برگرد
چارتار
❤13👌1💔1
جانانم!
بیهوا تصمیم گرفتم تا برایت بنویسم. به هر حال تو پیامبری بودی که نامعتقدترین مردِ روی زمین به #عشق را به عشق معتقد کردی. کاری که هر کدام از دیگر پیامبران برای آن خون ریختند. کتاب آوردند. #بت شکستند. تصلیب شدند. نیل را دو نیم کردند. اما تو تنها پیامبری بودی که هیچ شقالقمری نکردی. پیامبری بودی که غار حرا و محل نزول آیاتت، صرفا چشمهایت بود. چشمهایی که این مرد بیاعتقاد را به زانو درآورد.
جانانم!
برایت مینویسم تا خودم را درمان کنم. میدانی که تو هم #دردی و هم #درمان. هم نوری هم تاریکی. هم بودنت زندگی است و هم نبودنت مرگ. هم دمی و هم بازدم. هم حیاتدهندهای و هم حیاتگیرنده. جمع اضدادی هستی که در دل من جمع شدی. اضداد طوفان به پا میکنند. مثل جریان هوای گرم و سرد. که به هم میپیچند و زمین و آسمان را به هم میبافند. تو پیامبری هستی که با چشمهایت طوفان به پا کردی. بدون #خونریزی. بدون #آیه و #تصلیب و #عصا و #شقالقمر. فقط چشمهایت.
جانانم!
از نوشتن برای همه دست کشیدهام. آدم وقتی ایمان آورد و اهلی شد، خودش و کلماتش را باید فقط قربانی پیامبرش کند. تو شمس منی. تو تنها خورشید منظومهای هستی که من در گوشهی ساکت آن هستم. تنها چشمهی نور و گرما. گرمایی که میتواند آنقدر سوزنده شود که تحملش از توان من خارج است. اما چاره چیست؟ تو تنها چشمهی لایتناهی نوری. چشمهای که گاهی وقتها خودش را از من منع میکند. تاریکی. این منع شدگی و این تاریکی از سوزندگی نور تو هم سوزندهتر است. تو هم نوری و هم تاریکی.
#جمع_اضدادی. #اندوه بزرگیست چه باشی، چه نباشی.
#جانانم!
من #اهلی توام. من #پیرو هیچ #پیامبر دیگری نمیتوانم باشم. من هیچ دینی به جز #دین تو را قبول ندارم. چشمهای من زیر #نور هر خورشید دیگری، کورند. نمیبینند. #حیات هر حیاتی در اینجا که تو خورشیدش هستی بسته است به نور تو. تو حیات و مماتی.
تو #بودن و #نبودنی .
#چشمان #تو حیات من است. حیات من در نور چشمان توست.
➖➖➖➖🍀
#فهیم_عطار
شب خوش ....🌹
✅ @jamemodern
بیهوا تصمیم گرفتم تا برایت بنویسم. به هر حال تو پیامبری بودی که نامعتقدترین مردِ روی زمین به #عشق را به عشق معتقد کردی. کاری که هر کدام از دیگر پیامبران برای آن خون ریختند. کتاب آوردند. #بت شکستند. تصلیب شدند. نیل را دو نیم کردند. اما تو تنها پیامبری بودی که هیچ شقالقمری نکردی. پیامبری بودی که غار حرا و محل نزول آیاتت، صرفا چشمهایت بود. چشمهایی که این مرد بیاعتقاد را به زانو درآورد.
جانانم!
برایت مینویسم تا خودم را درمان کنم. میدانی که تو هم #دردی و هم #درمان. هم نوری هم تاریکی. هم بودنت زندگی است و هم نبودنت مرگ. هم دمی و هم بازدم. هم حیاتدهندهای و هم حیاتگیرنده. جمع اضدادی هستی که در دل من جمع شدی. اضداد طوفان به پا میکنند. مثل جریان هوای گرم و سرد. که به هم میپیچند و زمین و آسمان را به هم میبافند. تو پیامبری هستی که با چشمهایت طوفان به پا کردی. بدون #خونریزی. بدون #آیه و #تصلیب و #عصا و #شقالقمر. فقط چشمهایت.
جانانم!
از نوشتن برای همه دست کشیدهام. آدم وقتی ایمان آورد و اهلی شد، خودش و کلماتش را باید فقط قربانی پیامبرش کند. تو شمس منی. تو تنها خورشید منظومهای هستی که من در گوشهی ساکت آن هستم. تنها چشمهی نور و گرما. گرمایی که میتواند آنقدر سوزنده شود که تحملش از توان من خارج است. اما چاره چیست؟ تو تنها چشمهی لایتناهی نوری. چشمهای که گاهی وقتها خودش را از من منع میکند. تاریکی. این منع شدگی و این تاریکی از سوزندگی نور تو هم سوزندهتر است. تو هم نوری و هم تاریکی.
#جمع_اضدادی. #اندوه بزرگیست چه باشی، چه نباشی.
#جانانم!
من #اهلی توام. من #پیرو هیچ #پیامبر دیگری نمیتوانم باشم. من هیچ دینی به جز #دین تو را قبول ندارم. چشمهای من زیر #نور هر خورشید دیگری، کورند. نمیبینند. #حیات هر حیاتی در اینجا که تو خورشیدش هستی بسته است به نور تو. تو حیات و مماتی.
تو #بودن و #نبودنی .
#چشمان #تو حیات من است. حیات من در نور چشمان توست.
➖➖➖➖🍀
#فهیم_عطار
شب خوش ....🌹
✅ @jamemodern
❤23😍3
💔22👌7
بغلم میکنی؟ بغلم میکنی وقتی اضطراب، محاصرهام کرده و دارم رنج میکشم؟ وقتی از درون متلاشیام و از بیرون آرام؟ بغلم میکنی که دردهام بریزد و #پاییز #غمگینم بهار شود؟ دستانم را میگیری تا هزاران گنجشک غمگین، درون سینهی من آرام بگیرد؟ نگرانم میشوی؟ غصهام را میخوری وقتی که زل میزنم به نقطهای و آرام و بیصدا غصه میخورم؟
نهایت تلاشت را میکنی؟ برای اینکه حال من خوبتر شود؟!
همیشه برای آدمهای غمگین چای ریختهام و این نهایت تلاش من برای آرام کردنشان بوده. نهایت تلاشم برای اینکه زمستانِ کسی را بهار کنم.
گاهی حجم دردها بیش از ظرف تحمل آدمهاست و آدمها حق دارند غمگین باشند.
دردهایی هست که نمیتوان از آنها حرف زد، و رنجهایی هست که نمیتوان آنها را شرح داد. چیزی نپرس، فقط سستیِ شانههای سنگینم را ببین، سرت را به نشانهی همدردی تکان بده و در آغوشم بگیر. که همین شانههای #امن تو برای من کافیست.
هوا سرد است
برایم چای میریزی؟
😔
#نرگس_صرافیان_طوفان
➖➖➖➖🍀
آخر #پاییز
✅@jamemodern
نهایت تلاشت را میکنی؟ برای اینکه حال من خوبتر شود؟!
همیشه برای آدمهای غمگین چای ریختهام و این نهایت تلاش من برای آرام کردنشان بوده. نهایت تلاشم برای اینکه زمستانِ کسی را بهار کنم.
گاهی حجم دردها بیش از ظرف تحمل آدمهاست و آدمها حق دارند غمگین باشند.
دردهایی هست که نمیتوان از آنها حرف زد، و رنجهایی هست که نمیتوان آنها را شرح داد. چیزی نپرس، فقط سستیِ شانههای سنگینم را ببین، سرت را به نشانهی همدردی تکان بده و در آغوشم بگیر. که همین شانههای #امن تو برای من کافیست.
هوا سرد است
برایم چای میریزی؟
😔
#نرگس_صرافیان_طوفان
➖➖➖➖🍀
آخر #پاییز
✅@jamemodern
❤13💔13👍3
Basse Bargard
Hengameh Ghaziani
لمس دستان تو آرزویم شد ....
چطور آرزویی به این سادگی میتواند قاتل روزگار آدمی شود ؟!!!
#شاهیندخت_آرا
➖➖➖➖🍀
#new
#موسیقی
✅ @jamemodern
چطور آرزویی به این سادگی میتواند قاتل روزگار آدمی شود ؟!!!
#شاهیندخت_آرا
➖➖➖➖🍀
#new
#موسیقی
✅ @jamemodern
👌6❤2
Forwarded from ربات_بینام 1400
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موبد: باید به سراسر ایران زمین پند نامه بفرستیم.
زن: پندنامه بفرست ای موبد، اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای، ما مردمان از پند سیر آمده ایم وبر نان گرسنه ایم...
#دیالوگ
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
➖➖➖➖🍀
با چند روز تاخیر ....
روانت قرین آرامش
جناب بهرام #بیضایی
تسلیت به دوستان #هنرسینما .
✅ @jamemodern
زن: پندنامه بفرست ای موبد، اما اندکی نان نیز بر آن بیفزای، ما مردمان از پند سیر آمده ایم وبر نان گرسنه ایم...
#دیالوگ
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
➖➖➖➖🍀
با چند روز تاخیر ....
روانت قرین آرامش
جناب بهرام #بیضایی
تسلیت به دوستان #هنرسینما .
✅ @jamemodern
❤23👌5
Forwarded from جامعه مدرن (Shaaindokht)
به فرزندان خود تنها خواندن را آموزش ندهید؛
به آنان یاد بدهید تا در مورد آنچه میخوانند #سوال کنند!
➖➖➖➖🍀
#فرزند_پروری
✅ @jamemodern
به آنان یاد بدهید تا در مورد آنچه میخوانند #سوال کنند!
➖➖➖➖🍀
#فرزند_پروری
✅ @jamemodern
👏7❤3👍3
در آستانهی سال نو و حول حالنای میلادی هستیم. مثل سالهای قبل هیچ اتفاق رو به بهبودی در جهان رخ نداده است. نیروهای #شر کماکان در حال زندهماندن هستند و نیروهای #خیر یکی پس از دیگری میمیرند و جای آنها با شمع و گل و #فقدان پر میشود. من آدم بهتری نشدهام. آدم بدتری هم نشدهام. در آستانهی سال نو هم هیچ تصمیم بزرگی برای زندگیندارم. نه میخواهم دور دنیا را در هشتاد روز سفر کنم و نه میخواهم چربیشکمم را آب کنم. در حال حاضر بزرگترین تصمیمم این است که از حالا به بعد به جای چای کیسهای، چای دوغزال دم کنم. البته مبرهن است که به این تصمیم هم بیشتر از چند هفته وفادار نخواهم ماند.
در آستانهی #سال_نو، کماکان از #فاشیسم متنفرم اما دامنهی مبارزاتم محدود میشود فحش آبدار دادن به فاشیستها. آنهم توی دلم، شبها و زیر پتو. از اوضاع جهان حالم به هم میخورد و از خودم به عنوان جزیی از این کل، حالم بیشتر به هم میخورد. آرزوی بزرگی در دلم ندارم اما آرزوهای کوچک زیادی مثل ستارههای ریز در شبِ تاریک در دلم سوسو میزنند. کماکان معتقدم که #اتحاد را از نیروی شر باید یاد گرفت که از دوران ✅قابیل که با بیل بر سر هابیل زد و حکمران جهان شد تا امروز، #غالب بر خیر است.✅
در آستانهی سال نو، هنوز کالباس خیلی دوست دارم اما به خودم اجازه نمیدهم زیاد بخورم. چرا که نمیدانم با کجای گوشت کدام حیوان آن را درست میکنند. کلا از خوردن چیزهای ناشناخته #هراس دارم. معدهام نمیفهمد که با ناشناختهها باید چه کار کند و #مستاصل میشود. مغزم هم همین است و هنگام مواجهه با ناشناختهها هراسان میشود. همین است که از کالباس یا هر چیزی که مغزم آن را نفهمد، طرفداری نمیکنم. هر چند که بوی خوش آن مثل کالباس، دلفریب باشد.
در آستانهی سال نو، کماکان از ناتوانیام در فهمیدن اوضاع جهان، مستاصلم. از اینکه هیچ شکری نمیتوانم برای بهبود اوضاع جهان بخورم، مستاصلترم. شبها زیر پتو بعد از فحش دادن به فاشیسم جهانی، به خودم هم همان فحشها را میدهم که چرا توان این را ندارم تا لااقل برای خودم کاری کنم. چرا لااقل ستارهی سعادتمندی را روی سینهی خودم آویزان نمیتوانم بکنم؟ من که هنوز ستارههای زیادی را میبینم. گمان کنم مسافران کشتی طوفانزده از همهی آدمهای دیگر بیشتر در دلشان آرزو دارند. آرزوهای کوچکتر و به زندگی نزدیکتر. آرزوهای انسانیتر. گماننکنم هیچ دیوِ ساکنِ قصر طلا، آرزوی قدم زدن با پای برهنه روی شبدرها و زیر آسمان آبی را داشته باشد. هر چه به خیر نزدیکتر، آمال کوچکتر و دستنیافتنیتر. #جمع_اضداد است. کوچک و دستنیافتنی. اما جهان در دست #شریرترین_موجودات است که بزرگترین و در دسترسترین آرزوها را دارند. آرزوهایی که با #فشردن_ماشه، پشت سر هم محقق میشوند.
دو روز دیگر سال میلادی نو میشود. من بیشتر از هر چیزی در این روزها به «تِلِنگ» امید دارم. به در رفتن تلنگ. به اینکه یک روز در میان همهی این آشوبها، بالاخره تلنگ شر در برود و نیروی خیر و شر به #موازنه برسد. نابودی شر، #امیدواهی است. من به موازنه امید
بستهام. به امید روزی که تلنگ در برود و بالاخره مثل شادی بعد از گلِ وقت اضافه، شیرجه بزنیم روی شبدرهای سبز.
➖➖➖➖🍀
#فهیم_عطار
✅ @jamemodern
در آستانهی #سال_نو، کماکان از #فاشیسم متنفرم اما دامنهی مبارزاتم محدود میشود فحش آبدار دادن به فاشیستها. آنهم توی دلم، شبها و زیر پتو. از اوضاع جهان حالم به هم میخورد و از خودم به عنوان جزیی از این کل، حالم بیشتر به هم میخورد. آرزوی بزرگی در دلم ندارم اما آرزوهای کوچک زیادی مثل ستارههای ریز در شبِ تاریک در دلم سوسو میزنند. کماکان معتقدم که #اتحاد را از نیروی شر باید یاد گرفت که از دوران ✅قابیل که با بیل بر سر هابیل زد و حکمران جهان شد تا امروز، #غالب بر خیر است.✅
در آستانهی سال نو، هنوز کالباس خیلی دوست دارم اما به خودم اجازه نمیدهم زیاد بخورم. چرا که نمیدانم با کجای گوشت کدام حیوان آن را درست میکنند. کلا از خوردن چیزهای ناشناخته #هراس دارم. معدهام نمیفهمد که با ناشناختهها باید چه کار کند و #مستاصل میشود. مغزم هم همین است و هنگام مواجهه با ناشناختهها هراسان میشود. همین است که از کالباس یا هر چیزی که مغزم آن را نفهمد، طرفداری نمیکنم. هر چند که بوی خوش آن مثل کالباس، دلفریب باشد.
در آستانهی سال نو، کماکان از ناتوانیام در فهمیدن اوضاع جهان، مستاصلم. از اینکه هیچ شکری نمیتوانم برای بهبود اوضاع جهان بخورم، مستاصلترم. شبها زیر پتو بعد از فحش دادن به فاشیسم جهانی، به خودم هم همان فحشها را میدهم که چرا توان این را ندارم تا لااقل برای خودم کاری کنم. چرا لااقل ستارهی سعادتمندی را روی سینهی خودم آویزان نمیتوانم بکنم؟ من که هنوز ستارههای زیادی را میبینم. گمان کنم مسافران کشتی طوفانزده از همهی آدمهای دیگر بیشتر در دلشان آرزو دارند. آرزوهای کوچکتر و به زندگی نزدیکتر. آرزوهای انسانیتر. گماننکنم هیچ دیوِ ساکنِ قصر طلا، آرزوی قدم زدن با پای برهنه روی شبدرها و زیر آسمان آبی را داشته باشد. هر چه به خیر نزدیکتر، آمال کوچکتر و دستنیافتنیتر. #جمع_اضداد است. کوچک و دستنیافتنی. اما جهان در دست #شریرترین_موجودات است که بزرگترین و در دسترسترین آرزوها را دارند. آرزوهایی که با #فشردن_ماشه، پشت سر هم محقق میشوند.
دو روز دیگر سال میلادی نو میشود. من بیشتر از هر چیزی در این روزها به «تِلِنگ» امید دارم. به در رفتن تلنگ. به اینکه یک روز در میان همهی این آشوبها، بالاخره تلنگ شر در برود و نیروی خیر و شر به #موازنه برسد. نابودی شر، #امیدواهی است. من به موازنه امید
بستهام. به امید روزی که تلنگ در برود و بالاخره مثل شادی بعد از گلِ وقت اضافه، شیرجه بزنیم روی شبدرهای سبز.
➖➖➖➖🍀
#فهیم_عطار
✅ @jamemodern
👏11🕊7❤3
Forwarded from جامعه مدرن (Shindokht)
به شهادت #تاریخ می گویم:
هر گاه تاریخ خواسته است #تفکر #فاسدی را رسوا کند به او #قدرت #مطلق داده است.
#ژان_دولا_برویر
فیلسوف فرانسوی
➖➖➖➖🍀
#تامل
✅ @jamemodern
هر گاه تاریخ خواسته است #تفکر #فاسدی را رسوا کند به او #قدرت #مطلق داده است.
#ژان_دولا_برویر
فیلسوف فرانسوی
➖➖➖➖🍀
#تامل
✅ @jamemodern
👍20