ایزوسیستم
233 subscribers
373 photos
319 links
صدور گواهينامه بين المللي ايزو (ISO) و نشان صادراتي CE
با پروانه رسمی از سازمان صنعت،معدن و تجارت

مشاوره رایگان و استعلام قیمت :
@isosystem1


023-33444814
023-33444813
(١٠ خط)

سامانه ثبت و صدور گواهينامه هاي ايزو ايزوسيستم:

http://isosystem.org
Download Telegram
👇👇👇👇👇
چگونگی تعریف دامنه سیستم مدیریت کیفیت در استاندارد ISO 9001: 2015

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=2188

@isosystem
چرا کشورهای اسکاندیناوی با بقیه دنیا فرق دارند؟ در شمال اروپا منطقه‌ای وجود دارد به نام اسکاندیناوی. کشورهای این منطقه عبارتند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، ایسلند و جزایر فارو. زبان مردم این سرزمین‌ها از ریشه زبان آلمانی است. مردم اسکاندیناوی از نسل جنگجویان وایکینگ‌ هستند که در زمان‌های قدیم، با کشتی به سرزمین‌های مختلف حمله می‌کردند و مایملک آن‌ها را غارت می‌کردند. گنده لات های شمال اروپا بسیار خرافاتی بودند و خدایان وایکینگی نظیر اودین و گرگ غول آسا فنریر را ستایش می‌کردند. وایکینگ‌ها اعتقاد داشتند که اگر در جنگ کشته می‌شدند روح‌شان به والهالا (بهشت وایکینگ‌ها) وارد می‌شد و همراه با سایر جنگجویان افسانه‌ای بر سر یک میز بزرگ چوبی می‌نشستند و شراب ناب والهالایی می‌نوشیدند و می‌خندیدند.
نوادگان‌ آنان تفاوت‌های فاحشی با آنان دارند. مردم اسکاندیناوی که به نوردیک‌ها معروف هستند به عنوان آدم‌هایی آرام و صلح طلب و در عین حال متفکر شناخته می‌شوند که نه تنها مثل وایکینگ‌‌ها نان کسی را از چنگش در نمی‌آورند، بلکه با تکیه بر نظام اقتصادی منحصر به فردشان کاری کرده‌اند که تمام اتباع آن‌ها بدون چشمداشت به مال بقیه، در رفاه کامل زندگی کنند.
مؤسسه لگاتوم هر سال با بررسی عواملی مانند اقتصاد، کارآفرینی، سیستم حکومتی، تحصیلات، بهداشت و سلامت، امنیت فردی و اجتماعی، آزادی‌های فردی و سرمایه‌ اجتماعی در بین تمام کشورهای دنیا، لیستی منتشر می‌کند که خوشحال‌ترین کشورهای دنیا را به ترتیب معرفی می‌کند. با نگاهی به این لیست متوجه می‌شویم از ۶ کشور دنوردیک که نام بردیم، در سال ۲۰۱۴، نروژ عنوان اول را دارد، دانمارک چهارم است، سوئد ششم، فنلاند هشتم و ایسلند یازدهم است.
چگونه مردمی که گرز و شمشیر به دست بودند، به سطحی رسیده‌اند که می‌توانند کشورهای سردسیر خود را به این خوبی اداره کنند؟ اگر بخواهید کشوری داشته باشید که فقر، تبعیض و جهل باعث نشود مردمش دائم به جان هم بیفتند، باید در تمام سطوح اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عدالت برقرار کنید، اگر می‌خواهید اندیشه‌های پوسیده از سر مردم کشورتان بپرد باید به تقویت علم روز و دانشگاه‌ها بپردازید، اگر می‌خواهید شیوع یک بیماری مردم را به وحشت نیندازد باید زیر ساخت‌های نظام سلامت و بهداشت را به خوبی در کشور پیاده کنید، اگر می‌خواهید مردم کشورتان رفتار بالغانه‌ای داشته باشند باید به آزادی‌های فردی بها بدهید و در نهایت اداره تمام این امور نیازمند دولتی با ثبات است که بدون شعار دادن، به مردم کشورش خدمت کند.
سیستمی که دولت‌های اسکاندیناوی برای اداره کشورهای‌شان به کار می‌برند چیزی است که به “مدل نوردیک” معروف است که خودشان از آن به عنوان ”سیستم رفاقتی” نام می‌برند. بارزترین خصوصیتی که در این سیستم وجود دارد این است که نفع عمومی بر نفع فردی ترجیح داده می‌شود.
در این کشورها، دولت ۴۰ درصد تا ۶۰ درصد از درآمد شما را مشمول مالیات می‌کند و البته مردم این کشورها بدون هیچ گونه کارشکنی و اعتراضی این مبلغ را دو دستی به دولت تقدیم می‌کنند، چون می‌دانند که اگر کارشان به بیمارستان کشید یا به دانشگاه رفتند نیازی نیست پول پرداخت کنند. اگر شما پول بیشتری در بیاورید باید مالیات بیشتری هم بدهید، بنابراین در این نظام فاصله طبقاتی ایجاد نمی‌شود و اگر امشب شام مرغ دارید، خیال‌تان راحت است که بقیه هموطنان‌تان مثل گربه تا کمر در سطل آشغال فرو نرفته‌اند. فقر که نباشد و هر کسی دستش در جیب خودش باشد، بخش بسیار زیادی از جرم و جنایت هم خود به خود محو می‌شود و جامعه به امنیت می‌رسد و مردم فرصت می‌کنند وقت‌شان را صرف کارهای مهم‌تری کنند.
آگاهی یک شبه اتفاق نمیافتد، یا باید تجربه کرد و درونی بشود یا با تفکر عمیق و برنامه ریزی حادث میشود...
وقتی یکی در بانک سپرده میذاره یعنی توانمنده و کسی که از بانک وام میگیره محتاجه ....
در سوئیس، بانك ها ماهيانه یک درصد جهت حق نگهدارى پول از مشتری می گیرد، ولی سود بانکی از وام گیرنده ها نمی گیرد.
چه خوب است که "خودمان خالق بهشت باشیم"

@isosystem
شلوار قرمزت را در بیار وگرنه کشته می شوی!

قبل از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۲، وزیر جنگ فرانسه در حال بازگشت از جبهه‌ بالکان به این نتیجه رسید که بُرد گلوله‌های اسلحه‌ها به شدت افزایش یافته است و نیاز به استتار (مخفی ماندن از دیدرس دشمن) بیش از گذشته است. چرا که دیده شدن هر سرباز، یعنی هدف‌گیری دقیق توسط دشمن و نهایتا کشته شدن.
او لباس کم‌رنگ بلغارها را دید و تصمیم گرفت لباس سربازهای فرانسوی را تغییر دهد. سربازان فرانسوی تا آن زمان همچنان لباس آبی پررنگ با شلوارهای قرمز می‌پوشیدند. پیشنهاد داد تا سربازان فرانسوی لباس خاکستری-آبی یا خاکستری-سبز بپوشند؛ اما غرور ارتشِ نمی گذاشت. آن‌ها به همان اندازه‌ای در پوشیدن کتِ دامن‌دارِ آبی و شلوار قرمز اصرار داشتند؛ که زمانی در نپذیرفتن توپ‌های سنگین پافشاری کرده بودند.

نظامیان فرانسوی «حیثیت ارتش» را در خطر می‌دیدند؛ چرا که رنگ لباس‌شان داشت تغییر می‌کرد! روزنامه‌ «اکو دو پاری» نوشت: «به‌فراموشی سپردن تمام آن‌چه رنگی است، تمام آن‌چه به سربازان سیمای درخشان می‌بخشد؛ هم خلاف سلیقه‌ فرانسوی است و هم خلاف عملکرد نظامی!!» می بینید چگونه با هیجانات کاذب، واقعیت های واضح را نادیده گرفتند. در هر صورت آن زمان مساله‌ حیثیت و غرور فرانسوی قابل شوخی کردن نبود.
وضعیت زمانی بدتر می شود که وزیر جنگ قبلی هم به نفع وضعیت موجود وارد میدان شد! موسیو اتیِن، وزیر قبلی از جانب فرانسه گفته بود: «حذف شلوار قرمز؟ هرگز! شلوار قرمز یعنی فرانسه!»
بعدترها زمانی که فرانسوی‌ها گروه گروه در مقابل اسلحه‌های آلمانی قتل عام می‌شدند و مثل برگ‌های درختی در پاییز بر روی زمین می‌افتادند؛ هیچکدامشان شاید نمی‌دانست که شلوارهای قرمز یا حیثیت فرانسه چگونه آنان را به کشتن داده‌اند. وزیر جنگ فرانسه، مسیمی، بعدترها اعتراف کرد: «آن چسبیدن کورکورانه و ابلهانه به چشمگیرترین رنگ، عواقبی سخت در پی داشت»!!! (برگرفته از نوشته دکتر امیرناظمی، ژرف اندیش و آینده پژوه)


☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:

فکر نکنید این یک داستان تاریخی بود که تمام شد. همه ما، تاکید می کنم همه ما شلوارهای قرمز داریم. بگذارید چند مثال را با هم مرور کنیم.
1- در سطح سازمان: در یکی از شرکت های با سابقه بالای نیم قرن به این نتیجه رسیدند که یکی از مشکلات شرکت، نام شرکت است. این شرکت در سراسر کشور حضور داشت. اما نامش باعث می شد که نه محصولاتش را بتوان خوب نام گذاری کرد و نه مردم درک درستی از ماهیت شرکت پیدا می کردند. پیشنهاد تغییر نام شرکت داده شد و در ثانیه اول رد شد. چرا؟ گفتند که قبلا یک بار زمزمه تغییر نام شرکت که پیش آمده بود. بازنشستگان تهدید به تظاهرات کردند. خیلی جالب بود! سودآوری شرکت به خطر افتاد اما شلوار قرمز را از پای شان در نیاوردند.
2- در سطح زندگی فردی: روزنامه نگاری، سال های سال است که در روزنامه ها قلم می زند. اکنون دیگر به خاطر ظهور شبکه های اجتماعی، بُرد آنان بسیار بیشتر از روزنامه است. وقتی به روزنامه نگار پیشنهاد می دهید که در شبکه های اجتماعی مطلبش را منتشر کند چه می گوید؟ حذف شلوار قرمز (روزنامه) یعنی نادیده گرفتن سابقه 20 سال روزنامه نگاری من (هویت و حیثیت بیست ساله من)! کاغذها می مانند اما شبکه های حذف و فیلتر می شوند.
3- در سطح کشورداری: یکی از تعطیلات اعیاد ملی یا مذهبی که در کشور خود داریم را در نظر بگیرید. صحبت بر سر این است که آن عید، عید بماند اما تعطیل نباشد. دلیلش هم ساده است: اگر نفت ملی شده است چه ربطی دارد که آن روز را کار نکنیم؟ یعنی چه ارتباطی وجود دارد بین کار نکردن ما و یا ملی شدن صنعت نفت. یا اگر میلاد یکی از بزرگان دین است چه نیازی دارد که آن روز را کار نکنیم. اما کافی است همین را بگوییم تا شلوار قرمزها چنین جملاتی را بیان کنند: حذف شلوار قرمز؟ هرگز! شلوار قرمز یعنی سابقه تاریخی و غرور ملی!

چه باید کرد؟
1- تفکیک محور از پیرامون: اولین کاری که باید انجام دهیم این است که بین موجود محوری (اصل/هدف اصلی/ماموریت) و موضوعات پیرامونی (ملحقات و ...) تفکیک قائل شویم. به راحتی نگوییم شلوار قرمز یعنی فرانسه، نوشتن در روزنامه یعنی اصل نوشتن. این مساله از آن جا اهمیت پیدا می کند که در دنیای تغییرات شگرف و همیشگی، آنان‌که با تحولات، خود را تطبیق نمی دهند، همانند کسانی که شلوار قرمز را هویت ملی‌شان می‌دانند، هم خود و هم کشورشان را قربانی می‌کنند.
2- اگر نمی‌خواهیم که شلوار قرمز بر پا، جلوی مسلسل‌ها هدف قرار گیریم؛ پس چاره‌ای نداریم جز آن‌که با حافظان وضع موجود گفتگو کنیم؛ به زبان های مختلف و مثال های مختلف با خود و با دیگران تکرار کنیم: «شلوار قرمز» هیچ ارتباطی به «حیثیت و غرور فردی./سازمانی/ملی» ندارد!
3- هر چیزی را سریع تبدیل به ارزش، هویت، حیث
یت و غرور فردی/سازمانی/ملی نکنیم.
دکتر مجتبی لشکربلوکی

@isosystem
👇👇👇👇👇
ریسک ها و فرصت ها در استاندارد ایزو 9001:2015 (تفکر مبتنی بر ریسک)

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=2128

@isosystem
👇👇👇👇👇
روش اجرایی خرید و تدارکات در یک سیستم ایزو 9001 + دانلود نمونه فرم روش اجرایی خرید در یک شرکت

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=2117

@isosystem
👇👇👇👇👇
دانلود متن فارسی استاندارد 16949 IATF ویرایش 2016 ( IATF 16949:2016 ) - کیفیت قطعات خودرو

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1354

@isosystem
👇👇👇👇👇
لیست استانداردهای ایزو ( فهرست انواع استانداردهای ISO ) - بخش اول

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=2264

@isosystem
👇👇👇👇👇
لیست استانداردهای ایزو ( فهرست انواع استانداردهای ISO ) – بخش دوم

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=2283

@isosystem
👇👇👇👇👇
آشنایی با نظام نامه کیفیت + دانلود نمونه نظام نامه کیفیت ایزو

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1978

@isosystem
👇👇👇👇👇
لیست شرکت های گواهی کننده ایزو در ایران

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1958

@isosystem
👇👇👇👇👇
آشنایی با نحوه تدوین خطی مشی کیفیت ایزو + نمونه خطی مشی کیفیت ایزو

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1944

@isosystem
👇👇👇👇👇
پیش نویس جدید استاندارد ISO 50001 مدیریت انرژی

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1940

@isosystem
👇👇👇👇👇
آیا برخی مراجع صدور گواهینامه ایزو ایران را تحریم کرده اند؟

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1661

@isosystem
👇👇👇👇👇
نحوه تنظیم و نگارش HSE PLAN ( دانلود نمونه HSE PLAN - اچ اس ای پلن )

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1833

@isosystem
📄📄📄📄📖📖📖📖📖📕📕📕📕📗📗📗📗

Cross Selling و Up Selling:

احتمالا برایتان پیش آمده که برای خرید یک دست کت و شلوار معمولی با قیمتی متوسط به یک مغازه رفته باشید و هنگام ورود به مغازه، مطمئن بودید که بیشتر از 500 هزار تومان بابت این لباس پول نخواهید داد، ولی هنگام خارج شدن، متوجه شدید که فروشنده کاری کرد تا برای این لباس، 750 هزار تومان پرداخت کنید.

به این تکنیک، Up Selling می‌گویند. در این حالت، فروشنده شما را متقاعد می‌کند که برای تصاحب کالایی ارزشمندتر، مبلغ بالاتر از چیزی که در ابتدا به این کار اختصاص داده بودید، پرداخت نمایید.

حتما برایتان پیش آمده که برای خرید گوشی تلفن همراه به مغازه‌ای بروید و مثلا مبلغ یک میلیون تومان بابت خرید گوشی در نظر گرفته باشید. وقتی گوشی یک میلیون تومانی را خریدید، فروشنده به شما پیشنهاد می‌کند برای صفحه آن، کاور محافظ بگیرید. بعد از چسباندن کاور، کیف مناسبی پیشنهاد می‌کند. کیف را که گرفتید، حافظه جانبی در گوشی می‌اندازد. یک هندزفری بلوتوث هم برای موقع رانندگی‌تان به شما می‌فروشد. نرم‌افزار ناوبری هم که لازم است... خلاصه به خودتان می‌آیید و می‌بینید که یک و نیم میلیون تومان برایتان فاکتور کرد.

این تکنیک را Cross Selling می‌گویند که شامل فروش قطعات جانبی و خدمات اضافی یک محصول است.

نمونه‌ای دیگر از این کار را فروشندگان فست‌ فود انجام می‌دهند. وقتی که سفارش همبرگر می‌دهید، در کنار آن، سیب‌زمینی سرخ‌کرده هم به شما می فروشند (Cross Selling) و گاهی اوقات شما را سوق می‌دهند تا یک کومبو شامل همبرگر، سیب‌زمینی، نوشابه و یک دسر خریداری نمایید (Up Selling).

بيانديشيد شما چگونه می‌توانید با به کارگیری Up Selling و Cross Selling، فروش سازمانتان را بالا ببرید؟

@isosystem
▪️ موفقیت هایی که آدمای صبور بدست میارن، همونایی هستن که توسط آدمای عجول رها شدن.
آلبرت انیشتین

@isosystem
👇👇👇👇👇
آشنایی با مرکز ملی تایید صلاحیت ایران ( NACI )

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1872

@isosystem
👇👇👇👇👇
از کجا باید گواهینامه ایزو معتبر را دریافت کنیم ؟

...

👇👇👇👇👇
http://isosystem.org/?p=1892

@isosystem
وقتى تبديل به الماس شدى ميفهمى چرا زندگى بايد اينقدر بهت فشار مياورد.

@isosystem
💐💐💐💐💐💐💐💐💐🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

آیا تا به حال با حس رایحه‌ای خاص به یاد محصول یا فروشگاه خاصی افتاده‌اید؟
آیا بوی ماشین نو و نوشت‌افزار جدید را به خاطر دارید؟
گفته می شود 75% از تجربیات حسی ما تحت تأثیر قدرت بویایی قرار دارند. این حس در بازاریابی چه جایگاهی دارد؟
بر اساس بازاریابی رایحه (scent marketing)، استفاده از رایحه‌ای خوشبو، خاص و یکسان در محصولات، هدایا و یا فضای داخلی کلیه شعب یک شرکت، فروشگاه، هتل، رستوران و یا شعب بانک ضمن ایجاد فضای آرامش‌بخش و خاطره‌انگیز برای کارکنان و مشتریان، می‌تواند منجر به این ‌شود که مشتریان با هر بار حس این رایحه، محصولات و خدمات آن‌ها را به خاطر آورند. در چنین شرایطی رایحه‌ای خاص تبدیل به برند سازمان می‌شود.
برای مثال می‌توان به استفاده از رایحه سازمانی در هتلهای زنجیره‌ای Westin Hotels & Res، هتل آزادی و بانک اقتصاد نوین اشاره کرد.

@isosystem