🍂
لئون: وقتی انتقام بگیری می فهمی اصلاً خوب نیست. باور کن. بهتره فراموش کنی. بعد از اینکه یه نفرو بکشی هیچ چی مثل قبل نمیمونه. زندگیت برای همیشه عوض میشه. باید بقیه زندگیت رو در حالی بخوابی که یک چشمت بازه.
https://telegram.me/jamtorbat
لئون: وقتی انتقام بگیری می فهمی اصلاً خوب نیست. باور کن. بهتره فراموش کنی. بعد از اینکه یه نفرو بکشی هیچ چی مثل قبل نمیمونه. زندگیت برای همیشه عوض میشه. باید بقیه زندگیت رو در حالی بخوابی که یک چشمت بازه.
https://telegram.me/jamtorbat
Telegram
شهرعرفان
️💚 ازپایتخت موسیقی مقامی ایران تربت جام
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
🎥بزرگترین آرشیو موسیقی شرق خراسان
09197266477
ارتباط با مدیر کانال
https://t.me/MansooriGhazaliEsar
🌺
شب نامي آشنا براي يلدا. https://telegram.me/jamtorbat
چه شبهايي كه يلدايي گذشت.شب سكوت مطلق خويش را بر پهنه آسمان و زمين گسترده است.
نور مهتاب دستان مهربانش را بازيچه ي اشكهاي بي قرار يلدا كرده است.ستاره هاي بازيگوش پشت پنجره چشمكهايشان را به رخ ميكشند.
يلدا باش تا ماه را ميان دلت در آغوش بگيري.
باز اين ابرهاي سياه قصد جدايي من و ماه را دارند.اما نمي داني اي ابر تو نيز ميگذري چون شب چون روز چون من
يار خوش وفاي من از راه ميرسد و ابرهاي تيره را كنار ميزند.
باز هم بازي اشك و مهتاب.
دست اجبار باد درختان را به رقص آمدن بهار وا ميدارد.
من نيز مي خواهم ميان اين همه شور اين همه آيت برقصم.
شب....تو نيز يلدا را در آغوش بگير.دلم براي بوسه هاي سردت تنگ شده.
شب من آرامش من دوستت دارم...
شب نامي آشنا براي يلدا. https://telegram.me/jamtorbat
چه شبهايي كه يلدايي گذشت.شب سكوت مطلق خويش را بر پهنه آسمان و زمين گسترده است.
نور مهتاب دستان مهربانش را بازيچه ي اشكهاي بي قرار يلدا كرده است.ستاره هاي بازيگوش پشت پنجره چشمكهايشان را به رخ ميكشند.
يلدا باش تا ماه را ميان دلت در آغوش بگيري.
باز اين ابرهاي سياه قصد جدايي من و ماه را دارند.اما نمي داني اي ابر تو نيز ميگذري چون شب چون روز چون من
يار خوش وفاي من از راه ميرسد و ابرهاي تيره را كنار ميزند.
باز هم بازي اشك و مهتاب.
دست اجبار باد درختان را به رقص آمدن بهار وا ميدارد.
من نيز مي خواهم ميان اين همه شور اين همه آيت برقصم.
شب....تو نيز يلدا را در آغوش بگير.دلم براي بوسه هاي سردت تنگ شده.
شب من آرامش من دوستت دارم...
🌺 https://telegram.me/jamtorbat
در لابه لای این شب دیوانه گم شدند
آن روز های خوب و قشنگی که داشتم
یلدای پیر و خسته ی این سال لعنتی
برداشت آنچه را که برایت گذاشتم
#وحیدنجفی
در لابه لای این شب دیوانه گم شدند
آن روز های خوب و قشنگی که داشتم
یلدای پیر و خسته ی این سال لعنتی
برداشت آنچه را که برایت گذاشتم
#وحیدنجفی
رحمت الهى در هيچ زمان و مكان و حالتى دور نيست
يونس در شكم ماهى آن را يافت
موساى شيرخوار در دريا آن را يافت
ابراهيم در وسط آتش نيز آن را يافت
https://telegram.me/jamtorbat
يونس در شكم ماهى آن را يافت
موساى شيرخوار در دريا آن را يافت
ابراهيم در وسط آتش نيز آن را يافت
https://telegram.me/jamtorbat
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
بوی یلدا را میشنوی؟انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
قراری ط ولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده ....
عزم رفتن دارد....
..آسمان بغض میکند ...میبارد...خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست ..دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد ....
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد ..دستی تکان میدهد ......قدمی برمیدارد سنگین و سرد
کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز... و....تمام میشود ...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی ...رفتنت به خیر ..سفرت بی خطر
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
یــــلداتــــون مبــــــارک😍😍
https://telegram.me/jamtorbat
بوی یلدا را میشنوی؟انتهای خیابان آذر ...
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ...
قراری ط ولانی به بلندای یک شب....
شب عشق بازی برگ و برف...
پاییز چمدان به دست ایستاده ....
عزم رفتن دارد....
..آسمان بغض میکند ...میبارد...خدا هم میداند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنیست ..دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد ....
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد ..دستی تکان میدهد ......قدمی برمیدارد سنگین و سرد
کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز... و....تمام میشود ...
پاییز ای آبستن روزهای عاشقی ...رفتنت به خیر ..سفرت بی خطر
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
یــــلداتــــون مبــــــارک😍😍
https://telegram.me/jamtorbat
شب يلدا هميشه جاودان است
زمستان را بهار زندگان است
شب يلدا شب فر و كيان است
نشان از سنت ايرانيان است
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
يلدا.......
شب گرم مهربانان جاويدان باد.
https://telegram.me/jamtorbat
زمستان را بهار زندگان است
شب يلدا شب فر و كيان است
نشان از سنت ايرانيان است
🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉🍉
يلدا.......
شب گرم مهربانان جاويدان باد.
https://telegram.me/jamtorbat
☔️🍂☔️🍂☔️🍂☔️🍂☔️
https://telegram.me/jamtorbat
#تلنگــــــــــر
دروغ ریشه جامعه را خشک میکند!!!
یکی تعریف می کرد:
کنار سی و سه پل اصفهان نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد !
بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید, اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد !
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد!!!
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم !بلافاصله به سویم حـرکت کرد!!
در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد !
بچه آمد و شکلات را گرفت!!!
به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم!
او گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی,اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است!!!
کار تو باعث می گردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند..
https://telegram.me/jamtorbat
https://telegram.me/jamtorbat
#تلنگــــــــــر
دروغ ریشه جامعه را خشک میکند!!!
یکی تعریف می کرد:
کنار سی و سه پل اصفهان نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد !
بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید, اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد !
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد!!!
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم !بلافاصله به سویم حـرکت کرد!!
در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد !
بچه آمد و شکلات را گرفت!!!
به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم!
او گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی,اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است!!!
کار تو باعث می گردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند..
https://telegram.me/jamtorbat
شعری زیبا به لهجه شیرین(مشهدی)
شب چلّه قِدیما با صِفا بود
همه ی رسم و رسوما بی ریا بود
فِقَد گرسوز و لَمپا بود و فانوس
چراغونی نِبود ولی صِفا بود
مِرفتِم حولی آقا بزرگُم
ننه بزرگِ ما چی با خدا بود
نِماز شوم شا ره تا مُخُندن
بِساط شوم شایَم روبِرا بود
زغالای گل اِنداخته تو مِنقل
به دور کرسی، گرمای دلا بود
همه مِخِندیدن از ته دل شا
سن و منی نبود همّه چی ما بود
همه دستاشا بود تو دستای هم
تموم سرصداها یَگ صدا بود
همش یگدلی بود دورهمی ها
عروسی بود اگر یا که عزا بود
چه خُب آشتی مِکِردن قوم و خویشا
به زخم کینه ها چلّه دِوا بود
همو سرمای چارچار زمستون
علاجش دل گرم اَدما بود
به سفره هر چی بود با هم مُخُوردن
دل مردم کجا از هم سیوا بود؟
بِرِه خودشا رِوا هر چی که داشتن
بِرِه خویشا و قومایم رِوا بود
اَزو انگورای اَونگ مخوردِم
آب هندوَنَه ش آب شِفا بود
نَنَه م عاشق ما بود و مِرَفتگ
بلا گردون ما اگر بلا بود
به تو مُجمعه ها چایی با قیسی
بابامم فال حافظش به را بود
انار مُخوردن و کیشمیش و کیشته
بی بی م اوسِنه ش از پهلوونا بود
جوونمردای صاف و پاک و لوتی
به هر محله یگ مرد خدا بود
ازو دیبا مگفت و غول تشنگا
همیشه قلچماقه روسیا بود
حکایتای بی بی م پندای بابام
بِره ما همّیشه چراغ را بود
https://telegram.me/jamtorbat
شب چلّه قِدیما با صِفا بود
همه ی رسم و رسوما بی ریا بود
فِقَد گرسوز و لَمپا بود و فانوس
چراغونی نِبود ولی صِفا بود
مِرفتِم حولی آقا بزرگُم
ننه بزرگِ ما چی با خدا بود
نِماز شوم شا ره تا مُخُندن
بِساط شوم شایَم روبِرا بود
زغالای گل اِنداخته تو مِنقل
به دور کرسی، گرمای دلا بود
همه مِخِندیدن از ته دل شا
سن و منی نبود همّه چی ما بود
همه دستاشا بود تو دستای هم
تموم سرصداها یَگ صدا بود
همش یگدلی بود دورهمی ها
عروسی بود اگر یا که عزا بود
چه خُب آشتی مِکِردن قوم و خویشا
به زخم کینه ها چلّه دِوا بود
همو سرمای چارچار زمستون
علاجش دل گرم اَدما بود
به سفره هر چی بود با هم مُخُوردن
دل مردم کجا از هم سیوا بود؟
بِرِه خودشا رِوا هر چی که داشتن
بِرِه خویشا و قومایم رِوا بود
اَزو انگورای اَونگ مخوردِم
آب هندوَنَه ش آب شِفا بود
نَنَه م عاشق ما بود و مِرَفتگ
بلا گردون ما اگر بلا بود
به تو مُجمعه ها چایی با قیسی
بابامم فال حافظش به را بود
انار مُخوردن و کیشمیش و کیشته
بی بی م اوسِنه ش از پهلوونا بود
جوونمردای صاف و پاک و لوتی
به هر محله یگ مرد خدا بود
ازو دیبا مگفت و غول تشنگا
همیشه قلچماقه روسیا بود
حکایتای بی بی م پندای بابام
بِره ما همّیشه چراغ را بود
https://telegram.me/jamtorbat
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸
هنگامی که از درون زلال باشی ، خداوند به تو نوری می بخشد آنچنان که ندانی و مردم تو را دوست مي دارند از جایی که ندانی
و نیاز هایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد .!
این یعنی پاک نیتی و پاک نیت کسی است که برای همه ،بدون استثناء ،خیر بخواهد چون میداند ،
سعادت دیگران از خوشی او نمی کاهد و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمی کند و سلامت انها عافیت و آرامش او را سلب نخواهدکرد . .
پس چه نیکوست که همیشه مثبت اندیش باشیم ...
https://telegram.me/jamtorbat
هنگامی که از درون زلال باشی ، خداوند به تو نوری می بخشد آنچنان که ندانی و مردم تو را دوست مي دارند از جایی که ندانی
و نیاز هایت از جایی برآورده شود که ندانی چه شد .!
این یعنی پاک نیتی و پاک نیت کسی است که برای همه ،بدون استثناء ،خیر بخواهد چون میداند ،
سعادت دیگران از خوشی او نمی کاهد و بی نیازی آنها از ثروت او کم نمی کند و سلامت انها عافیت و آرامش او را سلب نخواهدکرد . .
پس چه نیکوست که همیشه مثبت اندیش باشیم ...
https://telegram.me/jamtorbat
❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️🍃❤️🍃
مادر بزرگ میگفت حرف سرد، مِهر گرم رو از بین می بره!
راست می گفت...
حرف سرد حتی وسط چله تابستان هم لرزه می اندازد به تن آدم، چه رسد به این روزها که هوا خودش اندازه کافی سرد است.
حقیقت دارد که حرف سرد، مِهر گرم را از بین می برد ...
حرف های سردمان را قایم کنیم در پستوی دل. همان جا کنار قصه هایی که برای نگفتن داریم.
https://telegram.me/jamtorbat
مادر بزرگ میگفت حرف سرد، مِهر گرم رو از بین می بره!
راست می گفت...
حرف سرد حتی وسط چله تابستان هم لرزه می اندازد به تن آدم، چه رسد به این روزها که هوا خودش اندازه کافی سرد است.
حقیقت دارد که حرف سرد، مِهر گرم را از بین می برد ...
حرف های سردمان را قایم کنیم در پستوی دل. همان جا کنار قصه هایی که برای نگفتن داریم.
https://telegram.me/jamtorbat
ایستاده ای
درست در انتهای پاییز
میان همهمه ی برگ های خشک
و من فقط یک دقیقه آن طرف تر
در یلداترین شب سال
کاسه ی غم به دست گرفته ام
و انار نبودنت را
دانه میکنم
کاش میدانستی
یلدای بدون تو
از پاییز هم
غم انگیزتر است
#پیمان_لطیف_نیا
https://telegram.me/jamtorbat
درست در انتهای پاییز
میان همهمه ی برگ های خشک
و من فقط یک دقیقه آن طرف تر
در یلداترین شب سال
کاسه ی غم به دست گرفته ام
و انار نبودنت را
دانه میکنم
کاش میدانستی
یلدای بدون تو
از پاییز هم
غم انگیزتر است
#پیمان_لطیف_نیا
https://telegram.me/jamtorbat