آب از تنم گذر کرد و به خیال خامم غم هایم را هم شست، من چه میدانستم اینبار غم جدیدی بر روحم آویخته میشود..
⚡1
ای کاش بازمیگشتم به آن شبهایی که با ذوقی کودکانه پشت پرده پنهان شده و انتظار ترساندنت را میکشیدم.. آن شبها عجیب بوی زندگی میدادند، حتی میتوانم به جرئت بگویم بوی عید امسال را آن زمان حس کردم..
پ.ن: شاید هم واقعا بوی عید در گذشته گم شده!
⚡1
طوری خستهم گویی از جنگ آمدهام، آری از جنگ های شبانهی افکار و احساساتم..
⚡1
دلم با کور کردن چشمام میخواد حالی مغزم کنه که تصمیمش رو دوست نداشته..
⚡1🕊1
تا آن زمان که مغزم در این نبرد زنده بماند نمیتوانم به تو برسم..
⚡1
👍3⚡1🕊1