نگاهت میکنم، افسوس، تو را دیگر نمیبینمهنوز روش کار نکردم پس فعلا اینجا باشه تا برگردم.
نگاهت میکنم، دیگر خودم را من نمیبینم
نگاهت میکنم، دیروز تو را شخصی دگر دیدم
نگاهت میکنم، یک روز تو را من عشق میدیدم
نگاهت کردم و این بار، تو در چشمم خزان بودی
نگاهت کردم و دیدم که یک آن تو نهان بودی
نهان از چشم من، از دل، نهان از جان و دستانم
نهان از هرچه در افکار، من از تو پرورش دادم
بگو جانم، بگو دیگر چکاری من کنم اینبار
بگو زیرا که گم کردم، تو را من در پس افکار
❤2
آواز قو در وقت مرگ؛
نگاهت میکنم، افسوس، تو را دیگر نمیبینم نگاهت میکنم، دیگر خودم را من نمیبینم نگاهت میکنم، دیروز تو را شخصی دگر دیدم نگاهت میکنم، یک روز تو را من عشق میدیدم نگاهت کردم و این بار، تو در چشمم خزان بودی نگاهت کردم و دیدم که یک آن تو نهان بودی نهان از چشم…
نگاهت میکنم، افسوس، تو را دیگر نمیبینم
نگاهت میکنم، دیگر خودم را من نمیبینم
نگاهت میکنم، دیروز تو را شخصی دگر دیدم
نگاهت میکنم، یک روز تو را من عشق میدیدم
نگاهت کردم و این بار، تو در چشمم خزان بودی
نگاهت کردم و دیدم که یک آن تو نهان بودی
نهان از چشم من، از دل، نهان از جان و دستانم
نهان از هرچه در افکار، من از تو پرورش دادم
ز چشمانم تو رفتی و دلم دیگر به دستت نیست
بگو کاری که بر آید؛ خدایا، دل به دستش نیست!
به ایوان پریشانی، دلی هر شب به دار توست
نمک سودی برای عشق، دلم چشم انتظار توست
نگاهت میکنم، دیگر خودم را من نمیبینم
نگاهت میکنم، دیروز تو را شخصی دگر دیدم
نگاهت میکنم، یک روز تو را من عشق میدیدم
نگاهت کردم و این بار، تو در چشمم خزان بودی
نگاهت کردم و دیدم که یک آن تو نهان بودی
نهان از چشم من، از دل، نهان از جان و دستانم
نهان از هرچه در افکار، من از تو پرورش دادم
ز چشمانم تو رفتی و دلم دیگر به دستت نیست
بگو کاری که بر آید؛ خدایا، دل به دستش نیست!
به ایوان پریشانی، دلی هر شب به دار توست
نمک سودی برای عشق، دلم چشم انتظار توست
❤3