کارایی که تابستون کردم:
-فارغ التحصیل شدن کارشناسی
-گذروندن و قبول شدن دوره تئوری مربیگری
-مسافرت رفتن
-کنسرت رفتن
-گذروندن زمان (هرچند کم) با دوستام
-گذروندن دوره داوری
-انتخاب رشته و قبول شدن ارشد
-تموم کردن مقدمات طراحی چهره
-یاد گرفتن تکنیک تاش
-ادامه دادن ساز و شروع کردن آهنگای متالیکا
-تموم کردن یه سریال
-ادامه دادن کار و تراپی و یکم هم روتین زندگیم
-کامل کردن مقالهی مروری
-کامل کردن hsk 1 چینی
-فارغ التحصیل شدن کارشناسی
-گذروندن و قبول شدن دوره تئوری مربیگری
-مسافرت رفتن
-کنسرت رفتن
-گذروندن زمان (هرچند کم) با دوستام
-گذروندن دوره داوری
-انتخاب رشته و قبول شدن ارشد
-تموم کردن مقدمات طراحی چهره
-یاد گرفتن تکنیک تاش
-ادامه دادن ساز و شروع کردن آهنگای متالیکا
-تموم کردن یه سریال
-ادامه دادن کار و تراپی و یکم هم روتین زندگیم
-کامل کردن مقالهی مروری
-کامل کردن hsk 1 چینی
کتابایی که تابستون ۱۴۰۴ خوندم:
روی شانه های نونا
قصه های دختر مهتاب
پانتهآ
تب خون
کلکسیونر چشم
شبی در زمستان
خرزهره
هنر زندگی کردن
نفرین بال سوخته
کارد، چاشنی و اندکی عشق
نابغه ها
زردپوست
بازی ازدواج
نقاشی های عجیب و غریب
جلد دوم سایه های میان ما
خیال خام
ارایش دشمن
قدرتمند (جلد دوم ناتوان)
روی شانه های نونا
قصه های دختر مهتاب
پانتهآ
تب خون
کلکسیونر چشم
شبی در زمستان
خرزهره
هنر زندگی کردن
نفرین بال سوخته
کارد، چاشنی و اندکی عشق
نابغه ها
زردپوست
بازی ازدواج
نقاشی های عجیب و غریب
جلد دوم سایه های میان ما
خیال خام
ارایش دشمن
قدرتمند (جلد دوم ناتوان)
صبح پاشدم و قبل از اینکه بیام سر گوشی، نشستم خنزه قبلیامو یه دور مرور کردم ( هیچی یادم نبود ازشون) و خیلی حال داد
🍓4
از امروز تا ۳۰ مهر میخوام یه سری فحش هایی که میدم رو حذف کنم و مهربانانه تر حرف بزنم.
یه سری روزا نمیتونی روی روتین بمونی چون یه سری کار به نسبت عادی هست که وقت خیلی زیادی ازت میگیره و به خودت میای میبینی کلا دوتا کار توی روز انجام دادی و به هیچی نرسیدی، اما بیشتر از اونم نمیتونستی انجام بدی.
فکر میکنی فرانسوی یا آلمانی یا زبان های دیگهی اروپایی سخته تا اینکه با خنزه نویسی آسیای شرق مواجه میشی🤯
امروز یه جملهی فوق العاده از آذرخش مکری شنیدم دربارهی تاب آوری که میگفت:
ببین هنر این نیست که جلو بری، هنر اینه که وقتی عقب میری، با اون عقب رفتنه کنار بیای.
ببین هنر این نیست که جلو بری، هنر اینه که وقتی عقب میری، با اون عقب رفتنه کنار بیای.
یه استاد امار داشتیم که من یه بار درسش رو افتادم. تنها درسی که کل زندگیم افتادم همین درس یه واحدی از این استاد لعنتی بود و بار دوم پاس شدم. از شانس خوبم، استاد دانشگاه اصفهانم هست و قراره دوباره آمار با همین استاد داشته باشم🙂
💘7