قدیم تر ها وقتی که برف می بارید یک ظرف بر می داشتند می رفتند توی حیاط.
لایه ی روی برف را با دست پس می زدند و قسمت سفید و تمیز برف را جمع می کردند می ریختند توی ظرف.
بعد می آمدند توی اتاق، می نشستند زیرِ کرسی. ظرف را می گذاشتند روبه رویشان. رویش شکر میریختند و میخوردند.
کاری که حتی تصورش هم برایمان شاید کمی سخت باشد.
به این قضیه که فکر می کنم می بینم شاید تنها دلیلِ شاد بودن نسل های قبلمان همین باشد.
آنها از هر اتفاقی در جهت به جریان انداختن مسیر زندگی بهره می بردند. سختی بود.
خیلی بیشتر از حالا حتی.
ولی از سختی ها بحران نمی ساختند که بعد نتوانند آن بحران را حل کنند. کمی شکر می ریختند رویش. می نشستند زیرِ کرسی و میخوردندش! حلش می کردند...
#کامل_غلامی
@itheweird
لایه ی روی برف را با دست پس می زدند و قسمت سفید و تمیز برف را جمع می کردند می ریختند توی ظرف.
بعد می آمدند توی اتاق، می نشستند زیرِ کرسی. ظرف را می گذاشتند روبه رویشان. رویش شکر میریختند و میخوردند.
کاری که حتی تصورش هم برایمان شاید کمی سخت باشد.
به این قضیه که فکر می کنم می بینم شاید تنها دلیلِ شاد بودن نسل های قبلمان همین باشد.
آنها از هر اتفاقی در جهت به جریان انداختن مسیر زندگی بهره می بردند. سختی بود.
خیلی بیشتر از حالا حتی.
ولی از سختی ها بحران نمی ساختند که بعد نتوانند آن بحران را حل کنند. کمی شکر می ریختند رویش. می نشستند زیرِ کرسی و میخوردندش! حلش می کردند...
#کامل_غلامی
@itheweird
مشکلِ دنیا این است که آدمهای باهوش پر از شک هستند،
در حالیکه آدمهای احمق پر از اعتماد به نفساند!
#چارلزبوکوفسکی
@itheweird
در حالیکه آدمهای احمق پر از اعتماد به نفساند!
#چارلزبوکوفسکی
@itheweird
هیچ کس هرگز کاملا آزاد نیست.
آزادی بشر درست چند ساعت بعد از تولد از او سلب میشود.
از همان لحظه ای که برای ما اسمی میگذارند
و ما را به خانواده ای نسبت میدهند٬
دیگر فرار غیر ممکن میشود.
قادر نیستیم زنجیر را پاره کنیم و آزاد باشیم.
ساختمان بزرگ اداره ثبت اسناد زندان ماست.
همه ما لابه لای اوراق آن کتابها له شدهایم.
📚 از طرف او
🕴 آلبا دسسپدس
@itheweird
آزادی بشر درست چند ساعت بعد از تولد از او سلب میشود.
از همان لحظه ای که برای ما اسمی میگذارند
و ما را به خانواده ای نسبت میدهند٬
دیگر فرار غیر ممکن میشود.
قادر نیستیم زنجیر را پاره کنیم و آزاد باشیم.
ساختمان بزرگ اداره ثبت اسناد زندان ماست.
همه ما لابه لای اوراق آن کتابها له شدهایم.
📚 از طرف او
🕴 آلبا دسسپدس
@itheweird
📚 گزیده_ای_از_کتاب
شوپنهاور می نویسد:
«نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما
مربوط به نظر دیگران است
ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.»
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است
که هر لحظه می تواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است
و ما را برده ی آنان می کند.
برده ی نظراتشان و بدتر،
برده ی آنچه وانمود می کنند
به نظرشان می رسد.
📚درمان شوپنهاور
✍️ اروین یالوم 🍃
@itheweird
شوپنهاور می نویسد:
«نیمی از نگرانی ها و اضطراب های ما
مربوط به نظر دیگران است
ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.»
نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است
که هر لحظه می تواند تغییر کند.
نظر دیگران به نخی بند است
و ما را برده ی آنان می کند.
برده ی نظراتشان و بدتر،
برده ی آنچه وانمود می کنند
به نظرشان می رسد.
📚درمان شوپنهاور
✍️ اروین یالوم 🍃
@itheweird
@itheweird
همه ی کسانی که به زندگی شما
وارد می شوند؛
دلیلی دارد.
یا شما ؛ به آنها ؛
برای تغییر زندگی تان نیاز دارید؛
یا خود ؛
کسی هستید که زندگی آنها را
تغییر خواهد داد !
همه ی کسانی که به زندگی شما
وارد می شوند؛
دلیلی دارد.
یا شما ؛ به آنها ؛
برای تغییر زندگی تان نیاز دارید؛
یا خود ؛
کسی هستید که زندگی آنها را
تغییر خواهد داد !