?
آن يك جواب داد:چه دانيم ما كه چيست
پيداست آنقدر كه متاعي گرانبهاست
نزديك رفت پيرزني گوجپشت و گفت:
اين اشك ديده من و خون دل شماست
مارابه رخت و چوب شباني فريفته است
اين گرگ سالهاست كه با گله آشناست
"پروين اعتصامي"
https://telegram.me/jamtorbat
آدمها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
و بی رحم ترینشان در برف ...
❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄
https://telegram.me/jamtorbat
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در باران
یکی در باد
و بی رحم ترینشان در برف ...
❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄❄
https://telegram.me/jamtorbat