Timeless
6.91K subscribers
1 photo
Download Telegram
توی ذهنم ۱۳۷ تا صفحه همزمان بازن.
من اضطراب اجتماعی ندارم، نفرت اجتماعی دارم.
عزیزم انقدر خستم که اگه نیومدی هم به درک.
اگه مریضید، برید درمان شید؛ اگه بی‌ادبید، تربیت شید. من اصلاً هیچ بهونه‌ای رو برا بی‌احترامی قبول نمیکنم.
از همه آدما متنفرم، حتی مامانم.
‏من از پس همچی برمیام، فقط اجازه بدین اول گریه کنم.
از خواب خسته‌ام، به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم، چیزی شبیه به بیهوشی، برای زمان طولانی.
حالم از آدما بهم میخوره.
هیچوقت قرار نی بفهمم رفیق واقعی، بابای خوب، مامان مهربون چجوریه‌.
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
حالا ریخت و قیافه دست خودتون نیست، شعور و شخصیت که دست خودتونه.
حس میکنم اون قسمت از مغزم که باهاش میتونستم آدما رو تحمل کنمو از دست دادم.
از تموم چیزایی که به موقع اتفاق نمیوفتن، خستم.
من به سندروم "بیش از حد فکر و خیال کردن به کوچیک ترین مشکلات و عذاب دادن خودم تا سرحد مرگ" مبتلام.
پتانسیل این رو دارم که با خودم هم قطع ارتباط کنم.
‏فکر کردی میتونی ناراحتم کنی؟ بدبخت من خودم‌ همیشه ناراحتم.
دخترا میگن هرجور راحتی ولی تو اگه جرعت داری راحت باش.
‏مووآنی که نکشتت ازت یه دلقک خوب با سطح طنز بالا می‌سازه.
تا ابد حسرت اینکه همه چیز میتونست یه طور دیگه پیش بره به دلم میمونه.
کلاً از روابط انسانی بیزارم، لطفاً چای.
حسی که بهت دست میده وقتی یادت میفته برای یه ادم کصشر چقد مایه گذاشتی<<<<<<