وَ من پنداشتم
او مرا خواهد برد
به همان کوچهی رنگین شده از تابستان
به همان خانهی بی رنگ و ریا
و همان لحظه که بیتاب شوم
او مرا خواهد برد
به همان سادگیِ رفتنِ باد
او مرا برد
ولی؛ برد زِ یاد
او مرا خواهد برد
به همان کوچهی رنگین شده از تابستان
به همان خانهی بی رنگ و ریا
و همان لحظه که بیتاب شوم
او مرا خواهد برد
به همان سادگیِ رفتنِ باد
او مرا برد
ولی؛ برد زِ یاد