CreepyPasta🥥💿📓📰💉
52 subscribers
554 photos
19 videos
4 files
50 links
حالا می‌تونی تو غار علمی-تخیلی و فانتزی من به رویای شیرینی فرو بری و دنیای بیرون رو به فراموشی بسپری
May We Meet Again ♻️☄️👽🛸🥩🧬🌌🌠🌘
Download Telegram
نتیجه‌ش شد این تا اینجا
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
نتیجه‌ش شد این تا اینجا
اگه ترکیب کردن رنگ ها و پخته کردنشون با رنگای مکمل رو تا جای ممکن ادامه بدی همه‌ی رنگا در نهایت به قهوه ای تبدیل میشن
و اگه از اونم جلو تر بری همیشه به خاکستری میرسی
مثل این میمونه که خاکستری خداست و قهوه‌ای بالارتبه ترین فرشته‌ست
😍2
استادی مبتدی و درست حسابی رنگای گلابی از روی مدل زنده
🔥2
کارم تو درک کردن و ساختن رنگا از دیروز یکم بهتر شد
خاطرات یکی دو سال پیشم داره برمیگرده
بالاخره نشستم یه فیلم علمی تخیلی آندرریتد دیگه دیدم و دلم میخواد راجبش حرف بزنم
1
از کجا شروع کنم
1
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
از کجا شروع کنم
اوکی گمونم الان میدونم میخوام‌ چی بگم
#review
من اصلا مشکلی با اینکه یه داستان تو هر مدیایی (کتاب، فیلم، انیمیشن و...) سعی کنه حال آدمو به هم بزنه ندارم. اگه مشکل داشتم "اسلشر" که کلا فلسفه‌ش نمایش خون و دل و روده‌‌ی بیرون ریخته‌ی آدماست یکی از ژانرای مورد علاقم نبود
انسان طی میلیون ها سال تکامل یاد گرفته از بعضی چیزای آلوده مثل غذای فاسد، خون، مدفوع و.... چندشش بشه و این قضیه بخشی از ژن و غریزه‌مون شده، چون این چیزا آلوده‌ن و میتونن زندگیمونو به خطر بندازن
پس حس انزجار یکی از قوی ترین احساسات آدمیزاده و برای نویسنده ای که می‌خواد پیام داستانشو تو مغز مخاطب حک کنه ابزار کاملا مناسبیه
"اما" یه داستان باید در کنار این ویژگی شخصیت های دوست داشتنی و یه داستان با کیفیت و درگیر کننده داشته باشه تا مخاطب با اشتیاق فیلمو از اول تا آخر تماشا کنه، نگران عاقبت کاراکترا بشه و درکنار همه ی اینا پیام نویسنده رو هم دریافت کنه.
اگه یه فیلم کاراکترایی که آدم حتی رغبت نمیکنه بهشون نکاه کنه و یه داستان خسته کننده داشته باشه و از اون طرف تمام تمرکزشو گذاشته باشه رو برانگیختن حس انزجار مخاطب، تماشا کردنش به یه تجربه‌ی عذاب آور تبدیل میشه که هر آدم عاقلی برای تموم شدنش لحظه شماری میکنه
و همه ی اینایی که تا حالا گفتم دقیقا همون نکاتیه که فیلم Hard to Be a God 2013 هیچ بویی ازشون نبرده
تو سال 1962 میلادی نیکیتا خروشچف، رهبر وقت اتحاد جماهیر شوروی پاشد و تو یه سخنرانی با یه لحن تند هر چی از دهنش درمیومد به هنرمندای اون زمان تو جامعه ی روسیه گفت و دستور داد سانسور های شدیدی رو آثار هنری و ادبی اعمال بشه.
دو سال بعد که خروشچف برکنار شد، تو سال 1964 دوتا برادر روس به اسم آرکادی و باریس استروگاتسکی که اعصابشون از دست این حرفای نیکیتا خط‌خطی شده بود پا شدن و یه کتاب علمی‌تخیلی نوشتن به اسم "Hard To Be A God" یا "خدا بودن سخت است" نوشتن که به فارسی هم ترجمه شده.
باریس بعدا یه جا گفته که "کشور را گستاخان احمق و بی ذوق و استعدادی اداره می‌کنند که دشمن فرهنگ و زیبایی هستند."
و داستان کتابشونم جوریه که انگار برای بال و پر دادن و خوروندن مفهوم همین نقل‌قول به مخاطب نوشته شده.
داستان کتاب تو آینده ای اتفاق میوفته که انسان ها یه سیاره‌ی جدید کشف کردن به اسم آرکانار
روی این سیاره موجوداتی زندگی میکنن که دقیقا شبیه‌ انسان هان، اما از نظر پیشرفت علم و تکنولوژی هشتصد سال آزگار از ما عقبن و الان درست وسط دوره‌ی قرون‌ وسطی و عصر تاریکی خودشون قرار دارن
چند تا دانشمند زمینی مخفیانه به این سیاره فرستاده شدن. بهشون دستور داده شده که بین مردم آرکانار زندگی کنن و فرهنگ این مردم رو که انگار دقیقا آینه‌ی گذشته‌ی خود ماست رو مطالعه کنن.
اما به هیچ‌وجه حق ندارن اون دانش و تکنولوژی نوینی که در اختیار دارن رو برای بهبود زندگی مردم آرکانار به کار بگیرن و سیر طبیعی تاریخ این سیاره رو دچار اختلال کنن.
علاوه بر این به هیچ عنوان حق ندارن خشونت به خرج بدن و کسی رو بکشن.