آواز قو در وقت مرگ؛
259 subscribers
1.05K photos
62 videos
12 files
316 links
همان جا که غم تو شد به نام من..

- Mostasal(بی‌نامِ شب)
https://t.me/its276bot
لطفا بجای کپی کردن فوروارد کنین.
Download Telegram
چون کار دلم ز زلف او ماند گره
بر هر رگ جان صد آرزو ماند گره
امید ز گریه بود، افسوس! افسوس!
کآن هم شب وصل در گلو ماند گره
رودکی، رباعی شماره‌ی 31
2👎1
فرقی نمی‌کند باران ببارد یا نه
فرقی نمی‌کند چشمان تو چه رنگ باشد
به خانه می‌رسم یا نه
مهم نیست!
من کلاهی ندارم که از سر بردارم
یا دندانی نمانده‌ست تا لبخندی بسازم
من و تو خاطرات درختان یک کوچه‌ایم...
کیکاووس یاکیده
1👎1
دیری‌ست احساسم را
نجویده، از گلو به دل
راهی می‌کنم
نه در رگ‌های قلم جاری
و نه بر برگ می‌رقصد
کلماتم زمخت شده‌اند
برای بیرون کشیدنشان،
باید گلو بدرم..
گاه هم از پس ذهنم می‌گریزند.
چه مخمصه‌ای شده
احساسات در زندان..
من، آزاد
لیک به چه قیمتی؟
1👎1
بنشین بر لبه‌ی فنجانم،
چای بنوشیم..
گرمای آغوش تو بر فنجان.
ای کاش یک بار هم
من..
فنجانِ تو بودم،
لبه‌ام با لبِ تو در گره و
دل من در دل تو تنگاتنگ،
یک نظر در دست تو رقصان و
لحظه‌ای بعد شکسته بر ایوان..

لمس تو
می‌شد آخرین اتفاق جهانم.
2👎1
200.
1👎1
👍2🤝21👎1