آواز قو در وقت مرگ؛
259 subscribers
1.05K photos
62 videos
12 files
316 links
همان جا که غم تو شد به نام من..

- Mostasal(بی‌نامِ شب)
https://t.me/its276bot
لطفا بجای کپی کردن فوروارد کنین.
Download Telegram
1
دلتنگ تو هستم با اینکه محو در خاطراتم گشته‌ای..
🕊1
گفتی که ماندنت نارواست، ولی‌مگر تو نمیدانستی که بر هر درد بی‌درمان من دواست؟
🕊1🦄1
دوای من ماندن تو..
توان تو ترک من است!
تقاص من رفتن تو،
زمان هردو اندک است..
می‌روی آخر چرا..؟
جانم به قربانت رود!
اشتباهاتم زیاد،
بخشایش تو اندک است..
اگر مدعی خوب بودن شوی می‌گویند تو نباید ادعایی داشته باشی.. و اگر بگویی خوب نمی‌باشم، می‌گویند چرا خویشتن را قبول نداری؛ ای کاش کمی می‌فهمیدم این متناقض‌نما های انسان‌گونه را.
چهار روز.
🐳1
سه روز.
🐳1
نوشت در دفتر زندگی با قلم درد
همه چیز اینگونه خواهد بود، تا ابد و دهر..
دو روز.
❤‍🔥2
اگر تنهایی هر انسانی منحصر به فرد باشد، من آنقدر به خویش رنگ خواهم زد که تنهایی من و تو، هم‌رنگ شود؛ بلکه حل شویم در رنگ غم یکدگر.
1
غم، لباسی‌ست که تو برایم دوختی با نخ های عشقمان.
🔥2🕊1
درسته بد شد ولی اولین بارمه با خودکار میکشم..
❤‍🔥41
نزدم نیستی، آخر چگونه من به تو گویم که تو تمام جهانی.. لیک گرچه تو نمی‌آیی به کنارم؛ من به تو دل می‌سپارم!
و اگر تمام تلاش هایمان نتیجه نداد، بیا
بیا که در آغوشت گیرم و این بار جدا نشویم.. تو نروی و من در انزوای خود غرق نشوم.
بمانی زیر این طاق نیلوفری در نزدم، بگویم برایت از درد نبودن هایت و بگویی هیچگاه نرفته‌ای و تمامش کابوس های نیمه‌ شب هایم بوده..
سپس، آنقدر در زندان آغوشت خواهم ماند تا آخرین جایی باشد که در آن نفس کشیده‌ام!
🕊3
یک روز.
🍾4
چشمان تو تداعی می‌کند
لمس صورتم توسط قطرات باران را..
بوی خاک نم خورده و آسمان آبی را؛
لایتنهای‌ات فضا و گم شدگی میان شب،
نور ماه و سفر ستاره‌ای دنباله دار
به میان غم؛
غم چشمان تو عجیب مسحور می‌کند مرا،
می‌فرستدم به پایان جهان و انتهای آن..
و ناگهان انفجار!
جهانی دوباره متولد می‌شود..
تمامش به لحظه‌ای نگریستن در چشم توست!
آغازِ من، پایانِ من، زندگیِ من..
وابسته به شب بودن چشمان توست!
❤‍🔥4
چگونه من به تو آخر،
بگو که دل بسپارم؟
مگر که تو نگفتی
خواهی ماند به کنارم؟
مُشتی دروغ حواله‌ی من
کردی و تو نماندی..
بگو که چگونه من آخر
دل به تو بسپارم؟
#شعر
❤‍🔥5
صفر روز.
❤‍🔥2🔥2🍾1🦄1
ردپایت را دیگر در رویاهایم نمی‌یابم..
حتی اشعارم نیز تو را از یاد برده‌اند!
می‌ترسم،
می‌ترسم از روزی که خودت هم از خیالم رخت بربندی و بروی،
ای کاش دست کم در رویاهایم ترکم نمی‌کردی..
🕊3
از قاب عکس بیرون بیا باز ببینمت..
اولین روز.
🕊4
آنقدری برای زمین و زمان از غم تو گفتم که..
هر روز آسمان غم تورا می‌بارد!
پرنده‌ها از غم‌ات می‌خوانند..
و باد هوهو کنان از غم‌ات در گوش همه می‌خواند؛
ساحل نام تورا می‌نویسد..
و دریا نام تورا با غم پاک می‌کند!
هر روزنه‌ای که نور خورشید پیدا می‌کند
آغشته به غم توست..
و هر تکه نور مهتاب صورت تورا نشانه می‌رود!
تمام گل های آفتاب گردان رو به صورت تو‌ اند،
تمام سیب های درختان بر سر غم‌ تو می‌افتند،
همه‌ی گل ها بوی تورا به مشامم می‌رسانند؛
و با تمام این‌ها، هنوز که هنوز است نمی‌توانم تورا بیابم.
من همه جا را گشتم،
ولی تو هیچگاه، هیچ‌جا نبودی..
🕊2