درو وا نمیکنم
فریدون فرخزاد
اگه ماه از آسمون پایین بیاد در بزنه…
اگه مرغ بخت و اقبال سرم پر بزنه!
اگه رعد آسمون داد بزنه…
تو سرم هزار تا فریاد بزنه
چون تو مهمون منی درو وا نمیکنم!
مونس جون منی درو وا نمیکنم
و باز آسمان به رنگ چشمانت درآمد،
عطرت در سرم پیچید
و دستانم،
جای خالی دستانت را
میسوزند..
هنوز.
اگر حبس بودم در بازوان تو حالا
فرق میکرد این احوال؟
اگر گرم بودم، فرق داشت؟
مچاله در خود،
شاعر به کناری میاندازدم..
من برای نوشته شدنت،
کافی نبودم.
عطرت در سرم پیچید
و دستانم،
جای خالی دستانت را
میسوزند..
هنوز.
اگر حبس بودم در بازوان تو حالا
فرق میکرد این احوال؟
اگر گرم بودم، فرق داشت؟
مچاله در خود،
شاعر به کناری میاندازدم..
من برای نوشته شدنت،
کافی نبودم.
❤1
خواستم بگویم بی تو،
شاید نباید گفت؛
اگر بگویم بیا..
نه، نمیگویم؛
من که گفتم نرو..
نگفته بودم؟
میخواهم بگویم دوستت..
نه،
نباید گفت..
امشب هم شبت به خیر.
شاید نباید گفت؛
اگر بگویم بیا..
نه، نمیگویم؛
من که گفتم نرو..
نگفته بودم؟
میخواهم بگویم دوستت..
نه،
نباید گفت..
امشب هم شبت به خیر.
❤2
Inja Cheraaghi Roshaneh
Dariush
هرجا چراغی روشنه..
از ترس تنها بودنه..
ای ترس تنهایی من،
اینجا چراغی روشنه!
❤1
Eshghe Man
Farzin
اگه از مرگ باورها
از آدمها دلم سرده
نوازش کن تو دستامو
که خیلی وقته یخ کرده..