آواز قو در وقت مرگ؛
263 subscribers
1.06K photos
63 videos
12 files
316 links
همان جا که غم تو شد به نام من..

- Mostasal(بی‌نامِ شب)
https://t.me/its276bot
لطفا بجای کپی کردن فوروارد کنین.
Download Telegram
I hate you.
🤝4
در آغوش گرفتن برای این‌ست که یک نفر را در آغوش گیری، فشارش دهی، غم هایش بیرون آمده و از بین بروند.
2
آنقدر برایت خون گریه کردم که دیگر خونی در تنم نمانده، خشک شده و مُرده‌ام.
💔2
عنوان: تولدی دوباره(این‌بار بدون تو)

گویی تمام عمرم را در کنار تو بوده‌ام،
نمی‌توانم باور کنم دیگر اینجا نیستی
نمی‌توانم بپذیرم نبودنت را
من با تو متولد شدم و چشم گشودم
با تو آرام آرام راه رفتن آموختم
دستت را گرفتم و تاتی تاتی کنان
به سوی قلبت آمدم؛
قلبت خانه‌ی کودک نوپایی شد که خودت متولدش کردی.
و حال که از خانه‌ام رانده شده‌ام،
بی سرپناه و تنها
در هیاهوی طوفان های این زندگیِ نکبت‌بار
به دور خود می‌گردم، به دنبال تو
یادت است میان تازیانه های شب به دنبالم می‌گشتی؟
چه‌شد؟، خانه‌ام؟ قلبت؟ آن همه..
من بدون تو راه رفتن بلد نیستم..
تنها و تنها در کنار تو آن را اموخته‌ام.
و حالا من مانده‌ام و پاهایم
نمی‌توانم برخیزم..
برخاستن را هم تو به من آموختی!
تو که رفتی، شکستم، نیست شدم.
حال دوباره متولد شده‌ام؛
اما این بار، با درد
و آن را بسیار خوب آموخته‌ام.
#متن
❤‍🔥3👍1
من عادت بسیار بدی دارم که چیزی را دور نمی‌ریزم؛ و حالا همه ی اشیائی که از ملاقات هایمان نگاه داشته‌ام در جایْ جایِ اتاقم خودنمایی می‌کنند، و من چیزی جز تورا نمی‌بینم.
2
بارانِ غم می‌بارد،
رنگ از رخسارِ ما می‌شوید؛
رنگ غم می‌گیریم..
تو جدا می‌شوی،
تگرگ می‌زند
زخمی می‌شوم،
بر زمین می‌افتم؛
در غم تو و خون خود ‌می‌غلتم.
شدت باران بیشتر می‌شود
خون مرا می‌شوید و می‌برد،
زخم هایم جوانه می‌زنند.
سال ها بعد..
در جایی که من مُردم؛
درختی می‌روید.
وقتی باد در شاخه هایش می‌پیچد
نام تو به گوش می‌رسد..
#شعر
2
4
🕊3🤡1
با هر کلمه ای که از دهان تو بیرون می‌آید، یک قدم به مرگِ دوباره نزدیک تر می‌شوم.
🕊2
دیگر کلمات نمی‌توانند سخنان مرا به گوش کسی برسانند؛ دیگر آهنگ ها نمی‌توانند با روحم سخن بگویند.
1🕊1
هوای اینجا آلوده به نفس های توست، نمی‌توانم در آن نفس بکشم‌.
🔥1🕊1🤝1
چشمانم سفید و زیرشان سیاه،
همانند فیلمی در قرن نوزدهم می‌شوم.
می‌گریم اما در جعبه‌ی جادویی
خندان نشانم می‌دهند..
#متن
🔥21
آخر امروز خودم را کشتم
فارغ از دغدغه های غم تو
می‌روم من به جهانی دیگر
غافل از چَهْ چَهِ بلبل دمِ صبح
#شعر
2💔1
من در تلاشم تا احساسات خود را کشته در گذشته دفن کنم که ناگهان مغزم در خواب با یادِ تو و آغوش هایت شبیخون می‌زند.
2💔1