عنوان: آواز استخوان هایم
وقتی بدنم را به خاک میسپارند..
دستانم آغوشت را،
دهانم بوسه هایت را
و چشمانم نگاهت را
طلب میکنند؛
وقتی بدنم زیر خاک فرسوده میشود
و استخوان ها میمانند و هیچ
در استخون هایم نوایی،
طنین انداز میشود
به نام تو که شکستی مرا
میشکند آن آوا باقی بدنم را
از من میماند هیچ
جز یادی در خاطرات
که میرود فردا از یاد
پس نمیماند از من هیچ چیز..
بجز تو!
"Mostasal"
#شعر
وقتی بدنم را به خاک میسپارند..
دستانم آغوشت را،
دهانم بوسه هایت را
و چشمانم نگاهت را
طلب میکنند؛
وقتی بدنم زیر خاک فرسوده میشود
و استخوان ها میمانند و هیچ
در استخون هایم نوایی،
طنین انداز میشود
به نام تو که شکستی مرا
میشکند آن آوا باقی بدنم را
از من میماند هیچ
جز یادی در خاطرات
که میرود فردا از یاد
پس نمیماند از من هیچ چیز..
بجز تو!
"Mostasal"
#شعر
❤2
آرزو بسیار بود
ولیکن چه کنم،
روحم خسته تر از آن بود که در راه آرزو هایم قدم بردارم
نشستم گوشهی جادهی خاطرات
گذر همهشان را دیدم..
با آن ها اشک ریختم و خندیدم،
درد کشیدم و رها شدم،
مُردم و دوباره متولد شدم؛
با تو من متولد شدم!
اما الآن که پیر شده
و چند صباحی با مرگ فاصله دارم،
خسته تر از همیشه
و تنها تر از روز های دیگر
از گوشه ی جاده برمیخیزم
آرام آرام به سمت آن طرفش حرکت میکنم
وسطش میایستم
و منتظر خاطره ی بعدی میمانم
خاطره ی تولد دوباره ام از دور نمایان میشود
به سمتم میآید
و بدون لحظه ای درنگ،
عامل مرگ من میشود.
"Mostasal"
#متن
ولیکن چه کنم،
روحم خسته تر از آن بود که در راه آرزو هایم قدم بردارم
نشستم گوشهی جادهی خاطرات
گذر همهشان را دیدم..
با آن ها اشک ریختم و خندیدم،
درد کشیدم و رها شدم،
مُردم و دوباره متولد شدم؛
با تو من متولد شدم!
اما الآن که پیر شده
و چند صباحی با مرگ فاصله دارم،
خسته تر از همیشه
و تنها تر از روز های دیگر
از گوشه ی جاده برمیخیزم
آرام آرام به سمت آن طرفش حرکت میکنم
وسطش میایستم
و منتظر خاطره ی بعدی میمانم
خاطره ی تولد دوباره ام از دور نمایان میشود
به سمتم میآید
و بدون لحظه ای درنگ،
عامل مرگ من میشود.
"Mostasal"
#متن
🔥2❤1
آن پرنده ای که آزادی اش را از دست داده بود و پر هایش را بخاطر غم آزادی میکند، به یاد داری؟
وقتی آزاد شد چه میکند؟
چگونه قرار است با پرهای کنده شده دوباره پر بکشد؟
نکند من هم پر های خود را کنده باشم..
نکند پر پروازم را خود از خود گرفته باشم!
وای بر من؛ وای بر منی که خود، خودم را شکستم.
"Mostasal"
#متن
وقتی آزاد شد چه میکند؟
چگونه قرار است با پرهای کنده شده دوباره پر بکشد؟
نکند من هم پر های خود را کنده باشم..
نکند پر پروازم را خود از خود گرفته باشم!
وای بر من؛ وای بر منی که خود، خودم را شکستم.
"Mostasal"
#متن
❤2🤡1
عنوان:رویای تو
شاید فردا صبح که از خواب برخاستم،
ببینم تمام این سال های دوریات
خوابی از گذشته بوده و به یکدیگر رسیدهایم؛
در آغوشت چشم باز کنم و ببینم آرام کنار گوشم نفس میکشی..
آوای نفس کشیدنت گوش هایم را نوازش میکند،
و من در ازای آن دست نوازش بر موهایت میکشم،
چشم باز میکنی و در شبِ چشمانت غرق میشوم..
پلک هایت را میبوسم و دستانمْ دستانت را
میبوسمت و جهانِ من آغاز میشود.
"Mostasal"
#متن
شاید فردا صبح که از خواب برخاستم،
ببینم تمام این سال های دوریات
خوابی از گذشته بوده و به یکدیگر رسیدهایم؛
در آغوشت چشم باز کنم و ببینم آرام کنار گوشم نفس میکشی..
آوای نفس کشیدنت گوش هایم را نوازش میکند،
و من در ازای آن دست نوازش بر موهایت میکشم،
چشم باز میکنی و در شبِ چشمانت غرق میشوم..
پلک هایت را میبوسم و دستانمْ دستانت را
میبوسمت و جهانِ من آغاز میشود.
"Mostasal"
#متن
❤2🤡1