هم بخاطر اینکه از روی یکی از چپترای یکی از کتابای مورد علاقمه
هم بخاطر اینکه نصفه ول کرده تصویرسازیا خیلی کار مزخرفیه
هم بخاطر اینکه نصفه ول کرده تصویرسازیا خیلی کار مزخرفیه
یه بار تو توییتر خوندم که یه نفر نوشته بود آدمایی که یه کاریو شروع میکنن ولی نصفه ولش میکنن دچار "کندذهنی تو درک محدودیت ها" شونن
ادبیاتش یکم بیرحمانه بود ولی باعث شد دلم نخواد دچار همچین حالتی بشم
😭2❤1
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
🍑
یه روزی همهی اونایی که این ریاکشنای خوشگلو به این کارم دادن پیدا میکنم و بهشون پیتزا مارگاریتا میدم
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
Iron Maiden – Wasted Years
به هرکی میگم همزمان هم هوی متال گوش میدم هم بیتیاس باورش نمیشه
I'm just a sexy boy (sexy boy)
I'm not your boy toy (boy toy)
I'm just a sexy boy (sexy boy)
I'm not your boy toy (boy toy)
I'm not your boy toy (boy toy)
I'm just a sexy boy (sexy boy)
I'm not your boy toy (boy toy)
Forwarded from Alexandra †
این پیام رو فور کنید بهتون یک ایده برای oc ساختن بر اساس وایب چنلتون بدم
جوین باشید
CreepyPasta🥥💿📓📰💉
بعدا سر فرصت باید راجب اونم حرف بزنم.
از اونجا که کار بهتری واسه انجام دادن ندارم میخوام بالاخره بعد دو ماه درمورد این حرف بزنم
"مکریدی" یه خلبانه که با یه گروه سی نفرهی دانشمند و محقق به یه کمپ تحقیقاتی تو یکی از دورافتاده ترین نقاط قطب جنوب اعزام میشن تا زمستون رو اونجا بگذرونن.
اول همهچی خیلی عادیه ولی بعد از یه مدت یکی از زیستشناس های گروه به اسم بلر تو هشتاد مایلی جنوب کمپ یه جسم ناشناخته پیدا میکنه که انرژی الکترومغناطیسی قدرتمندی ساتع میکنه و داره مزاحم کارشون میشه.
پس به محلی که فکر میکرده لوکیشن این جسمه میره و اونجا بقایای یه سفینهی فضایی رو پیدا میکنه که توی یخچال های طبیعی دفن شده و با توجه به عمر یخ های اطرافش میشه با اطمینان گفت که بیست میلیون سال پیش روی زمین سقوط کرده.
بلر میون یخ های اون اطراف موفق میشه جسد منجمد شدهی یکی از بیگانههای سرنشین این سفینه رو پیدا کنه و با خودش به اردوگاهشون برگردونه.
و فقط چند ساعت طول میکشه تا بفهمه با اینکار تکتک موجودات زندهی روی سیارهی زمین رو در خطر مرگ قرار داده...
اول همهچی خیلی عادیه ولی بعد از یه مدت یکی از زیستشناس های گروه به اسم بلر تو هشتاد مایلی جنوب کمپ یه جسم ناشناخته پیدا میکنه که انرژی الکترومغناطیسی قدرتمندی ساتع میکنه و داره مزاحم کارشون میشه.
پس به محلی که فکر میکرده لوکیشن این جسمه میره و اونجا بقایای یه سفینهی فضایی رو پیدا میکنه که توی یخچال های طبیعی دفن شده و با توجه به عمر یخ های اطرافش میشه با اطمینان گفت که بیست میلیون سال پیش روی زمین سقوط کرده.
بلر میون یخ های اون اطراف موفق میشه جسد منجمد شدهی یکی از بیگانههای سرنشین این سفینه رو پیدا کنه و با خودش به اردوگاهشون برگردونه.
و فقط چند ساعت طول میکشه تا بفهمه با اینکار تکتک موجودات زندهی روی سیارهی زمین رو در خطر مرگ قرار داده...
