Blue ash challenge
14 subscribers
500 photos
14 videos
4.07K links
Download Telegram
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/MentalIssuesRL
تو صدای پس‌زمینه‌ی یه رادیو شبانه‌ای. فقط کسایی که نمی‌تونن بخوابن بهت گوش می‌دن. یه شب یه نفر پیام می‌فرسته: «تو تنها کسی هستی که بی‌خوابیمو می‌فهمه.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/bullahit
تو راننده‌ی یه ماشین قدیمی توی جاده‌های متروکه‌ای. یه مسافر هر بار مسیر رو عوض می‌کنه، ولی همیشه برمی‌گرده سر همون جاده. «شاید من مسیر رو نمی‌خوام، شاید فقط هم‌سفر رو.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/Destielfuckingrules
تو توی یه فندک‌سازی قدیمی کار می‌کنی، ولی فقط یه مدل خاص رو تولید می‌کنی. یه روز کسی میاد که دقیقاً همون رو سال‌ها پیش گم کرده بوده. «مگه میشه خاطره آتیش بگیره و هنوز خاموش نشه؟»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/MoonlitCircus
تو توی یه سیرک ماه‌تابی کار می‌کنی، اما هیچ‌وقت روی صحنه نمی‌ری. تا اینکه یه نفر از تماشاچی‌ها میاد پشت پرده و می‌پرسه: «تو چرا توی نور نمی‌درخشی؟»
Forwarded from Home for you (blue ash)
https://t.me/Hh_aan_aa
تو توی یه شهر بارونی کتاب‌فروشی داری. یه مشتری همیشه دنبال کتاب‌هایی با پایان باز می‌گرده. یه روز می‌گه: «شاید چون خودمم هنوز ته داستانمو ننوشتم.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
این پیام رو فور کنید تا بگم .
اگه شخصیت اصلی یه فیلم احساسی، تاریک، قدیمی یا نوستالژیک بود، زندگی‌ش چطوری می‌گذشت؟"
اینجا 950تا بشه؟

جواب هارو الان میذارم اگه به ظرفیت برسه
جوین نیستید فور نکنید
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @FuckMuslimPeople
تو قهرمانی هستی که از دل تاریکی اومدی. کسی که از زخم‌هاش یه ماسک ساخت، و پشت اون ماسک، چیزی جز رنج نبود. فیلم تو یه روایت تلخه، پر از خشم فروخورده و بغض‌های قدیمی که جایی برای عشق باقی نذاشت.
هر روزت، انتقامه. اما تهِ داستان، یه جایی، وقتی توی آینه نگاه می‌کنی، اون بچه‌ی کوچیکی رو می‌بینی که فقط می‌خواست دیده بشه، فهمیده بشه…
و شاید اونجا شروع شه تغییر. شاید اونجا تصمیم بگیری نفرت رو زمین بذاری.
و فیلمت، با یه نور کوچیک توی تاریکی تموم میشه…
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @s0celinomania
تو شخصیتیه که شب‌ها با صدای گرامافون خوابش می‌بره. همه چیز رو با چشم دل حس می‌کنی. توی یه خونه‌ی قدیمی پر از پنجره‌های چوبی زندگی می‌کنی و هر روز ساعت ۵ عصر، کنار پنجره می‌شینی و نامه‌هایی رو که هیچ وقت نفرستادی، می‌خونی. تو برای کسی زندگی می‌کنی که سال‌هاست رفته ولی هنوز رفتنشو باور نکردی
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @ailurophilehome
تو توی یه آپارتمان پر از گربه زندگی می‌کنی، بالای یه گل‌فروشی خلوت. روزا شعر می‌نویسی و شب‌ها برای گربه‌هات قصه می‌خونی. یه زمانی عاشق شدی، ولی بیشتر از اون‌که مال اون آدم باشی، مال آرامشی بودی که باهاش داشتی. تو فیلمت، بارونه که قصه‌هاتو روایت می‌کنه و فنجون چای، تنها رفیقتِ قدیمیه
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @OurPromisedNeverland
تو توی دنیایی زندگی می‌کنی که هیچ‌کس باور نداره بتونی ازش فرار کنی. همه چیز رنگ خاکستری گرفته، ولی هنوز تو چشمات آبیِ امید موج می‌زنه. شخصیتت یه مبارز ساکته، از اونا که بیشتر با سکوت حرف می‌زنن و با نگاه، همه چیزو فریاد می‌زنن. فیلمت پر از قاب‌های خاموشه، ولی دل تماشاگر رو می‌لرزونه
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @Natsukashii_07
فیلمت یه نوار کاسته که از پنجره‌ی ماشین قدیمی پخش می‌شه. همه چی غرق نوستالژیه؛ خنده‌هایی که دیگه تکرار نشدن، خیابونای خیس، کافه‌های کوچیک. تو اون آدمی هستی که وسط زندگی کردن، همش برمی‌گرده عقب. ولی شاید همین برگشتن، باعث بشه یه روز، توی همون لحظه‌ای که ازش گذشتی... زندگی رو دوباره پیدا کنی
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @lifeanddeathfr
فیلمت سیاه‌و‌سفیده. از اون قصه‌هایی که مرز بین مرگ و زندگی رو تار می‌کنه. شخصیتت مثل یه روح سرگردونه بین خاطره‌هایی که تموم نشدن. یه قطار شبونه، یه ایستگاه متروکه، و صدای بارونی که هیچ‌وقت بند نمیاد. توی فیلمت، حتی سکوت هم حرف می‌زنه... و تهش شاید بفهمی مرگ ترسناک نیست، فراموش شدنه که می‌ترسونه.
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @PartOfMe28
تو اون تکه‌ی گم‌شده‌ی پازل زندگی خودتی. نصف شخصیتت دنبال آرامشه، نصف دیگه‌ش دنبال انتقام. فیلمت مثل یه دفتر خاطراته که بعضی صفحاتش سوخته، بعضیاش خالیه. هر سکانس یه تکه از توئه، و تا آخر فیلم، هیچ‌کس نمی‌فهمه تو واقعا کی بودی… جز اونایی که لای سکوت‌هاتو خوندن
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @deansalvatore
یه ضدقهرمانی که دلش شکست ولی صورتش نخندید. تو توی یه دنیای خون‌آلود زندگی می‌کنی که حتی عشق هم بوی خطر می‌ده. فیلمت یه درام تیره با چاشنی فانتزیه، پر از خشم فروخورده و نجات‌دادن آدمایی که هیچ‌وقت نمی‌فهمن چقدر براشون جنگیدی. پایان فیلمت بازه... چون هیچ‌کس نمی‌دونه تهش قراره نجات پیدا کنی یا سقوط.
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @fagatbrayengashi
تو یه عاشق دیوونه‌ای، از اونا که با قلب‌شون زندگی می‌کنن نه با عقل. فیلمت پر از صحنه‌هاییه که تو خیابون بارونیه داری می‌دوی دنبال کسی که دیگه برگشتنی نیست. یه عالمه تصمیم اشتباه گرفتی، ولی همین اشتباهاتت شخصیتت رو ساخته. قصه‌ت واقعی‌ه، دردناکه، ولی دیدنش می‌ارزه
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @cilcxa
تو از اون شخصیتایی هستی که هیچ‌وقت با صدای بلند حرف نمی‌زنه. یه کافه‌ی کوچیک داری که رو دیوارش پر از عکسای قدیمیه. مشتریات آدمایی‌ان که دل‌شکستن، و تو براشون قهوه می‌ریزی و فقط گوش می‌دی. فیلمت یه قصه‌ی آرومه، از اونایی که یواش می‌سوزن ولی تهش، یه شعله‌ی کوچیک امید باقی می‌ذاره
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @lillstarrr
شخصیتت مثل ستاره‌ایه که داره خاموش می‌شه ولی هنوز می‌تابه. تو یه فیلم نئون‌نوآر بازی می‌کنی، جایی که شب‌ها از پشت پنجره‌ی اتاقتو نگاه می‌کنی و اسم آدمایی که دیگه نیستن، زیر لب زمزمه می‌کنی. یه صدا توی دلته که می‌گه "بازم می‌تونی بدرخشی" حتی اگه آسمون همیشه ابریه
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @bullahith
تو توی یه شهر مه‌آلود زندگی می‌کنی، جایی که گذشته تو رو ول نمی‌کنه. فیلمت پر از دیالوگای درونیه، سکوت‌هایی که بیشتر از فریاد حرف دارن. تنها دوستت یه ساعت قدیمیه که همیشه سه‌و‌نیم وایستاده. شاید زمان برای تو اون‌جایی متوقف شد که همه چیز شکست... ولی هنوزم یه جرقه تو دل شب داری.
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @mahtabbullshitlife
تو دختر/پسری هستی که زندگی رو با طعنه و خنده‌ی تلخ پشت سر می‌ذاره. یه دفتر پُر از جمله‌هایی داری که انگار آخرای فیلمای درام از توشون درومده. به همه چی یه جور بی‌خیالی تلخ داری، ولی ته چشمات یه دنیا حرف نگفته‌ست. فیلمت هم‌زمان خنده‌داره و دل‌گیر؛ از اونایی که بعد دیدنش تا یه هفته ساکتی
Forwarded from Home for you (blue ash)
🔗 @ArtDeco28
فیلمت مثل یه نقاشی متحرکه. همه چیز پر از رنگ‌های محو‌شده و نورهای نرم. تو توی دهه‌ی ۲۰ زندگی می‌کنی، با یه پیانو قدیمی، عشق‌هات رو نُت می‌زنی و هیچ‌وقت تا آخر یه قطعه رو نمی‌زنی... چون پایان، برات تلخه. شخصیتت یه هنرمند خسته‌ست که هر شب یه پنجره رو باز می‌ذاره، شاید کسی که رفت، برگرده