پیش از تو هم، زندگی..
نه که نبود، بود؛ لیک آمیخته با شعر نبود..
نه که نبود، بود؛ لیک آمیخته با شعر نبود..
❤4
به دنبال ردپاهایت میآیم
تا انتهای دنیا،
تمامشان را با اشک میشویم..
نکند کسی جز من پیدایت کند!
مبدا در خاطرم نیست..
گمش کردهام!
اما مقصد..
تویی.
در کدام نقشه به دنبالت بگردم؟
در کدام خانه را بزنم؟
از کدام انسان جویایت شوم؟
به من بگو..
آخرِ دنیا ایستادهام..
نمانده مکانی که نگشته باشم،
نمانده انسانی که سراغت ازش نگرفته باشم..
تو کجا رفتهای؟
به آسمان..؟
تا انتهای دنیا،
تمامشان را با اشک میشویم..
نکند کسی جز من پیدایت کند!
مبدا در خاطرم نیست..
گمش کردهام!
اما مقصد..
تویی.
در کدام نقشه به دنبالت بگردم؟
در کدام خانه را بزنم؟
از کدام انسان جویایت شوم؟
به من بگو..
آخرِ دنیا ایستادهام..
نمانده مکانی که نگشته باشم،
نمانده انسانی که سراغت ازش نگرفته باشم..
تو کجا رفتهای؟
به آسمان..؟
❤7
افکار خام خام تورا میخورند و تو در انتظار گرم شدن غذای سوخته نشستهای.
❤4👍1🦄1
با آجر های عشقت خانهای ساختم که در امان نگاهم دارد به هنگام طوفان، من چه میدانستم که سست است آنها همچو پود و تار..
🌚3
از چهارچوب در به بیرون قدم میگذاری،
میروی..
از جایم جم نمیخورم؛
چشم به در میدوزم،
پلک زدن را بر خود حرام کردهام..
مبادا در چشم بر هم زدنی،
بیایی و بروی!
اینک،
سال ها گذشتهست..
استخوان هایم
در جای خالیام خودنمایی میکنند..
قلبم اما تپندهست به عشق تو هنوز؛
چشمانم نیز تهی از زندگی،
خود را به دوختهاند.
انتظار...
قاتل خاموش من شده!
میروی..
از جایم جم نمیخورم؛
چشم به در میدوزم،
پلک زدن را بر خود حرام کردهام..
مبادا در چشم بر هم زدنی،
بیایی و بروی!
اینک،
سال ها گذشتهست..
استخوان هایم
در جای خالیام خودنمایی میکنند..
قلبم اما تپندهست به عشق تو هنوز؛
چشمانم نیز تهی از زندگی،
خود را به دوختهاند.
انتظار...
قاتل خاموش من شده!
🕊3