و شخصیت اصلی داستان که یکی از دانشمندای زمینیه به اسم انتونی، با اسم "روماتا"داره توی این سیاره بین مردم زندگی میکنه و هویت یه اشراف زاده ی مورد احترام رو داره
اما وقتی میبینه دانشمندا و هنرمندایی که میتونستن سطح زندگی مردم رو ارتقا بدن و این سیاره رو وارد دوران رنسانس خودش بکنن چطور دونه دونه کشته میشن، تصمیم میگیره خودش نقش خدا رو بازی کنه و با قدرت و دانشی که داره باعث نابودی ارتش خاکستری و پیشرفت این سیاره بشه
اما خدا بودن اصلا به اون آسونی که فکر میکنه نیست...
اما وقتی میبینه دانشمندا و هنرمندایی که میتونستن سطح زندگی مردم رو ارتقا بدن و این سیاره رو وارد دوران رنسانس خودش بکنن چطور دونه دونه کشته میشن، تصمیم میگیره خودش نقش خدا رو بازی کنه و با قدرت و دانشی که داره باعث نابودی ارتش خاکستری و پیشرفت این سیاره بشه
اما خدا بودن اصلا به اون آسونی که فکر میکنه نیست...
من هنوز کتابشو نخوندم ولی از روش دوتا فیلم ساخته شده که هر دوتا رو امروز دیدم
یکی ساخته ی سال 1989 و محصول مشترک آلمان و فرانسه
یکی مال سال 2013 و ساخت روسیه
یکی ساخته ی سال 1989 و محصول مشترک آلمان و فرانسه
یکی مال سال 2013 و ساخت روسیه
اونی که ساخت روسیهست معروف تره و اگه Hard to be a god رو تو گوگل سرچ کنید با اولین نتیجه میاد بالا . عجیب هم نیست چون کارگردانش الکسی ژرمن معروفه
اما اون که ساخت آلمانه اونقدر اندرریتد و ناشناخته ست که هیچ جا نبود و من مجبور شدم از تورنت دانلودش کنم
و اصلا انتظار نداشتم که این یکیو بیشتر دوست داشته باشم
اما اون که ساخت آلمانه اونقدر اندرریتد و ناشناخته ست که هیچ جا نبود و من مجبور شدم از تورنت دانلودش کنم
و اصلا انتظار نداشتم که این یکیو بیشتر دوست داشته باشم
چون کتابو نخوندم نمیدونم که کدومشون بیشتر به کتاب وفادار بودن اما موقع تماشای نسخهی آلمانیش واقعا بهم خوش گذشت
شخصیتاش دوست داشتنی بودن، فضاسازی فیلم با وجود اینکه مال چهل سال پیشه واقعا قشنگ بود و داستان واقعا هیجان داشت و بیننده رو درگیر خودش میکرد. جوری که بعضی جاها همش استرس مردن و آسیب دیدن کاراکترا رو داشتم.
شخصیتاش دوست داشتنی بودن، فضاسازی فیلم با وجود اینکه مال چهل سال پیشه واقعا قشنگ بود و داستان واقعا هیجان داشت و بیننده رو درگیر خودش میکرد. جوری که بعضی جاها همش استرس مردن و آسیب دیدن کاراکترا رو داشتم.
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
"اما" یه داستان باید در کنار این ویژگی شخصیت های دوست داشتنی و یه داستان با کیفیت و درگیر کننده داشته باشه تا مخاطب با اشتیاق فیلمو از اول تا آخر تماشا کنه، نگران عاقبت کاراکترا بشه و درکنار همه ی اینا پیام نویسنده رو هم دریافت کنه. اگه یه فیلم کاراکترایی…
اما از اون طرف دقیقا بخاطر چیزی که اینجا گفتم تماشای نسخه ی روسیش زجرآور بود.
فیلم از نظر فضاسازی و طراحی صحنه ها واقعا خیلی خوب بود. همهی صحنه ها یه جوری اون آب و هوا و جو مرطوب و کثیف و قرون وسطایی که ادم انتظار داره از یه جامعه ی بدوی و عقب مونده ی اون شکلی ببینه رو داشتن که بعد از دیدن فیلم حس میکردم خودمم کثیف شدم و باید برم حموم
فیلم از نظر فضاسازی و طراحی صحنه ها واقعا خیلی خوب بود. همهی صحنه ها یه جوری اون آب و هوا و جو مرطوب و کثیف و قرون وسطایی که ادم انتظار داره از یه جامعه ی بدوی و عقب مونده ی اون شکلی ببینه رو داشتن که بعد از دیدن فیلم حس میکردم خودمم کثیف شدم و باید برم حموم
ولی کارگردان یه جوری تو نشون دادن فضای بدوی و کثیف آرکانار اعراق کرده بازیگرا از اول تا آخر فقط دارن جلوی دوربین بالا میارن و تف میکنن آروغ میزنن و فین میکنن حالا اون وسط یه بازیای هم میکنن.
و بدون اینکه ذره ای هیجان و عشق به شحصیت ها و کنجکاوی برای دونستن پایان ماجرا تو دل مخاطب ایجاد کنه داستانو سه فاکینگ ساعت کــــش داده
و بدون اینکه ذره ای هیجان و عشق به شحصیت ها و کنجکاوی برای دونستن پایان ماجرا تو دل مخاطب ایجاد کنه داستانو سه فاکینگ ساعت کــــش داده
فیلم مثلا میخواد کم دیالوگ باشه و مثل شاهکارای سینما با تصویر و تکنیکای بصری بهت نشون بده که داری چی میبینی و سه ساعت کامل وقت داره تا همینکارو بکنه اما هیچوقت این کارو نمیکنه و فقط تو سی ثانیهی اولش یه راوی مثل ویکیپدیا برات میگه که اینجا یه سیاره ی دیگهست و بلا بلا بلا...
و سه ساعت باقیمونده ی فیلم همون نمایش کسل کننده ایه که بالاتر گفتم
و سه ساعت باقیمونده ی فیلم همون نمایش کسل کننده ایه که بالاتر گفتم
پس به نظرم بهترین روش ها برای تجربه کردن داستان Hard to be a god کتابش و اقتباس 1989 ان
داستانش واقعا جالبه
داستانش واقعا جالبه
روماتا: اگه من خدا بودم و ازت میخواستم یه نصیحت بهم بکنی که این دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنم بهم چی میگفتی؟
_هیچ خدایی نمیتونه دنیایی که توش انسان وجود داره رو بهتر کنه، اگه واقعا میخوای دنیارو جای بهتری کنی همهی ما رو از روی زمین پاک کن. امیدی به اصلاح انسان ها نیست.
_هیچ خدایی نمیتونه دنیایی که توش انسان وجود داره رو بهتر کنه، اگه واقعا میخوای دنیارو جای بهتری کنی همهی ما رو از روی زمین پاک کن. امیدی به اصلاح انسان ها نیست.
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
تم کلی کتاب انتقاد به حاکمای دیکتاتوریه که سعی میکنن جلوی پیشرفت و اگاهی مردم رو بگیرن و ادای احترام به همهی کساییه که با قلمشون با شمشیر اون دیکتاتورا جنگیدن ولی "به نظر من" اقتباس 2013ـش اصلا همچین چیزیو نشون نمیده و فقط حال به هم زنه و درک نمیکنم که چرا…
البته این احتمال رو هم در نظر میگیرم که شاید من اشتباه میکنم و دارم گه میخورم
ولی cmon
ولی cmon
این اینجا باشه
تا ببینم میتونم وارد فاز بعد بشم و پرتره ی رنگی بکشم یا نه
تا ببینم میتونم وارد فاز بعد بشم و پرتره ی رنگی بکشم یا نه
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
Day 28 #100daysofsketching
از همون لحظه ای که اجدادمون دهها هزار سال قبل از میلاد شروع کردن به نقاشی روی دیوار غارا همیشه روغن عضو جدانشدنی این نقاشیا بود.
انسان های اون زمان فهمیده بودن که اگه پودر ذغال، گچ و گِل اُخرا (خاک قرمز رنگ) رو با چربیای که از بدن حیوونا به دست میارن قاطی کنن، رنگ چرب و چسبناکی به دست میاد که خیلی راحت به دیوارهی سنگی و ناهموار غار میچسبه و اونجا برای آیندگان ابدی میشه
انسان های اون زمان فهمیده بودن که اگه پودر ذغال، گچ و گِل اُخرا (خاک قرمز رنگ) رو با چربیای که از بدن حیوونا به دست میارن قاطی کنن، رنگ چرب و چسبناکی به دست میاد که خیلی راحت به دیوارهی سنگی و ناهموار غار میچسبه و اونجا برای آیندگان ابدی میشه
کلا هر رنگی که ما باهاش نقاشی میکنیم از پیگمنت های رنگی ساخته شده که قدیما به طور سنتی از پودر کردن سنگای رنگی، استخون و فلزات اکسید شده به دست میومدن و الان به صورت شیمیایی تو کارخونه
یکی عجیب تریناش که راجبش خوندم رنگ Indian yellow یا زرد هندیه که روش سنتی تهیه کردنش از و ذرات ته نشین شده تو ادرار گاو هاییه که برای همین منظور فقط با برگ انبه تغذیه میشدن
یکی عجیب تریناش که راجبش خوندم رنگ Indian yellow یا زرد هندیه که روش سنتی تهیه کردنش از و ذرات ته نشین شده تو ادرار گاو هاییه که برای همین منظور فقط با برگ انبه تغذیه میشدن