عنوان: زمانی نبوده که رفته باشم
من و تو هر دو در این راه
آخرش جان میدهیم
اما بدان
گر تورا گفتند من رفتم
بمان.
گر مرا سرگشته بردند
تو بدان..
این همه رفتن کار من نبود
آخرش مُردن، راه من نبود
پای من در دست عقلی در زوال!
روح من در بند تو
این عشق مال من نبود.
"Mostasal"
#شعر
من و تو هر دو در این راه
آخرش جان میدهیم
اما بدان
گر تورا گفتند من رفتم
بمان.
گر مرا سرگشته بردند
تو بدان..
این همه رفتن کار من نبود
آخرش مُردن، راه من نبود
پای من در دست عقلی در زوال!
روح من در بند تو
این عشق مال من نبود.
"Mostasal"
#شعر
💔5
عنوان: در پس ذهنی نمور
اینجا سرد و نمور است
کسی جز من اینجا نیست
اما چقدر من..
من های زیادی اینجا هستند
هرکدام به نحوی خوردم میکنند
حرف هایشان..
افکاری که ایجاد میکنند
طناب هایی که به دور قلبم میاندازند تا رامش کنند
دستانی که به دور گلویم میپیچند تا تمامم کنند
و ناگهان قلبم را که از سینه ام به بیرون میکشند
زمان میایستد!
اما آنها.. هرگز
از تکاپو نمیافتند
تمام زندگیشان شده خورد کردن من
همه چیزشان شده پایمال کردن من..
آنقدر خوردم میکنند، تا ریز ریز شوم
به اندازه الکترونی تنها به دور هسته..
اما برعکس الکترون که خانه دارد؛
من نه خانه ای دارم و نه کاشانه ای
همه چیزم همان اتاق نمور است..
"Mostasal"
#متن
اینجا سرد و نمور است
کسی جز من اینجا نیست
اما چقدر من..
من های زیادی اینجا هستند
هرکدام به نحوی خوردم میکنند
حرف هایشان..
افکاری که ایجاد میکنند
طناب هایی که به دور قلبم میاندازند تا رامش کنند
دستانی که به دور گلویم میپیچند تا تمامم کنند
و ناگهان قلبم را که از سینه ام به بیرون میکشند
زمان میایستد!
اما آنها.. هرگز
از تکاپو نمیافتند
تمام زندگیشان شده خورد کردن من
همه چیزشان شده پایمال کردن من..
آنقدر خوردم میکنند، تا ریز ریز شوم
به اندازه الکترونی تنها به دور هسته..
اما برعکس الکترون که خانه دارد؛
من نه خانه ای دارم و نه کاشانه ای
همه چیزم همان اتاق نمور است..
"Mostasal"
#متن
❤3