شهرعرفان
1.92K subscribers
1.82K photos
1.96K videos
701 files
2.64K links
💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال

https://t.me/MansooriGhazaliEsar
Download Telegram
🌺
شب نامي آشنا براي يلدا. https://telegram.me/jamtorbat

چه شبهايي كه يلدايي گذشت.شب سكوت مطلق خويش را بر پهنه آسمان و زمين گسترده است.

نور مهتاب دستان مهربانش را بازيچه ي اشكهاي بي قرار يلدا كرده است.ستاره هاي بازيگوش پشت پنجره چشمكهايشان را به رخ ميكشند.

يلدا باش تا ماه را ميان دلت در آغوش بگيري.

باز اين ابرهاي سياه قصد جدايي من و ماه را دارند.اما نمي داني اي ابر تو نيز ميگذري چون شب چون روز چون من

يار خوش وفاي من از راه ميرسد و ابرهاي تيره را كنار ميزند.

باز هم بازي اشك و مهتاب.

دست اجبار باد درختان را به رقص آمدن بهار وا ميدارد.

من نيز مي خواهم ميان اين همه شور اين همه آيت برقصم.

شب....تو نيز يلدا را در آغوش بگير.دلم براي بوسه هاي سردت تنگ شده.

شب من آرامش من دوستت دارم...
🌺 https://telegram.me/jamtorbat

در لابه لای این شب دیوانه گم شدند
آن روز های خوب و قشنگی که داشتم
یلدای پیر و خسته ی این سال لعنتی
برداشت آنچه را که برایت گذاشتم

#وحیدنجفی
رحمت الهى در هيچ زمان و مكان و حالتى دور نيست
يونس در شكم ماهى آن را يافت
موساى شيرخوار در دريا آن را يافت
ابراهيم در وسط آتش نيز آن را يافت

https://telegram.me/jamtorbat
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
بوی یلدا را میشنوی؟انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
قراری ط ولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده ....
عزم رفتن دارد....
..آسمان بغض میکند ...میبارد...خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست ..دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد ....
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد ..دستی تکان میدهد ......قدمی برمیدارد سنگین و سرد

کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز... و....تمام میشود ...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی ...رفتنت به خیر ..سفرت بی خطر
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
یــــلداتــــون مبــــــارک😍😍

https://telegram.me/jamtorbat
شب يلدا هميشه جاودان است
زمستان را بهار زندگان است

شب يلدا شب فر و كيان است
نشان از سنت ايرانيان است
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
يلدا.......
شب گرم مهربانان جاويدان باد.

https://telegram.me/jamtorbat
☔️🍂☔️🍂☔️🍂☔️🍂☔️

https://telegram.me/jamtorbat
#تلنگــــــــــر

دروغ ریشه جامعه را خشک میکند!!!
یکی تعریف می کرد:
کنار سی و سه پل اصفهان نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد !
بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید, اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد !
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد!!!
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم !بلافاصله به سویم حـرکت کرد!!
در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد !
بچه آمد و شکلات را گرفت!!!
به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم!
او گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی,اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است!!!
کار تو باعث می گردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند..

https://telegram.me/jamtorbat
شعری زیبا به لهجه شیرین(مشهدی)

شب چلّه قِدیما با صِفا بود

همه ی رسم و رسوما بی ریا بود

فِقَد گرسوز و لَمپا بود و فانوس

چراغونی نِبود ولی صِفا بود

مِرفتِم حولی آقا بزرگُم

ننه بزرگِ ما چی با خدا بود

نِماز شوم شا ره تا مُخُندن

بِساط شوم شایَم روبِرا بود

زغالای گل اِنداخته تو مِنقل

به دور کرسی، گرمای دلا بود

همه مِخِندیدن از ته دل شا

سن و منی نبود همّه چی ما بود

همه دستاشا بود تو دستای هم

تموم سرصداها یَگ صدا بود

همش یگدلی بود دورهمی ها

عروسی بود اگر یا که عزا بود

چه خُب آشتی مِکِردن قوم و خویشا

به زخم کینه ها چلّه دِوا بود

همو سرمای چارچار زمستون

علاجش دل گرم اَدما بود

به سفره هر چی بود با هم مُخُوردن

دل مردم کجا از هم سیوا بود؟

بِرِه خودشا رِوا هر چی که داشتن

بِرِه خویشا و قومایم رِوا بود

اَزو انگورای اَونگ مخوردِم

آب هندوَنَه ش آب شِفا بود

نَنَه م عاشق ما بود و مِرَفتگ

بلا گردون ما اگر بلا بود

به تو مُجمعه ها چایی با قیسی

بابامم فال حافظش به را بود

انار مُخوردن و کیشمیش و کیشته

بی بی م اوسِنه ش از پهلوونا بود

جوونمردای صاف و پاک و لوتی

به هر محله یگ مرد خدا بود

ازو دیبا مگفت و غول تشنگا

همیشه قلچماقه روسیا بود

حکایتای بی بی م پندای بابام

بِره ما همّیشه چراغ را بود

https://telegram.me/jamtorbat
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸

هنگامی که از درون زلال باشی ، خداوند به تو نوری می بخشد آنچنان که ندانی و مردم تو را دوست مي دارند از جایی که ندانی
و نیاز هایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد .!
این یعنی پاک نیتی و پاک نیت کسی است که برای همه ،بدون استثناء ،خیر بخواهد چون میداند ،
سعادت دیگران از خوشی او نمی کاهد و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمی کند و سلامت انها عافیت و آرامش او را سلب نخواهدکرد . .
پس چه نیکوست که همیشه مثبت اندیش باشیم ...

https://telegram.me/jamtorbat
❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️🍃

مادر بزرگ میگفت حرف سرد، مِهر گرم رو از بین می بره!

راست می گفت...
حرف سرد حتی وسط چله تابستان هم لرزه می اندازد به تن آدم، چه رسد به این روزها که هوا خودش اندازه کافی سرد است.

حقیقت دارد که حرف سرد، مِهر گرم را از بین می برد ...

حرف های سردمان را قایم کنیم در پستوی دل. همان جا کنار قصه هایی که برای نگفتن داریم.


https://telegram.me/jamtorbat
ایستاده ای
درست در انتهای پاییز
میان همهمه ی برگ های خشک
و من فقط یک دقیقه آن طرف تر
در یلداترین شب سال
کاسه ی غم به دست گرفته ام
و انار نبودنت را
دانه میکنم

کاش میدانستی
یلدای بدون تو
از پاییز هم
غم انگیزتر است
#پیمان_لطیف_نیا

https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat

می آید روزی که در تراسِ خانه ات،روی صندلیِ دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی !

آن روز دیگر نه باران خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروبِ آفتاب سنگی بر دریاچه آرامِ دلت می اندازد !

سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای...

کنارِ روزمرگی هایت،یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می کنی ...
اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند ...
شباهتِ اسمی بود!
تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری،لبخندِ کوچکی می زنی و دوباره چایت را می نوشی ...

من به همان "لبخند" زنده ام !
https://telegram.me/jamtorbat


معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

نخست موعظه پیر صحبت این حرف است
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لب یار دلنواز کنید

#حافظ