آواز قو در وقت مرگ؛
259 subscribers
1.05K photos
62 videos
12 files
316 links
همان جا که غم تو شد به نام من..

- Mostasal(بی‌نامِ شب)
https://t.me/its276bot
لطفا بجای کپی کردن فوروارد کنین.
Download Telegram
25
💘3
220
💘3
از این کتاب بودن.
💘2👍1
You broke me as much as you could.
بیست روز.
نوزده روز.
🦄2❤‍🔥1
احساساتم را گم کرده‌ام،
در کجا؟
نمی‌دانم..
کِی؟
نمی‌دانم..
چرا گم‌ کردم؟
نمی‌دانم..
تنها‌ می‌دانم ناگهان خود را در حالتی یافتم که هیچ چیز را حس نمی‌کرد؛ حتی تورا..
ترسِ دوست نداشتنت در سلول هایم رخنه کرد، حسش کردم..
مگر قرار نبود چیزی حس نکنم؟
دوست داشتنت را کجا گم کردم؟
یادت هست آخرین بار کِی دوستت دارم های مرا شنیدی؟
پیش از رفتنت بود یا پس از آن؟
وای خدای من، نکند دوست داشتنت را با خود بردی..؟
نکند تمام وجود مرا برده باشی..
تو مگر خودت را از من نستاندی؟
ای کاش حداقل دوست داشتنت را به من باز گردانی..
من بدون آن به تاریخ انقضای خویش نزدیک تر می‌شوم..
این کار را با من مکن!
#متن
4🦄1
هجده روز.
گفتم هیچ نبود،
اما قلبم نگفت؛
گفتم می‌خواهم بروم..
و نخواستی بمانم.
ترجیح می‌دادی او را به من،
ولی هیچ نبود.
گفتم هیچ نیست..
باورم کردی!
باورت کردنت عاقلانه نبود..
می‌خواستم اصرار کنی،
بخواهی مرا!
و من بخواهمت؛
ولی گاه چه بی رحمانه..
می کشد مرا یادت.
#شعر
1
خوشا به حال آن که جانان تو باشد.
💊21
عشق ، خرمالوی باغچه‌ی مادربزرگ
و ترک های دستان پدربزرگ است
چشمان باز مادر در شب بالای بستر کودک
نشستن بر گردن و بوسیدن گونه‌ی پدر
بوی غذاهای خوشمزه و نوازش کننده‌ی حس بویایی
لمس دستان کسی که دوستش داری
نوشیدن نسکافه‌ی گرم در هوای سرد زمستانی
و باریدن باران در هوای مرطوب بهاری
هفده روز.
می رَسیم آخر به هم ما در غروبی بی بدیل،
می دَویم در سمت هم هر دو به سوی دیگری..
قولی بده؛
به من بگو که می‌آیی آن روز..
می‌‌بینمت،
می‌بوسمت..
تا لحظه‌ی غروب.
👍2
از دست دادن مهم‌ترین تکیه‌‌گاه حدود ۸ سال پیش و بدست آوردن آوایی شاید به نام عشق حدود ۱ سال پیش..(پ.ن:مختوم شدن آن آوا در ۱۵ اسفند ماه ۱۴۰۲)
Unforgettable emotions
🕊3
شانزده روز.
من قاتل اندوه نگاهت بودم ولی تو چشمان مرا هر روز غمگین تر می‌خواستی؛ نگاهت را در نگاهم گره می‌زدی و هر روز مرا عاشق تر می‌ساختی..
آخر آمد روزی که پرده برداشتی از عشق و نامش شد هیچ، ولی من چه؟..
من عاشقت بودم و تو حاملِ اندوهِ نگاهم به این دنیا بودی.
1
آن دو چشم مست او ویرانه کرد این خانه را
بر در و دیوار زد آخر همه پیمانه را..
2
پانزده روز.
🦄2