Blue ash challenge
14 subscribers
500 photos
14 videos
4.07K links
Download Telegram
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/MaybeGlitterMaybeNot
یه عکاس پولارویدی خیابونی هستی. از مردم عکس می‌گیری، می‌دی دستشون. یه نفر هر بار فقط عکس تو رو می‌گیره. آخرین بار می‌گه: «من فقط می‌خواستم تو رو قاب کنم.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/orlisha712
تو فروشنده بلیت‌های کنسرتی. یه نفر همیشه یه صندلی خاص می‌خره و فقط تا وسط اجرا می‌مونه. یه بار تو راه رفتن، می‌گه: «نمی‌خوام آهنگ آخرم بدون تو تموم شه.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/PartOfMe28
تو روزنامه‌نگار یه مجله محلی هستی. یه نامه ناشناس چاپ می‌کنی که آخرش نوشته: «اگه اینو خوندی، شاید منم خوندی.» بعد از اون روز، هر شماره پر از رمزهای کوچیکه
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/lifeanddeathfr
تو باغبون یه پارک خلوتی هستی. یه نفر هر هفته یه گل از گلدونا می‌چینه و می‌ذاره لای دفترش. یه بار دفترش رو جا می‌ذاره، روش نوشته: «هر گلیو که چیدم، یه بار از نگاهت دیدم.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/haroldshits
تو راننده یه تاکسی زرد تو نیویورکی. یه مسافر همیشه موزیک خاصی پخش می‌کنه. یه روز که خودش نمیاد، یه نوار کاست جا می‌ذاره. روش نوشته: «اگه یه بار دیگه پخشش کنی، یعنی منم برمی‌گردم
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/shahsavar_pars
تو فروشنده ساعت‌های دیواری هستی. یه مشتری قدیمی همیشه ساعت ۱۱:۱۱ میاد مغازه‌ت. یه روز می‌گه: «من دنبال زمان نمی‌گردم، دنبال توام که تو زمان گم شدم.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
https://t.me/imajanbi
تو یه کیوسک روزنامه‌فروشی داری. یه دختر هر صبح یه مجله می‌خره و یه شعر لای پول می‌ذاره. یه روز روش نوشته: «اگه یه بارم لبخند بزنی، اون شعر رو برات می‌خونم.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
https://t.me/fagatbrayengashi
تو موزیسین خیابونی هستی. ولی فقط یه آهنگ رو هر شب می‌زنی. یه شب کسی از جمع می‌پرسه: «چرا اینو تکرار می‌کنی؟» می‌گی: «چون اون فقط اینو شنید، و رفت.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/oghabdardarya
تو یه نقاش دیوونه‌ی دیوارنویسی هستی. هر شب یه جمله عاشقانه روی دیوار می‌نویسی. یه روز، یکی زیر جمله‌ت نوشته: «ادامه بده. دارم می‌خونمت.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/DeadsSymphony
تو مسئول پخش نوارهای موسیقی توی یه ایستگاه رادیویی شبانه‌ای. یه شنونده هر شب نامه می‌فرسته با درخواست یه آهنگ غمگین. یه شب توی نامه نوشته بود: «اگه اینو پخش کردی، یعنی هنوز امیدی هست
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/whoamiactully
تو توی یک کافی‌شاپ بی‌نام توی کوچه‌پس‌کوچه‌های منهتن کار می‌کنی. یه مشتری هر بار با یه اسم جدید سفارش می‌ده. یه روز اسمش رو نمی‌گه، فقط می‌نویسه: «می‌خوام یه بار منو همون‌طور که هستم ببینی
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/+uL2dGfg96P0wZmZk
تو سازنده‌ی صندوقچه‌هایی هستی که با قفل خاطره باز می‌شن. یه روز یه نفر یه کلید میاره و می‌گه: «نمی‌دونم مال کدومشه، فقط می‌دونم یه جایی هنوز یه بخشی از من قفله.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/+lR_rAMZyZC00ODVk
تو نقاشی که روی بوم نمی‌کشه، روی خاطره‌ی مردم نقاشی می‌کشه. یه نفر میاد می‌گه: «میشه گذشته‌مو طوری نقاشی کنی که دلم بخواد توش زندگی کنم
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/aryaspot
تو عکاس ارواحی هستی که فقط خاطره می‌گیرن، نه تصویر. یه نفر عکس قدیمیشو میاره و می‌گه: «اگه تونستی حسشو دوباره بندازی، یعنی هنوز یه چیزی توش زنده‌ست.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/sad_lizard
تو یه موزیسین خیابونی‌ای که فقط وقتی بارونه ساز می‌زنه. یه نفر همیشه با چتر میاد و کنار می‌ایسته. یه بار که بارون نمیاد، خودش آب پاشی می‌کنه تا تو بزنی.
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/MentalIssuesRL
تو صدای پس‌زمینه‌ی یه رادیو شبانه‌ای. فقط کسایی که نمی‌تونن بخوابن بهت گوش می‌دن. یه شب یه نفر پیام می‌فرسته: «تو تنها کسی هستی که بی‌خوابیمو می‌فهمه.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/bullahit
تو راننده‌ی یه ماشین قدیمی توی جاده‌های متروکه‌ای. یه مسافر هر بار مسیر رو عوض می‌کنه، ولی همیشه برمی‌گرده سر همون جاده. «شاید من مسیر رو نمی‌خوام، شاید فقط هم‌سفر رو.»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/Destielfuckingrules
تو توی یه فندک‌سازی قدیمی کار می‌کنی، ولی فقط یه مدل خاص رو تولید می‌کنی. یه روز کسی میاد که دقیقاً همون رو سال‌ها پیش گم کرده بوده. «مگه میشه خاطره آتیش بگیره و هنوز خاموش نشه؟»
Forwarded from Home for you (blue ash)
.
https://t.me/MoonlitCircus
تو توی یه سیرک ماه‌تابی کار می‌کنی، اما هیچ‌وقت روی صحنه نمی‌ری. تا اینکه یه نفر از تماشاچی‌ها میاد پشت پرده و می‌پرسه: «تو چرا توی نور نمی‌درخشی؟»
Forwarded from Home for you (blue ash)
https://t.me/Hh_aan_aa
تو توی یه شهر بارونی کتاب‌فروشی داری. یه مشتری همیشه دنبال کتاب‌هایی با پایان باز می‌گرده. یه روز می‌گه: «شاید چون خودمم هنوز ته داستانمو ننوشتم.»