بیشتر از هرچیزی درد در این است که نمیتوانم آن را روی کاغذ به رقص درآورم..
⚡1👍1
ای کاش میتوانستم درد هایم را در نقطهای از روحم گرد هم آورده، از خود جدا و به تو بدهم؛ بلکه ذرهای بچشی تلخیِ غمهای تخمیر شدهام را..
⚡3👍1
من همان فعلی بودم که نویسنده به قرینهی غم حذفش کرد.
🕊6👍1
رو به روی خود ایستادم و معذرت خواستم، من از تو معذرت میخواهم که ترسویی بیش نبودم.
👍4
آواز قو در وقت مرگ؛
رو به روی خود ایستادم و معذرت خواستم، من از تو معذرت میخواهم که ترسویی بیش نبودم.
صدایی در گوشم پیچید، صورت نیم گلگون شدهام را گرفت و از چشمانم به اعماق وجودم خیره شد. خواست چیزی بگوید، ولی حروف را جوید و قورت داد؛ در آغوشم کشید، کنار گوشم زمزمه کرد: داری با من چه میکنی؟ از جان خودت چه میخواهی؟
صدای در آمد، با ترس یکدیگر را نگریستیم..
در شکست، هجوم افکار، او را با خود بردند. بر زانوهایم سقوط کردم، تنها بودم.. حتی خودم هم آنجا نبود. من چه بودم؟
صدای در آمد، با ترس یکدیگر را نگریستیم..
در شکست، هجوم افکار، او را با خود بردند. بر زانوهایم سقوط کردم، تنها بودم.. حتی خودم هم آنجا نبود. من چه بودم؟
🌚3👍1
「𝘮𝘺 𝘶𝘯𝘵𝘰𝘭𝘥 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺」
Don't cry Don't cry Don't cry Don't cry Don't cry Don't cry Don't cry..
So, let's cry..
⚡3🦄2👍1
تو فکر میکنی که فراموش میشوی؟!
زهی خیال باطل..
تو در روح من حک شدهای معشوق ترینْ زیبا.
زهی خیال باطل..
تو در روح من حک شدهای معشوق ترینْ زیبا.
❤🔥2👍1💘1