Forwarded from مُحَگّنْ
خیلی وقت پیشا همینجا نوشتم: ازم نپرس روزت چطور بوده، ببین با تو بودم یا نه.
اگه با تو بودم حتما خوب بوده.
هر وقت با تو ام خوبه. یخ زدن دماغم توی سرما خوبه.
کتتو باز میکنی منو به زور میچپونی توش خوبه.
گرم میشه میشینی منو باد میزنی زل میزنی بهم خوبه.
اصلا تو که هستی خوبه.
صدای گوشخراش مترو موقع حرکت محو میشه تو صدات.
بوی آلودگی و کهنگی این شهر محو میشه توی بوی شکلاتی_دریاییِ تنت.
گم میشه زشتی و کثیفیِ این شهر توی برق چشمات.
وسط بهشت تنت فردا که هیچ، فرداهام هم بهتره.
اگه با تو بودم حتما خوب بوده.
هر وقت با تو ام خوبه. یخ زدن دماغم توی سرما خوبه.
کتتو باز میکنی منو به زور میچپونی توش خوبه.
گرم میشه میشینی منو باد میزنی زل میزنی بهم خوبه.
اصلا تو که هستی خوبه.
صدای گوشخراش مترو موقع حرکت محو میشه تو صدات.
بوی آلودگی و کهنگی این شهر محو میشه توی بوی شکلاتی_دریاییِ تنت.
گم میشه زشتی و کثیفیِ این شهر توی برق چشمات.
وسط بهشت تنت فردا که هیچ، فرداهام هم بهتره.
خودم باورم نمیشه که رفتم و اینستای کراشکافهای رو پیدا کردم. اینکه من بدون هیچ اسم و نشونی چطور تونستم پیداش کنم جزو hidden talentهامه. ولی خب متاسفانه پیجش باز بود و با دیدن عکساش کراشم ریخت :/
کاش این گه رو نخورده بودم.
کاش این گه رو نخورده بودم.
#چالش_نوشتن / شب دوازدهم:
چه چیزهایی مضطربت میکنه؟ همهشون رو بنویس و بگو چطوری میتونی تغییرشون بدی؟
چه چیزهایی مضطربت میکنه؟ همهشون رو بنویس و بگو چطوری میتونی تغییرشون بدی؟
شبنم ازم پرسید این روزا چیکار میکنی؟ گفتم این روزا بیشتر تو دیوارم (اپ) بعد خودم یه لحظه مکث کردم گفتم البته تو دیوارم هستم! کلاً تو دیوارم!
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
جک روز:
وام مسکن جوانان ۴ میلیارد تومان شد/ پرداخت ۱۵ سال بعد
همین حالا توی تهران با ۴ میلیارد نمیشه خونه درست و حسابی خرید! ۱۵ سال بعد سگدونی هم نمیدن با این پول!
بماند که ۱۵ سال بعد وارد میان سالی شدن باید برای بچهشون خونه بخرن.
_بهنام صمدی_
@uttweet
وام مسکن جوانان ۴ میلیارد تومان شد/ پرداخت ۱۵ سال بعد
همین حالا توی تهران با ۴ میلیارد نمیشه خونه درست و حسابی خرید! ۱۵ سال بعد سگدونی هم نمیدن با این پول!
بماند که ۱۵ سال بعد وارد میان سالی شدن باید برای بچهشون خونه بخرن.
_بهنام صمدی_
@uttweet
وای وای وااااااااای😭😭😭😭
این خونه یه جوری چشمم رو گرفته که حاضرم همخونه داشته باشم ولی اونجا زندگی کنممممم :((((((
مامااااااااااان
این خونه یه جوری چشمم رو گرفته که حاضرم همخونه داشته باشم ولی اونجا زندگی کنممممم :((((((
مامااااااااااان
به یکی از دوستام نشون دادم خونه رو. گفتم مهریهت رو بذار اجرا، جدا شو، بیا با هم اینو بگیریم. جواب نداده هنوز. به نظرم داره تعلل میکنه.
Aceldama.
کاش برای سِتسکو زودتر خونه پیدا شه▪︎~▪︎🤲
😄😄
یه خدایایهخونهواسهاینپیداکن،دهنماروسرویسکرد خاصی تو پیامت حس کردم!!!!
یه خدایایهخونهواسهاینپیداکن،دهنماروسرویسکرد خاصی تو پیامت حس کردم!!!!
#چالش_نوشتن / شب سیزدهم:
یه لیست از کارهایی بنویس که اگه نمیترسیدی انجامشون میدادی. (به نظرت چه تاثیری تو زندگیت میذاشتن؟)
یه لیست از کارهایی بنویس که اگه نمیترسیدی انجامشون میدادی. (به نظرت چه تاثیری تو زندگیت میذاشتن؟)
مُحَگّنْ
از خانوادم خداحافظی میکردم؛ برای همیشه. فرار میکردم از خونه. جهانگرد میشدم. میومدم توی این خونه قشنگه که جدیدا پیدا کردی با هم همخونه میشدیم. ولی مشکلی که هست اینه که همه ی اینا پول میخواد. I don’t have it و چه تاثیری میذارن؟ خوشحال میشدم. خیلی…
فقط منم که اون قسمت خونه رو به خودم گرفتم، یا بقیه هم همین نظر رو دارن؟! 😁😎
Forwarded from پارادوکس
1- اصلا سمت ارشد نمیومدم یا الان کلا انصراف میدادم
2- وقت میذاشتم برای یه کار عادی ک یکم پولجمع کنم و بتونم باهاش برم ب علایق مختلفم برسم و از اون علایقم ب عنوان کار اصلیم پول درارم!
3- کلی سفر میرفتم...تنهایی!
4- بیشتر معاشرت میکردم با آدما و اجازه میدادم ازم نترسن!!!
5- احتمال فراوان، ب خودم اجازه میدادم بعد از کلی چالش تو زندگیم، با عقل الانم! یه رابطه رو تجربه کنم!
6- بیشتر پیاده روی میکردم!
7- اونقد با دوستام وقت میگذروندم ک دلم برا خونوادم تنگ شه و واسه دیدنشون وقتمو خالی میکردم!
8- لباس مورد علاقمو میپوشیدم و استایلم همونی میشد ک واقعا دوسدارم ن اینی ک مجبورم!
9- با صدای بلند آهنگای مورد علاقمو وقتی همه ام بودن، پلی میکردم!
10- تو روی چند نفر مستقیما میگفتم چقدر از دیدنشون، شنیدنشون و حرف زدن باهاشون تهوع میگیرم و عصبی میشم و میخواستم ک برای همیشه گم شن ع همه جای زندگیم بیرون!
دلیل همه این ترسا، فضاییه ک غالبا بخاطر تایید بقیه (فامیل و ...) مجبورم رعایت کنم!
اگ اوکی بود و انجام میدادمشون چ تاثیری میداشت؟
تازه میشدم یه آدم عادی ک باید ب دغدغه های واقعی زندگی بپردازه!!!!
2- وقت میذاشتم برای یه کار عادی ک یکم پولجمع کنم و بتونم باهاش برم ب علایق مختلفم برسم و از اون علایقم ب عنوان کار اصلیم پول درارم!
3- کلی سفر میرفتم...تنهایی!
4- بیشتر معاشرت میکردم با آدما و اجازه میدادم ازم نترسن!!!
5- احتمال فراوان، ب خودم اجازه میدادم بعد از کلی چالش تو زندگیم، با عقل الانم! یه رابطه رو تجربه کنم!
6- بیشتر پیاده روی میکردم!
7- اونقد با دوستام وقت میگذروندم ک دلم برا خونوادم تنگ شه و واسه دیدنشون وقتمو خالی میکردم!
8- لباس مورد علاقمو میپوشیدم و استایلم همونی میشد ک واقعا دوسدارم ن اینی ک مجبورم!
9- با صدای بلند آهنگای مورد علاقمو وقتی همه ام بودن، پلی میکردم!
10- تو روی چند نفر مستقیما میگفتم چقدر از دیدنشون، شنیدنشون و حرف زدن باهاشون تهوع میگیرم و عصبی میشم و میخواستم ک برای همیشه گم شن ع همه جای زندگیم بیرون!
دلیل همه این ترسا، فضاییه ک غالبا بخاطر تایید بقیه (فامیل و ...) مجبورم رعایت کنم!
اگ اوکی بود و انجام میدادمشون چ تاثیری میداشت؟
تازه میشدم یه آدم عادی ک باید ب دغدغه های واقعی زندگی بپردازه!!!!