بعضی وقتا چندتا حس مختلف به سمتم هجوم میاره و گاهی این احساسات یهو مثل چندتا رنگ که بپاشی روی یه صفحه سفید از من بیرون میریزن. یه حس عمیق غم که انگار چند ساله که کنارمه و یه رنگ زرد خوشحالی که همش میخواد اون سیاهیو کمرنگ و کمرنگ تر کنه و از بین ببردش . حس دوست داشتنی که سرکوب شده و ..با این حال هر روز و هر روز با همه ی این افکار و احساسات کلنجار میرم و هر روز احساس میکنم بیشتر میتونم خودمو از حس های بدم رها کنم و هر روز برای قشنگ تر زندگی کردن میجنگم.
