CreepyPasta🥥💿📓📰💉
<unknown> – MasterBank.bank#06#6 (Action 05-Loop-DK Mix 2-remix)
از بین آهنگای بازیش این سه تا رو بیشتر از همه دوست دارم.
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
بازی Carrion یا "مُردار" تو سال 2020 توسط یه استودیوی لهستانی به اسم Phobia Game تو ژانر علمیتخیلی-ترسناک و به سبک Side-Scrolling ساخته شده #review
البته یکی دیگه از دلایلی که این بازیو دوست دارم بخاطر اینه که موجود بیگانهی داخلش دقیقا شبیه اون موجود داخل کتاب "?Who Goes There" ـه
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
البته یکی دیگه از دلایلی که این بازیو دوست دارم بخاطر اینه که موجود بیگانهی داخلش دقیقا شبیه اون موجود داخل کتاب "?Who Goes There" ـه
به همین شکل هر وقت که شما توی یه داستان ترسناک یه هیولا میبینید که بدنش شبیه یه تودهی بی شکل از گوشت و خونه، مثل یه ایمپاستر ظاهر انسان ها رو تقلید میکنه و گوشت بدنش توانایی رشد و تغییر شکل داره، هر چیزی که میبینید بی برو برگرد به کتاب Who Goes There نوشته ی "جان وود کمپبل" که تو سال 1938 منتشر شده میرسه
اون برای اولین بار همچین موجودی رو توی داستانش ساخته.
اون برای اولین بار همچین موجودی رو توی داستانش ساخته.
❤3
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
<unknown> – Marino - Devil In Disguise (Official Lyric Video)
She said You think the devil has horns Well so did I
دختر گفت: ﻓﻜﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﻰ ﺷﻴﻄﺎن ﺷﺎخ داره؟ ﺧﺐ ﻣﻨﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﻓﻜﺮو ﻣﻰ ﻛﺮدم
But I was wrong his hair is combed and he wears a suit and tie
اﻣﺎ اﺷﺘﺒﺎه ﻣﻰ ﻛﺮدم ﻣﻮﻫﺎش ﺷﻮﻧﻪ ﻛﺮده ﺳﺖ و ﻛﺖ و ﺷﻠﻮار و ﻛﺮاوات ﻣﻰ ﭘﻮﺷﻪ
He's nice polite he'll catch you by surprise
اون ﻣﻬﺮﺑﻮن و مودبه ﻏﺎﻓﻠﮕﻴﺮت ﻣﻰ ﻛﻨﻪ
A smile so bright you'd never bat an eye
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪی اوﻧﻘﺪر درﺧﺸﺎن ﻛﻪ اﺻﻠﺎ ﺑﻬﺶ ﺷﮏ ﻫﻢ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻰ
دختر گفت: ﻓﻜﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﻰ ﺷﻴﻄﺎن ﺷﺎخ داره؟ ﺧﺐ ﻣﻨﻢ ﻫﻤﻴﻦ ﻓﻜﺮو ﻣﻰ ﻛﺮدم
But I was wrong his hair is combed and he wears a suit and tie
اﻣﺎ اﺷﺘﺒﺎه ﻣﻰ ﻛﺮدم ﻣﻮﻫﺎش ﺷﻮﻧﻪ ﻛﺮده ﺳﺖ و ﻛﺖ و ﺷﻠﻮار و ﻛﺮاوات ﻣﻰ ﭘﻮﺷﻪ
He's nice polite he'll catch you by surprise
اون ﻣﻬﺮﺑﻮن و مودبه ﻏﺎﻓﻠﮕﻴﺮت ﻣﻰ ﻛﻨﻪ
A smile so bright you'd never bat an eye
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪی اوﻧﻘﺪر درﺧﺸﺎن ﻛﻪ اﺻﻠﺎ ﺑﻬﺶ ﺷﮏ ﻫﻢ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻰ
❤1
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
<unknown> – Marino - Devil In Disguise (Official Lyric Video)
عاشق این آهنگاییم که با لیریکسشون یه داستان مشخصو از اول تا آخر تعریف میکنن
لیلی یه دختر کوچولو بود، که از این دنیای بزرگ و پهناور میترسید. اون میون دیوار های یه قلعه بزرگ شده بود
اما حالا و از این به بعد اون تصمیم گرفته که بدوه، و شبهنگام که خورشید پایین میرفت اون به جنگل دوردست رفت
خیلی ترسیده و تنها
اونا بهش اخطار دادن که اونجا نرو، اونجا پر از موجوداتیه که در تاریکی ها پنهان شدن
و بعد موجودی بیرون خزید و به او گفت...
هر کجا که میروم دنبالم کن
از بالای بلند ترین کوه ها تا عمیق ترین کوهپایه ها
هرآنچه که آرزوی داشتنش در سر داری به تو خواهم داد
"فقط بذار بیام تو!"
همه چیز مانند داستان های جادویی پیش تر شنیدی خواهد بود و آرزو هایت برآورده خواهد شد
تو تحت کنترل من ایمن خواهی بود
"فقط بذار بیام تو!"
اما حالا و از این به بعد اون تصمیم گرفته که بدوه، و شبهنگام که خورشید پایین میرفت اون به جنگل دوردست رفت
خیلی ترسیده و تنها
اونا بهش اخطار دادن که اونجا نرو، اونجا پر از موجوداتیه که در تاریکی ها پنهان شدن
و بعد موجودی بیرون خزید و به او گفت...
هر کجا که میروم دنبالم کن
از بالای بلند ترین کوه ها تا عمیق ترین کوهپایه ها
هرآنچه که آرزوی داشتنش در سر داری به تو خواهم داد
"فقط بذار بیام تو!"
همه چیز مانند داستان های جادویی پیش تر شنیدی خواهد بود و آرزو هایت برآورده خواهد شد
تو تحت کنترل من ایمن خواهی بود
"فقط بذار بیام تو!"
Forwarded from Drawing/painting
آثار خوشرنگی از هنرمند بریتانیایی
Timothy Easton
Timothy Easton
دلم نمیخواست تا وقتی تموم نشده بذارمش ولی چون خیلی براش ذوق داشتم نتونستم جلوی خودمو بگیرم
از زمانی که دانشگاه وا شده من هر روزی که پا شدم رفتم دانشگاه سر راهم حداقل یه کتابم خریدم
در حدی که مجبور شدم یه طبقه ی دیگه به کتابخونم اضافه کنم
در حدی که مجبور شدم یه طبقه ی دیگه به کتابخونم اضافه کنم
کتابا اجزای ذهن و روانمو کنار هم نگه میدارن. حتی اگه بلافاصله نخوندمشون اینکه توی اتاقم و کنار جایی که میخوابم یه عالمه کتاب هست باعث میشه شبا راحت تر سرمو بذارم رو بالشت.
👍1