رمان War Of The Worlds یا "نبرد دنیا ها" نوشته ی هربرت جورج ولز تو سال 1898 منتشر شده
این یعنی که نه تنها یکی از قدیمی ترین کتاب های علمی تخیلی دنیاست (حتی قدیمی تر از Who Goes There و The Prnice of Mars) بلکه یکی از اولین کتاب های تاریخه که درمورد درگیری انسان با بیگانه های فضایی حرف میزنه
روی بیگانه ی "فضایی" تاکیدکردم چون خدایان و فرشته ها تو داستان های اسطوره ای قدیمی هم Technically بیگانه به حساب میان.
#review
این یعنی که نه تنها یکی از قدیمی ترین کتاب های علمی تخیلی دنیاست (حتی قدیمی تر از Who Goes There و The Prnice of Mars) بلکه یکی از اولین کتاب های تاریخه که درمورد درگیری انسان با بیگانه های فضایی حرف میزنه
روی بیگانه ی "فضایی" تاکیدکردم چون خدایان و فرشته ها تو داستان های اسطوره ای قدیمی هم Technically بیگانه به حساب میان.
#review
❤1💘1
کتاب با این جملات شروع میشه:
"هیچکس باور نمیکرد که در سال های پایانی قرن نوزدهم، از آنسوی گستره ی بیپایان فضا، جهان ما توسط ذهن هایی برتر زیر نظر گرفته شده که بیوقفه در حال مشاهده و مطالعه ی ما هستند. مانند دانشمندی که زیر میکروسکوپ، به جنب و جوش باکتری های ناچیز درون قطره ای آب مینگرد.
آنها که با چشم های بیرحم و پر از حسرتشان حکمرانیِ بیپروای ما بر زمین را زیر نظر دارند، و به آرامی و با اطمینان نقشه ی نابودی ما را در سر میپرورانند."
"هیچکس باور نمیکرد که در سال های پایانی قرن نوزدهم، از آنسوی گستره ی بیپایان فضا، جهان ما توسط ذهن هایی برتر زیر نظر گرفته شده که بیوقفه در حال مشاهده و مطالعه ی ما هستند. مانند دانشمندی که زیر میکروسکوپ، به جنب و جوش باکتری های ناچیز درون قطره ای آب مینگرد.
آنها که با چشم های بیرحم و پر از حسرتشان حکمرانیِ بیپروای ما بر زمین را زیر نظر دارند، و به آرامی و با اطمینان نقشه ی نابودی ما را در سر میپرورانند."
❤1💘1
داستان توی دههی 1890 میلادی اتفاق میوفته و تعریف میکنه که چطور موجودات ساکن مریخ که از سیاره ی سرد و خشکشون خسته شدن برای تصاحب زمین میان و هدفشون کشتن و پاکسازی کردن دونه دونه ی انسان های رو زمینه
❤1💘1
این کتاب علاوه بر اینکه جزو اولین داستان های تاریخه که رسما تو ژانر علمی تخیلی قرار میگیرن، بلکه هنوزم که هنوزه جزو بهتریناشونه
❤1
اچ.جی.ولز بعدا گفته که الهام بخشش برای داستان کتاب، ماجرای فاجعه بار و بلاهایی بود که اروپایی ها چندین سال قبل تر به سر مردم بومی جزایر تاسمانی آوردن
و خودش که انگلیسی بوده (شما هر جای تاریخ سیصد چهارصد سال پیش که راجب استعمار و قلع و قمع کردن مردم بومی یه سرزمین جدید و دور افتاده بخونید اسم امپراطوری بریتانیا اون بالا بالا ها میدرخشه) یه جورایی میخواسته با نوشتن همچین داستانی مزهی تحت استعمار بودن رو به هموطن هاش بچشونه
و خودش که انگلیسی بوده (شما هر جای تاریخ سیصد چهارصد سال پیش که راجب استعمار و قلع و قمع کردن مردم بومی یه سرزمین جدید و دور افتاده بخونید اسم امپراطوری بریتانیا اون بالا بالا ها میدرخشه) یه جورایی میخواسته با نوشتن همچین داستانی مزهی تحت استعمار بودن رو به هموطن هاش بچشونه
❤1💘1
زمانی که ولز این کتاب رو نوشت هنوز هفتاد سال مونده بود تا بشر تو سال 1969 روی ماه پا بذاره
و همین الانم که تقریبا شصت سال ازش گذشته بجز ماه هیچ جای دیگه ای نتونستیم بریم
این یعنی ما در برابر اون موجوداتی که میتونن از کهکشان و منظومه ها بگذرن یا ایکی ثانیه از مریخ خودشونو به زمین برسونن احتمالا حتی از بومیای جزایر اقیانوس آرام هم ضعیف تریم که وقتی اروپایی ها با توپ جنگی و تفنگ رفتن سراغشون هنوز تو دوره ی نوسنگی مونده بودن و با نیزه ی سنگی شکار میکردن و هنوز حتی نمیدونستن آهن چه کوفتیه
و همین الانم که تقریبا شصت سال ازش گذشته بجز ماه هیچ جای دیگه ای نتونستیم بریم
این یعنی ما در برابر اون موجوداتی که میتونن از کهکشان و منظومه ها بگذرن یا ایکی ثانیه از مریخ خودشونو به زمین برسونن احتمالا حتی از بومیای جزایر اقیانوس آرام هم ضعیف تریم که وقتی اروپایی ها با توپ جنگی و تفنگ رفتن سراغشون هنوز تو دوره ی نوسنگی مونده بودن و با نیزه ی سنگی شکار میکردن و هنوز حتی نمیدونستن آهن چه کوفتیه
❤1
میگن وقتی اسپانیایی ها تو ساحل مکزیک پیاده شدن سرباز های مانتهزوما (امپراطور آزتک ها) رفتن پیشش و گفتن یه سری آدم سفید رنگ دیدیم با موها و ریش هایی به رنگ آتیش، سوار بر کوه های متحرکی روی آب و آهوهای عظیمی روی خشکی که زمین زیر پاهاشون به لرزه درمیاد. و سگ هایی دارن که از دهنشون گلوله های آتشینی بیرون میزنه که کوه رو متلاشی میکنه
❤1💘1
منظورشون از کوه های متحرک، آهوهایی که پاهاشون زمین رو میلرزونه و سگ هایی با نفس آتشین به ترتیب: کشتی، اسب و توپ جنگی بوده که تا حالا هیچوقت مثلشونو تو آمریکای جنوبی ندیده بودن
❤1
امپراطوری آزتک ها هم با وجود فرهنگ خیلی خشنوشون به هیچ عنوان مثل بومی های تاسمانی یا جزایر اقیانوس آرام یه مشت آدمخوار بدوی کون لخت نبودن که تو دوره ی غارنشینی مونده باشن و درواقع با حکومت به میلیونها نفر یکی از بزرگترین ترین امپراطوری های تاریخ به حساب میان
و سربازای اسپانیایی درمورد تنوچتیتلان ((Tenochtitlan) پایتخت امپراطوری آزتک) گفتن که "از پاریس بزرگتره و از ونیز خوشگل تر، موقع تماشای منظرهش احساس میکنی داری رویا میبینی"
اما با این وجود همه ی اینا، همین تفاوت های تکنولوژی نظامی مثل تفنگ و دینامیت و توپ جنگی باعث شد که پونصد نفر سرباز اسپانیایی یکی از بزرگترین امپراطوری های دنیا رو از روی زمین پاک کنن، تنوچتیتلان رو با مواد منفجره با خاک یکسان کنن و روش مکزیکوسیتی امروزی رو بسازن
و سربازای اسپانیایی درمورد تنوچتیتلان ((Tenochtitlan) پایتخت امپراطوری آزتک) گفتن که "از پاریس بزرگتره و از ونیز خوشگل تر، موقع تماشای منظرهش احساس میکنی داری رویا میبینی"
اما با این وجود همه ی اینا، همین تفاوت های تکنولوژی نظامی مثل تفنگ و دینامیت و توپ جنگی باعث شد که پونصد نفر سرباز اسپانیایی یکی از بزرگترین امپراطوری های دنیا رو از روی زمین پاک کنن، تنوچتیتلان رو با مواد منفجره با خاک یکسان کنن و روش مکزیکوسیتی امروزی رو بسازن
❤2💘2
حالا وقتی نظامیِ اسپانیایی سر سرخپوست بدبخت آمریکای جنوبی که همنوع خودشه و روی یه سیاره زندگی میکنن فقط ازش ضعیف تر بود و میتونست براش قلدری کنه و ثروتشو بگیره همچین بلای وحشتناکی آورد
چرا باید یه موجود فضایی که کلا از یه کهکشان دیگه اومده و ما در نظرش (به قول اچ.جی.ولز) مثل باکتری های توی یه قطره ی آب میمونیم باید به ما رحم کنه؟
چرا باید یه موجود فضایی که کلا از یه کهکشان دیگه اومده و ما در نظرش (به قول اچ.جی.ولز) مثل باکتری های توی یه قطره ی آب میمونیم باید به ما رحم کنه؟
❤1💘1
ولز با نوشتن کتاب "نبرد دنیا ها" میخواست همین پرسش رو تو ذهن آدمای هم دوره ی خودش که داشتن از دوشیدن مردم ضعیف تر از خودشون لذت میبردن به وجود بیاره و باعث شه یه لحظه با خودشون فکر کنن «دوست داریم یه نفر همین کار رو با خودمونم بکنه؟»
❤1
کتاب War Of The Worlds الهام بخش بیشمار اقتباس مختلف در هر مدیایی بوده
از فیلمای سینمایی، سریال ها و برنامه های رادیویی و تلویزیونی بگیر تا کتاب های کمیک، دنباله ها و اسپین آف هایی که نویسنده های دیگه براش نوشتن و حتی گیم و آهنگ
حتی مایکل رومئو خیلی شیک و مجلسی اسم دوتا از آلبوماشو گذاشته war of the worlds یک و دو
از فیلمای سینمایی، سریال ها و برنامه های رادیویی و تلویزیونی بگیر تا کتاب های کمیک، دنباله ها و اسپین آف هایی که نویسنده های دیگه براش نوشتن و حتی گیم و آهنگ
حتی مایکل رومئو خیلی شیک و مجلسی اسم دوتا از آلبوماشو گذاشته war of the worlds یک و دو
❤1💘1
سیاره ی مریخ که از دوران باستان بخاطر رنگ قرمز خونی زیباش مورد توجه بود و اسم Mars، خدای جنگ رُمی ها رو روش گذاشته بودن بخاطر این داستان تاریخچه ی پربار تری پیدا کرد و تا سالیان سال با بیگانه های فضایی گره خورد
به حدی که همین الانشم گاهی اوقات وقتی مردم میخوان فضایی ها رو خطاب کنن خیلی ساده بهشون میگن "مریخی"
به حدی که همین الانشم گاهی اوقات وقتی مردم میخوان فضایی ها رو خطاب کنن خیلی ساده بهشون میگن "مریخی"
💘2❤1
خب دیگه صحبتامو با یه اتفاق جالب و خنده دار که درموردش اتفاق افتاده تموم کنم
میگن تو سال 1938 چنل رادیویی CBS ساعت هشت شب روز هالوین به مدت 60 دقیقه یه بخشایی از این کتاب رو با یه لحن دراماتیک و کریپی به شکل کتاب صوتی خونده و تو آمریکا پخش کرده اما لوکیشن داستان اصلی که لندن بوده رو به نیویورک تغییر میده
و این برنامه باعث وحشت شنونده هایی شده بوده که کتاب رو نخونده بودن و نمیدونستن این یه داستان تخیلیه
خیلیا پنیک کرده بودن و اسلحه به دست منتظر بودن تا ببینن این مریخیایی که به نیویورک حمله کردن کی میان سراغ شهر و ایالت اونا
میگن تو سال 1938 چنل رادیویی CBS ساعت هشت شب روز هالوین به مدت 60 دقیقه یه بخشایی از این کتاب رو با یه لحن دراماتیک و کریپی به شکل کتاب صوتی خونده و تو آمریکا پخش کرده اما لوکیشن داستان اصلی که لندن بوده رو به نیویورک تغییر میده
و این برنامه باعث وحشت شنونده هایی شده بوده که کتاب رو نخونده بودن و نمیدونستن این یه داستان تخیلیه
خیلیا پنیک کرده بودن و اسلحه به دست منتظر بودن تا ببینن این مریخیایی که به نیویورک حمله کردن کی میان سراغ شهر و ایالت اونا
😁1💘1
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
کتاب War Of The Worlds الهام بخش بیشمار اقتباس مختلف در هر مدیایی بوده از فیلمای سینمایی، سریال ها و برنامه های رادیویی و تلویزیونی بگیر تا کتاب های کمیک، دنباله ها و اسپین آف هایی که نویسنده های دیگه براش نوشتن و حتی گیم و آهنگ حتی مایکل رومئو خیلی شیک…
اگه یه روز بخوام یه داستان با موضوع حملهی بیگانه ها بنویسم حتما به هر قیمتی شده این لاینو یه جاییش جا میدم:
"آخرش هیچکس نتونست نجاتمون بده. نه ارتش آمریکا، نه بمبای اتمی و نه حتی تام کروز..."
"آخرش هیچکس نتونست نجاتمون بده. نه ارتش آمریکا، نه بمبای اتمی و نه حتی تام کروز..."
❤🔥2❤1💘1